– برخی از تفاسیر آن را به معنای « هکذا » گرفتهاند.
– در بسیاری از موارد به نوعی تأیید مطلب، تحسین و به معنای آفرین گفتن است.
– معمولاً این جملات تذییل و از نوع جملات اعتراضیه هستند و مبتنی بر اصول عقلی و منطقی
می باشند.
سایر مواضعی که اسم اشاره در محل مجرور به حروف جر واقع شده به شرح زیر است:
در برخی از آیاتِ مورد بحث، اسم اشاره «ذلِکَ» پس از حرف جر «فی» واقع گردیده است که در این قسمت، با عنایت به شباهتهای اغراض آنها، بررسی می‌شوند.
«وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ‏ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فِی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیم‏»( بقره: ۴۸)
«و (به یاد آرید) هنگامى که شما را از ستم فرعونیان نجات دادیم که از آنها سخت در شکنجه بودید، (به حدّى که) پسران شما را کشته و زنانتان را زنده نگاه مى‏داشتند، و آن بلا و امتحانى بزرگ بود که خدا شما را بدان مى‏آزمود. » (الهی قمشه‌ای)
«فی ذا» جار و مجرور و متعلّق به محذوف خبر مقدم است. یعنی در این شکنجه و فرزند کشتن آزمایش بزرگی برای شما بود. در آیات قبل خداوند خطاب به بنی‌اسرائیل آنان را به گرفتاریها و مشکلات گذشته و فضیلتهای فعلی یادآور میشود. با «ذلکَ» به ذبح فرزندانشان و زنده به گور کردن زنانشان و یا همه آزار و شکنجهها یا به نعمت رهائی ایشان به وسیله حضرت موسی اشاره مینماید. اسم اشاره به غرض تأکید و یادآوری موارد مذکور در آیات قبل آمده است.
در آیه ۲۲۸ سوره بقره «… وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذلِکَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحا…» اشاره به زمان صبر، انتظار و عُدّه برای رجعت در طلاق رجعی دارد. در رجعت، شوهر زن احقّ و سزاوارتر برای رجعت در زمان تربص است. با بهره گرفتن از اسم اشاره موضوع ذکر شده تأکید و تثبت شده است.
در آیه ۲۴۸ سوره بقره «… إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏ » اشاره به بازگشت تابوت به دست دشمنان یهود، بدون جنگ دارد که در آیات قبل، به عنوان معجزه و نشانهای آشکار از آیات الهی ذکر شده است. غرض از کاربرد این اسم اشاره، کمال عنایت و تعظیم امر با خطابی توبیخی به یهودیان است.
در آیه ۱۳ آل‌عمران « … إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصارِ » اشاره به پیروزی همه جانبه مؤمنان دارد که در آیات قبل ذکر شده. این رویداد به واسطه یاری خداوند در کم نشان دادن مشرکانِ کاملاً مسلح به چشم مسلمانان و زیاد نشان دادن مسلمانان به چشم مشرکان روی داد. با اشاره به دور، تفخیم و تعظیم اراده خداوند را مد نظر دارد به آن جهت که از بزرگترین آیات الهی میباشد.
در آیه ۴۹ آل‌عمران «… إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین‏ » خداوند پنج معجزه از معجزات حضرت عیسی(ع) را برشمرده آنگاه با بهره گرفتن از «ذلک» به آن پنج نشانه خارقالعاده مذکور در آیه قبل اشاره نموده تا اگر از زبان حضرت عیسی نقل شود غرض اشاره به مذکور ماقبل باشد و اگر از زبان خداوند متعال باشد به نوعی توبیخ نیز به حساب آید.
در آیه ۱۴۱ سوره اعراف « … وَ فِی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیم‏ » نیز اشاره به آن چیزی دارد که قبلاً ذکر شده و آن، سختی عذاب و شکنجههایی است که بنی اسرائیل از آل فرعون میدیدند و خداوند متعال آنان را رهایی داده بود. پس غرض، اشاره به موارد ذکر شده در قبل و بزرگی و فراوانی آنها میباشد.
امّا از مواضعی که اسماء اشاره پس از حروف جر قرار گرفتهاند میتوان به مواردِ دیگری نیز اشاره کرد.
«قُلْ أَ أُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِباد» (آل عمران: ۱۵)
«(اى پیغمبر) بگو: مى‏خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها؟ براى آنان که تقوا پیشه کنند نزد خدا باغهاى بهشتى است که در زیر درختان آن، نهرها جارى است و در آن جاوید و متنعّم هستند و زنان پاکیزه و آراسته‏اى و (از همه بهتر) خشنودى خدا، و خداوند به حال بندگان بیناست. » (الهی قمشه‌ای)
«ذلک» در معنا به شهوات و امیال نفسانی و جاذبههای دنیایی که در آیۀ قبل ذکر شده اشاره دارد. همچنین از سیاق آیه توبیخ و تنبیه کفّار استنباط میگردد. از سوی دیگر اشاره به دور به جهت تعظیم شأن آن چیزی است که بیانش در ادامه آیه خواهد آمد. ضمیر «کُم» به آن اضافه شده تا مخاطبینش مردم باشند و اگر آنرا مفرد بگیریم مخاطبش پیامبر عظیم الشأن(ص) است.
«… قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِکُمْ إِصْرِی … » (آل عمران: ۸۱)‏
«… خدا فرمود: آیا اقرار داشته و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟ …» (الهی قمشه‌ای)
خداوند از زبان پیامبران خطاب به امّت ایشان و پیروانشان به قصد تقریر و اعتراف میپرسد آیا به آن عهد و پیمان سنگینی که با من بستید یعنی همان ایمان به پیامبر(ص) و یاری او اقرار داشته و آن را پذیرفتید؟
پس با اسم اشاره «ذلک» به اصل عهد و پیمان مذکور در ما قبل اشاره کرده و با ضمیر «کُم» امّت و پیروان انبیاء را مخاطب قرار داده، با استفهام تقریری به قصد مذمّت، تهدید و تأکید و با اشاره دور به سنگینی و عظمت پیمان اشاره دارد.
«مَثَلُ ما یُنْفِقُونَ فِی هذِهِ الْحَیاهِ الدُّنْیا … » (آل عمران: ۱۱۷)
«مثل مالى که کافران براى پیشرفت مقاصد دنیوى خود صرف کنند (و از آن بهره نیابند)… » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه و آیه ۱۵۶ سوره اعراف (… وَ اکْتُبْ لَنا فِی هذِهِ الدُّنْیا …) اشاره به دنیای حاضر، محسوس، نزدیک، زوال پذیر و متعلّقات آن نظیر ثروت و جاه و مقام شده است. از اشاره به نزدیک به غرض تحقیر و پستی دنیا و نزدیکی آن در مقابل زندگی اخروی غایب و نامحسوس استفاده شده است.
«…وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلالَهً أَوِ امْرَأَهٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُث‏ …» (نساء: ۱۲)
«… و اگر مردى یا زنى بمیرد که وارثش کلاله او باشند (یعنى پدر و مادر و فرزند نداشته باشد) و یک برادر و یا خواهر (امّى) داشته باشد در این فرض سهم ارث هر یک نفر از آنها یک سُدس خواهد بود و اگر بیش از یک نفر باشد همه آنها ثلث ترکه را به اشتراک ارث برند، … » (الهی قمشه‌ای)
« ذلکَ » اشاره به عدد یکی بودن برادر یا خواهر به قصد تعیین، تحدید و تأکید میباشد که در همین آیه ذکر شده است.
«فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِیدا» (نساء: ۴۱)
«پس چگونه است (حال آنان) آن گاه که از هر طایفه‏اى گواهى آریم و تو را بر این امّت به گواهى خواهیم؟» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «هؤلاء »اشاره به اینها یعنی گروه امّت و قوم است. در ادامه آیات گذشته پس از ذکر مجازاتهای بدکاران و پاداش نیکوکاران مسئله شهود و گواهان رستاخیز بیان شده و با «هؤلاء» آن امّت و قوم را به قصد احضار ایشان در ذهن شنونده مورد اشاره قرار داده که پیامبرشان در روز رستاخیز گواه اعمال آنان است. علاوه بر این، سیاق آیه، حکایت از تحذیر و انذار مخاطبین دارد.
« … یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُها … » ( نساء: ۷۵)
«… مى‏گویند: بار خدایا، ما را از این شهرى که مردمش ستمکارند بیرون آر… » (الهی قمشه‌ای)
به تأویل اکثریت قریب به اتّفاق مفسّرین، قریه همان مکّه است که با «هذه» به آن اشاره شده است. مذکّر آمدن صفت ما بعدش به اعتبار آن است که اسم فاعل نعت سببی بوده و مانند فعل از نظر مذکّر و مؤنّث بودن در ما بعد خود عمل میکند. همچنین به قصد تمییز و تأکید مکانی مشخّص از اسم اشاره استفاده شده است.
« … فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثا » (نساء: ۷۸)
« … چرا این قوم (جاهل) از فهم هر سخن دورند؟! » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه ابتدا قطعیت مرگ، سپس گفتار منافقین و اهل کتاب بیان شده است. آنان به بهانههای مختلف با ترس و وحشت از مرگ از جهاد خودداری میکردند. اتّفاقات خوب را به خداوند و اتّفاقات ناگوار را به پیامبر(ص) نسبت میدادند. به قصد تعجّب از کند ذهنی ایشان و تحقیر و تقبیح، آنان را با «هؤلاء» مورد اشاره قرار داده، شأن آنان مورد سؤال واقع میشود. ( اینها چه کسانی هستند؟! ) همچنین استهزاء و توبیخ، میزانِ درک و فهم آنان را میرساند.
«یَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِک‏ … » (نساء: ۱۵۳)
«(اى پیغمبر) اهل کتاب از تو درخواست کنند که از آسمان کتابى (یک جا) براى آنان فرود آورى، همانا از موسى نیز درخواستى بالاتر از این کردند … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه به بهانهها و خواسته های اهل کتاب اشاره شده که از پیامبر درخواست آوردن کتابی از آسمان را مطرح نمودند. آنگاه این درخواست مذکور در قبل را با «ذلک» مورد اشاره قرار داده و فرموده است: گروهی از اسلافِ ایشان درخواستی بزرگتر و بدتر از آن را مطرح کردهاند و آن، درخواستِ نمایاندن خدا بوده است که این عملی زشت و ناپسند است؛ پس به قصدِ تقبیح، استبعاد و استغراب، درخواست زشت مذکور در قبل را با «ذلِکَ» مورد اشاره قرار داده است.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.