این رویکرد بر عایدی سازمان متمرکز است و در آن هدف اصلی، استخراج دارایی‌های دانش است و به طور آشکار مبتنی بر نگهداری و استخراج دانش و یا دارایی‌های فکری یک سازمان به منظور تولید جریان‌های درآمدی برای آن است. این رویکرد بر اداره دانش به عنوان یک درآمد بنا شده است که در آن دانش یا دارایی‌های فکری شامل الگوها، مارک‌های تجاری حق تألیف و دانش فنی[۱۲] است
این رویکرد بر استخراج دانش بیشتر از کشف دانش متکی است.
۲-۳-۲- رویکرد سازمانی:
برپایه دیدگاه داونپورت و پروساک (۱۹۹۸) به مدیریت دانش بنا شده است که مبتنی بر بازارهای دانش است. از دید آنها یک بازار دانش می‌تواند به عنوان سیستمی تعریف شود که در آن اعضای بازار یک واحد را برای ارزش‌های فعلی و آتی مبادله می‌کنند.هر سازمان یک بازار دانش است که در آن دانش با سایر چیزهای ارزشمند(پول، احترام، ترفیع و سایر دانش‌ها) مبادله می‌شود.
۲-۳-۳- رویکرد استراتژیک
بر اساس نظریه اِرل (۲۰۰۳) رویکرد استراتژیک به مدیریت دانش به عنوان یک بعد از استراتژی رقابتی می‌نگرد.
۳-تفکر استراتژی- محور در مدیریت دانش: (انجمن مدیریت ویسن[۱۳]،۲۰۰۱، ص ۱۷)
تفکر استراتژی- محور در مدیریت دانش، نه فقط این اطمینان را ایجاد می‌کند که تمام فعالیت‌های مرتبط بر مبنای اهداف عمومی شرکت هستند بلکه به بهبود مداوم و نهادینه شدن فرایندهای مدیریت دانش نیز یاری می‌رساند. این امر مستلزم گام‌های زیر است:
الف: تعیین اهداف مدیریت دانش
ب: تعریف و تدوین معیارهای طراحی
ج: آغاز فعالیت‌های تغییر
د: ارزیابی دوره‌ای و بازنگری‌ها
تمامی این فعالیت‌ها بخشی از یک فرایند نمونه مدیریت را شکل می‌دهند. برای احراز اطمینان از اینکه فعالیت‌های مدیریت دانش ارتباط کاملی با فعالیت‌های کاری واقعی سازمان دارند، مدیریت باید تمام روابط علّت و معلولی را همواره تحت نظر داشته باشد و با تعریف و پایش شاخص‌های تجاری، اثربخشی و کارایی، عملکرد فرایند را مدیریت کند.
چرخه مدیریت استراتژیک دانش به شرکت‌ها این فرصت را می‌دهد که به شکلی مناسب خود را با تغییرات پویای محیط‌شان منطبق سازند، ضمن اینکه هم‌چنان وفادار به اهداف دانش محورشان باقی بمانند.
 
نمودار ۲-۱: چرخه مدیریت دانش استراتژیک
منبع: انجمن مدیریت ویسن،۲۰۰۱، ص ۱۷
۴- رویکردهایی که به نوع دانش به عنوان عامل مهم در ایجاد تفاوت بین رویکردهای مدیریت دانش توجه کرده‌اند.
در این دسته از رویکردها، مسأله مهم سازمان‌ها در انتخاب رویکرد مدیریت دانش‌شان، توجه و تأکیدشان بر دانش آشکار و یا پنهان سازمان است. پس با ۲ دسته رویکرد روبه‌رو هستیم که یک دسته بر دانش پنهان سازمان متمرکزند و دسته دیگر بر دانش آشکار سازمان تأکید می‌ورزند.
در اینجا می‌توان دو رویکرد مکمل دیگر هم در نظر گرفت که یکی رویکرد توجه کامل همزمان به دانش پنهان و آشکار و رویکرد چهارم بی‌توجهی نسبی به هر دو دانش آشکار و پنهان است که بیشتر از آنکه نوعی رویکرد باشد نوعی بی‌تفاوتی و یاحتی عدم شناخت و… است. برای آشنایی بیشتر با دو رویکرد مبتنی بر دانش آشکار و پنهان، ابتدا باورهای اساسی تشکیل دهنده هر یک از رویکردها را ملاحظه می‌کنیم و سپس با مزایا و معایب هر یک از رویکردها آشنامی شویم.
بدیهی است که استفاده از مزایادرعین مقابله با معایب هر دو رویکرد مستلزم اتخاذ رویکردی است که بطور همزمان به هر دوتوجه داشته باشد، که البته کار ساده‌ای نیست و نیازمندی‌ها و الزامات خاص خود را می‌طلبد. (گرانت[۱۴]، ۲۰۰۵)
جدول ۲-۱: باورهای اساسی در خصوص رویکردهای پنهان و آشکار مدیریت دانش

رویکرد دانش آشکار رویکرد دانش پنهان
دانش می‌تواند تقسیم بندی و کد گذاری ‌شود تا بتواند دارایی‌های دانش آشکار خلق کند. دانش ماهیتی شخصی دارد و به دشواری از فرد اخذ و جدا می‌شود.
دانش می‌تواند با بکار بستن فناوری‌های اطلاعاتی به شکل مستندات، نقشه و بهترین فعالیت‌ها و…. مبادله شود.
برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.