سازمان ماتریسی ساختار پیچیده ایه که در اون سیستم گزارش دهی کارکنان به مدیران به جای اونکه به شکل عمودی و مجموعه مراتبی صورت بگیره، به شکل ماتریسی (شبکه ای) تنظیم می شه. کارکنان در یک سازمان ماتریسی علاوه بر مدیر بخش وظیفه ای به مدیر پروژه یا محصول هم گزارش کار میدن. این ساختار باعث آسون تر شدن جریان افقی اطلاعات و مهارت ها می شه.

 

ساختار ماتریسی از ترکیب ساختار وظیفه ای سنتی و تیمای پروژه به وجود میاد. معمولا هنگامی که سازمانا پروژه های بزرگ یا فرایندهای پیشرفت ی محصول در دست انجام دارن، از این ساختار استفاده می کنن. اونا کارکنانی رو از شکلای مختلف بخشای وظیفه ای سازمان انتخاب می کنن و با اونا یک تیم تشکیل میدن. این کارکنان پس از پیوستن به تیم بازم موقعیت قبلی خود رو حفظ می کنن، چون تیمای پروژه ای معمولا موقت هستن و بعد از تموم شدن کار منحل می شن.

تعریف کامل سازمان ماتریسی

سازمان ماتریسی یک ساختار سازمانیه که جریان افقی مهارت ها و اطلاعات رو آسون کردن می کنه. این ساختار بیشتر در مدیریت پروژه های بزرگ یا فرایندهای پیشرفت ی محصول به کار میره. سازمان، کارکنانی از بخشای وظیفه ای مختلف رو واسه کار با یک تیم ویژه انتخاب می کنه و اونا تا زمان اتمام پروژه با همدیگه کار می کنن. موقعیت فعلی این کارکنان تغییر نمی کنه و اونا بازم وظایف مخصوص خودشون رو هم انجام میدن.

در یک سازمان ماتریسی باید به دو یا چند رئیس گزارش کار بدین

در ساختار سازمان ماتریسی، تموم مهندسان شرکت ممکنه در یک بخش مهندسی فعالیت داشته باشن و به مدیر بخش مهندسی گزارش کار بدن. اما بعضی از این مهندسان ممکنه به پروژه دیگری هم اختصاص داده شده باشن و به مدیر پروژه هم گزارش بدن. البته اونا این کار رو فقط تا زمانی انجام میدن که روی اون پروژه کار می کنن.

شرکت فیلیپس (شرکت فناوری موجود در آمستردام هلند) مدیریت ماتریسی رو در ده ۱۹۷۰ راه اندازی کرد. مدیران این شرکت به مدیران بخش تولید و هم مدیران بخش جغرافیایی گزارش کار می دادن. به زودی تعدادی از شرکتای بزرگ چندملیتی ازجمله جنرال موتورز، تراکتورسازی کاترپیلار و شرکت ابزارآلات تگزاس هم به استفاده از این سیستم شبکه ای روی آوردن.

بعضی سازمانا پس از انجام ساختار ماتریسی بازم ساختار سنتی خود رو حفظ می کنن. سازمانایی هم وجود دارن که ساختار ریشه ای اونا به شکل وظیفه ایه، اما بعضی وقتا در شرایط بحرانی به مجبور تیمایی رو واسه رسیدگی به پروژه های مهم و رفع بحران تشکیل میدن و اینطوری از ساختار ماتریسی استفاده می کنن.

در دنیای امروز کسب وکار، سازمانای ماتریسی به طور زیادی عادی تر از چهل سال پیش هستن. حتی خیلی از سازمانای بزرگ با ساختارهای پیچیده به سطوح مختلفی از مدیریت ماتریسی روی آورده ان؛ به ویژه سازمانایی که چندین واحد تجاری مختلف دارن و کارکرد اونا در سطح جهانیه.

مثالایی از سازمان ماتریسی

تصور کنین در یک آژانس تبلیغاتی کار می کنین و وظیفه ی شما تولید ویدیوهای تبلیغاتیه. شما باید گزارش کار روزانه رو به مدیر بخش رسانه بدین. مدیر بخش رسانه رئیس شما در بخش وظیفه ایه.

علاوه بر این شما باید به مدیر پروژه هم که مسئول پروژه خاصی واسه یک مشتریه گزارش بدین. این فرد رئیس شما در بخش پروژه. پس شما به دو رئیس گزارش کار میدید.

مدیر بخش وظیفه ای مسئول نظارت بر کارکرد فنی تموم کارکنان بخش خودشه که در این مثال، کارکرد همون تولید ویدیوست.

مدیر پروژه مسئول نظارت بر کارکرد کلی تیم تولیده. اون فقط در مورد همین مشتری خاص رئیس پروژه و ممکنه در پروژه بعدی تغییر کنه.

امتیازات یک سازمان ماتریسی

حامیان مدیریت ماتریسی دلیل می کنن که در این ساختار اعضای تیم می تونن به آسونی بالاتر از محدود کردنایی که در شکل سنتی مدیریت هست با همدیگه تبادل اطلاعات کنن. در شکل سنتی، مدیریت هربخش شرکت به شکل جداگونه در نظر گرفته می شه که تموم گزارشا و تبادل اطلاعات فقط در درون همون بخش اتفاق میفته.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف لغوی آلکسی تایمیا و ویژگی های ان

اما در ساختار ماتریسی، تبادل اطلاعات و گزارش دهی کارکنان بالاتر از مرزهای یک بخش انجام می شه که از طرفی به افزایش اطلاعات میرسه و از طرف دیگه باعث می شه افراد دقیقا طبق نیازای پروژه به تیم اختصاص بیابند.

امتیازات سازمان ماتریسی

  • نیروی انسانی و منابع به طور مؤثرتر استفاده کرده می شن؛
  • پروژه ها و اجناس به طور رسمی در سراسر بخشای وظیفه ای با همدیگه هماهنگ می شن؛
  • اطلاعات به جای اونکه فقط به شکل چرخه ای در درون هربخش و جدا از بقیه بخشای سازمان جریان پیدا کنه، در کل سازمان جریان پیدا میکنه؛
  • کارکنان با خیلی از کارکنان بخش خود و بقیه بخشای سازمان در ارتباطند که این موضوع به تبادل بیشتر اطلاعات کمک می کنه و به نوبه ی خود باعث سرعت بخشیدن به خیلی از فرایندها ازجمله مراحل تصمیم گیری می شه؛
  • کارکنان باید به شکل جداگونه کار کنن و خود رو با هر کدوم از رؤسایی که قراره به اونا گزارش بدن، هماهنگ کنن. این موضوع باعث افزایش انگیزه ی کارکنان و بهبود مراحل تصمیم گیری می شه؛
  • افراد فرصت پیدا می کنن از مهارتای خاص خود در موردای مختلف استفاده کنن؛
  • بعضی از بخشا نیاز کمتری به جلسات منظم دارن. ساختار ماتریسی باعث می شه در هزینه ها صرفه جویی شه و هماهنگی بخشا بهبود پیدا کنه؛
  • اگه منابع نیروی انسانی و لوازم در همه بخشای سازمان به طور مناسب پخش شن، پروژه ها مقرون به صرفه تر می شن.

مشکلات سازمان ماتریسی

  • به خاطر اینکه اعضای تیم پروژه باید به دو یا چند مدیر در بخشای مختلف گزارش بدن، ممکنه از میزان تعهد و وظیفه شناسی اونا کم کرده شه؛
  • ساختار ماتریسی ممکنه اعضای تیم پروژه رو تحت فشار زیادی بذاره؛
  • با توجه به وجود پیچیده ی ساختارهای ماتریسی، ممکنه سطح مسئولیت پذیری واسه اعضای تیم پروژه خیلی روشن و شفاف نباشه؛
  • ممکنه هماهنگی بین بخشا خیلی آسون انجام نشه، پس احتمال پریشونی و هرج و مرج هست. واسه خودداری از این مشکل، ساختار ماتریسی باید به درستی تنظیم و اجرا شه؛
  • اعضای تیم ماتریسی معمولا واسه اینکه عملکردشون رو در این ساختار به طور مؤثر بکننن، به زمان نیاز دارن؛
  • به خاطر اینکه کارهای زیادی واسه انجام دادن و حفظ کردن هست، ممکنه اعضای تیم به وظایف کاربردی خودشون بی توجهی کنن.

در بیشتر موارد ساختار ماتریسی نمیتونه جانشین ساختار وظیفه ای سنتی شه؛ پس بهتره سازمان از این دو ساختار در کنار همدیگه و همراه با هم استفاده کنه.

تاریخچه سازمان ماتریسی

ردیابی ریشهای اصلی و دقیق معنی مدیریت ماتریسی کار دشواریه. بعضی میگن شرکت فناوری فیلیپس واسه اولین بار در ده ۱۹۷۰ از اون استفاده کرد، اما این ساختار اولین بار در ده ۱۹۶۰ در صنعت هوافضا به کار برده شده.

در اون زمان شرکتای هوافضا که تمایل داشتن قراردادهای دولتی رو به دست بیارن، باید نمودارهایی رو طراحی می کردن که ساختار تیم مدیریت پروژه رو (که قرار بود پروژه برعهده ی اونا باشه) نشون بده. نمودار باید توضیح می داد چیجوری این تیم با ساختار مدیریت کلی شرکت در ارتباطه.

شرکتا به جای اونکه سیستمای خود رو به خاطر رفع نیازای مشتری (که اینجا دولت بود) دوباره تنظیم کنن، تصمیم گرفتن واحدهای پروژه ای افقی بسازن که در کنار ساختارهای وظیفه ای (که به شکل مجموعه مراتبی و عمودی بود) کار کنن.

این راه و روش با یک تیر دو نشون می زد: اول اینکه خواسته ی مشتری (ارائه یک مجموعه شفاف از منابع تحت نظر مدیریت گروه) برآورده می شد؛ دوم اینکه شرکت دیگر مجبور نمی شد ساختار وظیفه ای ریشه ای خود رو تغییر بده. اینطوری سازمان ماتریسی در بین سازمانا عادی شد.


برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید