آنچه نباید به کودکان گفت؟

child

تحقیقات نشون میدن که بعضی عبارات مثبتی که ما به کودکان می گیم ، در واقع بسیار داغون کننده هستن. باوجود اینکه قصد بدی نداریم، اما با بکار بردن این جملات باعث میشیم که کودکان به اون چیزی که واقعا هستن باور نداشته باشن. بعضی از جملات ما گول زننده ان و باعث می شن کودک کمترین تلاش ممکن رو واسه کاری انجام بده و یا در زمان سخت شدن کاری اونو رها کنه.

به گزارش آلامتو به نقل از سایت آی بانو؛ اینجا یه لیست از ۱۰ عبارتی داریم که شما باید همین حالا از دایره لغات خود خط بزنین. هم اینکه در کنار این عبارات ما عبارات پیشنهادی تقدیم حضورتون می کنیم که شما با به کار گیری این عبارات بتونین انگیزه داخلی و اشتیاق کودک رو تحریک کنین.

“کارت خوب بود”

این جمله معمولا همیشه واسه کارایی استفاده می شه که کودک در انجامش واقعا تلاشی نکرده، با بکار بردن این عبارت به اون یاد می دید که هرچیزی که مامان یا بابا بگه ” کار خوب ” است( یعنی فقط در وقتی که پدر ومادر بگن خوبه)

به جای اون بگید “ تو واقعا واسه اون سخت تلاش کردی!” با تکیه روی تلاش کردن ،به اون یاد می دیم که تلاش از نتیجه مهمتره. این به کودک یاد میده که در زمان روبرو شدن با یه کار سخت ، اصرار بیشتری در انجام اون از خود نشون بده و به شکست به دید یه قدم به طرف موفقیت نگاه کنه.

بچه و مادر

” پسر/ دختر خوب”

این جمله در حالیکه جزو عبارات مثبت هستش اما واقعا تاثیری مخالف چیزی که می خوایم داره. بیشتر والدین از این جمله واسه بالا بردن اعتماد بنفس کودک استفاده می کنن. اما بدیش اینه تاثیر اون به طور کامل برعکسه. وقتی دختر شما جمله ” دختر خوب” رو بعد از انجام کاری که شما از اون خواسته بودین می شنوه، اینطور تلقی می کنه که چون کاری که “شما” خواستین رو انجام داده پس ” خوب ” است. و این شروع این داستانه که کودک از این هول و هراس داره که نکنه دیگه ” بچه خوبی ” نباشه و انگیزه و اشتیاق اون واسه همکاری در بقیه کارا از ترس دریافت نکردن همین بازخورد سرد شه.

درعوض بگید: ” وقتی که کمک می کنی واقعا حال می کنم” . این جمله به کودک حالی میکنه که شما چه می خواین و رفتار اون چیجوری روی نظر شما تاثیر میذاره. شما می تونین حتی احساسات خود رو به اون بروز بدید و مثلا بگید: ” دیدم که عروسکت رو به دوستت قرض دادی” این به کودک اجازه میده که واسه خودش تصمیم بگیره و بدونه که قرض دادن کار خوبیه و به اون این حق رو میده که دوباره همین کار رو با انگیزه داخلی خود تکرار کنه نه به این خاطرکه اینکار رو واسه مورد پسند شما انجام بده.

” چه عکس زیبایی “

وقتی که ما نظر و عقاید خود رو درمورد کار هنری کودک تحمیل می کنیم، در واقع این حق قضاوت و اعتبار بخشیدن رو درباره کار خودش از اون می گیریم. به جای این جمله بگید:” من قرمز ، آبی و زرد می بینم ! نظرت خودت درباره نقاشی ات چیه؟ ” توسط مشاهده درعوض بیان آزمایش خود، به کودک اجازه می دید که تصمیم بگیره نقاشی زیباست یا خیر. شاید در نظر اون نقاشی ترسناک باشه و اگه از اون بخواین نظرش رو درباره نقاشی بگه ، در واقع از اون خواستین که کار خود رو آزمایش کنه و قصد و مهارتهای خود رو که نشون دهنده خلاقیت اون در زمان بالغ شدنه رو با شما درمیون بذاره و اون رو مثل هنرمندی رشد بدید.

کودک در حال نقاشی کشیدن

” اگه تو فلان کار رو بکنی من به تو فلان چیز رو میدم”

رشوه دادن به بچه ها مانع مشارکت اونا به سهولت و سادگی می شه. اینطور معاملاتی با کودکان تبدیل به یه سرازیری لغزنده می شه و اگر بطور همیشگی انجام بشه،همیشه مجبور به عقب نشینی میشین . مثلا ” نه! اتاقم رو تمیز نمی کنم اگه برام فلان چیز رو نخری”.

به جای اون از جمله” از اینکه به من در تمیز کردن خونه کمک می کنی ممنونم “استفاده کنین . وقتی که ما تشکر واقعی خود رو نشون می دیم کودکان انگیزه ذاتی واسه کمک کردن پیدا می کنن و اگه فرزندان شما خیلی اهل کمک نبودن، به اون وقتهایی رو یادآوری کنین که کمکتون می کرد. مثلا بگید:” یادت هست یه وقتی کمکم می کردی آشغالها رو بیرون بذارم؟ واقعا کمک بزرگی بود. ممنونم!” . بعد به اون اجازه بدید که به این نتیجه برسه که کمک کردن به بقیه لذت بخشه و یه جایزه الهی در بر داره.

” تو خیلی باهوشی”

وقتی به بچه بگید که باهوشه، فکر می کنیم که اعتماد بنفس و عزت نفس اون رو زیاد کردیم اما باید بدونین که این جوری ستودن از شخصیت اون واقعا تاثیر عکس داره. با گفتن اینکه اون باهوشه، بطور ناخودآگاه این پیام رو به اون می فرستیم که اون فقط درصورتی باهوشه که نمره خوبی بگیره، کارش رو تموم کنه و یا بهترین نتیجه رو بگیره . همه اینا فشار زیادی رو روی یه کودک وارد می سازه. تحقیقات نشون میدن ،وقتی که کودک حل یه بازی پازل رو تموم کرد و به اون بگیم که باهوشه ، حرف ما باعث می شه که اون واسه حل پازلای سخت تلاش نمی کنه. دلیلش هم اینه که اون نگران می شه که شاید پازل رو نتونه حل کنه و ما اون رو باهوش ندونیم.

عوضش تلاش کنین به اون بگید که قدر تلاش اون رو میدونید. با تمرکز کردن روی تلاش بیشتر از نتیجه، به اون اجازه می دید که بفهمین چی واقعا براتون با ارزشه. درسته که حل کردن یه پازل جالبه اما حل پازلای سخت تر به مراتب باحال تره. در همون مطالعه دیده شده که وقتی که روی تلاش تمرکز می کنیم- ” وای تو واقعا خوب تلاش کردی”- دفعه بعد کودک تلاش می کنه تلاش کنه پازلای مشکل تری رو حل کنه.

” گریه نکن “

دیدن گریه بچه ها همیشه راحت نیس اما وقتی که به اون می گیم ” گریه نکن” احساسات اون رو ندیده گرفته و به اون حالی می کنیم که اشک هاش واسه ما ارزشی نداره. این باعث می شه که اون احساساتش رو مخفی کنه و در آخر دچار انفجار عاطفی شده و بیشتر ناراحت شه.

تلاش کنین به کودک فضایی واسه گریستن بدین مثلا بگید ” ایرادی نداره که گریه کنی. هرکسی بعضی وقتها به گریه نیاز داره. منم همینجا هستم و به تو گوش می کنم.” حتی ممکنه بعضی وقتا احساسی که کودک داره رو شما بگید، ” ناراحتی که نمی تونیم بریم پارک ، آره؟ ” این کمک می کنه که کودک احساس خودشو بهتر درک کنه و یاد بگیره که در غالب جملات اونا رو بگه. با تشویق اون به بیان احساساتش ، به اون کمک می کنین که احساسش رو تنظیم کنه که جزو تواناییای مشکل هر فردی در سراسر زندگی اش هستش.

کودک گریان و مادر

” قول میدم …”

زیر قول زدن واقعا ناراحت کننده س. لحظه سنگینیه و چون زندگی به طور کامل غیرقابل پیش بینیه، من پیشنهاد می کنم که کلا این واژه رو از دایره لغات خود خط بزنین.

عوضش تلاش کنین که به طور کامل با کودک رو راست باشین. ” می دونم که تعطیلات دوست داری با سارا بازی کنی و ما همه تلاشمون رو می کنیم که این اتفاق بیفته. اما خواهش می کنم یادت باشه که بعضی وقتها اتفاقات پیش بینی نشده ای میفته، من هم تضمین نمی کنم که حتما این هفته این اتفاق بیفته.” ولی هر وقتی که میگین کاری رو انجام می دید مطمئن باشین که از پس اون بر میاید . سر قول موندن، اعتماد می آورد و زیر قول زدن رابطه عاطفی شما رو زیر سوال می بره پس مراقب حرفی که می زنید باشین، و تا اونجاییکه ممکنه کاری کنین که طبق حرفی باشه که زده این.

یه نکته ای که باید درباره این موضوع اشاره کرد اینه که اگه سر قولتون نماندید ، به اون اقرار داشته باشین و از بچتون معذرت خواهی کنین. یادتون باشه که شما به اون یاد می دید که درزمان بدقولی کردن چیجوری رفتار کنه . بدقولی کردن چیزیه که بیشتر ما دست کم یه بار دچارش میشیم. حتی اگه واسه شما مهم نباشه ولی می تونه واسه کودک مهم باشه. پس همه تلاش خود رو بکنین که الگویی از صداقت واسه اون باشین و اگر موفق نبودین دست کم تلاش کنین پا پیش گذاشته و مسئولیت اونو بردوش بگیرین.

” چیز مهمی نیس”

خیلی وقتها اتفاقاتی می افتن که ما احساسات کودک رو ندیده می گیریم، ولی باید واقعا مراقب این قضیه باشین. واسه کودک بیشتر چیزایی مهمه که واسه ما بزرگسالان اهمیت چندانی ندارن. پس تلاش کنین همیشه از دید اون به قضیه نگاه کنین. با اون همدردی کنین حتی اگه مرزی بین خود و اون قائلید و یا به در خواست اون جواب منفی دادین.

” من واقعا متوجهم که تو اون چیز رو می خواین اما امروز نمی شه اون کار رو انجام داد.” یا ” متاسفم که مایوست می کنم ولی پاسخم منفیه” اینا بهتر از پاسخایی هستن که شما واسه راضی کردن اون بکار می برید و به اون حالی می کنین که خواستهش واقعا اهمیتی ندارن.

” همین حالا دست بردار، وگرنه!”

تهدید کودکان معمولا کار خوبی نیس. اول از همه ، شما به اونا مهارتی می آموزید که واقعا دوست ندارین داشته باشن: استعداد بکار بردن زور یا قدرت حیله گری واسه گرفتن چیزی که میخوان حتی وقتی که بقیه تمایلی به این کار نداشته باشن. دوم، شما خودتون رو تو یه موقعیت ناشیانه قرار می دید یعنی مجبور میشین که از تهدیدهای خود دفاع کنین- قرار دادن یه مجازات سختگیرانه در قبال تهدیدی که در حالت عصبانیت کرده بودین- یا می تونین عقب نشینی کنین و به کودکتون یاد بدید که تهدید شما بدون معنی بوده. در هر حال، باعث میشین که نتیجه مطلوب رو نگیرید و رابطه خود رو با کودک خراب کنین.

در حالیکه تهدید نکردن کودک خیلی سخته، تلاش کنین درباره خطرات احتمالی به اون اخطار بدید و یا به سمت چیزمناسب تری هدایتش کنین. ” اصلا خوب نیس که برادرت رو بزنی. نگران اینم که اون تورو بزنه و یا اون هم عوضش تورو می زنه. اگه میخوای به چیزی آسیب وارد کنین بهتره اون چیز یه بالش، مبل و یا تخت خواب باشه.” با مطرح کردن یه اینجور پیشنهاداتی که امنیت بیشتری هم دارن بازم به اون این اجازه رو می دید که احساساتش رو خالی کنین و شمام بتونین نقشی در تعیین رفتار اون داشته باشه. در آخر این باعث میشه که اون خودش و احساساتش رو بهتر کنترل کنه.

” به چه دلیل اینکار رو کردی؟”

اگه کودک کاری کرده که شما خوشتون نمیاد ، مطمئنا باید با اون صحبت کنین. اما تنشی که در اون لحظه به وجود میاد اجازه نمی ده که اون از اشتباهاتش درس بگیره. و وقتی که شما از اون می پرسین ” به چه دلیل؟” شما به اون فشار میارید که به کارش فکر کنه و اونو تحلیل کنه که یه مهارت بسیار پیشرفته حتی واسه بزرگترا هستش. در زمان برخورد با اینجور پرسشی ، بیشتر کودکان حالت دفاعی به خود گرفته و یا سکوت می کنن.

عوضش، یک راه ارتباطی با اون برقرار کنین و حدس بزنین که اون چه احساسی ممکنه داشته باشه و نیازای اساسی اون چه چیزایی می تونه باشه. ” نا امید شدی که دوستانت به نظرت گوش ندادند؟ ” با تلاش به درک احساسات و نیازای اون ، ممکنه حتی حس کنین که از عصبانیت خودتون هم کم شده. ” اون دوستانش رو کتک زد چون نیاز به فضایی داشت و احساس ترس کرده بود و نمی دونست که با بقیه به چه روشی رابطه برقرار کنه. اون تروریست که نیس فقط یه بچه س”

چیجوری با فرزندان خود رفتار کنیم؟

اشتباهات مالی خونواده های ایرونی

آی بانو تربیت بچه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *