بیشتر واکنشای داخلی هیجان به دستگاه عصبی خودکار وابسته. این دستگاه از دو سیستم عصبی  سمپاتیک و پاراسمپاتیک، که عملکردشون معمولا در جهت عکس یکدیگره، تشکیل می شه. برانگیختگیایی که دستگاه عصبی خودکار به وجود می آورد، معمولا اثر کنه، طولانی و پراکنده دارن. این اثر با ترشح غدد(مثلا آدرنالین) تقویت میشه. پس انگار واکنشای داخلی وابسته به دستگاه عصبی خودکار، با یه مرکز بالاتر، که امروزه جای اون در تالاموس و، یعنی مغز میانی، تشخیص داده می شه، هماهنگ می شه. حرکات چهره و نگرشای غیر ارادی هم به همین مرکز وابسته؛ در حالی که حرکات ارادی و اکسابی تحتِ کنترل کرتک(قشر خارجی مخ) قرار داره. از نظر پیدایش و ساخت قسمتهای جور واجور دستگاه عصبی مرکزی، مغز میانی، که عضو تنظیم کننده واکنشای هیجانی هستش، خیلی قدیمی تر از قشر خارجی مخ(کرتکس) است. پس، از نظر تکامل، میشه هیجان رو یه کارکرد کهنه و سطح پایین به حساب آورد(کلارک ، بک وآفورد،۱۹۹۹).

همونجوریکه در بالا هم گفته شد، دو عصب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در جهت عکس همدیگه عمل میکنن. عصب سمپاتیک ارگانیسم رو واسه مقابله با حالات اضطراری آماده می کنه، اگر عصب پاراسمپاتیک اون رو به طرف استراحت و آرامش می بره. دلیل فرق کارکرد اونا اینه که هر یک مواد شیمیایی جداگونه ای آزاد می کنه. عصب سمپاتیک ماده ای آزاد می کنه که اثر اون مثل هورمون آدرنالین غدد فوق کلیویه، یعنی موجب تحریک می شه. عوضش، ماده ای که عصب پاراسمپاتیک آزاد می کنه خاصیت آروم بخشی داره. کلا نقش عصب سمپاتیک در به وجود اومدن هیجانا رو میشه به توضیح زیر خلاصه کرد:

شیمی

ضربان قلب شدت پیدا میکنه تا خون بیشتری به ماهیچه ها برسه و اونا رو واسه مقابله با خطر آماده سازه. رگهای سطحی بدن منقبض میشه تا فشار خون بالا بره و فشار سرخ رگی واسه احتیاجهای لازم حفظ شه. عرق سرد به عنوان مقدمه فعالیت شدید ماهیچه ای ظاهر می شه. بدن به لرزش در میاد و موهای بدن واسه نگهداری گرما بدن و حفظ ارگانیسم از سرما که در اثر انقباض رگهای خونی سطحی بدست میاد راست وای میسته. تنفس عمیق تر و تندتر می شه تا اکسیژن کافی در اختیار ارگانیسم قرار گیرد. مردمک چشم باز می شه تا درک خطر بهتر صورت بگیره. مواد قندی ذخیره شده در جگر آزاد میشه تا نیروی لازم واسه دفاع بدن یا فرار از خطر رو آماده کنه. بستن پذیری خون بیشتر می شه تا در صورت تولید زخم خون خیلی از بین نره. فعالیت شاخه پاراسمپاتیک متوقف میشه. هضم غذا صورت نمی گیره چون خون بدن بیشتر به ماهیچه های مخطط میره. دهن خشک می شه چون ترشح غدد بزاقی کم میشه. ماهیچه های صاف آلت تناسلی منقبض می شه و در نتیجه احساس نیاز به دفع ادرار دست میده. این هیجانها از طرف عصب پاراسمپاتیک خنثی می شه. پس عصب پاراسمپاتیک ارگانیسم رو واسه آروم کردن هیجانها می بره(هاریسون،۱۳۹۰).