دانلود پایان نامه

پایدارگرایان طالب وفاداری به اصول مطلق هستند آنها می گویند علی رغم تغییرات شدید واگذار اجتماعی ثبات واقعی تر از تغییر می باشد و پیروی از ثبات نیز به عنوان یک آرمان امری مطلوب‌تر می باشد در دنیا یی که در آن تبعیت از حوادث و عدم اطمینان رو به فزونی است هیچ چیز به قدر غیر متغیر بودن هدف تربیتی و ثبات در رفتار تربیتی سود مند تر نیست اصول اساسی پایدارگرایی را می توان در شش فقره بیان کرد.
1- علی رغم محیط های متفاوت طبیعت انسانی همه جا یکسان است بنابر این تربیت باید برای همه کس یکسان باشد کنش بک شهروند یا تبعه ممکن است از جامعه ایی به جامعه دیگر تغییر کند. اما کنش یک انسان به عنوان یک انسان در هر عصر و در هر جامعه یکی است زیرا نتیجۀ ماهیت او به عنوان یک انسان می باشد هدف نظام تربیتی در هر عصری و در هر جامعه ای یکسان است و آن عبارت است از بهروزی بخشیدن به انسان به عنوان یک انسان چنانچه آدلر می‌گوید:«انسان حیوانی عقلانی است و در سراسر تاریخ از جهت طبیعت ثابت است پس لازم است در هر برنامه تربیتی سالم بی ملاحظۀ فرهنگ یا دوران برخی وجوه اصلی ثابت وجود داشته باشد» معلومات نیز همه جا همان است هر گاه چنین نبود علماء هرگز نمی توانستند درباره هیچ چیز توافق کنند عقیده البته متفاوت می باشد و انسانها ممکن است از این حیث مخالف هم باشند اما وقتی توافق می کنند عقیده مبدل به معلومات می شود، درست است که کسب معلومات آسان نیست و برخی دانش آموزان مستعد مقاوم در برابر آن هستند باز درست است که یادگیری برخی کودکان بیش از دیگران طول می کشد اما این امر فقط بدان معنا است که باید با این قبیل کودکان وقت بیشتری صرف کنیم پایدارگرا میپرسد آیا در موقعی که کودکان را بر مبنای سن و نه درجه رشد فکری ارتقاء می دهیم مفهوم کاذبی از مساوات را تبلیغ نمی کنیم؟ به نظر نمی رسد که این کودکان بتوانند پس از اطلاع بر اینکه آنها هم با گذراندن همان آزمونها که به دیگر کودکان هم سن داده شده بود به کسب ارتقاء نائل شده اند صاحب عزت نفس بیشتری شوند؟
2- چون تعقل عالی ترین صفت انسانی است پس باید از آن در هدایت طبیعت غریزی خویش طبق اهدافی که عالمان برگزیده اند استفاده کرد.انسانها آزاد هستند اما پرورش خرد و بازداشت امیال خود را باید فراگیرند وقتی کودکی از یادگیری بازمی ماند نباید فوراً معلمان سرزنش را متوجه محیط نگون بخت یا جریان امور بد اقبال از حیث روحی، سازند بلکه کار معلم این است که بطریق نگرش اساساً فکری در قبال مسالۀ یادگیری که در حق همه شاگردان یکسان خواهد بود بر این موانع فائق آید . همچنین نباید اجازه داد تا کودک تعیین کنندۀ تجربه تربیتی خویش باشد زیرا آنچه او می خواهد احتمال دارد آن چیزی نباشد که او باید داشته باشد.
3- وظیفه آموزش و پرورش اینست که مبین معرفت بر حقیقت ابدی باشد. از نظر هومنز معنای آموزش و پرورش تعلیم است تعلیم دلالت بر معرفت دارد و معرفت حقیقت است و حقیقت در همه جا یکسان است بنابراین آموزش و پرورش باید در همه جا یکسان باشد آموزش و پرورش باید در پی سازگاری فرد نه با دنیای کنونی به صورت کنونی بلکه با آنچه که راستین است باشد سازگاری با حقیقت، غایت یادگیری است.
4- آموزش و پرورش تقلیدی از زندگی نیست بلکه آماده شدن برای آن است. آموزشگاه هرگز نمی تواند به صورت یک موقعیت زندگی واقعی باشد. نباید هم چنین باشد . وجود آموزشگاه عبارتست از ترتیبی تصنعی برای کودک تا بدان واسطه با زیباترین دستاوردهای میراث فرهنگی خود آشنایی پیدا کند وظیفه او عبارتست از توجه به ارزشهای میراث خود و همچنین در صورت امکان افزودن به دستاوردهای آن از طریق کوششهای خویشتن.
5- باید برخی دروس پایه ای را به شاگرد آموخت تا به امور دائمی جهان آشنا گردد. او باید به تحصیل زبانها، تاریخ، ریاضیات، دانش طبیعی و فلسفه و هنرهای زیبا بپردازد. به گفته آدلر؛ تربیت عبارتست از: ایجاد انضباط در نیروهای عقلانی و پروراندن فکر او. انضباط از طریق هنرهای آزاد، هنرهای خواندن و گوش دادن نوشتن و صحبت کردن و باالضروره اندیشیدن انجام می گیرد زیرا انسان همان قدر که حیوان عقلانی است حیوانی اجتماعی نیز می باشد و زندگی فکری او در جامعه انجام می‌گیرد که فقط از طریق ارتباط انسانها صورت وجود پیدا می کند.
6- شاگردان باید آثار بزرگ ادبیات،فلسفه،تاریخ و علم را که در آنها انسانها طی اعصار بزرگترین آرمانها و دستاوردهای خود را آشکار ساخته اند مطالعه کنند. پایدارگرایی به دلیل ریشه های ارسطویی و واقعگرایانه اش با طبیعت گرایی عملگرایی و اگزیستانیالیسم تفاوت دارد پایدارگرایان بر خلاف روسو و دیگر طبیعت گرایان برای پرورش عقلانیت انسان به کمک آثار بزرگ هنری، ادبی و علمی الویت قائلند، اتکای پایدارگرایان بر آثار بزرگ تمدن غربی به عنوان مبنای درسی با تأکیدی که طبیعت گرایان بر غرایز، احساسات و تجربه مستقیم می نهند متفاوت است شهرت کنونی پایدارگرایی بر تأکید آن بر حقایق و ارزشهای جهانشمول و رد نسبیت استوار است(جرالد.ال گونگ. مکاتب فلسفی و آراء تربیتی. ترجمه محمد جعفر پاک سرشت 1378 صفحه 40).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   جایگاه عدالت و عدالت گزار ازدیدگاه جان راولز
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید