نمودار کرت لوین [۵۶]، بیانگر پویایی اساسی سازگاری است و یکی از ساده­ترین راه هایی است که نشان می­دهد چگونه کمبود نیازها، رفتار را تعیین می­ کند(بیلر، ترجمه کدیور، ۱۳۷۱).
شکل۲-۲ نمودار سازگاری
شی یا موقعیت حمله مستقیم
احترازازموقعیت
کم کردن نیازها به شکل یک هدف سدکننده(مانع) فرد
موقعیت
هدف جانشین حمله غیر مستقیم
* اقتباس از کرت لوین و مفهومی که به وسیله داشیل(۱۹۴۹) ، پیشنهاد شده و بعدها شیفر و شوبن(۱۹۵۶) ، آن را گسترش داده­اند.
اساساً شخص سازگار[۵۷]، شخصی است که میان خود ومحیط مادی و اجتماعیش ارتباطهای سالم و درستی برقرار کند که نتیجه­اش استقرار و ثبات عاطفی برای خود او باشد(شعاری­نژاد،۱۳۶۴)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
سازگاری اجتماعی به این گفته می­ شود که افراد یا گروه ها، رفتار خود را بتدریج و از روی عمد یا غیر عمد تعدیل کنند تا با فرهنگ موجود، سازگاری نمایند، مانند رعایت عادت­ها، عرق و تقلید و….(شعاری نژاد، ۱۳۶۴).
در تعریف یمینی دوزی سرخابی( ۱۳۷۱)، سازگاری اجتماعی عبارتست از مکانیسم­هایی که توسط آن­ها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا کند. بنابراین لازمه سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۳-۲٫ ویژگی های افراد سازگار

 

 

 

    1. از اضطراب و تعارضی که وی را از فعالیت رضایت­بخش بازدارد، دوری میجوید.

 

    1. از قدرت تصمیم ­گیری در برخورد با مشکلات بهر­مند است.

 

    1. عواطف خود را تصدیق و قبول می­ کند. مدام شایستگی­های خود را گسترش می­دهد و خود واقعی را در نظر دارد.

 

    1. مسئولین اعمال و رفتار خود را می­پذیرد و خود را منشأ اعمال، افکار و نیز رفتار خود می­اند.

 

    1. نقص عضو بیماری­های بدنی، معمولاً از شایستگی و فعالیت وی کم نمی­کاهد.

 

    1. شوخ طبعی را در خود پرورش می­دهد و دارای این خصوصیت است.

 

    1. ارزشیابی­های درست و قضاوت­های مناسبی از اوضاع و اتفاقات دارد.

 

    1. از هر امری، تجربه­ای هر چند کوچک دارد و با دقت نظر جهان پیرامون خود را اعم از انسان، حیوان و اشیاء مورد بررسی قرار می­دهد.

 

    1. نیازها، افکار و عواطف انسان­ها را می­شناسد، پاسخ­های مناسب می­دهد و اهل همکاری اجتماعی و اقتصادی است.
    2. عکس مرتبط با اقتصاد

 

    1. به میزان کافی می ­تواند فعالیت کند و در امور ی که بر عهده دارد، همواره تلاش لازم را می­نماید و لزومی نمی­بیند که شغل خود را مرتباً عوض کند.

 

  1. از زندگی خانوادگی و زناشویی لذت می­برد و به فرزند دار شدن و تربیت فرزندان علاقه­مند است.

 

به نظر نظریه پردازان صفات در شخصیت، ویژگی­های یک فرد سازگارچنین است: خوش­برخورد، عدم وجود احساس حسادت، نجیب، آرام، همکار، وظیفه­شناس و مسئول(اسلامی نسب، ۱۳۷۳).

 

۳-۳-۲٫ عوامل مؤثردر سازگاری

 

عوامل ارتباطی: ارتباطات – اعتماد – پذیرش – تبادل انرژی – روابط – روش مراقبت.
عوامل محیطی: فرهنگ – خانواده – نیازهای فرد مقابل – احساسات دیگران – نگرش­های دیگران – رفتار دیگران.
عوامل درونی: نگرش – رفتار – درک – هدف – احساس – انتخاب – نیاز- قدرت – ضعف – قضاوت – عاطفه( اسلامی نسب، ۱۳۷۳).
گروهی معتقدند که سازگاری اجتماعی [۵۸] در رأس مقوله سازگاری [۵۹]قرار دارد وچنانچه فردی دراین زمینه قادربه انجام وظایفش گردد، درسایر زمینه ها نیز بامشکلی روبرو نخواهد شد، اما از آنجایئکه سازگاری می تواند شامل طیف گسترده ای باشد و ابعادی چون اجتماع، خانواده، عواطف، شغل، بهداشت، ازدواج و… راشامل می شود(آقا محمدیان شعرباف، ۱۳۷۵) بهتر است برای دستیابی به دیدگاه جامع ووسیعی از مفهوم وچارچوب تئوریک سازگاری، ابتدا به تعریف روشنی از آن دست یابیم.درلغت نامه دهخدا سازگاری به عنوان موفقیت درکار، حسن سلوک و… ودرمقابل آن ناسازگاری با عنوان بدسلوکی، بدرفتاری، سازگاری نکردن و… معنی شده است.(یمنی دوزی سرخابی، ۱۳۷۱). گذشته از تعریف لغوی و لفظی سازگاری، از این اصطلاح تعاریف متعددی ارائه شده است که در ذیل به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود. سازگاری عبارت است تطبیق دادن یا وفق دادن شخص نسبت به محیط، مثلا وقتی میگوییم یک فرد نسبت به محیط سازگار است، یا در گروهی که متعلق به آن می باشد سازگار است، آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر وهماهنگ او با موقعیتی که درآن قرارگرفته است مد نظراست(مان، ۱۳۵۶). همچنین جریاناتی که با بوجود آمدن احتیاجی شروع شده و انسان پس از انجام فعالیتهایی به برطرف کردن آن احتیاجات اقدام می کند، راسازگاری می نامند(پور مقدس، ۱۳۶۷).
اسلامی نسب (۱۳۷۳) نیز درکتاب خود پس از ارائه چندین تعریف از سازگاری ،تعریف زیر را ارائه نموده است. هرگاه تعادل جسمی وروانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد و برای ایجاد توازن، نیازمند بکارگیری نیروهای درونی و حمایتهای خارجی شود ودر این جریان موفق شود مسئله را به نفع خود حل کند، می گویند فرایند سازگاری بوقوع پیوسته است. گوداشتاین ولانیون[۶۰](۱۹۷۵) سازگاری را فرایندپیوسته ای تعریف کرده اند که درآن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد ونیز امکان کسب توانایی ومهارتهایی را فراهم می سازد که ازآن طریق می توان به ارضاء آن نیازها پرداخت. بارلو[۶۱](۱۹۹۲) نیز سازگاری را چنین تعریف کرده است: سازگاری عبارت است از رفتار مفید و مؤثر آدمی در تطبیق بامحیط فیزیکی وروانی به گونه ای که تنها با تغییرات محیطی همرنگی نکرده وبه پیروی ناهشیار از آن کفایت نمی کند، بلکه خود نیز درمحیط تأثیر گذاشته وآن را به گونه ای مناسب، تغییر دهد. همان طور که مشاهده می شود،تعاریف متفاوت ومتعدد با موضوع های مختلفی از سازگاری، ارائه شده است که درمواردی باتعریف واقعی سازگاری هم خوان نمی باشد. به طور کلی مفهوم سازگاری از زیست شناسی اقتباس شده است. به این اصطلاح در زیست شناسی، «انطباق» [۶۲] گفته می شود، ومجموعه فعالیتهایی است که یک «نوع» به منظور سازگاری باتغییرات محیطی اش انجام می دهد. به عنوان مثال، خواب زمستانی یک خرس یاسازگاری شخص با تغییرات محیطی مانند شغل جدید، از دست دادن یک عزیزو… می تواند نمونه ای از انطباق باشد. درحالیکه سازگاری عبارت است از یک فرایند روان شناختی که طی آن فرد با خواسته ها[۶۳](تمایلات) وچالشهای[۶۴] زندگی روزمره مقابله می کند یا آنها را به کنترل خود در می آورد(ویتن ولوید۱۹۹۷)[۶۵] .

 

۴-۳-۲٫ اشکال سازگاری

 

سازگاری می ­تواند به اشکال زیر دیده شود:

 

 

    1. عمل برقراری یک رابطه روان شناختی رضایت بخش میان خود ومحیط.

 

    1. عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب وموافق محیط وتغییرات محیطی.

 

  1. سازگاری موجود زنده با تحریکات بیرونی ودرونی(شعاری نژاد.۱۳۶۸)

 

در واقع انطباق(انطباق مفهومی عامتر از سازگاری است)بامحیط به دوشکل صورت میگیرد. انطباق بامحیط فیزیکی، که حاصل آن ممکن است منجر به تغییرات جسمانی درموجود شود. گروهی دیگر نیز اعتقاد دارند؛ سازگاری بامحیط بردو نوع است، یکی سازگاری منفی که به معنی پیروی کورکورانه وبدن قید وشرط از محیط وهمرنگ شدن با آن است ودیگری سازگاری مثبت که به معنی مؤثر واقع شدن درمحیط وتغییر دادن آن است که با ویژگی هایی نظیر عزت نفس، اعتماد به نفس، خلاقیت، کارآمدی، ارضای غرایز فیزیولوژیک، از راه های جامعه پسند همراه است به گونه ای که سلامت روانی دریک فرد سازگار، دارای طیف گسترده ای است. بنابراین سازگاری، مجموعه کنشها و رفتارهایی است که فرد درموقعیتها وشرایط جدید، به منظور ارائه پاسخهای مناسب به محرکهای موجود، از خود بروز می دهد. چنانچه ملاحظه می شود دراین تعریف، تأکید عمده، روی شرایط جدید ونحوه ارتباط با آن می باشد. اما برای مشاهده رفتار دراین شرایط وموقعیتها، مسئله سازگاری از دو طیف دیگر نیز قابل بررسی است. نخست در محدوده ی خارجی وعینی که این روش درروان شناسی رفتاری متداول است دراین دیدگاه کوشش می شود تا رفتاری را که بامحیط سازگار است ویا سازگاریش به روش غلط صورت گرفته است، از دیدگاه یک ناظر خارجی، موردمشاهده وبررسی قرار گیرد. دراین روش اگر رفتار فرد با انتظاراتی که جامعه از او دارد ،مطابق وهمخوان باشد ، بهنجار شناخته می شود و اگر این مسئله صادق نباشد ،وی را شخص ناسازگار می دانند که سازگاری عبارتست از نوعی محرومیت که ناشی از مواجهه فرد با عواملی است که مانع ارضای نیاز او می گردد(میلون، ۱۳۵۲) .
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
مفهوم سازگاری از نقطه نظر«خود فرد» نیز بررسی شده است، به اعتقاد راجرز، دراین رویکرد قبل از آنکه به روشی توجه داشته باشیم که طی آن اشیاء نسبت به ناظر خارجی ظاهر می شوند، با ادراکاتی که فرد از خویشتن دارد وباجهانی که خاص خود اوست مواجه هستیم. هنگامی که به این طریق، سازگاری وناسازگاری، مورد ارزیابی قرار میگیرد، دارای مفهوم کاملاً متفاوتی است که درمانگر را به طور دقیق تر به سوی مسائل عملی هدایت می کند، لذا دراین دیدگاه شخصیت ناسازگار به فردی اطلاق می شود که مورد تهدید درونی واقع شده است وبر عکس به نظر می رسد درشخصیت های افراد سازگار هیچ نشانی از احساس تهدید نمی توان یافت (همان منبع)
پیاژه، سازگاری را تعادل بین یک دروه ی جذب[۶۶]ویک دوره همانندسازگاری (انطباق)[۶۷] دانسته و آن را به مفهوم کلیدی نظریه کارکردهای شناختی خود مطرح می کند(یمنی دوزی سرخابی، ۱۳۷۱).
در دیدگاه تحلیل روانی، به فردی سازگار گفته میشود که دارای «من» [۶۸] قوی وسالم باشد تا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی «نهاد»[۶۹] و«فرامن»[۷۰] تعادل وهماهنگی ایجاد نماید، تا آنها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند. «من» نیز درصورتی توانمند خواهد بود که فرد دربرخورد بامشکلات روزمره زندگی، ازمکانیزمهای دفاعی[۷۱] استفاده کند یا نسبت به آنها آگاهی داشته باشد. به همین دلیل، سلامت روان، که یکی از ویژگی های اصلی وبارز انسانهای سازگار می باشد، صرفاً به معنای عدم وجود بیماری روانی نیست ، بلکه برای چنین فردی، نبود بیماری روانی، فقط مصداق بارز سازگاری نمیباشد(شفیع آبادی، وناصری۱۳۷۴). از دیدگاه روانشناسی شناختی به کسی سازگار گفته می شود که توانایی وقدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست وچون قادر به انجام چنین کاری است، برای خود یک ارزش واقع بینانه قائل میشود، تا تحت تأثیر نوسانات روانی دردناک واختلاف با دیگران، دچار اختلال نشود. این فرایند به او کمک می کند تا به احساس مناسبتری از زندگی دست یابد(بک)[۷۲]۱۹۸۸) پس از آشنایی با تعریف سازگاری و مفهوم آن از دیدگاه های مختلف روانشناسی، دراینجا، به طور خلاصه، متغیرهای موثر در فرایند سازگاری ارائه می شود. بحث عوامل موثر در روند سازگاری بسیار گسترده ووسیع است. به طوریکه میتوان به تعدادی از عواملی که درهر انسان وجود دارد اذعان نمود. دراینجا منظور، ابعاد مختلف تشکیل دهنده ی انسان است.)

 

۵-۳-۲٫ عوامل مؤثر در فرایند سازگاری

 

در دیدگاه ­های نوین، انسان به شکل موجودی سه بعدی درنظر گرفته شده است موجودی روانی زیستی اجتماعی. درواقع متغیرهایی وجود دارند که برفرایند سازگاری تاثیر می گذارد و به شکل پیامد گونه ایجاد می شوند. تعدادی از این عوامل ومتغیرها عبارتند از:

 

 

    1. شخصیت فردی که درجریان سازگاری قرار گرفته است.

 

    1. درک فرد از مشکل(این مشکل چقدر برای فرد محدودیت ایجاد کرده است.)

 

    1. شدت مشکل ،قدرت آسیب زنندگی وصدمه زایی آن.

 

    1. حمایتهای اجتماعی که از فرد بحران زده صورت میگیرد.

 

    1. حمایتهای خانوادگی که از فرد، درجریان سازگاری صورت می گیرد.

 

    1. تعداد راه های ممکن، که فرد می تواند برای رسیدن به هدف انتخاب کند.

 

    1. درجه اهمیت هر راه حل ونحوه دستیابی به آن.

 

    1. توانایی واستعداد برای مراقبت از سلامت خود.

 

    1. درک فرد از موقعیت فعلی خود.

 

    1. درک خانواده از موقعیت فرد.

 

    1. توانایی ها واستعدادهای فرد، برای حمایتهای اجتماعی

 

    1. روش زندگی، نگرشها و فعالیتهای محیطی اثر گذار .

 

  1. دیدگاه های عقیدتی واخلاقی فرد، نسبت به دنیا و مشکلات موجود درآن(اسلامی نسب، ۱۳۷۳) .

 

تقسیم بندی دیگری برای عوامل اثر گذار درنوع سازگاری، وجود دارد که عبارت است از:

 

 

    1. عوامل مربوط به مسائل جسمی: نظیر نقص عضو، بیماری جسمی ، معلولیتهای فیزیکی، سرطان و …

 

    1. عوامل مربوط به مسائل روانی : نظیر احساس حقارت نسبت به دیگران ، اختلالات اضطرابی وافسردگی، روان نژندی، روان پریشی و …
    2. نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

    1. عوامل مربوط به مسائل اجتماعی: مانند انزوا، دوری گزینی از اجتماع، ناسازگاری اجتماعی، شخصیت ضد اجتماعی ، طرد شدن ازاجتماع و…

 

  1. عوامل مربوط به مسائل اخلاقی : دیدگاه اخلاقی هر فرد می تواند نحوه، شکل وقالب پذیرفته شده ی سازگاری رامشخص سازد(همان منبع)

 

در یک دسته­بندی کلی دیگر می­توان چهار عامل را در بروز ناسازگاری رفتار کودکان و نوجوانان، معرفی کرد:
الف _ عوامل پزشکی: اختلالات ممکن است به علت احساس محرومیت، فقدان یا نقص عضو یا حسی از حواس پنجگانه باشد.
ب _ عوامل تربیتی: با توجه به نظریات روان­پویایی، رفتارگرایی و سایر نظریه­ های روان­شناسی، چگونگی رابطه اعضای خانواده با کودک و بخصوص مادر در سال­های اول زندگی، از اساسی­ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هر گاه اختلاف در این روابط عاطفی ایجاد شود بالطبع امنیت عاطفی وی مختل می­ شود، و در نتیجه آثار آن در رفتارش منعکس می­گردد.(میلانی­فر، ۱۳۷۰).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *