تعیین اولویت بندی عوامل اصلی اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان های کوچک و متوسط کشور توسط چنگیز والمحمدی
ارائه مدلی کاربردی برای سنجش بلوغ مدیریت دانش در صنعت نرم افزار توسط سهرابی و همکاران
ارائه الگوی پیاده سازی مدیریت دانش در کسب و کارهای کوچک و متوسط توسط زعفریان و همکاران
تبیین و سنجش عوامل موثر برای استقرار مدیریت دانش (مطالعه موردی شرکت ملی نفت ایران-تهران) توسط طبرسا و اورمزدی
سنجش آمادگی بانک تجارت در پیاده سازی مدیریت دانش توسط گروه کارشناسی توسعه دانش اداره توسعه سرمایه های انسانی بانک تجارت
بررسی عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش در سازمان مدیریت بحران توسط مریم نکوداری و دکتر نورمحمد یعقوبی
تعیین عوامل موثر بر تسهیم دانش و تاثیر آن بر عملکرد کارکنان شرکت گاز استان کردستان توسط سعید زندی
شناسایی موانع پیاده سازی مدیریت دانش در شرکتهای کوچک و متوسط فعال در شهرک های صنعتی استان همدان توسط علی قراباغی
تحلیل عوامل موثر بر رفتار تسهیم دانش با بهره گرفتن از مدل رفتار برنامه ریزی شده در بین کارکنان بانک کشاورزی استان فارس توسط رسول عباسی
شناسایی موانع تسهیم دانش در شرکت پالایش نفت اصفهان توسط الناز سیدصدری
اشاره کرد که در آنها به معرفی عوامل (فنآوری اطلاعات، ساختار سازمانی، فرهنگ سامان، سبک رهبری، مدیریت تحول، مدیریت استراتژیک، منابع انسانی، کار تیمی، وضعیت مالی سازمان، اهداف بلند مدت، ساختار فرایند، پشتیبانی مدیریت ارشد، تمرکز، رسمیت، سیستم پاداش و …) پرداخته شده و میزان آنها در سازمان محل تحقیق سنجیده شده است و پیشنهاداتی ارائه داده اند که محقق بر آن است تا از پیشنهادات تحقیقات فوق استفاده بهینه را ببرد.
۲-۸-۲ تحقیقات خارجی
تحقیقات خارجی بسیار متنوعی در این باره انجام شده است که به اختصار در اینجا به سه مورد اشار می شود.
تحقیق سونهی کیم و هایانگسولی تحت عنوان “عوامل ساختاری موثر بر قابلیت تسهیم دانش در دولت الکترونیک” در سال ۲۰۰۴ اشاره کرد. این دو محقق به بررسی چگونگی تاثیر ساختار سازمانی، فرهنگ و تکنولوژی اطلاعات بر قابلیت تسهیم دانش در سازمان های دولتی پرداخته اند.
متغیرهای ساختاری این پژوهش: تمرکز، رسمیت و سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد بوده اند.
ابعاد فرهنگی شامل هدفها و چشم اندازها، اعتماد و شبکه های اجتماعی
متغیرهای تکنولوژیکی اطلاعات شامل میزان استفاده از فنآوری اطلاعات IT و تمرکز بر مصرف کننده نهایی می باشد.نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بین متغیرهای رسمیت و تسهیم دانش و تمرکز و تسهیم دانش رابطه منفی وجود دارد.
استراتژی‌های مدیریت دانش خلق کننده ارزش (لیگ[۳۲]، ۱۹۹۹)
مدیریت دانش اثربخش نیازمند ترکیبی از عناصر متعدد سازمانی از جمله فناوری، فعالیت‌های منابع انسانی، ساختار سازمانی و فرهنگ، در جهت احراز اطمینان از این امر است که دانش‌های درست برای زمان‌های درست به کار آمده و به بار نشسته‌اند.
شرکت‌های بسیاری سیستم‌های پیچیده‌اینترانت، مخازن عمومی دانش و سایر سیستم‌ها را به کار گرفته‌اند ولی عموماً موضوعات پیچیده فرهنگی تأثیرگذار بر رفتار کارکنان در زمینه دانش را فراموش کرده‌اند.
این گونه شرکت‌ها و سازمان‌ها بهبود اندکی در توانایی اداره و هدایت دانش بدست آورده‌اند.
بیشتر اوقات، شرکت‌ها از جدیدترین فناوری‌ها بهره می‌برند اما سپس به‌این امر می‌رسند که فرهنگ و رفتار به کندی تغییر می‌کنند.
برای کمک به مدیران اجرایی، (انسیتوی تغییر استراتژیک) چارچوبی را ایجاد کرد که استراتژی‌های خاص مدیریت دانش را با چالش‌های ویژه‌ای که شرکت‌ها با آنها روبرو هستند، مرتبط ساخت.
این چارچوب مدیریت دانش بر این فرض استوار شده است که تمرکز بر شیوه‌ای باید باشد که سازمان از دانش برای ایجاد قابلیت‌ها و توانایی‌های کلیدی موردنیاز سازمان استفاده می‌کند تا بتواند در فرایندهای محوری و فعالیت‌هایی که او را در رقابت توانمند می‌سازد، موفق کند.
چارچوب با ارزیابی و طبقه‌بندی شیوه‌هایی که کارها در فرایندهای محوری انجام می‌شوند، آغاز می‌گردد. کار می‌تواند در ۲ بعد ارزشیابی شود:
اولین بعد سطح وابستگی است که مرتبط است با سطحی که در آن افراد و سازمان‌ها نیازمند همکاری و تعامل با یکدیگر هستند.
دومین بعد پیچیدگی کار است که مرتبط است با سطحی که در آن کارکنان نیازمند به کار بستن تفسیر و داوری در خصوص مجموعه متنوعی از اطلاعات در حوزه کاری‌شان هستند.
با بهره گرفتن از این دو عامل (انستیتوی تغییر استراتژیک) ۴ طبقه از کار و یا مدل‌های کار را تعریف و تعیین کرد.
نمودار ۲- ۹: مدل‌های کار سازمان با توجه به دو بعد پیچیدگی و سطح وابستگی به کارهای تیمی

مدل همکاری
– کار مبتکرانه
– اتکای زیاد به تخصص ناشی از کارکرد چندگانه
– وابسته به گسترش سیال تیم‌های قابل انعطاف
مدل هوشمند

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.