دانلود پایان نامه

باتوجه به نظریات «تن» جامعه شناسی ادبیات، گسترش چشمگیری داشت. در قرن بیستم نظریه های دیگری مطرح شد که فراتر از نظریات ایپولیت تن، نشان دهنده ی همبستگی تنگاتنگ بین ادبیات واجتماع بود. از مؤثرترین این نظریات می توان به عقاید کارل مارکس اشاره کرد که رابطه ی ادبیات و جامعه را بر اساس اصل زیر بنا و روبنا مورد بررسی قرار داد.
تحلیل مارکس، برگردان مستقیم زندگی اقتصادی در زندگی ادبی بود؛ وباآنکه با تمامی سنت تحلیل های مارکسیستی مخالفت می نمود به نحوی دور از انتظار یکی ازمهم ترین تحلیل های مارکسیستی ازاندیشه ی بورژوازی یعنی نظریه ی «بت وارگی کالا» و «شیءوارگی» راتأییدمی کرد. (گلدمن،35:1371) مارکس اظهار داشت که همه ی شکل های جامعه ی انسانی درآخرین تحلیل مبتنی بر ابزار تولید جامعه است و تمام نهادهای روبنایی، مانند سیاست، حکومت، قانون، مذهب وهنروادبیات، زیربنایی اقتصادی دارند. اومعتقدبود ساختار اقتصادی جامعه تعیین کننده ی تکنولوژی، ساخت طبقاتی، توزیع قدرت، سازماندهی سیاسی کشور وادبیات وهنرهای مختلف است. «براین اساس درجامعه های تولیدکننده برا ی بازار (یعنی درانواع جامعه هایی که فعالیت اقتصادی درآنها مسلط است) آگاهی جمعی به تدریج تمامی واقعیت پویایی خودرا ازدست می دهد و به بازتاب صرف زندگی اقتصادی بدل می شودودر نهایت ازبین می رود.» (گلدمن ،همان:36) ازاین منظر «ادبیات گزارشگر صریح واقعیت اجتماعی است.» (عسگری،60:1387) بااین نگاه جبر گرایانه به اثرادبی، بخش زیبایی شناختی آن مهجور می ماند و رسالت اثربه انتقال آگاهی اجتماعی محدود می شود.علاوه بر این تفاوت دیدگاههای ناشی از تفاوت طبقاتی را نمی پذیرد وحتی اجازه ی نمی دهد طبقات مختلف به اثر ادبی و جهان تخیلی آن وارد شود.«دراین رویکرد، ادبیات را نویسندگانی خلق می کنند که خود راعضوی ازطبقه ی پرولتاریا ودر خدمت آگاهی بخشی به آن طبقه می دانند.» (عسگری،60:1387) بر اساس این نظام هنر وادبیات وسیله ای شد برای مبارزه ی طبقاتی، که طبقه ی کارگر بایداز آن به صورت وسیله ای برای سیاست ملی بهره گیرد. «گران ویل هیکس» ازبرجسته ترین منتقدان مارکسیستی، ویژگی های یک اثر هنر ی مورد قبول مارکسیسم را اینگونه برمی شمارد: «1- باید خواننده ی طبقه ی پرولتر را برای تشخیص نقش خود در مبارزه ی طبقاتی راهنمایی کند.2- باید اثرات مبارزه ی طبقاتی را نشان دهد.3- باید خواننده را وادارد که مشارکت خود را دردوران هایی از زندگی که در اثر ترسیم شده است کاملاً حس کند. 4- نویسنده باید براین دیدگاه تکیه داشته باشد که «طبقه ی پرولتر پیشگام جامعه است» ونویسنده باید خود یک پرولتر باشد ویا بکوشد تا عضوی از این طبقه ی کارگری شود.»(گوردن،همان:19) به طورکلی معتقدان این نظرگاه «جهان اثر راانعکاس جهان واقعی بیرون و جامعه ی زمان خلق اثر می دانند واثر ادبی به مثابه ی آینه ای فرض می شود که جامعه در آن انعکاس می یابد.» (عسگری،62:1387)
این نقد براثر توجه بیش ازحد به محتوای آثار ادبی و نادیده گرفتن شکل وساختاراثر، اندک اندک به عامیانه گری کشیده شد. لوکاچ خطر اصلی مارکسیسم عامیانه را «برداشتی مستقیم ازرابطه ی ایدئولوژی وآفرینش هنری» بیان کرده است (لوکاچ،353:1377) که نتیجه ی آن، با اهمیت شمردن نویسندگانی می شود که ایدئولوژی مورد نظر منتقد را بیان می کنند. علاوه بر این «نقد مارکسیستی، به تفسیرادبیات از لحاظ منشأ اجتماعی آن و یا به تحلیل رفتار مصنف بسته به موقعیت طبقاتی وگرایش های حزبی او اکتفاکرده و تا حدود زیادی ظرایف ادب را نادیده گرفته است».(دیچز ،566:1373)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   نظریه‌هایی در مورد احزاب سیاسی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید