دانلود پایان نامه

گونه‌ای دیگر از مجاز که ویژگی تاریخی سیستم ارتباطی جدید را شکل می‌دهد، «مجاز واقعی» است: «ویژگی تاریخی سیستم ارتباطی جدید که پیرامون یکپارچگی الکترونیکی همه شیوه‌های ارتباط، از ارتباط مکتوب گرفته تا ارتباط چندحسی سازمان یافته است، القای واقعیت مجازی نیست بلکه ایجاد مجاز واقعی است» (کاستلز 1380: 431). مجاز واقعی، تفاوتی ظریف اما بنیادی با واقعیت مجازی دارد: «این سیستمی است که در آن خودِ واقعیت (یعنی وجود مادی ـ نمادین مردم) کاملاً در متنی از تصاویر مجازی و در جهانی واقع‌نما غرق شده است که در آن چیزهایی که بر روی صفحه ظاهر می‌شوند فقط تصاویری نیستند که تجربه از طریق آنها منتقل می‌شود، بلکه خود به تجربه تبدیل می‌شوند.» (کاستلز 1380: 432)
در واقع، ما در مجاز واقعی با اموری واقع‌نما سروکار داریم که هیچ ارجاعی به دنیای بیرونی و مادی ندارند و از اساس برساخته خیال‌اند یا آن‌گونه که فیلسوفان باستان تعریف کرده‌اند، صورت‌هایی بدون ماده‌اند.
تا پیش از پیدایش و رشد فناوری‌های رقومی، اگر امری غیرواقعی و خیالی به تصویر کشیده می‌شد، همچنان ریشه در امر واقعی و مادی داشت، یعنی اگر حقه‌ای سینمایی سوار فیلم می‌شد، بر اشیاء مادی استوار بود؛ ماکت یا جلوه‌های بصری در صحنه فیلمبرداری حضور داشت و صرفاً در مرحله نمایش بود که چیز دیگری تداعی می‌شد. اما اکنون با استفاده از رایانه‌ها می‌توان چیزهایی را ساخت که هیچ بنیاد مادی‌ای ندارند و همه مواد سازنده آنها در خیال سازنده و مجموعه‌ای از صفر و یک‌های برساخته از کاهش و افزایش ولتاژ برق در مدارها اتفاق می‌افتد و حذف و انهدام آنها با فشردن یک کلید امکان‌پذیر است. همچنان که می‌توان آنها را تا بی‌نهایت تکثیر کرد. ژان بودریار از مجاز واقعی به واقعیت حاد تعبیر کرده است: «تصویر عکاسی یا سینما، مستلزم نگاتیف است. در حالی که تصاویر تلویزیونی و ویدئویی، دیجیتالی و ترکیبی‌اند، یعنی تصاویری‌اند فاقد نگاتیف. به عبارت دیگر، نسخه اولیه ندارند. این تصاویر، مجازی‌اند و مجازی به وجود نگاتیف، یعنی نسخه اولیه واقعی ]و ملموس[ پایان می‌بخشد. تسری این تصاویر مجازاً بی‌پایان است، آنها خود، بدون هیچ پایه و مبنایی در واقعیت یا تخیل، خود را می‌آفرینند، و این آفرینش بی‌پایان، مولد اطلاعاتی است که به فاجعه تبدیل شده‌اند.» (شایگان 1388: 361)
شایگان با نقل قول بالا از بودریار و با تفکیک «توهم» و «وانمودسازی» که اولی در واقعیت مجازی و دومی در مجاز واقعی روی می‌دهد، این سؤال را پیش می‌کشد که «چه اتفاقی در حال وقوع است؟ وانمودسازی حاصل از وفور تصاویر فاقد نسخه اولیه، به جای توهم نشسته است. به عبارت دیگر، وانمودسازی در حکم کشتن توهم و جایگزین شدن دنیایی بیش از حد واقعی است که افراط در واقعیت آن را بیمار کرده است. اما آیا توهم چیزی است جز فاصله مفیدی که موجب می‌گردد چیزها خود را به صورتی بنمایانند که در اصل نیستند؟» (شایگان 1388: 361 و 362)
به عبارت دیگر، ما در واقعیت مجازی از توهمی بودن آنچه می‌بینیم آگاهیم یا می‌توانیم بدان وقوف پیدا کنیم، اما در مجاز واقعی، این آگاهی از میان می‌رود و اگر دانش و آگاهی کافی نداشته باشیم، به‌راحتی آنچه را می‌بینیم واقعی می‌پنداریم. اگر با افزایش و غلبه مجازهای واقعی، دیگر نتوانیم مرز میان واقعی و خیالی را بفهمیم، چه بلایی بر سر ادراک و زندگی ما می‌آید؟
شایگان پس از نقل عبارتی نغز از بودریار در تمایز میان واقعیت مجازی و مجاز واقعی، به یکی از جنبه‌های اساسی تغییر تجربه ما از جهان اشاره می‌کند: «”اجسام سایه خود را نمی‌افکنند، بلکه سایه‌ها هستند که جسم خود را می‌افکنند.” این جمله بودریار بیانگر واقعیتی انکارناپذیر است. مسلم است که مجازی‌سازی جهان را از بیخ و بن دگرگون می‌سازد، مختصات جغرافیایی مأنوس ما را زیر و رو و ما را در طرفه‌العین آماده پذیرش حضور همه‌جایی و ارتباط برق‌آسا می‌کند؛ اما با این‌همه، همچنان در محدوده محسوسات باقی می‌ماند…» (شایگان 1388: 375 و 376).
لازم است یک بار دیگر بر این تعریف ویژه از واقعیت مجازی تأکید کنم. واقعیت مجازی صرفاً بازنمایی واقعیت به صورت دیجیتالی یا آنالوگ نیست؛ واقعیت مجازی بازنمایی واقعیت به صورت هرنوع نماد شناخته‌شده بشری از جمله زبان (آواها، واژگان مکتوب…)، تصاویر نقش‌بسته در سیستم بینایی و… است. از این رو، تجربه ما از واقعیت یا واگویی و بازنمایی آن هیچ‌گاه بی‌واسطه نیست. «اگر منظور ما از تجربه باواسطه این باشد که انسان از طریق نظم نمادینِ زبان تجربه کسب می‌کند، در آن صورت می‌توان گفت که تقریباً تمام تجربه‌های انسان باواسطه‌اند… در مورد سطوح اجتماعی و فرهنگیِ زندگی انسان، بی‌تردید زبان واسطه‌ای اساسی است که ما از طریق آن جهان را درک و با آن رابطه برقرار می‌کنیم» (تاملینسون 1381: 209). بنابراین، می‌توان گفت آنچه به تجربه ما درمی‌آید یا واقعیت مجازی است (یعنی تصویر یا نماد آنچه مابازای مادی دارد) یا مجاز واقعی است (یعنی آنچه مابازای مادی ندارد اما به گونه‌ای با کمک فناوری‌های رقومی برساخته شده که همچون امر واقعی بر ما آشکار می‌شود). چنین تفکیکی در تعریف بودریار کاملاً آشکار است: «اجسام سایه خود را نمی‌افکنند، بلکه سایه‌ها هستند که جسم خود را می‌افکنند.» اجسامی که سایه خود را می‌افکنند واقعیت‌های مجازی و سایه‌هایی که جسم خود را می‌افکنند مجازهای واقعی‌اند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریه های مشارکت سیاسی بر اساس سطح تحلیل
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید