دانلود پایان نامه

نظریه پردازان غالبا با دو دیدگاه نظری متفاوت نسبت به اعتماد و علل شکل‌گیری آن به برخورد کرده‌اند. یکی از این دیدگاهها که آن را دیدگاه شناختی نیز می توان نامید، انسانها را موجوداتی معقول دانسته و کنشهای آنها را بر این اساس تعبیر و تفسیر می نمایند. دیدگاه دوم هر دو بعد انسانی (عقل و احساس) را مورد توجه قرار داده و کنش انسانها را ارادی و داوطلبانه و معقول می پندارد که در قالب اجتماعی هنجاری انجام می گیرد. دیدگاه اول( دویچ، جانسون و…) ریسک و دیدگاه دوم ( دورکیم، گیدنز، چلبی و …) حسن ظن را هسته مرکزی اعتماد می‌داند. در دیدگاه اول دو طرف وجود دارد ؛ فرد اعتماد کننده و فرد مورد اعتماد که هر کدام به دنبال منافع خود هستند و اعتماد حاصل ریسک‌های متقابل میان این دو می باشد. به عبارت دیگر بدون مخاطره اعتماد هم وجود نخواهد داشت. دیدگاه دوم ضمن قبول این موضوع که در یک رابطه‌ی مبتنی بر اعتماد، صراحت، صداقت، سهیم‌کردن، حمایت، همکاری و … وجود دارد. اما این فرض را که اقدام به هر یک از اینها مخاطره‌آمیز است را مورد تردید قرار می‌دهد. اگر این گفته کلمن را بپذیریم که اعتماد کردن مستلزم قرار دادن داوطلبانه منافع در اختیار طرف مقابل بدون اخذ هرگونه تعهد رسمی و غیر قانونی است در چنین شرایطی اقدام ما نتیجه حسن ظن و نه مخاطره پذیری است. اگر با جامعه‌ای سرو کار داشته باشیم که افرادش سعی می‌کنند تعامل صادقانه را با اعمال مزدورانه و غیر صادقانه جایگزین سازند یا در جامعه‌ای که در آن نظم اقتصادی حاکم است می تون پذیرفت که هسته اصلی و مرکزی اعتماد مخاطره‌آمیز است، اما بی‌شک در عمل نه چنین نظمی و نه چنین ترکیبی از افراد می‌تواند وجود داشته باشد. نکته دیگر‌ی که دیدگاه دوم به آن اشاره دارد اینست که صداقت، سهیم کردن، اطمینان و همکاری در فرد اعتماد کننده وجود دارد. اگر کسی به اطرافیان خود حسن ظن داشته باشد مسلما به آنها صراحت و صداقت هم دارد، نسبت به آنها باز عمل می‌کند، میزان همکاری و اطمینانش بالا خواهد بود. چون اساسا ریشه همه آنها در یک چیز خلاصه می‌شود و آن هم چیزی نیست جز حسن ظن. این امر را می‌توان در اغلب روابط‌ها، مشاهده کرد. از سوی دیگر چند‌رخساره‌ای بودن پدیده‌های اجتماعی به معنای اعم، مانع از آن می‌شود که نظریه‌ی واحدی بتواند تمامی آنها را روشن نماید چرا که هر کدام از رویکردها به بعد یا ابعاد خاصی از آن پدیده توجه دارند، لذا بایستی موضعی اتخاذ گردد تا فرایندهای علی مناسبی در مورد مسأله ای همزمان به طور چند سطحی و نظام مند اعمال گردد. پدیده‌هایی چون اعتماد نیز مستثنی از قضیه فوق نیستند و به تعبیر ریتزر نظام پیچیده‌ای از سطوح میکروسیستم‌ها به ساختار آن شکل و معنا می‌دهد، به عبارت دیگر بسیاری از مسایل فرد در بطن بسترهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی تاریخی قرار دارند که به قول گیدنز در یک فرایند بازگشتی از آنها تأثیر پذیرفته و آنها را متأثر می‌سازند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دین و خصوصیات آن در جوامع مختلف از نظر دورکیم
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید