۳ و ۴: فرهنگ سازمانی و سبک رهبری.
به عبارت دیگر، رتبه وضعیت زیرساختهای فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی با بکدیگر و نیز فرهنگ سازمانی و سبک رهبری اختلاف معناداری با یکدیگر نداشته است.
۵-۵ مقایسه نتایج تحقیق با تحقیقات گذشته
از آنجا که این تحقیق یک مطالعه موردی بوده که درآن عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در شعب بانک تجارت استان اصفهان سنجیده شده است مقایسه این تحقیق با تحقیقات قبلی مشابه در سازمان های دیگر هرچند امکان پذیر است اما چندان علمی به نظر نمی رسد؛ زیرا در هر سازمان عوامل موثر دارای ویژگیهای خاص و شرایط درون و برون سازمانی ویژه خود می باشند و به شرط آنکه عامل گذشت زمان را نیز نادیده بگیریم.
به همین خاطر تنها به مقایسه این تحقیق با پژوهش انجام شده نسبتا مشابه ای که با عنوان “سنجش آمادگی بانک تجارت برای پیاده سازی مدیریت دانش براساس مدل سازمان بهره وری آسیایی (APO)” می پردازیم. در تحقیق مذکور هفت متغیر سنجیده شده اند که امتیاز هر متغیر در مقیاس صفر تا ۳۰ به ترتیب کمترین به بیشترین به شرح ذیل می باشد:
فرایندهای دانش ۱۱٫۱۷
خلاقیت و یادگیری ۱۱٫۶۶
افراد ۱۱٫۸۱
رهبری مدیریت دانش ۱۲٫۱۱
خروجی های مدیریت دانش ۱۳٫۰۴
فرایندهای سازمانی ۱۳٫۳۸
زیرساختهای فنآوری اطلاعات ۱۶٫۱
با مقایسه نتایج بین دو تحقیق به اشتراکاتی دست می یابیم که تاییدکننده دقت هر دو تحقیق در شناخت وضعیت عوامل موثر است. در هر دو تحقیق زیرساختهای فنآوری اطلاعات بالاترین نمره را کسب نموده و پس از آن ساختار و فرایندهای سازمان نمرات بالاتری را دارا می باشند. سبک رهبری در هر دو تحقیق نمره پایینی را کسب نموده است. نتایج به دست آمده همسویی هر دو تحقیق را در شناخت وضعیت عوامل موثر مشترک در دو تحقیق را تایید می کند.
۵-۶ محدودیت های پژوهش
تا حدودی جدید بودن بحث‌های مربوط به مدیریت دانش در سازمان‌ها و عدم آموزش کافی کارکنان در خصوص آن، تأثیرات منفی خود را در پاسخ‌هایی که پاسخ دهندگان داده اند، گذارده است.
از آنجا که محقق خود از کارکنان بانک تجارت می باشد در هنگام دریافت پاسخنامه ها و صحبت با پاسخ دهندگان درباره موضوع تحقیق متوجه این نکته گردید که رضایت شغلی (به خصوص رضایت از جایگاه شغلی پاسخ دهنده) در نوع نگاه پاسخ دهنده به سازمان و پاسخ سوالات مشهود بوده است.
از آنجا که این تحقیق در محدوده زمانی و مکانی خاصی انجام شده است در استفاده از یافته های پژوهش در سازمان های دیگر و در زمان های متفاوت باید احتیاط لازم را نمود. هرچند به نظر می رسد با توجه به سیاست های جذب و آموزش نیروی انسانی بانک تجارت که به صورت سراسری در کل کشور اجرا می شود این تحقیق بتواند در دیگر مدیریت های شعب بانک تجارت (استانهای دیگر) هم موثر واقع شود.
عدم همکاری موثر بعضی از روسا و معاونین شعب در پاسخ دادن به موقع به پرسشنامه نیز از مشکلات دیگر این پژوهش بوده است.
۵-۷ پیشنهادها
با توجه به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها، پیشنهادهای پژوهش حاضر در دو بخش زیر ارائه می‌گردد.
۵-۷-۱ پیشنهادها مبتنی بر یافته‌های پژوهش
۱) از آنجا که جو صراحت بیان و اعتماد در سازمان کمترین نمره میانگین را در پرسشهای پرسشنامه کسب نموده است ضرورت دارد که مدیران سازمان نقش چشمگیری در رفع این نقیصه ایفا نمایند. مدیران برای ایجاد اعتماد در سازمان می توانند از طریق زیر اقدام نمایند:
برقراری عدالت رویه ای، عدالت توزیعی و عدالت مراوده ای
یکسان بودن حرف و عمل مدیر
برقراری ارتباط باز و شفاف
انتشار اخبار خوب و بد سازمان
ملاقات مستمر کارکنان با مدیران سطوح مختلف
مشارکت دادن کارکنان در امور مربوطه و ارزش دادن به آنها …
۲) میانگین امتیاز پاسخ سوال “سازمان در برابر سایر رقبا، ماهیتی نوآورانه و پیشرو دارد” نشان دهنده وضعیت نامناسب نوآوری سازمان از دیدگاه کارکنان دارد که در این زمینه بایستی اهتمام و توجه مدیران به واحد تحقیقات بیش از گذشته باشد. تشکیل و راه اندازی نظام پیشنهادات و دادن بازخورد مناسب به کارکنان مبتکر در ارائه پیشنهادات جدید هم می تواند راهگشا باشد.
۳) میانگین امتیاز پاسخ سوال ” تحمل ریسک از سوی مدیران دارای ارزش زیادی است، حتی اگر نتیجه کار موفقیت آمیز نباشد” هرچند نمره ای بالاتر از حد متوسط آورده است اما کمترین نمره را بعد از دو پرسش فوق آورده است که با توجه به اینکه سبک رهبری هم کمترین نمره را در میان چهار عامل موثر بر استقرار مدیریت دانش کسب کرده است نیاز به توجه و تغییر در سبک رهبری سازمان را برای استقرار مدیریت دانش طلب می کند.
۴) عامل زیرساخت های فنآوری اطلاعات اگرچه بالاترین نمره را در بین عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش کسب کرده است و نشان دهنده توجه مناسب به این عامل بوده است اما نباید رهبران و مدیران ارشد بانک لحظه ای از این بابت احساس آرامش کنند زیرا سرعت تغییرات تکنولوژی چنان شتاب ناک است که به روز رسانی زیرساختهای فنآوری اطلاعات و آگاهی از پیشرفت های جدید و همگام بودن با تحولات جدید امری حیاتی برای ادامه موفقیت سازمان می باشد.
۵) از آنجا که تغییر و بهبود فرهنگ سازمانی یک پروسه زمان بر بوده، و نقش بلامنازع فرهنگ در پیشرفت و توسعه سازمان به خصوص اجرای موفق مدیریت دانش، توجه بیشتر به فرهنگ سازمانی و تغییر رویکرد در نگاه بلندمدت سازمان به مقوله فرهنگ سازمانی را ضروری می نماید.
۶) با توجه به اینکه احتمال دارد بسیاری از کارکنان بانک تجارت از اهمیت مدیریت دانش و چرایی نیاز به آن آشنایی نداشته باشند. پیشنهاد می شود در این زمینه اقداماتی مانند برگزاری دوره های آموزشی، ارائه کتابچه ها و جزوات آموزشی صورت گیرد و ضرورت اجرای مدیریت دانش برای موفقیت و پیشرفت آنها و بانک بیان گردد.
۷) پیشنهاد می شود اصلاحات و بازنگری مداوم در ساختار سازمانی یک مقوله همیشگی شود به گونه ای که جریان دانش را تسهیل کند، فرایندها و منابعی را که یک فرهنگ سازمانی یادگیرنده را ایجاد می کند فراهم گردد و همچنین اهداف و استراتژی های سازمان و دیدگاه مدیران در خصوص فعالیت های مربوط به مدیریت دانش و فرایند آن به همه کارکنان ابلاغ شود.
۸) با توجه به تاثیر فرایند مدیریت دانش در عملکرد کارکنان، پیشنهاد می شود در ارزیابی عملکرد سالانه کارکنان این فرایند به عنوان یکی از عوامل بوجود آورنده عملکرد بالا لحاظ شود.
۹) الگو بودن مدیران بر توسعه و نشر مدیریت دانش با توجه به ضعف این بخش در یافته های تحقیق
۱۰) هرچند سطح تحصیلات کارکنان از میانگین قابل قبولی برخوردار است اما ایجاد تسهیلات بیشتر برای ادامه تحصیل کارکنان در رشته های مرتبط و مورد نیاز بانک می تواند در ایجاد بسترهای مناسب برای استقرار بهینه مدیریت دانش موثر باشد.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir