دانلود پایان نامه

با توجه به این که فرهنگ های اروپایی دارای خاستگاه های مشابه تمدنی هستند و به ویژه میراث یونان و روم باستان را پیشینه مشترک خود قلمداد می کنند، رویکرد نسبتاً هماهنگ و پیوسته به شرق شناسی و ایران شناسی دارند.
_« انگلیس »: نخستین اروپایی ای که به شاهنامه توجه کرد و بخش هایی از آن را ترجمه نمود سر ویلیام جونز انگلیسی است… “او در سال 1772 میلادی در حالیکه 26 سال بیشتر نداشت، رساله مهمی درباره شعر ملل شرق و فردوسی به رشته تحریر درآورد، و در آن فردوسی را با هومر نویسنده بزرگ یونان مقایسه نمود. و به شباهت های موجود در میان این دو شخصیت و آثار آنها و قدرت خلاقیت آنان پرداخت. در 1875 میلادی جوزف کمپیون برای اولین بار ترجمه انگلیسی را که از اشعار شاهنامه به عمل آورده بود منتشر ساخت و آن را به سرویلیام جونز که فردوسی و شاهنامه را به جهان غرب شناسانده بود، تقدیم کرد.(حصاری،53:1374).
در سال 1795 میلادی سر ویلیام اوزلی در عین حال که لقب هومر ایران را شایسته فردوسی دانست، شاهنامه او را نیز مشهورترین داستان شرق زمین دانست.(همو،55).
جیمز آیکین سون، جراحی که در خدمت شرکت هند شرقی بود، در سال 1814 میلادی، داستان رستم وسهراب را به انگلیسی به صورت منظوم ترجمه و منتشر ساخت. اهمیت این ترجمه در ادبیات انگلیس از این نظر است که ماتیو آرنولد شاعر بزرگ انگلیسی منظومه رستم و سهراب خود را که یکی از شاهکارهای او به شمار می رود از روی آن ترجمه اقتباس نمود.
ادموند گس شاعر معروف دیگر انگلیسی، شعری در باب عظمت مقام فردوسی سرود که در مقدمه آن کتاب درج شده است. و نیز دو تصویر از نقاش معروفی بنام ((آماتادما)) در آن دیده می شود.
الکساندر راجرز ترجمه آزادی از داستان های مهم شاهنامه را به شعر سروده که در 1907 میلادی منتشر ساخت. در این میان دو برادر به نام های آرتور وارنر و ادموند وارنر به انتشار ترجمه کامل شاهنامه به شعر انگلیسی دست زدند.(حصاری،58:1374-56).” محققان و مستشاران انگلیسی، علاوه بر این که از طریق اروپا به فرهنگ ادبیات ایرانی آشنایی یافتند، این امتیاز را داشتند که از طریق هندیان نیز بیش از دیگران امکان آشنایی با ادبیات فارسی و شاهنامه را داشته باشند.
_« آلمان »: پژوهشگران و شاعران آلمانی از نخستین افرادی بودند که به ادبیات ایران توجه کردند. علاوه بر شخصیت هایی چون مولانا و حافظ، این مسأله در مورد فردوسی و شاهنامه نیز صادق است. از نخستین کسانی که به نوشتن شاهنامه به زبان آلمانی پرداخت ((هامر پورگشتال)) پژوهشگر و مترجم اتریشی بود. سپس برخی ترجمه های آزاد و گزیده از شاهنامه در زبان آلمانی انجام گرفت که ترجمه ((یوزف گورس)) از آن میان است.
“وولرس آلمانی در ظرف 7 سال با تحمل زحمات و حوصله زیاد به تصحیح و طبع سه جلد از شاهنامه موفق شد ولی متأسفانه کار این استاد که نمونه ای از دقت و صحت بود ناتمام ماند. او چاپ های مول و ماکان را از شاهنامه با هم مقایسه نمود و متن خود را بر پایه این دو چاپ قرار داد و تفاوت آنها را با دقت در پاورقی ها ذکر کرد.
فریتس وولف آلمانی با 20 سال صرف وقت کار بس بزرگی انجام داد و آن تهیه کشف الکلمات شاهنامه بود و او در این کار بزرگ تمام کلمات شاهنامه را با ذکر این که در کدام بیت آمده و در هر موردی چه معنی و مفهوم دارد تعیین نمود.
فردریش روکرت (1822-1888 م) آلمانی، بخشی از شاهنامه (رستم و سهراب) را به زبان آلمانی ترجمه نمود.
شاک آلمانی، در 1851 ترجمه کامل از شاهنامه را به آلمانی به نثر و برخی قسمتهای آن را به نظم آورد. (حصاری،64:1374-63).”
_« فرانسه »: سیاحان، نویسندگان، شاعران و پژوهندگان بزرگی در فرانسه به شاهنامه و خالق آن توجه داشته اند. شخصیت هایی همچون هوگو، لامارتین، ژول مول، لانگلس، بونار، ماسه، لازار و فوشه کور بخشی از آثار خود را به فردوسی اختصاص داده اند. مهم ترین امتیازی که مطالعات فرانسوی داشته است، ترجمه کاملِ ژول مول از شاهنامه به یک زبان اروپایی یعنی فرانسه است. “مول دقیقاً پنج سال را از 1826 تا 1831 به تحقیق درباره فردوسی و شاهنامه اختصاص داد. ژول با پشتکار تمام در کار ترجمه اش به پیش می رفت، به طوری که در سال 1842 مجلد دوم و در سال 1846 مجلد سوم شاهنامه را منتشر کرد.(ساجدی،116:1387-113).”
“شاهنامه مول چنان است که در مقابل هر صفحه شاهنامه فردوسی ترجمه فرانسوی آن قرار دارد. این شاهنامه در هفت جلد بزرگ بوده و برای هر یک از مجلات آن مقدمه جامعی نوشته به ویژه مقدمه ای که در جلد اول آن قرار داده است یکی از بهترین تحقیقات درباره فردوسی و شاهنامه او و داستان های ملی حماسی ایران است. یکی دیگر از مستشرقین فرانسوی هانری ماسه است که تحقیقات خود را با عنوان (فردوسی و حماسه ملی) منتشر ساخته است. (حصاری،63:1374).”
لامارتین پس از چاپ نخستین ترجمه های مول، ضمن آشنایی با شاهنامه و فردوسی، به آن ها علاقه مند شد و به نوشتن مطالبی در ستایش آن ها در مجله تمدن ساز پرداخت. علت توجه لامارتین و دیگر رمانتیست ها به
شاهنامه وجود حماسه و انسانیت، رشادت و گذشت به صورت توأمان است.
هوگو در آثارش از فردوسی یاد می کند و با صراحت، شناخت و تأثیرپذیریِ خود را از این شاعر ایرانی اعلام می کند. دیوان شرقیات هوگو، که به شدت متأثر از ادبیات و فرهنگ شرقی به ویژه ایرانی است، به خوبی حضور شاعران بزرگ ایرانی همچون فردوسی، حافظ، سعدی، عطار و مولانا را باز می تاباند.
آبل نوآر شاعری توانمند و ادیبی سخنور ولی سرگشته بود. در قرن بیستم هیچ شاعری به اندازه آبل نوآر متأثر از شاهنامه و فردوسی نبوده است. او به داستان های ایرانی به ویژه شاهنامه علاقه بسیار داشت و علاوه بر ترجمه شاهنامه، می کوشید تا اطلاعات دیگری نیز در خصوص حماسه های ایرانی از مراجع دیگر کسب کند. بونار داستانی را با عنوان ((شاهزاده ایرانی)) به چاپ رسانید که شباهت فراوانی به داستان های پهلوانی شاهنامه دارد. (نامورمطلق،158:1388-155).
_« اسپانیا »: اسپانیا از مناطقی است که بیش از دیگر مناطق اروپایی متأثر از فرهنگ اسلامی و ایرانی بوده است. این تأثیرگذاری عمیق و گسترده با حکومت های اندلس بیشتر شد. ترجمه داستان های ایرانی به وسیله مسلمانان، به ویژه مسلمانان شمال افریقا که توجه خاصی به فرهنگ ایرانی داشتند، صورت گرفت.
_« روس »: داستان های شاهنامه پیش از اینکه از طریق اسطوره متن به زبان روسی ترجمه شود از طریق تعاملات فرهنگی و ادبی، به ویژه با ملت های قفقاز، وارد فرهنگ و ادبیات روسی شده است)). (همو،17 :1388-11). از مطالعه و بررسی حماسه های روسی و مقایسه آنها با شاهنامه، می توان پی برد که همه آن ها مستقیم یا با واسطه برگرفته از شاهنامه هستند. (همو،165).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تعریف راه حل و سطوح اون 

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید