دانلود پایان نامه

پیتر برگر (1929) و تامس لاکمن (1927) در حوزه جامعه‌شناسی شناخت این ایده را مطرح نموده‌اند. به عقیده این دو جامعه‌شناس یکی از علل پرورش اجتماعی ناموفق، وجود تناقض در پرورش اجتماعی اولیه و ثانویه است و این امر زمانی به ظهور می‌رسد که اختلاف‌هایی بین پرورش اجتماعی اولیه و ثانویه وجود داشته باشد. وحدت پرورش اجتماعی اولیه محفوظ می‌ماند، اما در پرورش اجتماعی ثانویه، واقعیت‌ها و هویت‌های نوع دیگر به‌عنوان شقوق انتخاب ذهنی ظاهر می‌شوند. البته این شقوق انتخاب را بافت اجتماعی ـ ساختاری فرد محدود می‌سازد. زمانی که پرورش اجتماعی ثانوی تا بدان حد تفکیک‌شده باشد که در آن عدم انطباق ذهنی از «جایگاه مناسب آدمی» در جامعه امکان‌پذیر شود و درعین‌حال ساختار اجتماعی به تحقق هویتی که ازلحاظ ذهنی انتخاب‌شده است مجال کافی ندهد، اتفاق جالب‌توجهی روی می‌دهد. این هویت انتخاب‌شده ذهنی به‌صورت هویتی تخیلی درمی‌آید و در آگاهی فرد در حکم «خود واقعی» او عینیت می‌یابد. بدیهی است که توزیع وسیع‌تر این پدیده به هر میزان، تنش‌ها و ناآرامی‌هایی در ساختار اجتماعی وارد خواهد ساخت و برنامه‌های نهادی واقعیت مسلم فرض شده آن‌ها را تهدید خواهد کرد (برگر و لاکمن، 1387: 233). پرورش اجتماعی اولیه بی‌تردید مهم‌ترین عامل اجتماعی شدن فرد است و ساختار اساسی پرورش اجتماعی ثانویه ناگزیر باید با ساختار اساسی پرورش اجتماعی اولیه شباهت داشته باشد. هر فرد در یک ساختار اجتماعی عینی زاده می‌شود که درون آن با اشخاص مهم و صاحب نفوذی که مسئولیت پرورش اجتماعی او را بر عهده‌دارند رویاروی قرار می‌گیرد. این اشخاص مهم و صاحب نفوذ بر فرد تحمیل می‌گردند. تشخیص‌ها و تعریف‌هایی که آنان از موقعیت او دارند برای وی به‌عنوان واقعیتی عینی مطرح می‌شوند. ازاین¬رو، فرد، نه‌تنها در یک ساختار عینی اجتماعی بلکه در یک جهان عینی اجتماعی نیز تولد می‌یابد. اشخاص صاحب نفوذی که میان او جهان قرار می‌گیرند در جریان میانجی بودنشان جهان را جرح‌وتعدیل می‌کنند. آنان بر طبق جایگاهی که در ساختار اجتماعی دارند و نیز برحسب خصایص فردی خود که از سیر تاریخچه زندگی‌شان نشأت می‌گیرد، جنبه‌هایی از آن جهان را برمی‌گزینند. دنیای اجتماعی از «صافی» این گزینش دوگانه می‌گذرد و به او می‌رسد (همان: 180). پرورش اجتماعی اولیه معمولاً در داخل نهاد خانواده و توسط والدین انجام می‌گیرد؛ اما پرورش اجتماعی ثانویه عبارت است از درونی ساختن «خرده جهان‌های» نهادی یا مبتنی برنهادها. بنابراین، گستره و سرشت آن برحسب پیچیدگی تقسیم‌کار و توزیع اجتماعی دانش که ملازم با آن است تعیین می‌شود. به عقیده برگر و لاکمن خرده جهان‌هایی که در جریان پرورش اجتماعی ثانویه درونی می‌شوند، عموماً واقعیت‌هایی هستند جزئی در مقابل «جهان پایه‌ای» که در پرورش اجتماعی اولیه تحصیل شده است (همان: 189). در جریان پرورش اجتماعی اولیه، کودک مربیان صاحب نفوذش را نه به‌عنوان «کارگزاران نهادی» بلکه در مقام میانجی‌های واقعیت می‌انگارد و بس؛ کودک دنیای والدین خویش را به‌مثابه «جهان به‌طورکلی» به شکل درونی درمی‌آورد و نه به‌منزله جهانی که به وضع و زمینه نهادی خاصی مربوط باشد. برخی از بحران‌هایی که پس از پرورش اجتماعی اولیه روی می‌دهند درواقع معلول پی بردن به این نکته است که دنیای والدین تنها دنیای موجود نیست، بلکه دارای موقعیت اجتماعی بسیار مشخصی است و شاید حتی مفهومی تحقیرآمیز نیز در آن نهفته باشد. مثلاً، کودک رشد یافته تشخیص می‌دهد که جهانی که والدینش نمایندگان آن‌اند، یعنی همان جهانی که او قبلاً آن را به‌عنوان واقعیتی اجتناب‌ناپذیر انگاشته بود، عملاً جهان جنوب‌نشینان دهاتی و طبقه پایین و بی‌فرهنگ است. در پرورش اجتماعی ثانویه، زمینه و موقعیت نهادی معمولاً قابل‌فهم می‌شود. واضح است که پی بردن به این امر مستلزم باریک‌اندیشی و درک پیچیده همه مفاهیم نهفته در موقعیت نهادی نیست (همان: 193). امروزه با کثرت نهادهای جامعه‌پذیر کننده سروکار داریم که هر یک ارزش‌ها، هنجارها و سبک زندگی خاصی را اشاعه می‌دهند. والدین، مدرسه و دانشگاه، صنعت فرهنگی (رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره، نشریات و …) نهادهایی هستند که هر یک این کارکرد (جامعه‌پذیری) را به صورت‌های مختلف انجام می‌دهند. بنابراین در چنین جامعه‌ای وحدت ارزشی از بین می‌رود و کثرت ارزشی جایگزین آن می‌شود. در جامعه‌ای که وحدت ارزشی از بین برود، انسان با گروه‌های مختلفی سروکار دارد که در هر یک از آن‌ها یک نوع ارزش خاصی حاکم است که گاه در گروه دیگر ارزش نیست و ارزش‌های رقیب بر پذیرش ارزش‌های والدین تأثیر دارد (توکلی، 1378: 51). رویارویی ارزش‌ها در یک جامعه کثرت‌گرا که در آن بسیاری از گروه‌های مختلف درصدد احراز هویت و تثبیت موقعیت خود در جامعه هستند، بیش‌ازپیش محسوس است. گروه‌های منافع و گروه‌های فشار، گروه‌های ارزشی هستند. به این معنا که می‌خواهند حرف خودشان را در جامعه به کرسی بنشانند (نیک گهر، 1373: 295). در چنین شرایطی که در آن نسل فرزندان باارزش‌های متنوع و بعضاً متناقض روبرو می‌شوند، فرصت‌های بیشتری در گزینش و انتخاب ارزش‌هایش دارند و از این طریق شکاف در ارزش‌های نسل‌ها به وجود می‌آید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بعد اجتماعی هویت زن مسلمان
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید