پیشینه ی مطالعاتی و مدلهای تن انگاره و نارضایتی از بدن

صنایع  غذایی

 

پیشینه ی مطالعاتی و مدلهای تن انگاره و نارضایتی از بدن

تن انگاره و نارضایتی بدن از عوامل مختلفی متأثر می‌شوند که موضوع مطالعات مختلف و متعددی بوده‌اند. یکی از این عوامل جنسیت است. به طور کلی دختران بیش از پسران مشکلات تن انگاره ونارضایتی از بدن دارند (چن، فاکس و هس، 2008، چن، فاکس، هس و ونکو، 2010).

یکی دیگر از عواملی که نارضایتی از بدن و تن انگاره را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تأثیر آن مورد بررسی قرار گرفته است، عزت نفس است. بررسیهای انجام شده نشان می‌دهد که عزت نفس با نارضایتی از بدن رابطه‌ی منفی دارد (گروگن، 1999، دیویس ، 1997، تیگنمن، 2005). بر اساس برخی مطالعات، عمده ترین تاثیرتن انگاره و نارضایتی یا رضایت از بدن برکارکردهای روانشناختی افراد مربوط به عزت نفس است. براساس همین یافته ها بین یک سوم تا یک چهارم از عزت نفس افراد به مثبت یا منفی بودن تن انگاره وابسته است(کیم، 2009).

کمال گرایی نیز از جمله خصوصیات روان شناختی است که با تن انگاره و نارضایتی از بدن رابطه دارد و این رابطه مثبت است (روجیرو، لوی، سییونا و ساسارولی، 2003). آگاهی از آرمانهای اجتماعی-فرهنگی و درون سازی آنها نیز با تن انگاره و نارضایتی از بدن در زنان رابطه دارد (پرسنل، بیرمن و استیس، 2004، تامپسون و استیس، 2001).

همچنین تن انگاره با فعالیت بدنی که می‌تواند نگرشها و رفتارهای مربوط به تنظیم وزن را تحت تأثیر قرار دهد،رابطه دارد (بیکر و برونل[1] ، 2000). از جمله عوامل دیگری نیز که نقش میانجی آنها در مطالعات تایید شده است می‌توان به میزان اهمیتی که به ظاهر داده می‌شود  (فورمن و تامسون، 2002، تیگنمن، 2001)

عوامل نژادی مثل سفید یا سیاه پوست بودن  (گرب وهاید، 2006) مواجهه با تصاویر آرمانی بدن در رسانه(کاهیل و موساپ ، 2007، والرو بارنز ، 2002، تیگنمن، 2003)، انتخاب لباس و سبک پوشش که با احساس افراد درباره‌ی خودشان و به ویژه تن انگاره ا‌شان رابطه دارد (لابت و دلونگ ، 1990، شین وایستوک ،2007، تروتمن، ورشی و لاکان ، 2007) رفتارهای مدیریت وضعیت ظاهری و آرایش (رود و لنون ، 2000)، وارسی بدن در آینه (فارل، شافران وفایربورن ،2004) بازخوردهای بین فردی (کش، 1995) اشاره کرد.

در فصل قبل اشاره کردیم که مطالعه‌ی حاضر به بررسی تأثیر قد، وزن، شاخص توده‌ی بدنی، طرحواره‌ای که افراد از بدن خود دارند، خویشتن پنداره(عزت نفس) و وارسی بدن بر تن انگاره و نارضایتی از بدن نمونه‌ای از جمعیت مؤنث ایرانی خواهد پرداخت و براساس ادبیات موجود، یافته‌های این مطالعه و استفاده از معادله‌ی ساختاری مدل سازی(اس ایی ام) مدلهایی از تن انگاره و نارضایتی از بدن در نمونه‌ی ایرانی ارائه خواهد کرد. علی رغم انبوه پژوهشهای موجود درباره‌ی تن انگاره و  نارضایتی از بدن ونظریه پردازیهای مختلف مربوط به آن در فرهنگهای مختلف گزارشی درباره‌ی ارائه‌ی مدلهایی به این منظور در جمعیت ایرانی وجود ندارد.

پیشینه ی مطالعاتی عوامل مرتبط با رضایت یا نارضایتی از بدن

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که عزت بدن و رضایت و نارضایتی از آن با عوامل مختلفی رابطه دارد که از آن جمله می‌توان به عوامل شخصی و موقعیتی اشاره کرد. از جمله عوامل شخصی، می‌توان به شاخص توده‌ی بدنی، چاقی، لاغری، کوتاه یا بلندی قد، رژیم غذایی، جنسیت و نژاد اشاره کرد و از جمله عوامل موقعیتی می‌توان به بازخورد مشاهده خویشتن در آینه، پوشیدن لباس، ورزش کردن، غذا خوردن، وزن کردن، رویارویی با رسانه‌ها و وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی را اشاره کرد.

مدل پیشنهادشده از طرف گروه مشورتی دولت استرالیا برای طرح راهبرد ملی تن انگاره در استرالیا (ژوئن2009، به نقل از ورتیم، پاکستون و بلانی،2009) چارچوب مناسب دیگری برای بررسی عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری نارضایتی از بدن فراهم می کند

جنسیت و نارضایتی از بدن

بررسی‌ها نشان می‌دهد میزان اشتغال خاطر زنان با ظاهر و وضعیت بدنی شان بیش از مردان است. به علاوه زنان بیشتر خواهان بدنی لاغرتر و مردان خواهان بدنی عضلانی‌تر  و بزرگتر هستند (جکسون،[1]2002).

نژاد و نارضایتی از بدن

گر چه در میان همه‌ی اقوام، فرهنگها و نژادها احتمال نارضایتی از وضعیت بدن وجود دارد اما زنان سیاهپوست نسبت به زنان سفید پوست نارضایتی کمتری از وضعیت ظاهری خود دارند. در بررسی که رابینسون، چانگ، فاریش، هیدل و کیلن[2] (2001) گزارش کرده‌اند 49 درصد دختران سفید پوست، 70 درصد از دختران آمریکای لاتینی، 34 درصد از دختران آسیا تبارهای آمریکایی و فیلیپینی و 68 درصد از آفریقایی تبارهای آمریکایی نگرانی نسبت به وزن، نارضایتی از بدن و یا عدم تناسب اندام گزارش کرده‌اند. درمیان پسران براساس این گزارش میزان شیوع به ترتیب 35 ،45،35 ، 39، و 61 درصد بوده است.

کش و هنری[3] (1995) نشان دادند که رابطه معناداری بین نژاد و نارضایتی از وضعیت بدن وجود دارد به طوری که در میان زنان آفریقایی تبار آمریکایی تن انگاره مثبت تراز زنان انگلوساکسون و اسپانیایی است.

شاخص توده بدنی و نارضایتی از بدن

در میان افراد چاق مردان لاغر و زنان و مردان قد کوتاه احتمال رخداد نارضایتی از بدن بیش از افرادی است که شاخص توده بدنی آنها در حد بهنجار است یا وضعیت بدنی و ظاهری آرمانی تری دارند(رحیمی، 2010).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   افراد کمال‏گرا  دارای این ویژگی ها هستند

باز خورد بین فردی و نارضایتی از بدن

بازخوردهای مربوط به وضعیت بدن یکی از متغیرهایی است که تأثیر بسزایی بر تن انگاره و عزت بدن دارد. در این میان به ویژه بازخوردهای والدین در کودکی و بازخوردهای همسن و سالان نقش به سزایی در رضایت یا نارضایتی از وضعیت بدنی بزرگسالی دارند (کش، 1995). میلز و میلر[4] (2002) اظهار داشتند که دریافت بازخورد منفی درباره‌ی وزن یا اندام‌های بدن می‌تواند منجر به کاهش عزت بدن و رضایت از بدن شود.

وارسی بدن و نارضایتی از بدن

وارسی مکرر خویشتن در آینه و نگرانی نسبت به وضعیت بدنی در بررسی‌های متعددی با نارضایتی از وضعیت بدن رابطه دارد و به ویژه با نارضایتی از وضعیت ظاهری در مبتلایان به اختلال بد شکلی تن[5] (ویل و ریلی[6] ، 2001) و با چاقی رابطه دارد (لاتنر[7]، 2008). به نظر عده‌ای تأثیر مشاهده‌ی خویشتن در آینه بر نگرانی ناشی از آن موقتی است (رحیمی، 2010).

لباس پوشیدن و نارضایتی از بدن

انتخاب لباس نوعی بیان شخصی است که با انتظارات فرهنگی از زیبایی به ویژه در زنان رابطه دارد. پژوهشگران نشان داده‌اند که پوشیدن لباس تأثیری بالقوه در رضایت و نارضایتی افراد به ویژه زنان از وضعیت بدنی شان دارد. در زنان احساس منفی نسبت به اندازه نبودن لباس یا نا مناسب  بودن آن با افزایش نارضایتی از بدن رابطه دارد (لابات و دلونگ، 1990).

ورزش و نارضایتی از بدن

در میان ورزشکاران در مقایسه با غیر ورزشکاران عزت بدنی بیشتر و نارضایتی از بدن کمتر است. همچنین در مواردی گزارش شده است که مداخله‌ی ورزشی سبب کاهش نارضایتی بدنی می‌شود با این وجود شواهدی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد ورزش رابطه‌ی منفی با رضایت از بدن دارد و می تواند سبب افزایش نگرانی از وضعیت بدن ‌شود (گروکن ، 2008، رحیمی، 2010).

درون داد غذایی و نارضایتی از بدن

رابطه بین غذا خوردن و تن انگاره در ادبیات پژوهشی همواره مورد تأیید بوده است. این امر می‌تواند ناشی از افزایش تخمین اندازه‌ی بدن باشد(رحیمی، 2010). چنان که دراختلالهای خوردن از نوع بی اشتهایی عصبی[8] و پرخوری مرضی[9] مساله ای محوری است و می‌تواند با خلق نیز ارتباط داشته باشد.

وزن کشی مکرر و نارضایتی از بدن

پایش مکرر وزن نیز همانند وارسی خود در آینه با ترغیب فرد به تمرکز بر بدنش به ویژه وزن آن می‌تواند زمینه سازانتقادازخویشتن شود که به نوبه‌ی خود منجر به افزایش نارضایتی از بدن و وضعیت ظاهری می‌شود(رحیمی، 2010). این نارضایتی به ویژه در کسانی رخ می‌دهد که اضافه وزن یا چاقی دارند. وزن کشی مکرر نیز به نوبه ی خود نوعی وارسی بدن است.

رویارویی با رسانه‌های گروهی و نارضایتی از بدن

مواجهه با رسانه‌های گروهی (روزنامه‌ها، مجلات، سینما ، تلویزیون، اینترنت و فضای مجازی) و مدل‌های ارائه شده در آنها که ایده‌آل‌های زیبایی را به کودکان و بزرگسالان ارائه می‌کنند به شدت بر تن انگاره تأثیر گذارده و حتی می‌توانند منجر به اختلال‌های خوردن شود (دونت و تیگمن، 2006). مواجهه با این الگوها با کاهش درون داد غذایی، افزایش نارضایتی بدنی، کاهش عزت نفس و خلق منفی[10] رابطه‌ی تأیید شده‌ای دارند (گروگن، 2008). استیس و شاو (2004) نشان دادند که سه دقیقه تماشای مدل‌های لاغر اندام و زیبای مجلات‌‌ مد افزایش افسردگی، شرم، احساس گناه، استرس، احساس عدم امنیت و نارضایتی از وضعیت بدنی را درمشارکت کنندگان به دنبال دارد.در حالی که تماشای زنان عادی چنین تجاربی را به همراه ندارد. این یافته کما بیش در فرا تحلیل مطالعات انجام شده نیز تأیید شده است (گریب و همکاران[11]، 2008) و حاکی است که مواجهه با عکس، فیلم‌ها و تبلیغات زنان لاغر اندام و زیبا و مردان چهار شانه و عضلانی می‌تواند سطح نارضایتی بدنی مشاهده کنندگان را افزایش دهد.

در مجموع یافته‌های مربوط به عوامل موقعیتی تأثیر گذار در تن انگاره و نگرانی از وضعیت بدن با یافته‌های تیگمن (2001) که نشان داده است موقعیت‌هایی که سبب تمرکز بر بدن می‌شوند در مقایسه با حوادث و موقعیت‌هایی که تمرکز بر بدن راکاهش می‌دهند احتمال بیشتری دارد که تغییر در رضایت بدنی را ایجاد کنند، همخوان است.

ریکاردلی ومک کوبی(2002) و بلور وهمکارانش (2004) مدل زیر را برای شکل گیری اشتغال خاطر درباره ی تن انگاره پیشنهاد کرده اند که در آن بر نقش و تاثیر خانواده، دوستان و رسانه های جمعی تاکید می شود. در این مدل، تاثیر رسانه های جمعی بواسطه ی آگاهی ازآرمانهای اجتماعی و فرهنگی درباره ی ظاهر جسمانی و درون فکنی این آرمانها اعمال می شود.

[1]- Jackson

 

[2]- Robinson, Chang , Fairish, Haydel & Killen

[3] -Cash & Henry

[4]-Mills & Miller

 Body dysmorphic disorder-[5]

[6]-Veale & Riley

[7]- Lattner

Anorexia nervosa-[8]

bullimia-[9]

negative mood-[10]

Grabe etal.-[11]

Beyker & Brunell-[1]