دانلود پایان نامه

6) بحران
با توجه به تعاریفی که در بحث های پیشین از بحران آورده شد می توان بحران های موجود در داستان فریدون و پسران را بدین شرح مورد شناسایی قرار داد:
1.6 اولین بحرانی که فریدون پس از سال ها تقسیم سرزمین میان فرزندان با آن مواجه شده و روند زندگی اش بر اساس آن تغییر می یابد، مواجه شدن با اعتراض دو فرزند کهتر خود – سلم و تور – است. اعتراض بر علیه تصمیم پدر و بی خرد و بیدادگر خواندن او برای فریدون که به عدالت و داد در میان مردم شُهره است وضعیتی بحرانی را بوجود می آورد. او با تحریک ایرج برای مقابله با برادرانش، ناخواسته در جهت دامن زدن به بحرانِ به وجود آمده، قدم برمی دارد.
2.6 صحنه ای را به یاد بیاوریم که در آن کشمکش میان تور و ایرج به اوج خود رسیده است. تور با خشم کرسیِ زر را برداشته و بر سر ایرج می کوبد. زخمی شدن ایرج بحرانی ترین لحظه داستان را رقم می زند چرا که مرگ او به عنوان عاملی اساسی در شکل گیری بحران های بعدی به حساب می آید.
3.6 بحران بعدی برای فریدون زمانی رقم می خورد که به صورت غیر منتظره ای با سر بریده شده فرزند دردانه اش ایرج روبرو می شود. او در قبال بحرانِ شکل گرفته، دست به آتش زدن کاخ و باغ می زند. پر شدن زندگی فریدون دادگر با کین توزی و کین خواهی، ناشی از مواجهه وی با همین بحران است. بحرانی که مسیر زندگی فریدون و فرزندانش را به سمت آشوب می کشاند و چیزی جز بدبختی و سوگواری برای او و خاندانش در بر ندارد.
4.6 سلم و تور نیز راه گریزی از مواجهه با بحران در داستان را ندارند. با خبر شدن از کین خواهی منوچهر زندگی سلم و تور قاتل را دچار بحران می کند.
5.6 در پیِ کشمکش و مبارزه ای که میان منوچهر و تور شکل می پذیرد، تور در دستان نیرومند منوچهر جوان و دلاور در بحرانی ترین وضعیت خود دست و پا می زند و حضور مرگ را در چند قدمی خود به چشم می بیند:
یکایک چو از جنگ برگاشت روی پی اندر گرفتم رسیدم بروی
بخفتانش بر نیزه بگذاشتم ز جای از بر زینش برداشتم
6.6 منوچهر نیز با تمام قدرت و نام آوری اش در جنگ و نبرد، قبل از رو در رو شدن با نبیره ضحاک که شهرتش در جنگاوری زبانزد خاص و عام است، دچار بحرانی روحی می شود و به منظور فرو کش کردن تب حاصل از این بحران با قارَن درد دل می کند:
تو زایدر برفتی بیآمد سپاه نوآئین یکی نامور کینه خواه
نبیر سپهدار ضحاک بود شنیدم که کاکوی ناپاک بود
7.6 فردوسی برای کاکوی کین خواه نیز لحظه ای بحرانی ترسیم کرده است:
همی چون پلنگان برآویختند همه خاک با خون برآمیختند
دلِ شاه بر جنگ برگشت تنگ بیفشرد ران و بیازید چنگ
کمربند کاکوی بگرفت خوار ز زین برگرفت آن تن پیلوار
بینداخت خسته بر آن گرم خاک بشمشیر کورش برو سینه چاک
افتادن کاکوی از روی زین اسب بر روی خاک لحظه ای بحرانی برای این مرد جنگی محسوب می شود.
8.6 لحظه بحرانی سلم نیز در داستان به قرار زیر است:
سلم که از راه یابی به دژ الانان ناامید گشته است قصد فرار می کند. منوچهر به سرعت و از پشت سر، خود را به او می رساند. لحظه غافلگیری سلم توسط منوچهرِ کین خواه بحرانی ترین لحظه زندگانی اوست چرا که بلافاصله پس از آن سرش را از دست می دهد.
9.6 در پایان داستان، فردوسی لحظه بحران شخصیتیِ تکان دهنده ای را برای فریدونِ سالخورده ترسیم کرده است. او که به سبب گناهکار دانستن خویش در مرگ فرزندان دچار کشمکش درونی با خود شده است در حالی که سر بریده سه فرزند خود را پیش چشم خود دارد از خداوند مرگ خود را طلب می کند. او در این لحظه، بحرانی ترین وضعیت روحی خود را به نمایش گذاشته و تمایلی برای ادامه این زندگی دردناک و تحمل ناپذیر را ندارد.
7) تعلیق
تعلیق در داستان رابطه ای تنگاتنگ با عنصر پیچیدگی (گره افکنی) دارد. به عبارت ساده تر هر کجا از داستان گره افکنی وجود داشته باشد لاجرم تعلیق را با خود به دنبال خواهد داشت. بر انگیخته شدن حسِ تعلیق در مخاط با ایجاد سؤال هایی در ذهن او همراه است. داستان فریدون و پسران نیز خالی از عنصر تعلیق و سؤال بر انگیزی در ذهن مخاطب نمی باشد:
1.7 آیا فریدون در قبال اعتراض فرزندان کهترِ خود، تن به خواسته آنان داده و ایرج را از تخت و تاج بر کنار و مانند پسران دیگر او را نیز به سرزمینی دیگر خواهد فرستاد؟ یا اینکه پاسخی دندان شکن به بی احترامی سلم و تور داده و به جنگ با آنها خواهد پرداخت؟
آیا ایرج به خواسته برادران خود تن داده و از مقام و تخت و تاج خود چشم پوشی خواهد کرد؟ یا اینکه از درِ دشمنی با آنها درآمده و به ستیز با آنها خواهد برخاست؟

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقایسه و تطبیق

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید