زیاد تمرکز بر دانش آشکار کم

منبع: چوی و لی، ۲۰۰۳
۲-۴-۵- مدل مفهومی برای کارآیی مدیریت دانش (آلبرتو[۱۷] ۲۰۰۱)
این مدل بر استراتژی حل مسأله، تصمیمات استراتژیک، کارآیی سازمانی و عملکرد سازمانی تاکید دارد و می‌تواند نتیجه منطقی بدست آمده از کارآیی مدیریت دانش، مبنی بر عوامل هوشمند و ابزارهای فنی، یعنی فناوری اطلاعات و سیستم‌های پشتیبانی از تصمیم گیری باشد.
وی معتقد است که مدیریت دانش باید به دو حوزه،ابزارهای فنی و عوامل هوشمند، بپردازد.
ابزارهای فنی شامل: فناوری اطلاعات و سیستم‌های پشتیبانی از تصمیمات هستند زیرا این دو به شدت برای تنظیم استراتژی رقابت آمیز کمک می‌کنند.
در حالی که عوامل هوشمند اشخاصی هستند که تابع تأثیرات ضمنی تلاش‌های یادگیری، خلاقیت و ظرفیت‌های تصمیم گیری در سطوح مختلف یک سازمان هستند. عوامل هوشمند، دانش پیشرفته را برمبنای تلاش و مهارت شخصی ایجاد می‌کنند.
ترکیبات مناسب فناوری اطلاعات، سیستم‌های پشتیبانی از تصمیمات و فعالیت‌های هوشمند می‌توانند سازمان‌ها را به مجموعه رقابتی قوی هدایت کنند. در این معماری، مدل کارآیی مدیریت دانش، عوامل هوشمند را برای بدست آوردن و توسعه عناصر دانش بکار می‌برد. سیستم پشتیبانی از تصمیم گیری برای فرایند تصمیم گیری مدیریتی و فناوری اطلاعات برای حمایت از فرایند‌هاست. بنابراین سازمان باید یک پایه محکم برای تصمیم گیری استراتژیک، رسیدن به سطوح مالی، از کارآیی سازمان و ایجاد نتایج کیفی موثر از عملکرد مدیریت کسب کند.
مدل‌های مختلف مدیریت دانش درواقع عناصری را مطرح کرده‌اند که ارتباط بین آنها و تعاملی که بین این عناصر ایجاد می شود، وجه تمایز بین مدل‌های مختلف مدیریت دانش است. ریشه اصلی تفاوت در مدل‌ها از تفاوت در رویکردها به مدیریت دانش ناشی می شود. طبیعتاً رویکرد سیستم-محور به مدیریت دانش عناصری رادر مدل ایجاد می کند که در رویکرد انسان-محور، احتمالا جزء عناصر اصلی مدل نخواهند بود و جای خود را به عناصر جدیدی خواهند داد. وجه مشترک تمامی مدل‌ها دراین است که مجموعه مدل‌ها و عناصری که در آنها مطرح شده است، به گونه ای هستند که یک فرایند دانشی را در داخل سازمان تعریف می کنند. حال خواه این فرایند ازیافتن دانش شروع شده وبه ارزیابی دانش منتهی شود(بکوویتز[۱۸]،۲۰۰۱) ویا این که ازخلق دانش آغاز شده وبه بکاربستن آن پایان یابد(هیکس،۲۰۰۰).
۲-۵ استراتژی‌های مدیریت دانش
اگر استراتژی را راه رسیدن به هدف تعریف کنیم، بنابراین بر اساس اهداف مختلفی که نظریه‌پردازان و یا سازمان‌ها در اجرای مدیریت دانش دارند، به استراتژی‌های متفاوتی رسیده‌اند.
محور مدیریت دانش، مافوق مرزهای قراردادی، سازمانی و حرفه‌ای است.استراتژی دانش مؤثر، نیاز به مذاکرات سودمندی میان متخصصان اطلاعاتی، متخصصان فناوری اطلاعات، مدیریت منابع انسانی و آگاهی آنها از قلمرو مشترکشان دارد. این امر، ساختار این حرفه‌ها و مشاغل را ملزم به تغییر خواهد کرد، بگونه‌ایکه حوزه‌های مورد علاقه مشترک را در خود منظور کنند.
۲-۵-۱-استراتژی‌های مدیریت دانش از دیدگاه اسکیرم[۱۹] (۱۹۹۸)
دو استراتژی برای مدیریت دانش وجود دارد که سازمان‌هایی که به منابع انسانی توجه خاصی دارند می‌توانند آن‌ ها را به کار ببرند (اسکیرم ۱۹۹۸).
اول کاربرد بهتر دانش موجود در داخل سازمان، مثلاً با بهره گرفتن از بهترین روال‌ها و فناوری، است سازمان‌ها می‌توانند دانش موجود در مغز تک تک افراد خود را بر حسب مورد شناسایی کنند و آنهارا مورد استفاده قرار دهند.
دوم که گاهی نوآوری دانش نامیده می‌شود، وقتی به کار می رود که کارکنان دانش کافی از ارزش‌ها، برتری‌ها و معیارهای سازمان داشته باشند و بتوانند خلاقیت و نوآوری خود را بکار ببرند و ایده‌های خود را به محصولات و خدمات ارزشمند تبدیل کنند (اسکیرم ۱۹۹۸).
۲-۵-۲- استراتژی‌های مدیریت دانش ارائه شده توسط مرکز کیفیت و بهره وری امریکا
ویگ و مرکز کیفیت و بهره‌وری امریکا (۱۹۹۶) بر اساس یک مطالعه سازمانی، ۶ استراتژی مدیریت دانش برای هدایت فعالیت‌های مربوط به این حوزه، تعریف کردند. استراتژی‌ها نشانگر تفاوت در ماهیت و نقاط قوت سازمان‌های مورد مطالعه هستند.
۲-۵-۲-۱- استراتژی دانش به عنوان استراتژی کسب و کار
۲-۵-۲-۲- استراتژی مدیریت دارایی فکری
۲-۵-۲-۳- استراتژی مسئولیت دارایی دانش شخصی
۲-۵-۲-۴- استراتژی خلق دانش
۲-۵-۲-۵- استراتژی انتقال دانش
۲-۵-۲-۶- استراتژی دانش مشتری محور
۲-۵-۳- پنج استراتژی مورد استفاده شرکت‌های بزرگ
دَی و وندلر[۲۰] (۲۰۰۳) از شرکت مک کینزی[۲۱]، ۵ استراتژی مورد استفاده توسط شرکت‌های بزرگ را مشخص نمودند.
۲-۵-۳-۱- بهبود و انتقال بهترین اقدامات و فعالیت‌ها
۲-۵-۳-۲- خلق و ایجاد یک صنعت جدید از طریق دانش آشکار و پنهان
۲-۵-۳-۳- شکل دادن استراتژی تجاری بر محور دانش
۲-۵-۳-۴- پرورش دادن و تجاری کردن نوآوری
۲-۵-۳-۵- ایجاد و خلق یک استاندارد از طریق انتشار دانش مناسب و شایسته
۲-۵-۴- مدیریت دانش استراتژیک
کالست[۲۲] (۱۹۹۹) مفهومی تحت عنوان مدیریت دانش استراتژیک را مطرح کرده است.
براساس این مدل استراتژی مدیریت دانش سازمان تحت تأثیر عواملی چون سازمان و فرهنگ سازمانی و نیز نظام‌های اطلاعاتی، زیرساخت‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاع رسانی درسازمان شکل می گیرد که می تواند باعث منسوخ کردن عوامل و ارتباطات و فعالیت‌های غیرمرتبط با استراتژی سازمان شده و امکان بکاربستن و ارتباط برقرارکردن با سایر روش‌های سازمانی را ایجاد نموده و پس از پالایش توسط فکر و ذهن کارکنان به دانشی جدید برای سازمان تبدیل شود. که هم امکان خلق دانش‌های سازمانی رافراهم می سازد و هم به مدیریت آنها کمک می‌کند و در نهایت نتایج حاصل از این فعالیت‌ها درخدمت اهداف سازمانی قرار می‌گیرد.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.