*معنیداری در سطح % ۱ و** معنیداری % ۵ درصد که بر اساس توزیع نرمال استاندارد است.
همانطورکه در جدول(۴-۲) گزارش شده است، نمیتوان فرضیه صفر نبود شکست ساختاری برای متغیرهای مصرف انرژی برق سرانه، درآمد واقعی سرانه و اشتغال و در هر سه الگو را رد نمود. سال شکست به این صورت مشخص میشود که هر سال( از سال شروع تا سال پایانی) به طور جداگانه به عنوان یک نقطه شکست در نظر گرفته میشود و بسته به الگوی مورد نظر، متغیر دامیای تعریف میشود. برای نمونه، در الگوی A در مرحله اول، یک متغیر دامی، DU، تعریف میشود و نشان دهنده آن است که شکست در عرض از مبداء اتفاق افتاده است. این متغیر برای مقدار ۱ و برای مابقی سالها مقدار صفر میگیرد(t، سالهای نمونه و TB، سال شکست). پس، به تعداد سالهای دوره زمانی در نظر گرفته شده، متغیر دامی تعریف میشود، برای مثال، (سالهایی که به صورت اندیس نوشته شدهاند سال شکست ،TB، در نظر گرفته شدهاند)و داده های مربوط به سالهای آنها نیز همانطور که در بالا اشاره شد به دست میآید. در مرحله دوم، باید از طریق OLS الگوی زیر را تخمین زد:
(۴-۱)
در معادله (۴-۱)، ، معرف روند و متغیر دامی که در رابطه با آن توضیح داده شد و نشان دهنده تعداد وقفه های بهینه ای که باید مشخص شود تا جملات اخلال با هم همبستگی نداشته باشند. میزان وقفه بر اساس معیار شوارز- بیزین تعیین شده است. حال برای تک تک سالهای شکست در نظر گرفته شده، معادله ) ۴-۱)تخمین زده میشود. توجه شود که در معادله (۴-۱)، فقط متغیر تغییر میکند. زیرا آمار آن همزمان با تغییر سال شکست تغییر می‌کند که در بالا چگونگی تغییر بیان شد. در مرحله سوم، با بهره گرفتن از آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته پسماندها آزمون میشوند. در این مرحله برای هرسال شکست در نظر گرفته شده، مقدار آماره‌ی دیکی- فولر‌ی به دست میآید(غالباً منفی هستند). از بین این مقادیر، کمترین مقدار(از نظر جبری) به عنوان سال شکست انتخاب می‌شود.
در الگوی B نیز تعیین نقطه شکست همانند روش بالا است و تنها تفاوتی که دارد این است که متغیر دامی و معادله مربوط به آن تغییر کرده است:
(۴-۲)
، متغیر دامیای است که نشان دهنده آن است که شکست در شیب اتفاق افتاده است و مقدار آن برای برابر و برای مابقی سال‌ها مقدار صفر می‌گیرد. در این الگو نیز تعیین نقطه شکست همانند الگوی A است باید مراحل سه گانه دنبال شوند و فقط متغیر دامی و آمار آن تغییر می‌کند.
الگوی C، ترکیب دو الگوی A و B است و حالتی را نشان می‌دهد که شکست هم در عرض از مبداء و هم شیب اتفاق افتاده است. تعیین نقطه شکست همانند دو الگوی دیگر است. ولی فقط معادله آن متفاوت و به صورت زیر است:
(۴-۳)
در این مطالعه که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۸۷ است، برای هر متغیر ۴۲ داده وجود دارد. در نتیجه برای به دست آوردن سال شکست برای یک متغیر و با توجه به الگوهای مربوط به آن باید۱۲۶ ،(۴۲*۳)،(عدد ۳ تعداد الگوها یعنی A، BوC است و ۴۲ تعداد داده های یک متغیر است) را از طریق OLS تخمین زد و ۱۲۶ آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته روی پسماندها انجام دادتا نقطه شکست شناسایی شود. در مجموع برای ۳ متغیر به کار رفته در این مطالعه ۳۲۴، (۳*۱۲۶)، معادله از طریق OLS تخمین زده شده و ۳۷۸ آزمون ریشه واحد دیکی- فولر تعمیم یافته روی پسماندهای به دست آمده از تخمینها صورت گرفت است.
با توجه به جدول (۴-۲)، سالهای شکست(TB)، برای متغیرهای مصرف انرژی برق سرانه، درآمد واقعی سرانه و اشتغال و به ترتیب الگوها( A ، B و C)، برابر ۱۳۵۳، ۱۳۵۶، ۱۳۵۳(برای مصرف انرژی برق سرانه) و ۱۳۵۶، ۱۳۶۱، ۱۳۵۵( برای درآمد واقعی سرانه) و ۱۳۶۷، ۱۳۵۵، ۱۳۵۶( برای اشتغال) میباشد. بررسی وجود شکست بر اساس آماره (مقدارآماره از طریق رابطه به دست آمده است. ، ضریب متغیر وابسته است که به صورت وقفهای وارد الگو شده است. ، پارامتر جامعه است و بر اساس فرضیه صفر الگوی زیوات و اندریوز مقدار آن برابر صفر است و ، انحراف معیار مربوط به میباشد) صورت میگیرد. یعنی اگر قدر مطلق این آماره از مقادیر بحرانی ارائه شده بیشتر باشد، دلیلی برای رد فرضیه صفر وجود شکست ساختاری وجود ندارد. بر اساس آماره ، در هیچ یک از متغیرها و الگوهای مربوط به آنها، شکست ساختاری معنادار نمیباشد. ضریب متغیر دامی برای در نظر گرفتن وقوع شکست در عرض از مبداء( )، در سطح معنیداری % ۵ و کمتر از آن فقط برای الگوی A، مصرف انرژی برق سرانه و الگوی A و C درآمد واقعی معنیدار است. در مورد متغیر دامی در نظر گرفته شد برای وجود شکست در شیب()، فقط برای الگوی C مصرف انرژی برق سرانه و الگوی B درآمد واقعی به ترتیب در سطح % ۵ و %۱ معنیدار هستند. میزان وقفه بر اساس معیار شوارز- بیزین انتخاب شده است.
۴-۳-۲- آزمون همجمعی
مرحله بعد آزمون برای وجود ارتباط تعادلی بلندمدت بین مصرف انرژی برق سرانه، درآمد واقعی سرانه و اشتغال با بهره گرفتن از روش جوهانسن و جوسلیوس(۱۹۹۰)[۶۲] است.
جوهانسن و جوسلیوس(۱۹۹۰)، برای آزمون هم‌جمعی از روش که مبتنی بر روش برآورد حداکثر درست‌نمایی (MLE) است استفاده کرده‌اند. در این مرحله تنها به این نکته اکتفا می‌شود که روش حداکثر درست‌نمایی جوهانسون و جوسلیوس برآوردهای سازگاری از ماتریس هم‌جمعی را ارائه می‌کند و یک آماره نسبت درست‌نمایی[۶۳] را برای آزمون حداکثر تعداد بردارهای هم‌جمعی متمایز در ماتریس هم‌جمعی به دست می‌دهد. بنابراین، با بهره گرفتن از این روش می‌توان تمامی مجموعه روابطی که هم‌جمع هستند را یک‌جا تعیین کرد. نتایج این آزمون درجدول(۴-۳)، گزارش شده است. همانطور که مشاهده می‌کنید دو نوع آماره در این روش وجود دارد، آماره آزمون اثر() و آماره حداکثر مقدار ویژه(). فرضیه صفر بر اساس آزمون اثر به این صورت است که حداکثر r‌ بردار هم‌جمعی وجود دارد.
۴
این فرضیه عنوان می‌کند که تنها r مقدار ویژه[۶۴] اولیه مخالف صفر هستند و بقیه برابر صفراند. آماره آزمون اثر به گونه‌ای تنظیم شده است که وقتی هیچ بردار همجمعی در بین متغیرهای الگو وجود ندارد کمیت صفر را ارائه می‌کند. تا مادامی که کمیت آماره آزمون از مقدار بحرانی آن بزرگتر است فرضیه صفر وجود r بردار همجمعی در مقابل فرضیه مقابل بیش از r بردار همجمعی رد میشود. هنگامی فرضیه صفر وجود r بردار همجمعی پذیرفته خواهد شد که مقدار آماره آزمون از کمیت بحرانی آن کوچکتر باشد (نوفرستی، ۱۳۸۷).
آزمون حداکثر مقدار ویژه()، به این منظور طراحی شده است که بزرگترین کمیت از را که از نظر آماری معنیدار است را پیدا نمود. این آماره وجود r بردار همجمعی را در برابر فرضیه مقابل وجود بردار همجمعی مورد آزمون قرار دهد. اگر کمیت محاسبه شده از مقادیر بحرانی آن بیشتر باشد، فرضیه صفر وجود r بردار همجمعی در برابر فرضیه مقابل وجود بردار همجمعی رد میشود. هنگامی وجود r بردار همجمعی پذیرفته میشود که کمیت آماره آزمون از مقدار بحرانی آن کوچکتر باشد(نوفرستی، ۱۳۸۷).
جدول ۴-۳- نتایج آزمون حداکثر مقدار ویژه و اثر برای تعیین تعداد بردارهای همجمع

آزمون Trace آزمون Max فرضیه H1 برای آزمون فرضیه H1 برای آزمون فرضیه Hبرای هردو آزمون
مقدار بحرانی آماره آزمون مقدار بحرانی آماره آزمون
۵۴/۳۱ ۵۵/۴۲
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.