«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیها خالِدُون‏» (بقره: ۸۲)
«و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند آنان اهل بهشتند و پیوسته در بهشت جاوید متنّعم خواهند بود.» (الهی قمشه‌ای)
یکی از شیوه های متداول در قرآن این روش است که پس از انذار و وعید به تبشیر و وعد نیز می‌پردازد. در این آیه نیز پس از وعید آتش به بدکاران، خداوند کسانی را توصیف مینماید که به او ایمان آورده و اعمال نیک انجام میدهند. سپس آنان را با «أُولئِکَ» مورد اشاره قرار داده، با سیاق حصرآنان راشایسته ورود به بهشت و متنعّم شدن در آن میداند.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فِی خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظِیم‏ » (بقره: ۱۱۴ )
«و کیست ستمکارتر از آن که مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابى آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه (بر خود) ترسان باشند. این گروه را در دنیا ذلّت و خوارى نصیب است و در آخرت عذابى بزرگ. » (الهی قمشه‌ای)
در ابتدای آیه، ویژگیهای افراد ستمکاری بیان میشود که مانعِ ورود مسلمانان به مسجد برای ذکر خدا گردیده و سعی در خرابی مساجد خداوند مینمایند. سپس با «أُولئِکَ» آنان را که داری این صفات زشت میباشند مورد اشاره قرار داده و مستحقّ آن میداند که پس از این، با ذلّت و خواری، و ترسان وارد مسجد شده و در آخرت عذابی بزرگ نصیبشان گردد. این بیانِ حالت عجیب آنان در دنیا و گرفتاری به عذابی بسیار بزرگ در آخرت است.
«الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون‏» (بقره: ۱۲۱ )
«کسانى که کتاب بر آنها فرستادیم آن را خوانده و حق خواندن آن را (در مقام عمل نیز) بجا آورند، آنان اهل ایمانند و آنها که به کتاب خدا کافر شوند (و حق شناسى نکنند) آن گروه زیانکاران عالمند.» (الهی قمشه‌ای)
در ابتدای آیه، موضوع نزول کتاب آسمانی بیان شده است. سپس در ادامه کسانی توصیف شدهاند که آن کتاب آسمانی را آنگونه که حق تلاوتش میباشد خوانده و پس از آن گروهی را توصیف کرده است که به کتاب آسمانی کفر ورزیدهاند. آنگاه با «أُولئِکَ» به توصیف شدگان گروه اوّل اشاره کرده آنان را مستحقّ ایمان دانسته و بار دیگر با همین اسم اشاره،توصیف شدگان گروه دوّم را مورد اشاره قرار داده آنان را مستحقّ زیان میداند. پس استفاده از اسم اشاره به جای ضمیر تنبیه این امر است که هر یک از آن گروه های دوگانه با اوصاف ذکر شده شایستگی مُسند پس از خود را دارند.
«أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ‏ » (بقره: ۱۵۷)
«آن گروهند که مخصوص به درود و الطاف الهى و رحمت خاص خدایند و آنها خود هدایت یافتگانند.» (الهی قمشه‌ای)
در آیه قبل کسانی توصیف شدهاند که به هنگام برخورد با حوادث سخت و ناگوار صبوری پیشه کرده و بازگشت همه امور را به سوی خدا میدانند. سپس در این آیه ایشان را با «أُولئِکَ» مورد اشاره قرار داده و با اتّصاف به توصیفات مذکور شایسته درود و الطاف و رحمت خدا دانسته و با تکرار اسم اشاره بر این استحقاقِ صابرین تأکید و تصریح نموده و با کمالِ عنایت به ایشان، آنها را مختص هدایت میداند. همچنین با اشاره به دور، علوّ درجه و مرتبه آنان را بیان میدارد.
« إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَ الْهُدَى‏ مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّهُ لِلنَّاسِ فىِ الْکِتَابِ أُوْلَئکَ یَلْعَنهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنهُُمُ اللَّعِنُونَ » (بقره: ۱۵۹)
«آن گروه (از علماى اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتى را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را براى (هدایت) مردم در کتاب آسمانى بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن مى‏کنند. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه ابتدا گروهی از اهل کتاب که آیات واضحه را کتمان میکنند به تفصیل موجود توصیف شدهاند. سپس با «أُولئِکَ» مورد اشاره واقع شده و مستحقّ لعنت خدا و تمام جن و انس و همچنین دوری از رحمت خدا و گرفتاری در عقوبت الهی دانسته شده‌اند. اشاره به دور نیز بُعد منزلت در فساد و دوری از بخشش خداوند را با نوعی از حصر بیان میکند.
«إِلَّا الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ‏» (بقره: ۱۶۰ »
«مگر آنهایى که توبه کردند و به اصلاح مفاسد اعمال خود پرداختند و بیان کردند (آنچه را که کتمان کردند)، پس توبه اینان را مى‏پذیرم که منم توبه پذیر و مهربان. » (الهی قمشه‌ای)
پس از بیان حکمی در آیه قبل، خداوند در این آیه گروهی را از آن حکم مستثنی نموده و آنان را توصیف مینماید. یعنی کسانی هستند که توبه کرده و به اصلاح اعمال بد خود پرداختهاند. سپس با ذکر این اوصاف آنان را شایسته پذیرش توبه از جانب خدا میداند. و این بر نهایت محبّت و کمال مهربانی پروردگار نسبت به توبه کاران دلالت می‌کند. استفاده از «فاء» نوعی تأکید و تعلیل داشته و اشاره به دور، اِشعار به بُعد منزلت در صلاح است.
«إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ‏.» (بقره: ۱۶۱)
«آنان که کافر شده و به عقیده کفر مردند البته بر آن گروه، خدا و فرشتگان و مردمان همه لعن مى‏فرستند.» (الهی قمشه‌ای)
در این آیه توصیف کسانی که با عقیده کفر خود مُردند و همچنان بر کتمان حق اصرار داشتند بیان شده است. آنگاه با بهره گرفتن از اسم اشاره، آنها مورد اشاره قرار گرفته و مستحق لعن خدا، تمام ملائکه و مردم و نیز دوری از رحمت خدا دانسته شده‌اند. استفاده از اسم اشاره، کلام را مؤکّد کرده و بر دوامِ لعن دلالت میکند.
«إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ » (بقره: ‏۱۷۴ )
«آنان که پنهان دارند آیاتى از کتاب آسمانى را که خدا فرستاده بود و آن را به بهاى اندک فروشند، جز آتش جهنّم در شکم نمى‏برند و در قیامت خدا با آنها سخن نگوید و (از پلیدى عصیان) پاکشان نگرداند، و هم آنان را در قیامت عذابى دردناک خواهد بود. » (الهی قمشه‌ای)
این آیه نیز توصیف و معرّفی کسانی است که آیاتی از کتاب آسمانی را پنهان داشته و آن را به بهای کم میفروشند. لذا به دلیل اتّصاف به صفاتِ مذکور مستحق آنند که آتش را در شکمهایشان فرو برند. همچنین عدم توجّه خداوند به ایشان در روز قیامت و گرفتاری در عذابی دردناک را برای آنها پیش بینی شده است.
« لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاهَ وَ آتَى الزَّکاهَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » (بقره: ۱۷۷)
« نیکوکارى آن نیست که روى به جانب مشرق یا مغرب کنید (چه این چیز بى‏اثرى است) لیکن نیکوکارى آن است که کسى به خداى عالم و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانى و پیغمبران ایمان آرد و دارایى خود را در راه دوستى خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و در راه ماندگان و گدایان بدهد و در آزاد کردن بندگان صرف کند، و نماز به پا دارد و زکات مال (به مستحق) بدهد، و نیز نیکوکار آنانند که با هر که عهد بسته‏اند به موقع خود وفا کنند و در حال تنگدستى و سختى و هنگام کارزار صبور و شکیبا باشند. (کسانى که بدین اوصاف آراسته‏اند) آنها به حقیقت راستگویان و آنها به حقیقت پرهیزکارانند.» (الهی قمشه‌ای)
این آیه توصیفِ اَبرار و بیان حقیقت حالِ آنان است. این اوصاف هم در مرتبه اعتقاد و هم در اعمال ایشان نمایان است. نتیجه اعمالشان راستگویی و نتیجه اخلاقشان پرهیزگاری و دوری از آتش است. اعمال و رفتارشان با اعتقاد و ایمانشان هماهنگ است. لذا ایشان ابتدا با « أُولئِکَ » مورد اشاره قرار گرفته و راستگو بودن را صفت ایشان میداند و سپس با بهره گرفتن از همین اسم اشاره ضمن تأکیدِ امر، آنها را مستحقّ پرهیزگاری میداند. در این کاربرد، اسم اشاره، به نوعی برای تعلیل امر نیز هست. با اشاره به دور و تکرار اسم اشاره علاوه بر تنویه شأنِ نیکوکاران با حصر ادّعایی برای مبالغه (حصر صدق و تقوا در وجود ایشان) بر بُعد شأن، علو طبقه و سموّ رتبه و تعظیم ایشان نیز تأکید شده است.
« أُوْلَئکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُواْ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الحِْسَابِ » (بقره: ۲۰۲)
« هر یک از این دو فرقه از نتیجه اعمال خود بهره‏مند خواهند گشت و خدا به حساب همه زود رسیدگى کند.» (الهی قمشه‌ای)
در آیه قبل، گروهی توصیف شدهاند که درخواستشان از خداوند بهرهمندی از نعمتهای خداوند و دوری از آتش دوزخ است. سپس آنان را به واسطه اعمالشان مستحقّ بهرهمندی از نصیبشان می‌داند. این، تعلیلی بر استحقاق آنها به واسطه اتّصاف به اوصاف مذکور هست. اشاره به دور، بُعد منزلت در فضل و علوّ درجه و تعظیم ایشان را در بر دارد.
«… فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ » (بقره: ۲۱۷)
« … چنین اشخاص اعمالشان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّم‌اند و در آن همیشه (معذّب) خواهند بود. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه نیز خداوند پس از ذکر احکامی در خصوص ماه های حرام، کسانی را توصیف میکند که از دین خدا برگشته و به حال کفر میمیرند. آنگاه با «أُولئِکَ» آنان را مورد اشاره قرار داده مستحق آن میداند که اعمالشان در دنیا و آخرت باطل گردد. همچنین، تکرار اسم اشاره، تنبیه و تأکید بر استحقاق آنان در ملازمت دائم با آتش دوزخ میباشد. اشاره به دور، بیان بُعد منزلت در شر و فساد و تحقیر ایشان است.
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏» (بقره: ۲۱۸)
« آنان که به دین اسلام گرویدند و از وطن خود هجرت نموده در راه خدا جهاد کردند اینان امیدوار و منتظر رحمت خدا باشند، که خدا بخشاینده و مهربان است. » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه کسانی توصیف میشوند که به اسلام ایمان آورده و هجرت و جهاد نمودهاند. سپس با « أُولئِکَ » به آنان اشاره شده و ایشان را مستحقّ امیدواری به رحمت خدا میداند. اشاره به دور به قصد تفخیم و تعظیم آنان و تحکیم خبرِ امیدواری است.
«وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّار… » (بقره: ۲۲۱)
«و با زنان مشرک ازدواج مکنید مگر آنکه ایمان آرند و همانا کنیزکى با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است هر چند از (حسن و جمال) او به شگفت آیید، و زن به مشرکان مدهید مگر آنکه ایمان آرند و همانا بنده مؤمن بسى بهتر از آزاد مشرک است هر چند از (مال و حسن) او به شگفت آیید. مشرکان (شما را از راه جهل) به آتش خوانند … » (الهی قمشه‌ای)
در این آیه، خداوند متعال اوامری در خصوص تحریم ازدواج با مردان و زنان مشرک بیان فرموده است. آنگاه به برخی از توصیفات مشرکان پرداخته و در ادامه ایشان را با صفات مذکور به وسیله «أُولئِکَ» مورد اشاره قرار داده و ویژگی راهنما بودن به هلاکت و آتش را برای آنان مورد تأیید قرار میدهد. در این مورد، نوعی تعلیل برای عدم ازدواج با مشرکان نیز مستفاد می‌گردد.
«الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکُ بمِعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحُ بِإِحْسَانٍ وَ لَا یحَلُّ لَکُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ شَیْا إِلَّا أَن یخََافَا أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهْمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ مَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الظَّالِمُونَ » (بقره: ۲۲۹)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.