دانلود پایان نامه

مارکس و وبر هر دو به تفضیل یک نظریه بحرانی از جامعه بورژوازی ارائه کرده بودند . به نظر مارکس بحران ها ناشی از شیوه تولید و به نظر وبر ناشی از ساخت قدرت بوروکراتیک جامعه بورژوازی بود.
ویتفوگل یک نظریه بحرانی از جامعه آسیائی (هیدرولیک ، آبی ) ارائه داد . اما به نظرویتفوگل بحران های ناشی از هر دو شیوه تولید آسیایی و ساخت قدرت بوروکراتیک جامعه آسیایی بود . نظریه مارکس درباره طبقاتی به عنوان نیروی محرکه که تاریخ از مفهوم بحران جامعه بورژوازی نشات یافته بود . نظریه ” علم جامعه ” ویتفوگل درباره مبارزه طبقاتی از مفهوم بحران جامعه آسیایی (آبی) گرفته شده بود . همانند تحلیلی که مارکس درباره مبارزه پیدایش و خصلت ساخت طبقاتی آسیایی در چین داشت . او نیز چنین تحلیلی ارائه داد. او کشف کرد که دولت عامل اصلی تولید کشاورزی از طریق سازماندهی در سطح وسیع شبکه آبیاری بوده و به طور فعال در شیوه تولید شرکت کرده است .
مفهوم شیوه تولید مارکس اساسا اقتصادی بود. در حالی که تحلیل ویتفوگل از جامعه آسیایی این نظریه را رد میکرد . گرچه مفهوم جدیدیش درباره شیوه تولید بطور بنیادی مفهوم نیروهای تولیدی مارکس را تغییر نداد اما مفهوم مناسبات تولیدی مارکس را عوض کرد زیرا این تز را رد میکرد که تضاد بین نیروهای تولیدی و مناسبات تولیدی در درون شیوه تولید خواه ناخواه منجر به انقلاب میشود که خود تعیین کننده تغییر از یک شیوه تولید به شیوه دیگر و بدین وسیله تغییر شکل یک دوره اقتصادی – اجتماعی است . اگر مناسبات تولید از جمله روابط اقتصادی نهایتا توسط مکانیزم اقتصادی شیوه تولید تعیین نشده اند بلکه توسط دولتبعنوان عامل مسلط تولید تعیین شده باشند نتیجتا ساخت طبقاتی گرچه خصمانه هم باشد نمیتواند منتهی به یک مبارزه طبقاتی شود .
به طور خلاصه ویتفوگل چنین پیشنهاد مینماید که رهبری در امور یک جامعه معین به تعدادی عوامل بستگی دارد مثلا بنیاد طبیعی میتواند نقش اساسی ایفا کند همچنان که وضعیت بومی و اقتصادی میتواند نقش اساسی ایفا کند . گرچه اساسی هستند اما به تنهایی کافی نیستند تا بتوانند نظم اجتماعی و ساخت طبقه حاکم را تعیین نمایند .ویتفوگل نشان میدهد که ” دولت مسلط بوروکراتیک ” تولید را در چین اداره میکند . این دولت همچنان که قادر به کنترل نیروی کار کشاورزی بود ، توسعه صنعتی کشور را هم کنترل میکرد .اتحادیه های صنفی ضعیف ماندند و دولت آسیایی در حالی که از تجارت حمایت میکرد به شدت قدرت تجار را محدود کرد. ویتفوگل نتیجه گرفت که هر تحلیل از پیدایش و توسعه نیروی کار باید این دو پرسش را پاسخ دهد :
1 – چگونه پرولتاریای صنعتی ( بورژوازی صنعتی ) چین هدایت شده است که اشکال صنعتی نو را بپذیرد ؟
2- چگونه عناصر خارجی منبع اصلی تولید چین به نوع استبداد آسیایی پیوند خورده اند ؟
در پاسخ این سوالات ویتفوگل خاطر نشان ساخت که در حالی که سرمایه داری غربی از پایین مستقلا توسعه یافته است سرمایه داری آسیایی از طریق خارجی و از بالا بنیاد گذاشته شده است .
ویتفوگل در خصوص اینکه چرا جنبش های اجتماعی در جوامعی که شیوه تولید آسیاسی در آنها وجود دارند ، همیشه با شکست مواجه می شوند چنین می گوید:
1- جوامع آب سالار مانع شکل گیری جنبش های اجتماعی می شوند.
2- در جوامع آب سالاری مانند ایران مالکیت خصوصی شکل نگرفته است.
3- ادیان که مانند بزاری در دست طبقه حاکم بوده مانع شکل گیری جنبش می شود.
ویتفوگل با بیان این عوامل چنین نتیجه گیری می کند که در ایران جنبش های اجتماعی شکل نمی گیرند.
مقاومت شکننده – جان فوران
پژوهشگران و محققان در این مورد که تاریخ معاصر ایران دقیقا از چه زمان یا دوره‌ای آغاز می‌گردد اختلاف نظرهایی باهم دارند. بنابر یک تعریف معمول، تاریخ معاصر هر سرزمینی از زمانی آغاز می شود که بنیاد تحولات اساسی آن کشور، در آن سالها گذاشته شده باشد.
واقعیت آن است که با مطالعه تاریخ معاصر ایران به خوبی در می‌یابیم بسیاری ازریشه‌های تحولات اساسی ایران، به قبل از مشروطه و حتی قاجاریه باز می‌گردد. برهمین اساس نظریه‌ای که نقطه شروع تاریخ معاصر ایران را دوره صفویه می‌داند واقعی‌تر به نظر می‌رسد.
جان فوران در تحلیل تحولات سیاسی – اجتماعی ایران پنج نظریه ذیل را مطرح نموده و معتقد است جهت تحلیل تحولات ایران، این پنج نظریه باید به خدمت گرفته شود:
1- نظریه نظام جهانی امانوئل والرشتاین
2- نظریه وجوه تولید مارکسیستی
3- توسعه وابسته؛ بر اساس دیدگاه‌های کاردوسو و فالتو.
4- نظریه دولت سرکوب گر
5- فرهنگهای سیاسی مقاومت و مشروعیت، بر اساس نظریه ماکس وبر
فوران معتقد است نباید انتظار داشت که یک نظریه به تنهایی بتواند مسایل ایران را تحلیل نماید. هر نظریه ممکن است تنها به یک بعد از مسایل توجه داشته باشد لذا سایر ابعاد را باید با کمک دیدگاه‌های دیگر بررسی کرد. بر همین اساس فوران 5 نظریه فوق را برای بررسی تحولات ایران مطرح و در انتها عقیده خود را تحت عنوان نظریه مقاومت شکننده ارائه می‌دهد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
فوران در تحلیل خود، نخست بر اساس نظریه نظام جهانی والرشتاین، قرن شانزدهم میلادی را به عنوان نقطه شروع تحولات در نظر می‌گیرد. والرشتاین معتقد است جهان تا پیش از سال 1500.م به دو بخش توسعه یافته و عقب مانده تقسیم نمی‌شد و از آن تاریخ به بعد است که تحولات جدید امروزی و تقسیم جهان به کشورهای پیشرفته و عقب مانده آغاز می‌شود. نکته بسیار قابل توجه آن است که سال 1500م (907 قمری) دقیقا مصادف با به قدرت رسیدن سلسله صفویه در ایران می‌باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریه همسان همسری
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید