دانلود پایان نامه

– پژوهشی با عنوان “پرکردن شکاف دیجیتالی: افزایش سرمایه‌ی اجتماعی و توانمند سازی”، توسط چورلسن (2012)، انجام شد. هدف این پژوهش بررسی برآیندها و به طور کلی فرایند تولید رسانه ای و متمرکز بر روی رسانه‌های جدید و تولید رسانه‌ای بوده است. چورلسن این پژوهش را در سال 2011 به عنوان جزئی از یک برنامه‌ی علمی که در دانشگاه کاتولیک استرالیا انجام شد و هدفش شکستن چرخه‌ی فقر، نابرابری اجتماعی، محرومیت گروه‌های حاشیه‌ای بود، انجام‌ داد و در آن برآیندهای مثبت که در نتیجه‌ی روابط فردی قدرت ظاهر می‌گشت مورد بررسی قرار‌ گرفت. نتیجه‌ی آنچه چورلسن انجام داد این بود که تولید رسانه‌ای جدید و نقش‌های قابل تغییری که در زندگی دارد به پر‌کردن شکاف دیجیتالی بین دانشجویان کمک کرده است.
– هیلبرت (2011)، پژوهشی را با عنوان “آیا شکاف دیجیتالی جنسیتی ‌و فناوری‌ زنان را در کشورهای درحال توسعه قدرتمند می‌کند؟”، انجام داد. در این مطالعه داده‌های مرتبط با 12 کشور آمریکای لاتین و 13 کشور افریقایی از سال 2005 تا 2008 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است هدف از این پژوهش، بحث پیرامون دسترسی زنان به و استفاده از آگاهی دیجیتالی و فناوری ارتباطات در کشورهای در حال توسعه بود. نتایج تحقیق نشان دادندکه دسترسی و استفاده‌ی کمتر زنان از این‌ فناوری‌ها به طور مستقیم از شرایط نامساعد آن‌ها با توجه به اشتغال، آموزش و درآمد ناشی می‌شده است. زمانی که این متغیرها کنترل شود زنان به کاربران فعال ابزارهای دیجیتالی در مقایسه با مردان تبدیل می شوند.
– “دولت الکترونیک و شکاف دیجیتالی جنسیت”، عنوان پژوهشی است که توسط ابوشنب و الربابه (2010)، انجام گرفت. هدف از این تحقیق بررسی تجربه‌ی ادغام مسائل برابری جنسی با پروژه‌ی دولت الکترونیکی در همه‌ی جهان، و توجیه معرفی نیاز زنان فقیر برای دسترسی به اطلاعات و خدمات دولت الکترونیک بود. این پژوهش در اردن صورت گرفت و ابتکارات بسیاری را که در ارتباط با زنان و توسعه و حمایت مناطق روستایی به کار برده شده بود را بررسی کرد. این مطالعه 50 زن را که از حمایت این ابتکارات در اردن برخوردار بودند را مورد مصاحبه قرار داد. نتایج نشان داد که پروژه‌ی دولت الکترونیک در اردن برای سطح مورد نیاز خدمات به سمت کمک در پر کردن شکاف دیجیتالی و کمک به زنان فقیر برای بهبود زندگی آنان در دسترس نبوده است.
– پژوهشی با عنوان “شکاف دیجیتالی: تفاوت در استفاده از اینترنت و تلفن همراه در بین زنان مراجعه کننده به درمانگاه شهری عفونت‌های مقاربتی” توسط سامال و همکاران (2009) انجام شد. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از 200 زن انگلیسی زبان بود که به کلینیک بیماری مقاربت جنسی شهر بالتیمور، با شکایت از این بیماری مراجعه کرده بودند. شرکت کنندگان یک نظر سنجی خود مدیریتی را در مورد استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و ویژگی‌های جمعیت شناختی کامل کردند. محققان سه سؤال جداگانه در مورد علاقه به دریافت توصیه‌های بهداشتی ارائه شده از اینترنت، تلفن همراه و پیام کوتاه را مورد پرسش قرار دادند. ‌سن متوسط پاسخگویان 27 سال بود. 87% آمریکایی آفریقایی تبار بودند و 71% دیپلم متوسطه داشتند. نرخ هرگونه استفاده از اینترنت 80%، گرایش به استفاده‌ی روزانه 16% و 22% استفاده‌ی کمتر گزارش شد. تقریباً همه‌ی پاسخگویان (93%)، استفاده از تلفن همراه و 73% پیام کوتاه را گزارش دادند. پذیرش توصیه های بهداشتی توسط هر یک از سه روش 60% بود. در تجزیه و تحلیل چند متغیره، تحصیلات بالاتر و سن جوانتر با استفاده از اینترنت، پیام کوتاه و استفاده از تلفن همراه مرتبط بود. همه‌ی نرخ‌های استفاده از اینترنت بالا گزارش شد، اما تفاوت در تحصیلات در استفاده از اینترنت مشاهده شد. استفاده از تلفن همراه در این نمونه عمومیت داشت و هر سه روش به یک اندازه شکل قابل پذیرشی از ارتباط با سلامت را داشتند.
– پارک (2009) مطالعه ای تحت عنوان “استفاده‌ی زیاد از اینترنت و رابطه‌اش با در معرض مطالب منفی قرار گرفتن: آیا شکاف جنسیتی در بین نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است؟” انجام دادند. این مطالعه با هدف بررسی رفتار متنوع آن‌لاین بزرگسالان و نوجوانان، به خصوص تراکم در استفاده‌ی متفاوت از اینترنت و در معرض مطالب منفی بودن انجام شد. ‌این مطالعه در سئول کره‌ی جنوبی بوده است. نتایج نشان داد، استفاده کنندگانی که به طور متنوعی از خدمات آن‌لاین استفاده کرده اند، کمتر در معرض مطالب منفی بودند. هم چنین شکاف جنسیتی در نسل جوان‌تر کم‌تر بوده، اما هنوز هم در ابعاد مختلف و در برخی از روش ها زیاد بوده است. نسل جوان تر از اینترنت به طور متمرکز‌تری استفاده می‌کردند و در معرض محتوای منفی بیشتری قرار داشتند. رابطه‌ی بین دامنه‌ی استفاده از اینترنت، قرار گرفتن در معرض محتوای منفی و جنسیت معنادار بود.
– جکسون و همکاران (2008) مطالعه‌ای تحت عنوان‌ “نژاد، جنسیت و استفاده از فناوری اطلاعات” انجام دادند. این تحقیق تفاوت‌های جنسی و نژادی را در شدت و ماهیت استفاده‌ی فناوری‌های اطلاعاتی و اینکه آیا استفاده‌ی از این فناوری‌ها عملکرد دانشگاهی را پیش بینی می‌کند، مورد بررسی قرار دادند. نمونه مورد بررسی 515 کودک (172 آمریکایی آفریقایی تبار و 343 آمریکایی قفقازی)، با میانگین سنی 12 سال بوده‌است. یافته‌ها نشان داد که نژاد و جنسیت، در شدت استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی تفاوت ایجاد کرده است. مردان آفریقایی آمریکایی تمایل کمتری در استفاده از کامپیوتر و اینترنت، و زنان آمریکایی آفریقایی بیشترین تمایل را در به کاربردن کامپیوتر داشتند. مردان بدون در نظر گرفتن نژاد، بیش‌ترین تمایل را به استفاده از بازی‌های ویدئویی داشتند و زنان بدون در نظر گرفتن نژاد، متمایل‌ترین افراد برای به کاربردن تلفن همراه بودند. استفاده از این فناوری‌ها عملکرد تحصیلی کودکان را پیش‌بینی می¬کرده است. طول مدت زمان استفاده از کامپیوتر و اینترنت، پیش‌بینی کننده‌ی مثبتی در عملکرد تحصیلی بود، در حالی که زمان صرف شده برای بازی‌های ویدئویی پیش‌بینی کننده‌ی منفی بوده است.
– لییه (2007) پژوهشی با عنوان “رسانه‌های گروهی، فرهنگ و جامعه” انجام داد که در آن ماهیت زنان جوان مصرف کننده از اینترنت در روستای فنلاند و برزیل مقایسه شد. در پژوهش مذکور ویژگی‌های استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بین زنان روستایی در دو کشور، در سال‌های 2000 تا 2005 بررسی شد. این پژوهش با هدف شناسایی ماهیت استفاده از اینترنت و ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو کشور کاملاً ناهمگون به لحاظ فرهنگی انجام شد. بر اساس یافته‌های بررسی در روستای کشور فنلاند، دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار گسترده‌تر بود، در مقابل در روستاهای کشور برزیل، وابستگی به ابزار مذکور وابستگی بسیار زیادی به سطح اقتصادی و درآمد روستاییان، و در مجموع، وضعیت رفاهی منطقه داشته است. همچنین نگرش‌ها درباره‌ی استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در میان هر دو طیف از زنان روستایی دو کشور، مشابه و مثبت و در هر دو جامعه، وابستگی فراوانی بین نگرش‌ها و عقاید افراد و ماهیت استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات مشاهده شد. در فنلاند زنان روستایی بسیار توانمندتر از برزیل بوده اند.
– ترلکی و نیوکمب (2005) پژوهشی با عنوان “شکاف دیجیتالی تا چه حد مهم است؟ ارتباط کامپیوتر و کاربرد بازی‌های ویدئویی و تفاوت‌های جنسی در توانایی چرخش ذهنی” انجام دادند. در این مطالعه با استفاده از یک پرسشنامه‌ی جدید به نام بررسی بازنمایی و فعالیت های فضایی ، تجربه‌ی فضایی با کامپیوتر و بازی‌های ویدئویی را در یک نمونه نزدیک به 1300 دانشجوی مقطع کارشناسی مورد بررسی قرار دادند. یافته‌ها، تفاوت‌های جنسی زیادی در تجربه‌های کامپیوتری را نشان داد. اگرچه مردان و زنان در نمرات آزمون استعداد تحصیلی متفاوت بودند، تفاوت جنسی در تجارب کامپیوتری هنوز با عامل خارج از آزمون استعداد تحصیلی آشکار می‌شد. علاوه بر این مردان و زنان با سطح بالا و پایین تجربه‌های کامپیوتری که برای مشاهده‌ی فشرده‌تر انتحاب شده بودند، دیده شده اند که در آزمون چرخش ذهنی اختلاف داشتند. تحلیل مسیر نشان داد تجارب کامپیوتری به طرز قابل توجهی واسطه‌ی تفاوت‌های جنسی در توانایی فضایی مشاهده شده در آزمون چرخش ذهنی بود. مجموع نتایج نشان داد که شکاف دیجیتالی یک پدیده‌ی مهم است و اینکه تشویق زنان و دختران برای رسیدن به تجارب فضایی ممکن است در پر کردن شکاف کمک کند.
– “دسترسی،‌ خودپنداری و توانمندی: آموزش کامپیوتر برای زنان کارآفرین در کاستاریکا ” ،پژوهشی است که توسط لی (2004)، انجام شد. این مطالعه مبتنی بر مطالعه‌ی موردی سازمان‌های غیر‌دولتی در کاستاریکا (یک برنامه‌ی آموزشی در سال 2002 به منظور گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات برای 100 نفر از زنان در سراسر کشور، از طریق یک کلاس کامپیوتر رایگان)، بود. این برنامه به منظور افزایش دسترسی زنان و کنترل بر تکنولوژی، توسعه داده شد. تجزیه و تحلیل موفقیت این و دیگر برنامه‌ها از دیدگاه شرکت کنندگان، و فهم اینکه چگونه چنین برنامه‌هایی رفتارها را در حوزه‌ی عمومی و خصوصی و سطح خرد و کلان تغییر می‌دهند، مورد اهمیت بود. این مقاله به طور خاص ارزیابی کرده است که چگونه و در چه راهی این برنامه ها، تجربه‌ی کاری زنان، اصلاح نقش زنان در درون خانواده، دوباره سازی دیدگاه فرد درباره‌ی خودش و توانمندی دانش آموزان را برای زنان شرکت کننده تغییر داده است. داده‌ها با بیش از چند ماه کار میدانی جمع‌آوری شد و شامل بیش از 20 مصاحبه‌ی نیمه ساختاریافته‌ی عمیق و دوگروه متمرکز با 33 پاسخ دهنده بود. روش های کیفی برای تجزیه و تحلیل تجارب فردی دانش آموزان، برای درک بهتر شکست و موفقیت این نوع برنامه در زمینه‌ی توسعه‌ی زنان در جهان سوم مورد استفاده قرار گرفت.
– ایمن (2004)، پژوهشی را با عنوان “شکاف دیجیتالی در دسترسی به کامپیوتر و استفاده در بین جوانان فقیر و غیر فقیر” انجام داد. هدف از این مطالعه بررسی شکاف-دیجیتالی در دارندگان کامپیوترهای خانگی و برای بررسی تفاوت در کامپیوترهای دانشگاهی و غیردانشگاهی میان جوانان فقیر و غیر فقیر بود. داده‌ها از یک نمونه‌ی ملی 1029نوجوان 10-14 ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که جوانان فقیر 36% دوست داشتند کامپیوتر خانگی داشته باشند اما به همان اندازه دوست داشتند از کامپیوترهای خانگی برای مقاصد علمی به اندازه‌ی جوانان غیرفقیر استفاده کنند. جوانان فقیر از جوانان غیر فقیر در اینکه چگونه آن‌ها از کامپیوتر برای مقاصد علمی استفاده می‌کردند متفاوت نبودند اما شباهت کمتری در استفاده‌ی غیر دانشگاهی داشتند.
– دونرمییر و هالی فلد (2003)، “شواهد شکاف دیجیتالی در 4 منطقه‌ی روستایی” را مورد مطالعه قرار دادند. در این مقاله استفاده‌ی ایمیل و وب را بر پایه‌ی یک نمونه از 471 ساکن از 4 جامعه‌ی شهری در نبراسکا و ووسیکنسین را مورد مطالعه قرار دادند. یافته‌ها به لحاظ دو متغیر شکاف دیجیتالی مورد بررسی قرار گرفت، اول: شکاف دیجیتالی بین جوامع شهری بر اساس محل سکونتشان در میان شبکه‌ای از دوستان و همکاران بود که به نوبه‌ی خود در جهت تأثیر دانش، آگاهی و تصویب نهایی فناوری اطلاعات بوده است. دومین شکاف، در بین جوامع روستایی بود که اقتصاد و جمعیت در حال رشد و کسانی که در حال رشد نبودند را بر اساس موقعیت آنها در ارتباط با نواحی شهری و مصرفی مورد بررسی قرار داد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مشارکت اجتماعی ایرانیان در بعد از انقلاب اسلامی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید