دانلود پایان نامه

تالکوت پارسنز (1979- 1902)، پیشرو نظریه‌پردازی ساختی ـ کارکردی جامعه‌شناسی ایالات‌متحده امریکا به تأثیر رعایت ارزش‌ها و هنجارها به‌منظور برقراری نظم اجتماعی اشاره‌کرده است. وی می‌گوید: «نظم اجتماعی از قاعده‌هایی است که بر سود شخصی نظارت دارد و از توسعه نظام‌های ارزشی مشترک شیوه‌های معناداری را در اختیار فرد قرار می‌دهد تا از میان مجموعه‌ای از کردارها، کردار مناسب را انتخاب کند.»(استونز ، 1379: 154). پارسنز برای حفظ نظم اجتماعی اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل بود. وی تأکید خاصی بر درونی کردن هنجارها و ارزش‌هایی که از سوی جامعه تعیین می‌شود، دارد. در نظر او نظام اجتماعی به‌گونه‌ای عمل می‌کند که نیازهای کارکردی تأمین گردد وحدت نظام اجتماعی حفظ شود. بنابراین در نظریات پارسنز دو نکته مشهود است:
ـ نظام فرهنگی و تأثیر آن بر رفتار فرد
ـ نیازهای کارکردی در کل نظام اجتماعی.
به همین دلیل نظام آموزش‌وپرورش نهادی است که افراد را در پذیرفتن نظم موجود یاری می‌دهد و نهایتاً منجر به کارکرد بهتر جامعه می‌شود و در همان حال، خود نیز به سازمان اقتصادی و سیاسی جامعه وابسته است (توسلی، 1369: 178). پارسنز پدیده ارزش‌های نسلی را در مجموعه نظریه کنشی خود به‌صورت غیرمستقیم بررسی کرده است. بر اساس نظریه وی در عملی که از فرد سر می‌زند و او آن را کنش می‌نامد، سه عنصر شامل نظام فرهنگی، نظام رفتاری و نظام شخصیتی وجود دارد. این سه‌نظام محیط‌های درون کنشی نظام اجتماعی هستند. خاصیت کنش، معنی‌دار و ارادی بودن آن است و دارای جنبه نظام¬مند نیست. این کنش دارای ابعاد انسانی و اجتماعی است. اولین مرجع کنش فرد، نظام رفتاری است که درواقع رابطه بین انسان و محیط است که از طریق حواس صورت می‌پذیرد. در این قسمت انسان با حیوان مشترک است و کارکرد این نظام، ایجاد وضعیتی مناسب برای انطباق با محیط است. این انطباق در حیوانات با تغییر ارگانیسمی همراه است، حال اینکه در انسان‌ها به یک‌روند اجتماعی تبدیل می‌شود و بعد فرهنگی می‌یابد و برتر از رفتار، تبدیل به کنشی معنی‌دار می‌گردد. در نظر پارسنز نظام فرهنگی دارای سه جزء است: باورها و عقاید، هنجارها (ستار، 1388: 256). این اجزاء در طول گذشت زمان در جامعه شکل می‌گیرد و از نسلی به نسل دیگر می‌رسند. درواقع ارگانیسم در فرآیند تعامل با نظام فرهنگی، بخشی از موارد سه‌گانه فوق را در نظر گرفته و آنان را درونی می‌کند. به این اعتبار، شخصیت آدمی که در آن مجموعه‌ای از عقاید، باورها، اندیشه‌ها و هنجارها وجود دارد محصول رابطه ارگانیسم با نظام فرهنگی است (همان: 257). پارسنز در مدل سیبرنتیکی خویش طیف درونی شدن هنجارها و ارزش‌ها را به‌عنوان عناصر فرهنگی نشان می‌دهد که هرچه فرد ارزش‌ها را بیشتر درونی کرده باشد، احتمال اقدام او به کنشی که انحراف نامیده می‌شود، کمتر است و برعکس. سازمان‌ها و نهادهای درون جامعه ابزارهای درونی کردن الگوهای فرهنگی در میان کنشگران محسوب می‌شوند. چنانچه فرهنگی قادر نباشد نیازها و مطالبات فرد را پاسخ گوید، فرد فرهنگ دیگری را که در بازار مبادله موجود است برمی‌گزیند و به آن گرایش پیدا می‌کند (ایمان و عباسی، 1386: 120).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   موارد تعمد در تمایز
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید