• خادمیت و سرپرستی
  • خادمیت و سرپرستی که به عنوان تعهد به خدمت رسانی تعبیر می گردد، خدمت رسانی به دیگران و توجه به نیازهای سازمان می باشد. بلاک( ۲۰۰۲ ) خادمیت را به این شکل تعریف می کند: مجموعه اصول و اقداماتی که دارای ظرفیت های بالقوه ای برای تغییرات وسیع در سیستم حکومت داری می باشند. این به معنای واگذاری کنترل به مشتریان و خلق روحیه خوداتکایی[۵۹] در تمامی کسانی است که با سازمان در ارتباط می باشند. وی حرکت به سمت خادمیت و سرپرستی را پارادایمی جدید در رهبری قلمداد می کند. رهبری که از این ویژگی برخوردار باشد، رهبری است که قابل اعتماد و الهام بخش می باشد. او رهبری است که در زیر دستان خود نفوذ کرده تا بتوانند به اهداف خود دست یابند و او این کار را ازطریق انسجام و ایجاد روحیه همکاری در پیروانش انجام می دهد. رهبر خدمتگزار خادمی محسوب میگردد که نیازهای سایرین را مقدم بر نیازها و خواسته های خود قرار می دهد (اوموه، ۲۰۰۷: ۴۶).

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

    • تعهد به رشد افراد

    چالش رهبران قابل اعتماد، توجه به رشد و پیشرفت پیروانش می باشد. رهبر خدمتگزار ذهنیتی مثبت به پرورش و بهبود کارکنانش دارد. تورنتن ( ۲۰۰۲ ) این حالت را بدین گونه شرح می دهد: تمایل زیاد به بهبود، داوطلب بودن برای ارزیابی ازخود، حس کنجکاوی قوی، توانایی یادگیری از موفقیت ها و شکست ها، واکنش های غیر تدافعی به بازخوردهای منفی و تمایل به ریسک پذیری و آزمایش رویکردها و روش های جدید. رهبر خدمتگزار معتقد است که پیروانش از دارایی های با ارزش سازمان محسوب می شوند. او پیروان خود را در تمامی جنبه ها پرورش می دهد و همواره بهترین ها را برای آن ها فراهم می آورد و آموزش های لازم را برای مشاغل فعلی و همچنین آموزش های کاربردی مورد نیاز را برای احراز پست های بالاتر مهیا می کند. رهبر خدمتگزار یک مربی نیز می باشد. رهبران خدمتگزار به رشد پیروان خود متعهد هستند، زیرا رهبر در نقش مربی[۶۰] همواره سعی دارد ظرفیت های بالقوه آن ها را شکوفا کند و در این راه پیروان از حمایت و پشتیبانی رهبر نیز برخوردار هستند (اوموه، ۲۰۰۷: ۴۷-۴۸).

    • ایجاد گروه

    این خصوصیت در رهبری خدمتگزار مستلزم این است که رهبر فرهنگ احترام به شأن و مقام انسانی را در سازمان پرورش دهد. گرین لیف این موضوع را به این شکل بیان کرده است: تنها اجتماع ها هستند که می توانند عشق و محبت و شفا بخشی را که از ضروریات سلامت و نشاط در سازمان می باشد را عرضه کنند. زمانی که رهبر خدمتگزار ارزش های مشارکت کارکنان را در محیط کاری ترویج می دهد، در واقع او قصد دارد که روح جمعی را در بین کارکنانش ترویج دهد. نتیجه آنست که پیروان نیز درزمانی که در نقش رهبر ظاهر می شوند، همین کار را انجام خواهند داد (اوموه، ۲۰۰۷: ۴۸-۴۹).
    کوزس و پاسنر[۶۱] (۲۰۰۳) به رهبرانی که می خواهند گروهی را ایجاد کنند پیشنهاد می دهند در مورد اهداف و اهمیت آن ها با پیروان خود بحث و گفتگو کنید، به آن ها اجازه دهید که بدانند آن ها با یکدیگر یک کل منسجمی را تشکیل می دهند. این حس را در آن ها ایجاد کنید که آن چه که ما می خواهیم انجام دهیم، مهم می باشد.
    هرچند که اسپیرز بیان می کند که این ده ویژگی رهبری خدمتگزار جامع و کامل هستند ولی نویسندگان بعدی، ویژگی های دیگری را برای رهبری خدمتگزار معرفی و شناسایی کرده اند که به نوعی ویژگی های رهبری خدمتگزار را از دیدگاه رابرت گرین لیف پوشش می دهند.
    ویژگی های کارکردی[۶۲] شامل ویژگی ها و خصوصیات متمایز و کیفیت های عملی است که به رهبران تعلق دارد و از طریق رفتارهای رهبر بخصوص در محیط کار مشاهده می گردد. ویژگی های کارکردی رهبری خدمتگزار شامل خصوصیات مؤثر و اثربخشی آنهاست، هرچند که ویژگی ها کارکردی از هم مجزا هستند ولی با هم در ارتباط هستند و در بیشتر موارد این ویژگی ها به طور متقابل بر هم اثر می گذارند. ویژگی های مکمل[۶۳] رهبری خدمتگزار کامل کننده و فزون بخش ویژگی های کارکردی هستند و آنها ماهیتاً ویژگی های ثانویه نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند و در بعضی موارد پیش نیازهایی برای رهبری خدمتگزار اثربخش محسوب می گردند (استون و همکاران[۶۴]، ۲۰۰۴: ۳۵۳-۳۵۴).
    همچنین برخی دیگر از ویژگی ها و ابعاد رهبری خدمتگزار به شرح زیر مورد مطالعه قرار می گیرد.

    • ارتباطات

    بعضی محققان معتقدند که اثربخشی رهبری به توسعه مهارتهای ارتباطی کافی بستگی دارد. رهبر مؤثر و اثربخش بایستی فلسفه وجودی و مأموریت سازمان را در یک روش الهام بخش به صورت آشکار بیان کند. مهمترین تعهدی که یک رهبر بایستی در ارتباط با چشم انداز داشته باشد، تعهد به الگوسازی چشم انداز از طریق رفتار خود به روشی روشن و پایدار می باشد (راسل و استون[۶۵]، ۲۰۰۲: ۱۴۶).

    • امین بودن و یکپارچگی

    بنیس و نانس بحث می کنند که یکی از مهم ترین ویژگی شخصیتی که در ایجاد اعتبار نقش مهمی ایفا می کند، صداقت و راستگویی است. راستگویی یکی از ویژگیهای کیفی تحسین آمیز رهبران است که با ماهیت آینده نگری، توانایی الهام بخش و قابلیت و شایستگی دنبال می شود. هر دوی ویژگی های صداقت و راستگویی قسمتهای لاینفک رهبری خوب به شمار می روند. صداقت و راستگویی تقریباً هم معنی هستند اما راستگویی بیشتر با قابلیت اعتماد در ارتباط است، در حالی که صداقت یک کد اخلاقی کلی را منعکس می سازد. نورث اوث می گوید که رهبر خدمتگزار صداقت، راستگویی و قابل اعتماد بودن را با هم ترکیب می کند. صداقت بسیار به اخلاق نزدیک است. رهبری خدمتگزار تعهد بسیاری به عنوان عامل بهبود فرهنگ اخلاقی سازمانها در خود داراست. بنیس بیان می کند که بهترین ویژگیهای رهبر واقعی صداقت، ازخودگذشتگی، بخشندگی، تواضع و فروتنی، گشودگی و خلاقیت است (راسل و استون، ۲۰۰۲: ۱۴۷).

    • اعتبار

    صداقت و راستگویی اعتبار بین فردی را تسهیل می سازند. اعتبار خصوصیت یا قدرتی است که باعث جلب اعتماد می گردد. مک معتقد است که رهبران باید سه ویژگی ذیل را داشته باشند: قابلیت اعتماد، اعتبار، قابلیت و شایستگی. رهبران معتبر و با اعتبار عادتهای شخصی، ارزشها، خصوصیات و شایستگی ها و قابلیت هایی دارند که اعتماد و تعهد کسانی که از آنها اطاعت می کنند را فراهم می آورد. داشتن اعتبار به عنوان منبع نفوذ، مشروعیت[۶۶] رهبری را ایجاد می کند. باس بیان کرده که مشروعیت شامل به دست آوردن اعتبار به عنوان قابل اعتماد و الگو بودن است. رهبران طی زمان، ایجاد اعتبار کرده یا آن را به دست می آورند. هاکمن و جانسون قابلیت و شایستگی، قابل اعتماد بودن و پویایی را عناصر اصلی اعتبار می دانند. علاوه بر اینها، ارائه تخصص مربوطه، مطلع بودن درباره موضوعات فنی مربوط به کار، اعتبار رهبری را افزایش می دهد (راسل و استون، ۲۰۰۲: ۱۴۸).

    • قابلیت و شایستگی

    قابلیت و لیاقت رهبری برای ایجاد اعتماد ضروری است. برای ایجاد اعتماد طی زمان رهبران بایستی قابلیت، لیاقت و شایستگی خود را در مشاغل نشان دهند. قابلیت و لیاقت شامل داشتن شرایط خوب و طیف بخصوصی از دانش و توانایی است. رهبران امروزی باید دارای مهارتهای جدید، دانش و توانائیهایی باشند که به آنها لیاقت و شایستگی شغلی در میان پیروان بدهد. بنیس موارد ذیل را به عنوان سه پایه رهبری ارائه داده است: ۱- قابلیت و لیاقت، ۲ – شور و شوق[۶۷] ، ۳ – صداقت.

    • الگوسازی

    الگوسازی یکی از مهمترین ویژگی های رهبری خدمتگزار است. کاوی معتقد است که الگوسازی را می توان از اصول پایه ای در نفوذ رهبری به شمار آورد. رهبران خدمتگزار پیروان را با تعهد، از خودگذشتگی و فداکاری[۶۸]، انضباط[۶۹] و فضیلت[۷۰] جذب می کنند و الگوسازی یکی از مهمترین راه های تمرکز و ایجاد چشم انداز سازمانی یک رهبر است. رفتارهای رهبران ارشد در سازمان نمونه های اخلاقی در سازمان ها به وجود می آورد. یکی از راه های نفوذ رهبران به نمایش گذاشتن رفتارشان به تعهد نسبت به مجموعه ای از اخلاقیات است که آنها سعی در نهادینه سازی آن ها دارند(راسل و استون، ۲۰۰۲: ۱۴۹).

    • در معرض دید بودن

    یکی از ابزارهای نفوذ و تلقین بر گروه، حضور پیدا کردن در میان آنان می باشد. پیروان بایستی شاهد انجام آنچه که رهبران می گویند و انجام خواهند داد باشند. رهبران خدمتگزار قدرت مناسبی به وسیله تعامل آشکار با پیروان ایجاد می کنند و قدرت مرجعیتی که فرنچ و راوان در طبقه بندی قدرت معرفی می کنند شدیداً به روابط بین فردی قوی بستگی دارد و این نوع قدرت متناسب با قدرت رهبران خدمتگزار است. یوکل معتقد است که بهترین راه آشکار برای اعمال قدرت مرجعیت، الگوسازی نقش است.

    • پیشقدمی[۷۱]