دانلود پایان نامه

انواع دیپلماسی
1 – 4 – 1 دیپلماسی سنتی
هر چند تعریف مشخص و مورد توافقی درباره دیپلماسی سنتی وجود ندارد، اما این مفهوم را می¬توان با توجه به ویژگی-های آن تعریف کرد.
گیلبوا، از واژه «سری» برای اطلاق به مفهوم دیپلماسی سنتی استفاده می¬کند. از نظر وی، در دیپلماسی سنتی، کلیه فعالیت¬های به طور مخفیانه انجام می¬شوند لذا رسانه¬ها و افکار عمومی به طور مطلق از مذاکرات و سیاست¬گذاری¬های مرتبط کنار گذاشته می¬شوند. روزنامه¬نگاران، عامه مردم و بیشتر سیاست¬مداران و مقامات رسمی، از آنچه در این ملاقات-ها اتفاق می¬افتد؛ طرح¬هایی که مبادله می¬شوند و معاهداتی که مورد مذاکره قرار می¬گیرند و بر سر آنها توافق می¬شود، بی¬خبرند. دیپلماسی کلاسیک سنتی محرمانه بوده است. با دموکراتیک¬تر شدن دنیا و دسترسی بیشتر رسانه¬ها به امور، هدایت دیپلماسی در خفا سخت¬تر شده است. مردم خواستار اطلاعاتی درباره مذاکرات هستند؛ به طور کلی، رسانه¬ها این تقاضا را برآورده می¬کنند. جایگاه بالا و موقعیت مذاکره کنندگان و چالش¬های عمده، به برپایی گفتگوهای سری منجر می¬شود. با این حال، در تعداد اندکی از موارد بحرانی و بسیار حساس، حتی سیاست¬گذاران شناخته شده و سطح بالا نیز قادر بوده¬اند مذاکرات سری را دنبال کنند. (گیلبوا، 1388، ص55)
بنابراین، دیپلماسی سنتی را می¬توان شکلی از اداره امور خارجی تلقی کرد که:
الف) تشریفات خاصی دارد؛
ب) عموما پنهانی، مخفیانه و مرموز است؛
ج) نخبگان دیپلماتیک از سایر بخش¬های جامعه جدا بوده و حالت آریستوکراتیک دارند؛
د) چون با شفافیت میانه¬ای ندارد، کمتر رسانه¬ای است. (طباخی ممقانی، 1390، ص 68)
سیاست¬مداران و مقامات رسمی، مذاکرات سری را به دلیل ماهیت مذاکرات بین¬المللی و مصونیت از هزینه¬های عدم موفقیت، ترجیح می¬دهند. مذاکراتی که برای حل درگیری¬های دشوار بین¬المللی انجام می¬شوند، مستلزم چانه¬زنی¬های طولانی و سخت هستند. آنها از مراحل اولیه پیشنهادهای انعطاف¬ناپذیر و صریح خود به وسیله اعطای امتیازات دردناک و خطرناک، به سمت توافقات نهایی بر مبنای امتیازات دوجانبه از سوی هر دو طرف، حرکت می¬کنند. دیپلمات¬ها عقیده دارند افشای نابهنگام موقعیت¬های ابتدایی مذاکرات و راهکارها، توانایی بالقوه امتیازات آنها را در معرض فشارهایی، هم از جانب طرف دیگر مذاکره کننده، و هم از سوی افکار عمومی داخلی خود، قرار می¬دهد. این گونه شرایط پر تنش می¬تواند با مباحثات طولانی غیر ضروری و توافقات کم تاثیر، موجب پایان یافتن پیش از موعد مذاکرات یا مختل شدن دیپلماسی شود. رسانه¬ها مدعی حق عموم برای اطلاع یافتن، و خواستار پوشش تمامی جنبه¬ها و جزئیات مذاکرات بین¬المللی هستند، در حالی که دیپلمات¬ها نیز حق خود را در مذاکره آزادانه برای صلح (بدون اینکه تحت¬تاثیر فشارهای مداوم داخلی قرار بگیرند) طلب می¬کنند. نتیجه، نزاعی داخلی بر سر منافع، بین دیپلمات¬ها و روزنامه¬نگاران است. (گیلبوا، 1388، ص56)

1 – 4 – 2 دیپلماسی عمومی
عبارت دیپلماسی عمومی در حوزه مطالعات روابط بین¬الملل، عبارتی است که در دهه 1960 عمدتا برای توصیف جنبه¬های جدید دیپلماسی رایج شد که تعامل میان بازیگران جدید عرصه بین¬المللی را در کنار دولتها دربر می¬گرفت. دیپلماسی عمومی اولین بار در سال 1965 در آمریکا توسط «ادمون گولیون» ، رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتز به کار گرفته شد و عبارت است از ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی. با این تعریف مسائلی از قبیل اعزام دانشجو به خارج، پذیرش بورسهای تحصیلی، خبرنگاران اعزامی، فرآیند ارتباط میان¬فرهنگی، برگزاری انواع جشنواره¬های هنری، همایش¬ها و سمینارهای فرهنگی و پخش برنامه¬های صوتی و تصویری و حتی سایتهای اینترنتی، همه و همه در حوزه دیپلماسی عمومی قابل بحث می¬باشد. (ولف و روسن، 2004، ص 4)

1 – 4– 2- 1 سیر تحول دیپلماسی عمومی
سیاست¬مداران آمریکایی همواره در جستجوی راه¬هایی بودند تا بتوانند افکار عمومی مردم کشورهای دیگر را در آنسوی دریاها تحت¬تاثیر قرار دهند. «جفرسون» ، معتقد بود که با ارائه تصویری از ارزش¬ها و نهادهای دموکراتیک در آمریکا، ایالات متحده قادر خواهد بود نفوذ بیشتری در خارج از کشور داشته باشد. وی اولین مرکز اطلاعاتی آمریکا را زیر نظر مقامات دولتی این کشور تاسیس کرد. این مراکز به زودی در سراسر اروپا گسترده شدند و دیپلماسی سنتی، خیلی زودتر از سال 1866 که اولین کابل در اقیانوس اطلس کار گذاشته شود و خیلی زودتر از آنکه در سال 1924 امواج کوتاه رادیویی فاصله¬های دور را درهم نوردند، تغییرات خود را آغاز کرد. هلند، اولین کشور اروپایی بود که از این امواج برای ارتباط با مستعمرات خود استفاده کرد. پس¬از آن، انگلستان، فرانسه، پرتغال و بلژیک توانستند با متصرفات خود در آنسوی دریاها ارتباط برقرار کنند. (اشنایدر، 1997، ص 19)
هری ترومن، از جمله افرادی بود که کاملا به ضرورت چنین برنامه¬هایی پی برده بود. وی با اشاره به برنامه¬هایی که ایستگاه رادیویی بی بی سی برای مخاطبان پخش می¬کرد، گفت: «ماهیت امروزی روابط خارجی، این مسئله را برای ایالات متحده الزامی می¬سازد که فعالیت¬های اطلاعاتی خود را به عنوان بخش تفکیک ناپذیر مسائل خارجی دنبال کند.» (همان، ص 15) به همین دلیل در دوره ریاست جمهوری¬اش، وی به وزارت خارجه دستور داد که تلاش خود را در این زمینه افزایش دهد. دفتر اطلاعات بین¬المللی و امور فرهنگی، همچنین دفتر تبادل آموزشی و مراکز فرهنگی و کتابخانه¬های آمریکایی در بسیاری از کشورهای خارجی تاسیس شد. ژنرال «دوایت آیزنهاور» ، در راستای سیاست پیشینیان خود از جمله هری ترومن، آژانس اطلاعاتی ایالات متحده را در سال 1953 تاسیس نمود. وی به ویژه درصدد بود تا به نسل بعد از جنگ اروپا، یادآوری کند تا چه حد مرهون فداکاری و مجاهدت آمریکا هستند. وی می¬گوید: «اروپا (اروپای غربی) به سرعت بازسازی خواهد شد؛ مدرنیزه خواهد شد و ثروت زیادی به¬دست خواهد آورد؛ اما دولتهای اروپایی راجع¬به گام¬هایی که ما برای کمک به آنها برداشتیم، کمتر سخن خواهند گفت.» آیزنهاور به آنچه که وی دیپلماسی «پی-فکتور» (دیپلماسی با عاملیت مردم) یا ارتباط مردم با مردم می¬نامید، اعتقاد داشت. وی حداقل ماهی یک¬بار با اولین مدیر آژانس اطلاعات آمریکا، تئودور اس. استرایبرت دیدار داشت. تئودور استرایبرت، همچنین در نشست¬های شورای امنیت ملی کاخ سفید نیز حضور داشت. (همان، صص 17-16)
«آلوین اشنایدر» ، نویسنده کتاب «مبارزان دروغ پراکنی» می¬نویسد: «در سال 1982، من مدیر بخش تلویزیون و فیلم در آژانس اطلاعاتی آمریکا بودم که وظیفه آن، ارائه سیاست خارجی آمریکا به مخاطبان بین¬المللی بود. ما همگی بر سر این موضوع توافق داشتیم که تلاش¬های دیپلماسی عمومی آمریکایی در سراسر دنیا باید از طریق اروپای غربی که همچنان مرکز اطلاعات جهانی بود، اعمال گردد. ما معتقد بودیم که وقتی رهبران افکار اروپایی، راجع¬به ارزش¬ها، نهادها و سیاست¬های آمریکایی متقاعد شدند، آنها این داستان را به سایر نقاط دنیا با تاثیر بیشتری منعکس خواهند کرد؛ همچنین ارسال اطلاعات به جوامع بسته اروپای شرقی نیز مد نظر ما بود تا فشار عمومی بر رژیم¬های سرکوب¬کننده افزایش یابد. ما می¬خواستیم راجع¬به ارزش¬های آمریکایی به عنوان پایه¬ای برای بهتر فهمیدن سیاست خارجی ایالات متحده صحبت کنیم». (اشنایدر، 1997) کاخ سفید چندین¬بار در موقعیت¬های مختلف خاطرنشان ساخته بود که ماموریت آژانس اطلاعات آمریکا باید متقاعدگرایانه و نه صرفاً آگاهی¬دهنده باشد. اما اگر قرار است کسی را در خارج از کشور متقاعد کرد، ایالات متحده ابتدا باید در داخل کشور رفتار خود را اصلاح می¬کرد. خشونت علیه سیاهپوستان، جنگ ویتنام، ترور «مارتین لوترکینگ» و «رابرت کندی» ، همگی از جمله مسایلی بود که به شدت تصویر ارائه شده از آمریکا را در برنامه¬های تلویزیونی، فیلم¬ها و برنامه¬های خبری تحت تاثیر قرار داده بود و آن را کشوری خشن و نژادپرست جلوه می¬داد. این در حالی بود که تصویر مورد نظر دولتمردان آمریکایی، زندگی سطح بالا، موفقیت¬های علمی، قدرت نظامی، مردم بخشنده و روشنفکر آمریکایی بود. (همان، ص 39)
در زمان ریاست جمهوری «جیمی کارتر» و در سال 1978، نام «آژانس اطلاعاتی آمریکا» به «آژانس ارتباطات بین-المللی» تغییر یافت؛ چرا که به نظر می¬رسید کلمه اطلاعات به جریان یک¬طرفه پیام¬ها از سوی ایالات متحده اشاره دارد. به این ترتیب جایگاه وزارت امور خارجه آمریکا را در تصمیم¬گیری¬های مربوط به ارتباطات بین¬المللی، اهمیت بیشتری پیدا کرد. گرچه «آی سی ای» همواره با «سی آی ای» در آن سوی دریاها اشتباه گرفته می¬شد. در این زمان، آژانس اطلاعاتی آمریکا، جریان مداومی از اطلاعات را به خارج از کشور ارسال می¬کرد. رادیو صدای آمریکا به 35 زبان، برنامه پخش می¬کرد و سیستم تله¬تایپ رادیویی، واشنگتن را مستقیماً به 170 ایستگاه رادیویی واقع در 100 کشور (مخاطبان محلی و مقامات رسمی) دنیا متصل می¬ساخت. (همان، ص 23)
در سال 1981، پس از ورود «رونالد ریگان» به کاخ سفید، بار دیگر به تاسیس یک نهاد واحد برای نظارت بر تمام زمینه¬های ارتباطات توجه پیدا شد. به همین جهت، یک لایحه قانونی با عنوان «قانون تجدید سازمان ارتباطات بین-المللی» از سوی کاخ سفید به کنگره ایالات متحده پیشنهاد گردید. در این لایحه قانونی، برای مسایل مربوط به تخصیص فرکانس¬های رادیویی و همچنین جریان داده¬های اطلاعاتی کامپیوتری، اولویت¬های خاصی در نظر گرفته شده بودند. به موجب لایحه مذکور، تمام امتیازات و اقتدارات وزارت امور خارجه و از جمله «آژانس ارتباطات بین¬المللی ایالات متحده» و همچنین وزارت بازرگانی آمریکا در زمینه¬های ارتباطات، به یک «کمیته ارتباطات و اطلاعات بین¬المللی» واگذار می¬شد. بر طبق لایحه پیشنهادی، نماینده وزارت بازرگانی ایالات متحده، که در میان وزارت¬خانه¬های مختلف دولت عملا دارای نزدیک¬ترین مناسبات با کمپانی¬های بزرگ خصوصی است، ریاست کمیته را به عهده می¬گرفت. همچنین در لایحه قانونی یادشده، ایجاد یک «کمیسیون مشورتی ارتباطات و اطلاعات بین¬المللی»، مرکب از نمایندگان شرکت¬های عظیم چندملیتی، در کنار کمیته مورد نظر، نیز پیش¬بینی گردیده بود. (معتمدنژاد، 1387، ص 242)
و بالاخره، درست اواخر دهه 1990 بود که چندین نیروی به هم مرتبط، یعنی جهانی شدن، انقلاب اطلاعات، پایان جنگ سرد و گسترش دموکراسی به عرصه روابط بین¬الملل، نظریه¬های دیپلماتیک را با چالش¬های عدیده¬ای مواجه کردند. از این رهگذر، شاید دیپلماسی عمومی، بیش از سایر وجوه دیپلماتیک، دچار تحول شده باشد. دنیای نوین، امتیاز ویژه¬ای برای اقناع، آشکارسازی، گشودگی و ایجاد ائتلاف در مقابل توحش و استفاده از زور با خود به ارمغان آورد. اهداف دیپلماتیک امروز، بیش¬از آنکه بر دستیابی ¬به توافقات مبتنی باشد، بر ایجاد جاذبه و خلق پیروانی با انگیزه و تمایل بالا تاکید دارد. به گفته جوزف نای، «عصر اطلاعات عبارت است از بهره¬گیری از عقاید و دانایی به منظور اعمال تاثیرات بین-المللی.» (نای و آونز، 1996، ص 35)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کارکردهای اجتماعی دین بر حسب ابعاد دین
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید