دانلود پایان نامه

بلسک و باس (2001) در مطالعه¬ای تحت عنوان “شباهت¬ها و تفاوت¬های جنسی در آشنایی، انتخاب و از هم¬پاشیدگی روابط بین دو جنس” به بررسی تفاوت¬ها و شباهت¬های دو جنس در برقراری رابطه صمیمانه، ارجحیت¬ها و پایان بخشیدن به یک رابطه پرداخته¬اند. نمونه تحقیق آنها را 200 نفر دانشجوی 32-17 سال(100زن و 100مرد) از کشورهای مختلف تشکیل می¬دادند. نویسندگان این مقاله، چارچوب¬هایی را برای نشان دادن تفاوت¬های فردی در تمایلات جنسی- اجتماعی ترسیم کرده¬اند. نتایج این تحقیق نشان دهنده این است که انگیزه مردان برای آشنایی و شروع چنین روابطی تمایلات جنسی بوده اما انگیزه زنان برای برقراری این گونه روابط به دست¬آوردن حمایت و مراقبت فیزیکی است. در مقایسه با زنان برای مردان، جذابیت جنسی و رابطه جنسی عوامل بسیار بااهمیتی برای آغاز برقراری رابطه با جنس مخالف هستند به طوری که عدم حمایت و مراقبت فیزیکی برای زنان و برآورده نشدن تمایلات جنسی برای مردان از دلایل اساسی برای پایان بخشیدن به این روابط هستند.
ساکالی و گلیک (2003) در مطالعه¬ای به بررسی رابطه میان عوامل جمعیت شناختی (مانند: سن، جنسیت، میزان تحصیلات)، جنس¬گرایی دوجانبه، سیاست¬های محافظه¬کارانه و داشتن رابطه جنسی، با نگرش مردان و زنان ترکیه¬ای نسبت به زنانی که رابطه جنسی پیش از ازدواج داشتند، پرداختند. حجم نمونه این تحقیق، 124 دانشجوی دوره لیسانس و 60 بزرگسال غیر دانشجوی ترکیه¬¬ای را در بر می¬گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد زنان و مردانی که سن بالاتر و سیاست محافظه¬کارانه¬تر داشته و رابطه جنسی پیش از ازدواج را تجربه نکرده بودند، همچنین پاسخگویان مردی که تحصیلات بالاتری داشتند(مردان و نه زنان)، نگرششان نسبت به رابطه جنسی پیش از ازدواج زنان منفی بود. همچنین پاسخگویان مردی که رابطه جنسی پیش از ازدواج را تجربه نکرده بودند، سن بیشتر و دارای سیاست محافظه¬کارانه بودند، برای ازدواج، دختران باکره را ترجیح می¬دادند. نتایج این مطالعه در ترکیه نشان می¬دهد که گرچه روابط جنسی پیش از ازدواج در گذشته با موانع محکمی روبرو بوده است اما به تازگی این دیدگاه منفی درمورد مردان کمرنگ¬تر شده است اما درمورد دختران همچنان بکارت یک ارزش محسوب می¬شود.
الکساندر و دیگران (2007) در مقاله¬ای تحت عنوان “روابط پیش از ازدواج جوانان در ایالت ماهارشارا¬ی هند”؛ به بررسی ماهیت و عوامل مرتبط با این روابط می¬پردازند. اطلاعات این مطالعه از طریق مطالعه¬ی افراد 24-15 در مناطق پر جمیت شهری و روستاهای بخش ماهارشارای هند به دست آمده است. تحلیل¬های چند عاملی نشان داد که رابطه¬ی معنی داری میان اشخاص جوان، عوامل خانوادگی و روابط دوستانه¬شان با تجارب آنان از روابط عاشقانه و روابط جنسی نامشروع وجود دارد. نتایج این تحقیقات نشان داده است که 24-17 درصد روابط عاشقانه، 26-20 درصد تماس فیزیکی صمیمانه، 18-16 درصد روابط جنسی داشته¬اند. این نسبت در میان زنان جوان به ترتیب 8-5 درصد روابط عاشقانه، 6-4 درصد تماس فیزیکی و 2-1 درصد روابط جنسی بوده است. استعمال الکل، استفاده از قرص¬های توهم¬زا و دیدن فیلم¬های پورنوگرافی و کنش متقابل مکرر با جنس مخالف، رابطه¬ی مثبتی با رابطه¬ی عاشقانه و جنسی هم در بین مردان جوان و هم در بین زنان جوان داشت. دسترسی به آموزش، رابطه¬ی منفی با هردونوع رابطه در میان زنان جوان داشت اما این رابطه¬ی منفی برای مردان فقط در رابطه¬ی جنسی وجود داشت.
سیرس و دیگران (2007) در مقاله¬ای تحت عنوان “تأثیرات نامطلوب روابط عاشقانه در دختران و پسران از لحاظ جسمی،جنسی و روانی” به بررسی تأثیرات نامطلوب روابط عاشقانه از لحاظ جنسی، جسمی و روحی و روانی در میان دختران و پسران نوجوان پرداخته¬اند. افراد شرکت کننده 324 پسر و 309 دختر در کلاسهای 7، 9 و 11 بوده¬اند که پرسشنامه¬ها را در مدرسه تکمیل کرده¬اند. براساس تحلیل توصیفی انجام شده مشخص گردید که 19 درصد پسران و 26 درصد دختران دو مرتبه و یا حتی در مواردی بیشتر مورد خشونت جنسی قرار گرفته¬اند. یک سوم دانش¬آموزان کلاس 7، تا زمان پاسخگویی به پرسشنامه حداقل یک مرتبه رفتار خشونت¬¬آمیز را در روابط عاشقانه¬ی خود تجربه کرده¬اند. بعلاوه مشخص گردید که دختران و پسران اشکال متفاوتی از خشونت¬های جنسی را می¬شناخته و تجربه کرده بودند. پس از بررسی سوء¬استفاده¬های رایج در میان دختران و پسران محققین دریافتند که در پسران سوء¬استفاده¬های جنسی و در دختران سوء¬استفاده¬های عاطفی بیشتر دیده می¬شود که این هم به نوبه¬ی خود رابطه¬ی نزدیکی با جنسیت آنان دارد.
فورمن و شوماخر (2008) مطالعه¬¬ای تحت عنوان” الگوی روابط عاشقانه در دوره¬ی نوجوانی” دارند. این مقاله به بررسی شباهت¬ها و تفاوت¬های رابطه¬ی عاشقانه¬ی نوجوانان و روابط آنان با دوستان و اعضای خانواده می¬پردازند. به این منظور رابطه¬ی 32 نوجوان که شریک جنسی داشته¬اند را با این شرکاء و همچنین دوستان صمیمی و اعضای خانواده¬شان مورد ارزیابی قرار داده¬اند. براساس نتایج بدست آمده مشخص گردید که برخوردهای لفظی در میان آنان با شریک¬های عشقی خود بیش از برخورد با اعضای خانواده و دوستان¬شان بوده است. همچنین واکنش¬های محبت¬آمیز نوجوانان با شرکای جنسی¬شان کمتر و با دوستان¬¬شان بیشتر بوده است. بعلاوه رفتارهای ناشی از عدم مسئولیت در روابط آنان با شرکای جنسی¬شان بیشتر بوده است. همچنین مهارت برقراری یک رابطه¬ی مؤثر در آن¬ها در ارتباط با اعضای خانواده، بسیار بیشتر از این مهارت در روابط عاشقانه بوده است.
لگاکاس و استندکویس (2009) در مطالعه¬ای با عنوان “روابط پیش از ازدواج و رضایت زناشویی در میان زنان و مردان میانسال” به بررسی رابطه¬ی میان میزان رضایت زناشویی با سن برقراری اولین رابطه جنسی، تعداد شرکای جنسی و تجربه برقراری رابطه جنسی جمعی می¬پردازد. این مطالعه بر روی نمونه 41 نفری از مردان و زنان میانسال لیتوانیایی انجام گرفت و رضایت زناشویی در این تحقیق به وسیله 16 گویه سنجیده شد. نتایج این تحقیق نشان¬¬دهنده عدم رضایت زناشویی در بین زنان و مردانی است که روابط جنسی پیش از ازدواج را تجربه کرده¬اند. مردانی که شرکای جنسی متعدد داشتند و رابطه جنسی جمعی را تجربه کرده بودند، رضایت کمتری از زندگی زناشویی¬شان داشتند و درمورد زنان، رضایت زناشویی با سن پایین برقراری رابطه¬¬¬¬ی جنسی و تعداد شرکای جنسی رابطه داشت.
ونگ (2009) در مطالعه¬ای تحت عنوان “تأثیر دین و دینداری بر روابط عاشقانه با تأکید بر ارزش¬های مرتبط با عشق و رضایت از روابط” به بررسی تأثیر دین و دینداری بر سه جزء عشق (صمیمت.، شور و تعهد ) پرداخت. نتایج این تحقیق که بر روی 345 فرد مسیحی انجام گرقت حاکی از آن است که افرادی که دینداری بالاتری داشتند نسبت به افراد با دینداری پایین، در روابط عاشقانه تعهد بیشتری داشته و کمتر به روابط جنسی نامشروع روی می¬آورند. همچنین میان دینداری افراد و رضایتمندی آنها از روابط عاشقانه ارتباط وجود داشت.
لی و پنی (2010) در مطالعه¬ای به بررسی تغییرات الگوی ازدواج از سال 1970 در ایالت متحده آمریکا می¬پردازند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که در چند سال گذشته میزان ازدواج به طرز چشمگیری کاهش یافته است. آمار نشان می¬دهد که در سال 1970 از هر 1000 زن مجرد، 5/76 درصدشان ازدواج کرده¬اند. این رقم در سال 2000 به 4/44 درصد و در سال 2008 به 8/34 درصد کاهش یافته است. علاوه بر کاهش میزان ازدواج، سن ازدواج نیز افزایش یافته که این تغییرات نشان دهنده رویداد واقعه¬ای مهم در چند سال اخیر است.
لوک و همکاران(2011) در مطالعه¬ای با عنوان “مبادله¬ی اجتماعی و رفتار جنسی” به بررسی روابط پیش از ازدواج زنان جوان کنیا می¬پردازند. جمعیت نمونه این تحقیق را 551 زن 24-18 سال کنیایی تشکیل
می¬دهد. محققان در این بررسی از تئوری مبادله¬ی اجتماعی برای بررسی روابط پیش از ازدواج استفاده
کرده¬اند. نتایج این تحقیق نشان¬دهنده این است که تجارت جنسی و یا پرداخت پول و هدایا در ازای خدمات جنسی زنان، از مهمترین عوامل شیوع ایدز در زنان آفریقایی است. همچنین بالا بودن درآمد زنان، احتمال فعالیت¬های جنسی ایمن (مانند به تأخیر انداختن رابطه جنسی و استفاده از کاندوم) را در آنان افزایش می¬دهد اما توانایی مالی مردان، از قدرت چانه¬زنی زنان در روابط جنسی می¬کاهد.
هارن (2011)، در مطالعه¬ای تحت عنوان “تأثیر غیبت پدر بر رابطه¬¬¬ی عاشقانه نوجوانان” به بررسی رابطه میان مدت غیبت پدر در منزل و روابط عاشقانه نوجوانان و رفتارهای مرتبط با آن مانند رابطه جنسی و بارداری نوجوانان می¬پردازد. همچنین این مطالعه به تفاوت¬های بین جنسیتی نیز می¬پردازد. یافته¬های این پژوهش نشان دهنده این است که رابطه عاشقانه نوجوانی که پدران¬شان بیشتر اوقات در خانه حضور ندارند متفاوت از نوجوانانی است که پدرانشان هرگز غیبت نمی¬کنند(آنها را ترک نمی¬کنند). نوجوانان دسته اول کمتر مطیع والدین¬شان هستند و بیشتر به رفتارها¬ی پرخطر مانند رابطه جنسی نامشروع روی می¬آورند و حاملگی در این نوجوانان بیشتر رخ می¬دهد. علاوه بر این غیبت پدر بر رفتار پسران تأثیر بیشتری داشته و پسران در چنین شرایطی بیش از دختران به فعالیت¬های جنسی پرخطر روی می¬آورند.
اریکسون3و همکاران(2011) در مطالعه¬ای با عنوان”اعتقادات دینی و رابطه¬ جنسی پیش از ازدواج” به بررسی تقابل دوسویه روابطه جنسی پیش از ازدواج و باورهای دینی جوانان می¬پردازند. این تحقیق به روش کیفی صورت گرفته است و جمعیت نمونه آن را 62 پاسخگوی 20-13 ساله از مذاهب کاتولیک، پروتستان و کسانیکه به خدا ایمان داشتند، تشکیل می¬دهند. نتایج این تحقیق نشان می¬دهد که از یک¬ سو جوانان روابط جنسی پیش از ازدواج را قبول داشته و از سوی دیگر تعالیم مذهبی اینگونه روابط را نفی می¬کند. دختران در مسائل جنسی بیش از پسران به هنجارهای اخلاقی پایبند هستند. عدم رعایت هنجارهای اخلاقی در روابط جنسی پیش از ازدواج، از عوامل اصلی شیوع ایدز در میان جوانان است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تدابیر پیشگیری وضعی در اسلام
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید