دانلود پایان نامه

آفرینش ادبی نوع دوم، دردو سطح مرحله ی تفسیر (دریافت) ومرحله ی تشریح، درمورد بررسی های مربوط به آفرینش های عظیم فرهنگی که نقش مهم در تاریخ داشته اند، کارایی دارد.اهمیت زیبایی شناسی دیالکتیکی در آن است که از همان نخستین آثار لوکاچ بر مفهوم ساختار معنادار متمرکز شده است، یعنی بروحدت معنای اثر واز همین رهگذر بر خصلت حقیقتاً زیبایی شناختی آن. ازاین رو میان ساختارهای ذهنی سازنده ی آگاهی جمعی وساختارهای زیبایی شناختی سازنده ی اثرهنری رابطه ی متقابل برقرارکرده اند، نه میان محتوای آگاهی جمعی ومحتوای اثر هنری. «اندیشه ی محوری این زیبایی شناسی آن است که اثرهنری، سازنده ی جهان تخیلی، غیر مفهومی ودر عین حال بسیار غنی وبه تمامی یکپارچه و یکدست است.» (آدرنو،همان72و73) بدین ترتیب ساختار سازنده ی وحدت اثر، به صورت یکی ازعناصر اصلی سرشت زیبایی شناختی آن جلوه می کند. این نکته بدان معناست که «همه ی بررسیهایی که به عناصرجزئی، انواع شغلی، باز آفرینی محتوای آگاهی جمعی وجز آن، می پردازند، هرحاصلی هم که داشته باشند، بیرون از عرصه ی زیبایی شناسی به معنای دقیق واژه، جای می گیرند.» (گلدمن،67:1377)
لوکاچ درکتاب تاریخ وآگاهی طبقاتی خود، ساختارهای ذهنی را به صورت واقعیت های تجربی در نظر می گیرد، «واقعیت هایی که گروه های اجتماعی و به ویژه طبقات اجتماعی آن رابه جریان تحول تاریخی پرورده اند.» (آدرنو ،همان:74) باتوجه به جامعه شناسی ادبیات، اثر در وهله نخست به صورت بازتاب آگاهی جمعی جلوه نمی کردو پیوند اساسی نه در سطح محتوا، بلکه در سطح همخوانی ساختاری برقرارمی شد. یعنی محتوا به شکل مستقیم در اثرردیابی نمی شود، بلکه انتقال دهنده ی ایدئولوژی درهنر به جای محتوا، شکل های اثراست. (ایگلتون،49:1383) علاوه براین درعرصه ی ساختاری نیزاثر، بازتاب آگاهی جمعی واقعی نیست، «بلکه گرایش های بالقوه آگاهی جمعی را به بالاترین درجه ی انسجام می رساند وآنها رادر قالب جهانی تخیلی بیان می کند.» (آدرنو، همان)
مفهوم محوری جامعه شناسی دیالکتیکی ادبیات، مفهوم بیشینه ی (یا غایت) آگاهی ممکن است.آگاهی واقعی گروه های اجتماعی، به ندرت ودرطی دوره های کوتاه وبخصوصی، به بالاترین انسجام (بیشینه ی آگاهی ممکن) نزدیک می شودکه با نفس موجودیت گروه های اجتماعی سازگار است. در میان این آفرینش ها، گروه هایی که کلیت روابط انسانها وروابط انسان ها با طبیعت را مورد توجه قرارمی دهند، جهان هایی بسیار منسجم ویکپارچه را به وجود می آورند و در عرصه ی تخیلی، موفق به خلق آثار بزرگ هنری می شوند.
یکی از وجوه اشتراک جامعه شناسی دیالکتیکی ادبیات، با ساخت گرایی زبان شناختی در پذیرش مفهوم ساختاراست ودراین نکته که نخست باید ساختارهای ایستا را روشن کرد و سپس به بررسی تکوین آنها پرداخت. امانکته ی تقابل قاطع این جامعه شناسی باساختگرایی زبانشناختی در این امر است که «آثار ادبی را نه زبان، بلکه پدیده های گفتار می داند وتأکید می ورزد که ساختارهای گفتار، برخلاف ساختار های زبانی، خصلتی بامعنا دارند.»(آدرنو،همان:80-79)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   طبقه بندی پیامدهای نو آوری
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید