فرهنگ چیزی است که به طور رسمی توافق شده و واقعا اتفاق افتاده است. همان اصولی که برای فرهنگ به کار برده می شود می تواند برای مدیریت دانش نیز به کار برده شود زیرا سازمان می تواند یک فرهنگ دانش محور داشته باشد. فرهنگ دانش محور افراد سازمان را برای تسهیم دانش به چالش می کشد. به طور کلی، فرهنگ حامی مدیریت دانش، فرهنگی است که ارزش بالایی برای دانش قایل باشد و خلق، تسهیم و به کارگیری آن را تشویق کند.
نیل به فرهنگ دانش مستلزم توجه مدیریتی به سه حوزه است: آماده سازی سازمان، مدیریت داراییهای دانش و به کارگیری دانش برای کسب مزیت رقابتی. بزرگترین چالش در اکثر طرحهای مدیریت دانش، ایجاد چنین فرهنگی است. برپایه مطالعات انجام شده، فرهنگ بزرگترین مانع شرکتها در ایجاد سازمان دانش پایه موفق است. تغییر فرهنگ بسیار وقت گیر و مشکل و شانس موفقیت آن کم است اما وقتی تغییر فرهنگ کاملا درک شود و کارمندان آن را بپذیرند این فرایند تسهیل می گردد(Chaudhry, 2005).
مسأله تاثیرگذار بر فرهنگ سازمانی، مسأله رسمی کردن رفتارهای پراکنده مدیریت دانش به صورت یک نظام مدیریت دانش واحد است. به دلیل اینکه لازمه حرکت به سوی مدیریت دانش و زیرساخت فناوری مربوطه، تغییر اساسی در ملزومات بسته مهارتی کارکنان است، برخی از کارکنان به دلیل ترس از اخراج در مقابل این حرکت مقاومت می کنند.
برای پشتیبانی از تلاشهای تسهیم و خلق دانش در سازمان باید رویه هایی ایجاد شود و مدیران سازمان تلاش کنند تا رویه ها و قوانین مدیریت دانش در سازمان به صورت هنجارهای فرهنگی درآید. همچنین باید فرهنگ نوآوری ایجاد شود که در آن، افراد دائما به تولید ایده ها، دانش و راه حل های جدید تشویق شوند. باید به افراد اجازه داده شود رویه های موجود را زیر سوال ببرند و با بهره گرفتن از توانمندسازی، امکان انجام اقدامات لازم را بیابند. توانمندسازی افراد به آنها آزادی و فرصت بیشتری برای امتحان و بررسی امکانات و روش های جدید را می دهد.
از آنجا که فرهنگ مفهومی بسیار گسترده است جنبه های مختلفی دارد. یکی از جنبه های حیاتی فرهنگ برای مدیریت دانش، همکاری و تعاون است. برپایه تحقیقات گاه(Goh, 2003,23) فرهنگ تعاون عامل مهمی در انتقال دانش بین افراد و گروه هاست. دلیل این امر آن است که انتقال دانش مستلزم گرد هم آمدن افراد به منظور تعامل، تبادل نظر و تسهیم دانش با یکدیگر است. به علاوه تعاون، عامل مهمی در خلق دانش است.
اعتماد جنبه اساسی دیگر از فرهنگ دانش دوست است(Lee and Choi, 2003:179). بدون اعتماد متقابل کامل بین افراد، ایشان نسبت به مقاصد و رفتار یکدیگر بدبین خواهند بود و به احتمال زیاد، دانش خود را دریغ می کنند. ایجاد رابطه اعتماد بین افراد و گروه ها در تسهیل فرایند تسهیم دانش و داوطلبانه بودن آن مفید خواهد بود.
جو باز سازمانی در محیط کار نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. جو باز یعنی بحث آزاد در مورد چشم انداز، راهبرد و رویه ها، حمایت از بهبودها و همکاری و تجدید ساختار و کاربرد و توسعه دانش سازمان(Chung Hung et al, 2005:169). در این جو می توان اشتباهات را بدون ترس از مجازات مطرح کرد. در این حالت اشتباهات و شکستهای معقول نه تنها مطرح می شوند بلکه مجاز است و بخشوده می شوند. مرتکب اشتباه شدن را می توان نوعی سرمایه گذاری روی افراد تلقی کرد زیرا می تواند به منبع حیاتی یادگیری ایشان و سازمان مبدل گردد.
با توجه به ماهیت بسیار موثر فرهنگ در موفقیت مدیریت دانش، سازمانها باید از تناسب طرح های مدیریت دانش با فرهنگ سازمانی خود اطمینان حاصل کنند و در صورت عدم وجود تناسب، آماده تغییر فرهنگ خود باشند(Davenport et al, 1998:45).
۲-۷-۳ زیرساخت های فناوری اطلاعات مناسب برای استقرار مدیریت دانش چیست؟
اغلب راهبردهای کسب و کار مدیریت دانش، نیز با استفاده مناسب از فناوری اطلاعات می تواند نتایج بهتری را در پی داشته باشد. عوامل مهمی که باید در توسعه سیستم مدیریت دانش مدنظر قرار گیرد عبارتست از : سادگی فناوری، سهولت کاربری، تناسب با نیازهای کاربران، بجایی دانش و استانداردسازی ساختار یا هستی شناسی دانش. مسئله اصلی رویکرد فناوری از لحاظ پیاده سازی آموزش دانشگران برای استفاده مناسب از فناوری است.
مدیریت دانش در عمل نیازمند فناوری است. هرقدم از فرایتد مدیریت دانش، مانند پیگیری داراییهای دانش را می توان بوسیله فناوریهای اطلاعاتی ارتقا داد. به عنوان مثال فرایند ایجاد اطلاعات را نرم افزار پردازشگر WORD پشتیبانی می کند، کسب بی وقفه دانش از طریق وب و سخت افزار شبکه امکان پذیر می گردد و کاربران به راحتی می توانند با بهره گرفتن از ابزارهای ساده و شبکه های بی سیم که امکان دسترسی به اطلاعات را در هر زمان و از هر مکان میسر می سازد داده های مورد نیاز خود را کسب کنند. بنابراین یکی از توانمندسازهای اصلی اجرای مدیریت دانش، فناوری اطلاعات است.
قابلیت‌های فناوری اطلاعات از صرف آرشیو ثابت اطلاعات، به نقش رابط انسان و اطلاعات و رابط انسانها با یکدیگر تکامل یافته است. فناوری اطلاعات می تواند امکان جستجو، ذخیره و بازیابی اطلاعات را فراهم کرده و همکاری و ارتباط بین اعضای سازمان را تقویت کند. به طور خلاصه فناوری اطلاعات می تواند نقشهای مختلفی در پشتیبانی فرایندهای مدیریت دانش سازمان ایفا کند. اما لازم به ذکر است که فناوری اطلاعات راه حل نهایی نیست بلکه تنها یک ابزار است(Wong and Aspinwall, 2003:989).
بارزترین شیوه کمک فناوری به مدیریت دانش، فراهم ساختن فضای ملاقات مجازی برای جوامع همکار است. اگرچه تحلیلگر دانش یا دیگر دانشگرها می توانند به سازماندهی یک جلسه کمک کنند، مسئله مکان و زمان جلسه همیشه مسئله ساز بوده است. وقتی فناوریهای لازم برای ملاقات مجازی وجود داشته باشد می توان از آنها در دوره های کوتاه مدت و در مواقع لازم، بدون تحمل هیچ بار اضافی برای سفر به مکان جلسه، استفاده کرد.
فناوریها اغلب به صورت اهرم فکری عمل می کنند که اتصال لازم برای انتقال کارامد اطلاعات میان دانشگران را چه به صورت بی درنگ و چه با درنگ، فراهم می کند. مجموعه بسیار وسیعی از فناوریهای اطلاعات وجود دارد که می تواند پشتیبان مدیریت دانش بوده باشد و به صورت یکپارچه، بستر فناوری مدیریت دانش سازمان را تشکیل دهد. طبق مطالعات، این فناوریها را می توان در یک یا چند گروه از دسته بندی مذکور جای داد: سیستمهای اطلاعاتی و همکاری مانند اینترنت، اینترانت و سایر شبکه ها، ابزارهای متعدد دستکاری، انتقال و ایجاد اطلاعات، فناوریهای پایگاه دانش، هوشمندی تجاری، همکاری، مدیریت اسناد و محتوا، پرتالها، مدیریت روابط مشتری، داده کاوی، گردش کار، جستجو و آموزش الکترونیک(Luan and Serban, 2002:85).
علاوه بر فناوریهای عام، ابزار خاصی جریان اطلاعات در چرخه حیات مدیریت دانش را ارتقا می دهد. مثلا، سیستمهای امنیتی، رمز گشایی داده ها و شناسایی کاربر را ممکن می سازد و سیستمهای خبره با امکان دسترسی به تخصص های خاص، بی وقفه، به دانشگرها یاری می رساند. فناوری دیگر مدیریت دانش، مدیریت دانش مجازی است که دانشگرها از آن طریق می توانند با بهره گرفتن از وب یا سیم و بی سیم، بدون در نظر گرفتن مسافت ارتباط برقرار کرده و همکاری داشته باشند.
با اینکه جنبه های مرتبط با عملکرد فناوری مهم است حتی در صورتی که زیرساخت فناوری کافی در دسترس باشد ولی نتواند وظایف لازم را انجام دهد نتیجه ای ندارد(Ruikar et al. 2005). این دیدگاه با توانیی فنی کسب داده ها، اطلاعات و دانش معرفی می شود که برتر از ظرفیت انسان در کسب و تحلیل داده ها به شیوه متمرکز است(Shenk. 1997).
کمیته راهبردی، با آگاهی کامل از بسترهای سازمان می تواند گروه مدیریت دانش را در انتخاب فناوری مناسب هدایت کند. گروه اصلی مدیریت دانش همچنین باید زمان کافی به آموزش و هدایت کاربران، چگونگی استفاده از سیستمها در تعاملات، ارتباطات و تسهیم اطلاعات با سایرین اختصاص دهد(Hasanali, 2002).
۲-۷-۴ سبک رهبری مناسب برای استقرار مدیریت دانش چیست؟
رهبری، نقشی اساسی در موفقیت مدیریت دانش دارد(Holspple and Joshi, 2000:240). رهبران، راهبرد کسب و کار را برای بقا و حفظ موقعیت برتر در محیطهای پویای امروزی به کار می گیرند. آنها همچنین چشم انداز سازمان را تعیین می کنند و بایستی برای ارتقای ارزش مدیریت دانش در سازمان، آن را با راهبردهای کسب و کار هم راستا کند(Mathi, 2004).
رفتار رهبران بیشترین اثر را روی سازمان دارد. رهبران، الگوی سایرین هستند و نمونه رفتار مطلوب در رابطه با مدیریت دانش ارائه می دهد. برای مثال، آنها باید در کلیه امور مربوط به، بکارگیری روش های مدیریت دانش الگو بوده و ئانش خود را با سایر افراد سازمان تسهیم کنند، به صورت مداوم بیاموزند و در جستجوی ایده ها و دانش جدید باشند. بدین ترتیب، آنها سایر کارکنان را تحت تاثیر قرار داده و تمایل کارکنان به مشارکت در مدیریت دانش را افزایش می دهند. داشتن نقش نظارتی کمتر و ایفای نقش تنظیم کننده مسیر و ارزشهای ارتباطی بیشتر و تشویق کارکنان به پذیرش راهکارهای جدید، به خلق دانش کمک می کند(Evan, 2003).
همچنین سبک رهبری و نقش راهبردی رهبر می تواند فرایند ابتدایی را ارتقا و ایده هایی برای بهبود و پشتیبانی ارائه دهد. سایر توانایی های رهبری در رابطه با مدیریت دانش عبارتند از: هدایت فرایند تغییر، انتقال و تفهیم اهمیت مدیریت دانش به کارکنان، تقویت روحیه و ایجاد فرهنگ مشوق خلق و تسهیم دانش. خلاصه باید گفت که رهبران شرایط لازم برای مدیریت دانش اثربخش را ایجاد می کند.
پشتیبانی و تعهد مدیریت ارشد سازمان نسبت به طرح مدیریت دانش مانند کلیه برنامه های تحول و بهبود سازمانی، ضروری است. پشتیبانی از سوی مدیریت ارشد باید مستمر باشد در حد کلام باقی نماند(Davenport al. 1998:47). چنین پشتیبانی ای می تواند به تلاش هماهنگ برای موفقیت مدیریت دانش تبدیل شود.
مدیر ارشد توانا و آگاه، عوامل موفقیت طرح مدیریت دانش را تشخیص می دهد و خطرهای بالقوه آن را مدیریت می کند. در صورتی که توقعات ذینفعان به گونه ای مدیریت شود که از موانع نوآوری های کسب و کار جلوگیری گردد، چشم انداز اجرای موفق مدیریت دانش و به طور کلی صنعت مدیریت دانش دور از انتظار نخواهد بود. اگر چه مبانی مدیریت دانش در کل درباره تسهیم اطلاعات و قدرت است، تفسیر آن به دیدگاه مدیریت ارشد بستگی دارد. مدیریت ارشد باید منافع بالقوه طرح مدیریت دانش در رابطه با دیگر طرح ها را ارزیابی کند. در واقع، رهبری اثربخش، عامل موفقیت طرح مدیریت دانش است. عامل مثبت موفقیت، اهتمام مدیرعامل و سایر مدیران ارشد سازمان بر ایجاد سازمان دانش پایه است که به روشنی بتواند چشم انداز شرکت را بیان کند، در فناوریهای مدیریت دانش به رقابت بپردازد و تجربه موفقی در مدیریت تغییر داشته باشد.
تعهد رهبری معمولا در سطح مدیریت ارشد است. آنها مفاهیم را رواج و راهنماییها، دستورالعملها و پشتیبانی ارائه می دهند(Hasanali, 2002). به طور کلی وظایف مدیران ارشد در طرح های مدیریت دانش عبارتند از:
مشارکت کامل در طرح و دادن رهنمود
پشتیبانی از رویه ها و طرح های مدیریت دانش
اطمینان از وجود منابع کافی از قبیل زمان، نیروی انسانی، پول
مشارت کامل مدیریت ارشد در کلاسهای مدیریت دانش، که باعث انگیزش کارکنان به تسهیم دانش افزایش شانس موفقیت برنامه های مدیریت دانش خواهد شد(Soliman and Spooner, 2000:339).
تعیین راهبرد کسب و کار خاص برای پذیرش فناوری
بررسی دقیق اینکه آیا فناوری با موفقیت در دیگر صنایع مورد استفاده قرار گرفته است. پذیرش فناوری ریسک به همراه دارد و مدیران باید به دقت جوانب مختلف آن از قبیل چگونگی اجرای تغییرات و مدیریت آن را بررسی کنند(Ruikar et al, 2005).
مدیریت طرح، فعالیتهای مدیریت طرح باید براساس نیازهای بازار به جای پیش رانهای فناوری باشد. ملزومات کسب و کار باید اجرای طرح را پیش ببرد. مدیران کسب و کارها و کارمندان، کاربران سیستمهای مدیریت دانش هستند. مشارکت فعال و پشتیبانی مدیران ارشد و مدیران فناوری اطلاعات، در اجرای موفق طرح های مدیریت دانش ضروری است. لازمه اجرای موفق مدیریت دانش آن است که مدیر ارشد نیازهای سازمان را بشناسد و چشم انداز روشنی از آینه آن داشته باشد.
۲-۸- پیشینه تحقیقات
۲-۸-۱ تحقیقات داخلی
بر اساس جستجوهای انجام شده توسط محقق، تحقیقات متنوعی با موضوع کلی مدیریت دانش انجام شده است که هر کدام به نحوی می توانند کمک کننده باشند و از آنها به عنوان منبع استفاده خواهد شد اما با عنوان تحقیق فعلی می توان به:
ارائه مدلی برای سنجش میزان آمادگی سازمانها در زمینه مدیریت دانش۰مطالعه موردی:مرکز آمار ایران) توسط محمد موسی خانی و همکاران
سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش در سازمانها از طریق یک مدل توسعه یافته مدیریت دانش توسط حسنقلی پور و همکاران
بررسی عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش در تیمهای کاری(مطالعه موردی بانک کشاورزی) توسط لاجوردی و خان بابایی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.