«قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشرٍَّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَهً عِندَ اللَّهِ … » (مائده: ۶۰)
«بگو (اى پیغمبر): آیا شما را آگاه سازم که کدام قوم را نزد خدا بدترین پاداش است؟ … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به حالت سرزنش یا عیبجویی از سوی اهل کتاب نسبت به مؤمنان میباشد که به قصد احضار در ذهن و تأکید موردِ مذکورِ در آیه قبل به کار رفته است. مضاف قبل از اسم اشاره حذف شده و تقدیر این گونه بوده است ؛«بِشَرٍّ مِن اهلِ ذلِکََ»
«قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَهً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِین‏»(انعام: ۶۳)
«بگو: آن کیست که شما را از تاریکى‏هاى بیابان و دریا نجات مى‏دهد گاهى که او را به تضرع و زارى و از باطن قلب مى‏خوانید که اگر ما را از این مهلکه نجات داد پیوسته شکرگزار او خواهیم بود؟ » (الهی قمشه‌ای)
« هذهِ » اشاره است به گرفتاری‌های انسان که در این آیه از آنها به ظلمات شدید خشکی و دریا و مذکور در ما قبل تعبیر شده است .
« … أَمْ کُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاکُمُ اللَّهُ بِهذا … » (انعام: ۱۴۴ )
« … مگر شما حاضر بودید که خدا بر این حرمت به شما توصیه نموده؟ … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به امر تحریم است که در قبل مذکور و مستفاد از فعل « حَرَّمَ » ما بعد میباشد. اشاره با «هذا» به قصد تهکّم بوده و از سیاق استفهامی جمله توبیخ نیز بر میآید.
«لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ » (انعام: ۱۶۳)
«که او را شریک نیست و به همین (اخلاص کامل) مرا فرمان داده ‏اند و من اوّل کسى هستم که تسلیم امر خدایم. » (الهی قمشه ای)
«ذلِکَ» به نفی شریک قائل شدن برای خدا و توجیه عبادت او یا به اعتقاد، اخلاص و گفتار مذکور در آیات قبل اشاره دارد که تماماً به خاطر خداست نه از جانب خویش. همچنین تقدّم جار و مجرور به قصد اهتمام به مشارٌ الیه است.(ابن عاشور:ج۷/۱۵۲) اشاره به دور به غرض توجّه به علوّ درجه و بُعد منزلت در فضیلت میباشد.(ابوالسعود: ج۳/۲۰۷)
« … وَ قالَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَهِ إِلَّا أَنْ تَکُونا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونا مِنَ الْخالِدِین‏ » (اعراف: ۲۰ )
« … و گفت: خدایتان شما را از این درخت نهى نکرد جز براى اینکه مبادا (در بهشت) دو فرشته شوید یا عمر جاودان یابید.» (الهی قمشه‌ای)
«هذه» برای اشاره به درخت، به قصد تعیین و تمییز به کار رفته که در بهشت وجود داشته است و برای حضرت آدم و همسرش تبیین گردیده است.
« … وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَکُما عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَهِ وَ أَقُلْ لَکُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُما عَدُوٌّ مُبِین‏ » (اعراف: ۲۲)
« … و پروردگارشان آنها را ندا کرد که آیا من شما را از این درخت منع نکردم و نگفتم که شیطان دشمن آشکار شماست؟» (الهی قمشه‌ای)
از ساحتِ پروردگار با استفهامی تهدید آمیز و به قصد تقریر کلام، تقریع، توبیخ و عتاب به آدم(ع) و همسرش ندا آمد که مگر شما را از نزدیکی به این درخت و خوردن از آن نهی نکردم ؟ «تی» اسم اشاره و «لام» برای بُعد که در اتصال به دلیل التقاء ساکنین «یاء» حذف شده و از «کُما» برای خطاب دو نفر استفاده شده است. استفاده از اسم اشاره به دور، بُعد درختی که عدم نزدیکی به آن را فرمان داده بود و بُعد مخاطبین و ندا زدن آنان از دور مورد نظر است.
« … وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏ … » (اعراف: ۴۳)
« … و گویند: ستایش خداى را که ما را بر این مقام رهنمایى کرد، که اگر هدایت و لطف الهى نبود ما به خود به این مقام راه نمى‏یافتیم … » (الهی قمشه‌ای)
اشاره به نعمات فراوان بهشتی و رستگاری بزرگ در آنجا دارد که پس از هدایت الهی در مسیر ایمان، تقوا و انجام اعمال صالح حاصل گردیده است. با «هذا» اشاره به عظمت امر دارد.
«… قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِین‏» (اعراف: ۱۷۲)
« … همه گفتند: بلى، ما گواهى دهیم. (برخى مفسرین گفتند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشئه ذرّ و عالم روح و گواهى آنها به نور تجرّد و شهود به توحید خدا و ربّانیت او در عوالم ملک و ملکوت.) (و ما این گواهى گرفتیم) که دیگر در روز قیامت نگویید: ما از این واقعه غافل بودیم. » (الهی قمشه‌ای)
با «هذا» به موضوع و جریان عهد و پیمان خداوند و شهادت گرفتن او از بنی آدم بر وحدانیت و ربوبیتش اشاره شده است با این غرض که موضوع مذکور در آیات قبل را متمایز، عظیم و مهمّ به شمار آورد.
۳-۲-۴ خبر جمله اسمیّه
یکی دیگر از مواضعی که اسماء اشاره در غیر موضع مسندٌ الیه واقع میگردند خبر برای مبتدا در جملات اسمیّه میباشد. در آیات مورد تحقیق به نمونه هایی از آن اشاره میشود.
«مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً … » (بقره: ۲۴۵ )
«کیست که خدا را قرض الحسنه دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید؟ …» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه «ذا» اسم اشاره و خبر واقع شده است.(درویش،۱۴۱۵:ج۱/۳۶۲) «ذا» اشاره به کسی است که در راه خدا بذلِ مال و جان میکند. این شیوه به قصد تخصیص، تشویق و تهییج جهت اتّصاف به خوبیها به کار رفته است. در مواقعی که «ذا» به دنبال « مَن» استفهامی میآید کاربردِ آن به قصد اهتمام به انجام عمل میباشد نه سؤال از عامل آن، و فعلی بعد از آن باید ملازمش گردد که برای آن اسم نقش حال را دارد.
این اسلوبِ زیبا در نهایت فصاحت و بالاترین مرتبه بلاغت برای تشویق به انفاق بدون خطاب و به قصد استعظام و إکبار است.
در آیه الکرسی ( آیه ۲۵۵ سوره بقره ) نیز این ترکیب با برخی شباهتها به حالت مذکور آمده است. « …مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ … » ؛ « … که را این جرأت است که در پیشگاه او به شفاعت برخیزد مگر به فرمان او؟ … » (الهی قمشه‌ای) با این تفاوت که پس از آن «إلّا» آمده و غرض، استفهام انکاری و نفی است.
«إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ‏.» (آل عمران: ۱۶۰)
«اگر خدا شما را یارى کند محال است کسى بر شما غالب آید، و اگر به خوارى واگذارد آن کیست که بتواند بعد از آن شما را یارى کند؟ و اهل ایمان تنها به خدا باید اعتماد کنند. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه با بهره گرفتن از کلامِ استفهامی این سؤال مطرح میشود: کیست که پس از این شما را یاری کند؟ استفهام، متضمن معنای نفی و تحدّی است و به قصد تنبیه و تأکید بر توکّل به خداوند به کار رفته. همچنین تحریض به آنچه استحقاق انتظار نصر و کمک از آن میرود و تحذیر از آنچه همراهی او مستوجب شکست و جدایی است از آن مستفاد میگردد.
«ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِیما لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ‏ ‏ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِیما لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ‏ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏» (آل عمران: ۶۶)
«شما کسانى هستید که درباره آنچه نسبت به آن آگاه بودید، گفتگو و ستیز کردید؛ چرا درباره آنچه آگاه نیستید، گفتگو مى‏کنید؟! و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید.» (مکارم)
«ها» برای تنبیه، «أنتم» ضمیر منفصل مبتدا و «هؤلاء» خبر است.(درویش،۱۴۱۵:جلد۱/۵۲۸) «هؤلاء» اشاره به یهود و نصارا است که با کلمه «انتم» مخاطب واقع شدهاند. برخی از مفسّرین آن را منادا گرفتهاند (یا هؤلاء) و برخی منصوب به تخصیص. امّا غرض از کاربرد آن؛ اشاره حسّی به منظور تحقیر مشارٌ الیه میباشد. سیاقِ آیه، توبیخ، تأکید، تنبیه با خطابی طعن آمیز و اشعار به حماقت مخاطبین را نیز القاء میکند.
« ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یُحِبُّونَکُم‏ … » (آل عمران: ۱۱۹)
«شما کسانی هستید که آنها را دوست میدارید؛ امّا آنها شما را دوست ندارند… » (مکارم)
سیاق آیه، تنبیه مخاطبین مؤمن خطاکار در دوستی با منافقین یهود است. همچنین تحقیر آنانی است که مرتکب این اشتباه میشوند. در حالتی که «أولاء» را خبر برای مبتدا به حساب آوریم برای استغراب مضمون کلام و وقوع فعل مذکور نیز میباشد. با توجّه به جمله بعد، بیان استغراب از (تعجّب)حال مستغرب(متعجّبٌ منه) نیز مستفاد میگردد. همچنین در نهایت بلاغت، تأکید بر سرزنش در مقام تشویق به دوری از یهودیان منافق و امثال ایشان است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.