۳-۳-۱۴ تعلیل ۹۸
فصل چهارم: استنباط و نتیجه گیری
۴-۱ نتایج پژوهش ۱۱۱
۴-۲ محدودیّت‌های پژوهش ۱۱۲
۴-۳ پیشنهادهای پژوهش ۱۱۲
منابع ۱۱۵
فصل اول:
طرح پژوهش

  1. ۱ مقدمه

قرآن کلام خدا، معجزۀ جاودانه خاتم پیامبران الهی، عصاره همه کتب آسمانی و تنها کتابی است که اگر به درستی فهمیده و درک شود تمامی خواسته های بشر را در همه ابعاد دنیوی و اخروی و مادی و معنوی به بهترین شیوه برآورده میسازد و انسان را به عالی ترین مراتب رشد و کمال راهنمایی مینماید.خداوند جهت نیل به این اهداف، برترین و کاملترین روش های حکیمانه را در قرآن به کار برده است. بر این اساس انسان باید بکوشد تا زوایای پیدا و پنهان این کتاب شگرف را بشناسد.
هر مؤلّفی در مقدمه تألیف خود بر نقص اثرش اذعان و اعتراف دارد و با گذر زمان جهت اصلاح برخی از عیوب اثر خود تلاش مینماید. خالق یک اثر ادبی همواره خود را مکلّف به رفع نقص اثرش می‌داند و یا دیگران را به تکمیل آن ترغیب مینماید.
قرآن کریم تنها کتابی است که در همان آیات اوّلیّه سوره بقره بر بینقص و بیعیب بودن و راه نداشتن شک و شبهه در آن تأکید شده است. در بسیاری از آیات قرآن با فصحاء جن و انس تحدّی شده تا اگر بتوانند آیهای مانند آن را بیاورند.
قرآن کریم چشمه جوشانی است که سرچشمههای اعجاز آن یکی پس از دیگری از دل آیات می‌جوشد و هیچ‌گاه فرو نمینشیند و همواره مقصد و مقصود بسیاری از قرآن پژوهان است. عالِمان، بسیاری از علوم خود را وام‌دار آموزه های قرآن دانسته و در برابر عظمتش زبان به تمجید میگشایند. هر علمی و هر عالمی از دیدگاه خود به قرآن پرداخته و آن را مورد تحلیل و استفاده قرار میدهد.
بی‌شک بلاغتِ قرآن کریم اوّلین و مهمترین وجه اعجاز آن است. اعتراف َاعراب، که در فصاحت و بلاغت زبانزد بودند، به عجز و ناتوانی در مقابل قرآن بهترین دلیل بر منشأ الهی آن است. اَعراب به هنگام نزول قرآن به پایه مهمی از فصاحت و بلاغت بینظیر و بیسابقه در تاریخ رسیده بودند و پیوسته در مقام تهذیب و اصلاح لغت خود و تطبیق آن با نوامیس اجتماعی برمی‌آمدند. در شعر و انشاد آن تفنن میکردند و دارای شعرایی بزرگ و نامی بودند و هرکدام در مقام تکمیل فنون شعر واختراع معانی کوششها نشان میدادند و هر زمان، رنگی تازه و رونق جدید به شعر می‌بخشیدند. پس باید کلامی نازل میگشت تا آنها را در عین توانایی، عاجز سازد.
البتّه هدف از نزول قرآن فهم آن و عمل به آیاتش بوده و تنها برای خواندنش نازل نشده است. (گرچه آن هم مورد نظر می باشد.) همانگونه که تنها فهم معانی آن بدون عمل کافی نبوده و عمل به آن جز با فهم آن ممکن نیست. راه فهم قرآن تدّبر در الفاظ و معانی آن و اندیشه در آن است. پی بردن به اعجاز بلاغی قرآن مستلزم بررسی آیات آن با تکیه بر مباحث ادبی و بلاغی است.
اسم اشاره که به عنوان روشی برای احضار مشارٌ الیه در ذهن شنونده به کار میرود، علاوه بر کارکرد صرفی و نحوی، دارای کارکرد بلاغی است. از این رو به عنوان یک مبحث بلاغی میتوان شواهد قرآنی را که دارای اغراض بلاغی هستند بر اساس آن مورد بررسی قرار داد. تا با این کار به یکی از وجوه اعجاز قرآن آگاه شد. تحقیقات نشان میدهد که اسم اشاره با انواع مختلف آن و با بسامد بسیار در اکثر سورهها و آیات قرآنی به کار رفته است. با این اوصاف بررسی بلاغی این مقوله، در آیات قرآنی، نقش بسزایی در درک و فهم این آیات دارد. از همین رو در پژوهش حاضر اسم اشاره از منظر بلاغی در ده جزء ابتدائی قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته است.
برای فهم معانی اسمهای اشاره و درک درست از این اسلوب خاص در آیات الهی باید به گوینده، مخاطب، قرینههای لفظی و معنوی، سیاق کلام، کیفیّت و شأنِ نزول و غیره توجّه نمود. بدون توجّه به همه این موارد نمیتوان فهم دقیقی از آیات را انتظار داشت.
در همین راستا اسماء اشاره از قرآن کریم استخراج و با استناد به کتب تفسیری مختلف ـ به ویژه تفاسیر ادبی و بلاغی ـ کاربرد این اسمها مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
بی‌گمان کلام الهی بسیار عمیقتر و فراتر از آن است که حتّی با این روش به طور کامل فهمیده و تفسیر گردد. زیرا یکی از ویژگیهای کلام خداوند همین است که فهم و درک بشری قادر به تسلّط کامل بر معانی آن نیست و این خود یکی از دلایل اثبات اعجاز آن است. تحقیق حاضر اسماء اشاره و معانی و اغراض آنها را تا آنجا که بضاعت و توان فهم و بیان آن باشد مورد بحث قرار میدهد.
آوردن غرضی از اغراضِ کاربرد یک اسمِ اشاره، با تفکیکی که از لحاظ اغراض بلاغی در تحقیق حاضر صورت گرفته، بسیار دشوار است زیرا در بسیاری از موارد کاربرد یک اسم اشاره اغراض متعددی دارد. پس ممکن است کاربرد یک اسم اشاره ذیلِ چند غرض بیاید یا اینکه ذیلِ غرض اصلی ذکر شده و به سایر اغراض آن اشاره گردد.
در استخراج اغراض بلاغی اسماء اشاره اینگونه عمل شده است که پس از قرائت تمامی آیات ده جزء مورد نظر و یافتن اسمهای اشاره در آنها، به منظور درک صحیح معنا و مفهوم آیه و هدف کاربرد اسم اشاره به بیش از یکصد تفسیر مختلف قرآنی مراجعه و از همه آنها بهره گرفته شده است. امّا به دلیل کثرت تعداد تفاسیر و مشابهت بسیار آنها، در مستندات، بیشتر به تفاسیر ادبی و بلاغی اکتفا گردیده است.
پژوهش حاضر در چهار فصل تنظیم شده. فصل اول طرح پژوهشی، بیان مسأله، سؤالات پژوهش، اهمّیّت و ضرورت مسأله، هدف از انجام پژوهش، سؤالات و فرضیه ها، روش پژوهش و پیشینه پژوهش را شامل میگردد. در فصل دوّم با عنوان کلیّات پژوهش، ابتدا مباحث نظری پژوهش تبیین گردیده و سپس به تعاریف واژهها و تقسیم بندی های مورد نظر پرداخته شده است. فصل سوم با عنوان تجزیه و تحلیل پژوهش، بر اساس مبانی نظری به توصیف و بررسی یافته های پژوهش اختصاص یافته است. فصل چهارم نتایج پژوهش و ذکر منابع و مآخذ را در بردارد.
۱-۲ بیان مسأله
قرآن کریم به عنوان معجزه خاتم انبیاء(ص) از جهات مختلفی توسط دانشمندان، محقّقان، مفسّران و ناقدان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. وجه اعجاز قرآن باید چیزی باشد که در تمام سورهها مشاهده شود و آن، جز فصاحت و بلاغت و حُسن اسلوب و جمال هنری نیست. خداوند متّعال در تنظیم حروف و کلمات و جملات قرآن، همان دقایقی را که در تألیف مجموع عالم خلقت به کار برده، در آن نیز متجلّی کرده است و فُصحاء و علماء ادب به عدم درک کامل نظم و انسجام شگفت‌انگیز آن معترفند. در نظام قرآن، همچون نظام تکوین که هر موجودی برای غرضی ایجاد شده است، هر حرف و کلمهای برای معنایی ترکیب گشته که اگر بخواهند به جای آن، کلمه دیگری قرار دهند محال است نظم و نظام کتاب بر جای بماند.
این معجزه آسمانی که از جهت بلاغی در اوج اعجاز است توجّه بسیاری از پژوهشگران علم بلاغت را به خود معطوف نموده و آنها را به کاوش در خصوص بلاغت این کتاب جاودانه واداشته است. علم بلاغت که به بررسی مطابقت کلام با مقتضای حال میپردازد از اهمّیّت و ارزش خاصّی در میان علوم ادبی برخوردار است. این علم، سه شاخه معانی، بیان و بدیع را در بر میگیرد. علم معانی، شامل اصول و قواعدی است که به کمک آنها حالات مطابقت کلام با مقتضای حال و مقام شناخته می‌شود. اِسناد، یکی از ابواب علم معانی است که دارای دو رکن اساسی به نام مسند و مسندٌ الیه میباشد. هر یک از این دو رکن حالات و ویژگیهای مختلفی دارند. تعریف(معرفه آوردن)، یکی از حالتهای مرتبط با مسندٌ الیه است که از طرق گوناگون از جمله اسم موصول، ضمیر، عَلَم، اسم اشاره و…صورت میگیرد. در اسم اشاره، از جنبههای مختلفی همچون دوری و نزدیکی، تذکیر و تأنیث، حسّی و عقلی، عاقل و غیر عاقل، إعراب و بناء و متعلقات آنها بحث می‌شود. هنگامی که متکلّم و مخاطب، مشارٌ الیه را با اسم خاص یا روش مشخّص کننده دیگری نشناسند، در این صورت اسم اشاره برای احضار آن به ذهن مورد استفاده قرار می‌گیرد تا برای آنها حاضر و محسوس گردد. گاهی اسم اشاره به مقتضای حال از این غرض خارج شده و برای أغراض دیگری همچون تعظیم، تنبیه، تحقیر، توبیخ، استغراب و … به کار میرود. بررسیها نشان میدهد که در قرآن کریم نیز با اسلوبی خاص اسم اشاره برای اغراض گوناگونی به کار رفته است. در پژوهش حاضر سعی بر این است که موضوعِ مذکور، در ده جزء ابتدائی قرآن کریم بررسی گردد تا به سؤالات زیر که در این زمینه به ذهن خطور میکند پاسخ داده شود.
۱-۳ سؤالات پژوهش

  1. آیا اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم برای احضار مشارٌ الیه به ذهن استفاده شدهاند؟
  2. کدام یک از اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم بیشترین کاربرد را دارند؟
  3. مهمترین اغراض بلاغی کاربرد اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم کدامند؟

۱-۴ اهمّیّت و ضرورت مسأله
درک و فهمِ عمیق و برداشت صحیح از قرآن، نیاز به بررسی دقیق ادبی آیات آن دارد. ضمناً اعجاز قرآن کریم بیش از هر موضوع دیگر، در فصاحت و بلاغت آن است. این ویژگی بارز در سراسر قرآن نمود کامل دارد. امّا در این پژوهش ده جزء ابتدائی قرآن کریم محور کار قرار گرفته است. بدان جهت که سورههای این ده جزء از مهمترین و بلندترین سورههایی هستند که همواره مورد توجّه و اهتمام پژوهندگان و غور کنندگان در بلاغت قرآنی بودهاند. این سورهها که به دلیل نزول تدریجی، مطالب آنها از تنوّع فراوانی برخوردارند، ظرفیّتهای زیادی برای بررسیهای بلاغی نیز در خود نهفته دارند. یکی از این ظرفیّتهای پژوهشی بررسی زیبایی شناسانه و بلاغت اسمهای اشاره در این سورهها است که یکی از مواردِ پرکاربرد در آیات قرآن هستند.
در این پژوهش، اسماء اشاره در ده جزء ابتدائی قرآن کریم و اغراض گوناگونی چون تعظیم،تحقیر، وعد و وعید، تأکید و… مورد بررسی قرار میگیرند.
۱-۵ هدف پژوهش
انگیزه اصلی در انجام این کار، علاقه به علوم قرآنی و بهرهمندی هرچند اندک ـ حتّی به اندازه جرعه یا قطرهای ـ از دریای بی‌کران کلام الهی در نیل به فهم و عمل به آیات قرآن است. با نگاه به آثار مختلف و علوم متعدّدی که در راستای فهم آیات قرآن و تعالیم روح‌بخش آن از همان دوران آغازین ظهور اسلام و نزول آیات کتاب آسمانی تا به امروز صورت گرفته و ـ کم هم نیست ـ به روشنی میتوان به ظرافتها، تنوّع و جنبههای زیباشناسی بلاغت قرآن پی برد. بدان دلیل که این شاخه از علوم قرآنی بسیار گسترده و آمیخته با ذوق است هیچگاه پایان نخواهد پذیرفت. پژوهش در این زمینه از علوم قرآنی بر گسترش این علم و فهم دقیقتر آیات میافزاید. خصوصاً در زمینه کاربرد اسماء اشاره که گرچه بسامدِ زیادی در آیات قرآنی دارد، در زمینه اهدافِ بلاغی آن تحقیقات کمی صورت گرفته است.
چنانچه آیاتی را که در آنها اسم اشاره به کار رفته است با دقّت و تأمّل مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم به وضوح در مییابیم که در اشارات، با وجود نزدیکی چیزی، از اسم اشاره به دور و یا با دور بودن چیزی، از اسم اشاره به نزدیک و در مواردی جهت اشاره به چیزی یا مفهومی خاص و موقعیتی خاص، در جایی از اسم اشاره به نزدیک و در جایی دیگر از اسم اشاره به دور استفاده شده است. گاهی مفهومی عقلی را در حدّ شیء محسوس تنزّل داده و با اسم اشاره به آن اشاره شده است. در این موارد و بسیاری دیگر از مواردِ کاربردِ اسماء اشاره، این مسأله مطرح است که به چه منظور از اسم اشاره و به چه هدفی از نوع خاصّی از آن استفاده شده است؟ معانی ثانوی اسماء اشاره در این اجزاء کدامند؟ هدف این پژوهش پاسخگویی به این سؤالات در ده جزء ابتدائی قرآن مجید است.
۱-۶ پیشینه پژوهش

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.