«و چون بر آنان آیات ما تلاوت شود گویند: شنیدیم، اگر ما هم مى‏خواستیم مانند آن مى‏گفتیم، این چیزى جز افسانه پیشینیان نیست.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز آیاتِ قرآن از سوی کفّار به قصد تحقیر با «هذا» مورد اشاره قرار گرفته است. با این استدلالِ باطل که اگر بخواهند آنان نیز مانند آن را خواهند گفت چون قرآن و آیات الهی را چیزی جز افسانهها و خرافات گذشتگان نمیدانستند.
«وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ »( انفال: ۳۲)
«و آن گاه که گفتند: خدایا اگر این قرآن به راستى بر حق و از جانب توست پس یا بر سرمان سنگهایى از آسمان ببار یا ما را به عذابى دردناک گرفتار ساز! » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه که در ادامه آیه قبل آمده، کفّار قرآن را به تمسخر گرفته و به قصد تحقیر آن را با «هذا» مورد اشاره قرار داده خطاب به خداوند متعال گفتند: اگر این قرآن حق است بر ما بارانِ سنگ و عذاب نازل کن! ؛ این نوعی از انکار مبالغه آمیز طرف مقابل و ادّعای حقّانیت خود میباشد.
« وَ کَذلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا أَ لَیْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکِرِینَ » ( انعام: ۵۳)
«و همچنین ما برخى را به برخى دیگر بیازمودیم تا آنکه به (طعن) گویند: آیا بر این فقیران، خدا در میان ما (به نعمت اسلام) منّت نهاد؟! آیا خدا (از این منکران) به احوال سپاسگزاران (فقرا) داناتر نیست؟!» (الهی قمشه‌ای)
سیاق کلام در این آیه در بردارنده استفهام تهکّمی است. اشاره به فقرا و ضعفائی است که از نظر کفّار فاقد ارزش اجتماعی بوده امّا اسلام آورده‌اند. از این رو کفّار به غرضِ تحقیر، آن مسلمانان مستضعف را با «هؤلاء» مورد اشاره قرار داده و با استهزاء و تهکّم، برخورداری ایشان از نعمات و برتری آنان را بر اغنیاء با استفهامی انکاری مسخره کردهاند. همچنین هدایت آنان و عدم هدایت خود توسط خداوند را مورد اعتراض قرار دادهاند.
۳-۳-۳ تنبیه
یکی دیگر از معانی ثانوی و اغراض بلاغی کاربرد اسمهای اشاره در آیات قرآنی، قصد تنبیه یعنی آگاه کردن، اطّلاع دادن و حتّی مجازات کردن با نوعی تأکید و تقریر است. آیات ذیل شاهد این مدّعاست.
«أُوْلَئکَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (بقره: ۵)
« آنان از لطف پروردگار خویش به راه راستند و آنها به حقیقت، رستگاران عالمند. » (الهی قمشه‌ای)
در تکرار «أُولئِکَ‏ » تنبیه موضوع ماقبل و مرجعِ آن همان مرجع« أُولئِکَ » اوّل است. یعنی آنان که با هدایت مختص شدند رستگاری نیز برایشان ثابت شده است و با این دو ویژگی از سایرین متمایز گشته تنویه شأن ایشان را بیان میکند. همراهی این اسم اشاره با ضمیر فصل ما بعدش افاده حصر و تخصیص نیز میکند. معرفه آوردن مسند پس از مسندٌ الیه معرفه، افاده اختصاص نموده و ضمیر فصل جهت تأکید به کار رفته است.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فِی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِین‏ … » (۱۱۴ بقره ) .
«و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابى آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه (بر خود) ترسان باشند… » (الهی قمشه‌ای)
خداوند در این آیه صفاتی از کفّار را ذکر نموده است. سپس آن کفّار را به قصد تنبیه با «أُولئک» مورد اشاره قرار داده و در باره آنها خبر میدهد و با بیان استحقاق بر اتّصاف به صفات مذمومِ مذکور وضعیت آنان را در ترس از خدا به هنگام ورود به مسجد اطّلاع میدهد. «کانَ» وقوع در قبل را نشان میدهد و اشاره به کفّار قریش است که نمیگذاشتند مسلمانان در جایگاه هایی که آنان به خود اختصاص داده بودند نماز بگزارند و اکنون با تحلیل قدرت مشرکان و تضعیف آنان با حالتی ترسان وارد مسجد میشوند. همچنین با نوعی تعجّب و توبیخ، سیاق آیه خبر است در معنای امر یا نهی، امر به جهاد با ظالمان و مرعوب ساختن آنان یا نهی از ورود ظالمان به مسجد خاص یا مساجد. البتّه این گونه امر و نهی در قالب جمله خبری بلیغتر است.
«إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیم‏ » (بقره: ۱۷۴)
«آنان که پنهان دارند آیاتى از کتاب آسمانى را که خدا فرستاده بود و آن را به بهاى اندک فروشند، جز آتش جهنّم در شکم نمى‏برند و در قیامت خدا با آنها سخن نگوید و (از پلیدى عصیان) پاکشان نگرداند، و هم آنان را در قیامت عذابى دردناک خواهد بود.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه سخن از کسانی است که اقدام به کتمان آیات الهی نموده و آن را به بهایی اندک می‌فروشند. این افراد با اسم اشاره «أُولئُکَ» مورد اشاره واقع شده‌اند و این اشاره بیانگر تنبیه و آگاه سازی آنها از عذاب دردناک به دلیل اتّصافشان به صفات زشت و مذموم است. خدا با آنان سخن نمی‌گوید بلکه ایشان را گرفتار عذابی دردناک مینماید. به بیان دیگر اشاره به موصول به اعتبار اتّصافش به صفات زشتِ مشخّص شده به عنوان بهترین مشخّصه آنان است، به گونهای که گویا ایشان حاضر و قابل رؤیت بوده که مورد اشاره قرار گرفته و از آنان خبر داده میشود. اشاره به دور نیز بیانگر نهایت بُعد منزلت ایشان در زشتی و بدی است.
«فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم‏» (انعام: ۹۶)
«خداست شکافنده پرده صبحگاهان، و شب را براى آسایش (خلق) مقرّر داشته و خورشید و ماه را به نظمى معین (او به گردش) درآورده، این تقدیر خداى مقتدر داناست. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند متعال در این آیه برخی از امور مهم جاری دنیا را بر شمرده است مانند: شکافته شدن ظلمت شب به وسیله صبح (سپیده زدن)، مهیّا بودن شب برای استراحت و وسیله محاسبه بودن ماه و خورشید و سپس با «ذلِکَ » به منظور آگاهی بخشی به بندگانش آن را مورد اشاره قرار داده، منشأ آنها را اراده و تقدیر خویش دانسته است. با بیان این آیه بندگان خدا را آگاه میسازد که خدای تعالی آن عزیز و مقتدری است که هیچ قدرتی بر قدرت او نمیتواند غالب شود. با اشاره به دور، علوّ شأن مشارٌ الیه و بُعد منزلت و عظمت او را بیان میکند.
« إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الظَّالِمِین‏ » (مائده: ۲۹ )
«من خواهم که گناه (کشتن) من و گناه (مخالفت) تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل آتش جهنّم شوى، که آن آتش جزاى ستمکاران است. » ( الهی قمشه ای )
این آیه در باره قتل هابیل به دست قابیل یعنی قتل نفس به عنوان یکی از گناهان کبیره است. در ابتدای آیه از قول هابیل از برگشت گناه مقتول به قاتل و عقوبت او که ملازمت با آتش میباشد سخن به میان آمده است. در ادامه از قول خداوند متعال و یا تتمه گفتار هابیل با «ذلِکَ» به آن عقوبت مذکور به قصد تنبیه اشاره گردیده است، تا این عقوبت را برای آن گناه کبیره اعلام دارد.
«إِنَّمَا جَزَاؤُاْ الَّذِینَ یحَُارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فىِ الْأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْىٌ فىِ الدُّنْیَا وَ لَهُمْ فىِ الاَخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (مائده: ۳۳)
«همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آنها را به قتل رسانده، یا به دار کشند و یا دست و پایشان به خلاف یکدیگر بِبُرند و یا به نفى و تبعید از سرزمین (صالحان) دور کنند. این ذلّت و خوارى عذاب دنیوى آنهاست و امّا در آخرت به عذابى بزرگ معذّب خواهند بود. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه، مجازات قابل اجرا برای محاربان با خدا و پیامبرش و مفسدان فی‌الأرض تبین گردیده، سپس با «ذلِکَ» به این مجازات و حدود به قصد تنبیه و تهدید شدید اشاره شده است. آنها را خواری در این دنیا ذکر نموده و عذاب آخرت را برایشان بسیار بزرگتر اعلام میکند.
«فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِین‏ » (مائده: ۸۵ )
«پس خدا بر آنچه گفتند پاداش نیکو به آنها داد؛ بهشت‏هایى که از زیر درختانش نهرها جارى است که در آن زندگانى جاوید خواهند داشت، و این پاداش نیکوکاران است. » (الهی قمشه‌ای)
خداوند در این آیه پاداش نیکوکاران و جاودانگی آنان را در بهشت بیان فرموده است. سپس به قصد تنبیه با «ذلِکَ» نعمتهای ذکر شده را مورد اشاره قرار داده و پاداش نیکوکاران اعلام میکند. با اشاره به دور، بُعدِ منزلت و تعظیمِ این پاداش را تبیین و با اسمِ اشاره بر آن تأکید مینماید.
با بررسی سایر آیاتی که به نحوی در آنها از اسمهای اشاره به این شیوه و با غرض تنبیه استفاده شده است و نیز گردآوری، مقایسه و استنباط از تفاسیر مختلف به نتایج مشابهی در این زمینه خواهیم رسید که به بعضی از آنها اشاره میشود:
در آیات ؛ ۹ اعراف «وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ »، ۱۸ اعراف «فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»، ۳۶ اعراف «أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ »، ۳۷ اعراف «أُولئِکَ یَنالُهُمْ نَصِیبُهُمْ مِنَ الْکِتابِ »، ۳۷ انفال (أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ‏) و۷۴ انفال «أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا »، مشارٌ الیه «أُولئِکَ» در این آیات افراد متّصف به صفات پسندیده یا صفات ناپسندی میباشند که قبل از این اسم از آنها سخن به میان آمده است، سپس به وسیله اسم اشاره، مورد اشاره قرار گرفتهاند تا تنبیه، آگاهی بخشی و تعلیل از ما بعد این اسمها صورت پذیرد.
سیاقِ اینگونه آیات، آگاهی بخشی، اثبات و اعلام موضوع و مطلبی مهم است. در این آیات اشاره به دور از جهت مسافت مکانی نبوده بلکه بیان بُعد معنوی و شأن موصوف است که در اتّصاف به صفات پسندیده علوّ درجه و در اتّصاف به صفات ناپسند بُعد از حق و کرامت مد نظر است.
این آیات اکثراً با تأکیداتی همراهند مانند: آمدن جمله به صورت اسمیّه، معرفه آوردن طرفین که خود نوعی قصر است، تأکید با ضمیر فصل به قصد انحصار و اختصاص مسند به مسندٌ الیه؛ نیز آمدنِ اسم اشاره در ابتدا به جهت اهتمام و توجّه به حال مسندٌ الیه است.
۳-۳-۴ توبیخ
توبیخ مصدر باب تفعیل ازمادّه «وبخ» به معنای سرزنش و ملامت است. «وَبَّخَهُ» یعنی «لامَهُ» (ابن منظور،۲۰۱۰: ماده «وبخ») و در اصطلاح این بحث استفاده از اسم اشاره به منظور مشارٌ الیه قرار دادن شخصی یا چیزی به قصد نکوهش و سرزنش است. در این بخش به مصادیق این نوع از کاربرد اسمهای اشاره پرداخته میشود.
«أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الْحَیاهَ الدُّنْیا بِالْآخِرَهِ فَلا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ‏ » (بقره: ۸۶)
«اینان همان کسانند که (متاع دو روزه) دنیا را خریده و ملک ابدى آخرت را فروختند، پس (در آخرت) عذاب آنها تخفیف نیابد و هیچ یاورى نخواهند داشت. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه با «أُولئِکَ» به کسانی اشاره شده است که زندگی دنیا را در برابر آخرت خریداری کرده آن را بر جهان آخرت برگزیده و میثاق و عهد با خدا را شکستهاند. افرادی که متّصف به چنین صفت ناپسندی میباشند به وسیله «أُولئِکَ» به قصد توبیخ و سرزنش مورد اشاره واقع شدهاند. زیرا آنان با برگزیدن قسمتی از کتاب خدا و تکذیب بخشی دیگر و همچنین ترجیح دنیا بر آخرت معاملهای زیانبار کردهاند. استفاده از اسم اشاره به دور، به غرض دوری آنان از راه راست و با تأکید بر وعید همراه خطابی توبیخی، آنان را ملامت می‌کند.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.