دانلود پایان نامه

اصول توانمندسازی کودکان خیابانی
اصول توانمندسازی از این‌جهت مهّم است که سیر حرکت کمک‌کنندگان در این امر را در رسیدن به هدف فرآیند مشخص می‌سازد، البته اغلب در بین سیستم‌های مختلف تفاوتهایی در اجرای اصول وجود دارد امّا این تفاوتهای جزئی مشکلاتی را در اجرای این فرآیند ایجاد نمی‌کند، مهّم، پذیرش اصل فرآیند است.
روز استفن سه اصل را درخصوص توانمندسازی مطرح می‌نماید:
1- استفاده از مفاهیم (ایجاد درک و بینش مناسب): که بیشتر تمرکز بر درک مراجعان از مفهوم اجتماعی بودن دارد تا تأکید بر پنداشت‌ها و خط‌مشی‌های کمک‌کنندگان (مددکاران اجتماعی). این اصل متمرکز بر توسعه گفتگوهایی بین مراجعان و مددکاران اجتماعی است که به واقعیت‌های زندگی آنان می‌پردازند. در این گفتگوها مراجعان می‌توانند احساساتشان را نسبت به موقعیت‌های مختلف زندگی بیان کرده و پس از بحث در خصوص آنها به درک بهتری از زندگی برسند.
2- توانمندسازی: جریانی که از طریق آن مددکاران اجتماعی به حمایت مراجعان می‌پردازند تا آنان بتوانند نسبت به نیازهای احتمالی که در زندگی با آن روبرو می‌شوند، شناخت و درک بهتری داشته باشند. کار مددکاران اجتماعی در این فرآیند متمرکز بر کمک به مراجعین در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر زندگی آنان تأثیرات مهمی خواهد گذاشت.
3- جامعیت (فعالیت‌های جمعی): که توجه به کاهش احساسات انزوا و کناره‌گیری در مراجعان و تأکید بر برقراری ارتباطات اجتماعی در میان آنان دارد. تجارب ناشی از این مشکل اجتماعی شدن، احساسات پایداری را در زمینه خود ارزشی در میان مراجعان ایجاد می‌نمایند. (اقلیما، 1388: 186)
پین پنج اصل مهم توانمندسازی را در عمل مددکاران اجتماعی چنین بیان می‌کند:
1- شناخت و تأکید بر ظرفیت‌ها و توانمندی‌های مثبت افراد: او معتقد است که همه انسانها دارای درک، توانایی و مهارت‌هایی می‌باشند. در شناخت انسان‌ها باید به این ظرفیت‌های بالقوه توجه نمود نه بر برچسب‌های منفی.
2- توجه و ارزش قائل شدن برای حقوق انسان‌ها: همه افراد دارای حقوقی هستند که باید توسط دیگران در نظر گرفته شود. همه انسان‌ها حق دارند که وقتی در مورد مسائل و نیازهایشان صحبت می‌کنند، دیگران به آنها گوش دهند، زندگی‌شان را خودشان کنترل نمایند، خود تصمیم بگیرند که آیا مشارکت داشته باشند یا خیر و…
3- توجه به ارتباط متقابل بین مشکلات فردی و اجتماعی: پین معتقد است همواره مشکلات افراد، علاوه بر کمبودها و نارسایی‌های فردی از طریق اجتماعی نظیر فشار، سیاست، اقتصاد و قدرت نیز ناشی می‌شود.
4- تأکید بر فعالیت‌های جمعی(کار جامعه‌ای): پین، قدرت فعالیت‌های جمعی را به عنوان یک عامل مثبت درنظر گرفته و عنوان می‌کند که بدلیل قدرتمندتر بودن فعالیت‌های جمعی در بین مردم، فرآیند توانمندسازی نیز در عمل باید به آن بپردازد.
5- در فرآیند توانمندسازی می‌بایست توجه به تسهیل کردن شرایط و موقعیت افراد داشت نه هدایت و رهبری آنان. ضمن آنکه قدرت در این فرآیند، کاهش تضادها و چالش‌ها دربین افراد و جامعه می‌باشد. (اقلیما، 1388: 188)
با توجه به اصول مطرح شده که توسط متخصصین در فرآیند توانمندسازی مطرح گردیده است می‌توان به طور خلاصه این اصول را در مددکاری اجتماعی چنین خلاصه کرد:
1- تمرکز بر رشد و توسعه ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها (نه بر کمبودها و ضعف‌ها)
2- تأکید بر همکاری متقابل با مراجعان (نه اعمال قدرت توسط مددکار اجتماعی).
3- تأکید بر خود تصمیم‌گیری و مسئولیت مراجعان(با مشارکت در فعالیت‌ها)
4- توجه به ظرفیت‌های بالقوه انسان‌ها (جهت یادگیری، رشد و تغییر)
5- توجه به جامعه و ارتباطات اجتماعی (جهت دستیابی به رشد و توسعه ظرفیت‌ها)
6- توجه به نیازها، خواسته‌ها و علایق افراد (شروع باید از جایی که مورد علاقه فرد است) باشد (اقلیما، 1388: 191).
همچنین طراحان توانمندسازی بر چند اصل کلی زیر نیز تأکید دارند: 1- توانمندسازی یک فرآیند است 2- توانمندسازی فرآیندی از بالا به پایین نیست بلکه در بطن جامعه اجرا و مردم در آن مشارکت داده می‌شوند 3- توانمندی مراجعان بدون مشارکت آنها امکان‌پذیر نیست.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دیدگاه ها و نظریه های مختلف مکتب کنش متاقبل
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید