دانلود پایان نامه

تدابیر پیشگیری وضعی در اسلام

آنچه مسلم است تحقق پیشگیری از جرم ، امری نیست که به هر بهایی مجاز و ارزشمند باشد ؛بلکه رعایت اصول و ضوابطی در اینجا ضروریست .با این وصف ابهاماتی در ارتباط با موضوع مطروحه در ذهن ایجاد می گردد که لاجرم باید به آنها پاسخ گفت .اولاً ،ارزش و منزلت حریم خصوصی افراد در اسلام تا چه حد است؟ آیا به هر قیمتی می توان حریم خصوصی افراد را به منظور و بهانه پیشگیری از جرم نقض کرده و در امور خصوصی آنها تجسس و مداخله نمود؟محدودیت هایی که اسلام در خصوص نقض حریم خصوصی در مسیر پیشگیری وضعی در مورد جرایم حق اللهی و حق الناسی بیان می نماید ، چیست ؟

مبحث اول: حریم خصوصی، مهمترین چالش فرا روی پیشگیری وضعی از دیدگاه اسلام
یکی از ایرادات و یا به عبارتی محدویت هایی که در خصوص اعمال راهکارهای پیشگیری وضعی به آن استناد می شود، حقوق و آزادی های فردی است.حقوق و آزادی های فردی ابعاد مختلف شخصی ،فکری ،سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی دارد.ممنوعیت شکنجه و رفتارهای تحقیرکننده ،برابری افراد،آزادی اندیشه،عقیده،مذهب ،بیان،رفت و آمد ،انتخابات آزاد،آزادی شغل،صیانت از زندگی خصوصی و خانوادگی و حق خلوت ،مالکیت ،عدم تبعیض و…از موارد حقوق و آزادی های فردی می باشد.منتقدان معتقدند که پیشگیری وضعی آزادی های فردی را از طریق تحدید فضاهای اجتماعی و محیط های مورد نظر، حضور عوامل نهادهای دولتی و خصوصی متولی و متخصص تامین امنیت، نهادهای مشارکتی محلی، محدود کرده و خطر تجاوز به حریم افراد را به دنبال دارد؛ لذا به واسطه اینکه در این نوع پیشگیری پایش رفتار و حرکات افراد اصل می باشد و به کیفیت زندگی خصوصی افراد مرتبط است، جنبه حقوق بشر انسانها را خدشه دار می نماید.
در این فصل برآنیم تا مفاهیم ومصادیق و ابعاد حریم خصوصی و تجسس را روشن نماییم واز رهگذر تبیین دقیق این مسائل از نظرگاه اسلام، بتوانیم در فصل بعد این موضوع را در ارتباط با جرایم حق الهی و حق الناسی واینکه در چه مواردی حاکمیت حریم خصوصی به عنوان محدودیت پیشگیری وضعی مطلق و در چه مواردی نسبی و قابل عدول می باشد ، بیان نماییم.

گفتار اول: مفهوم ومصداق حریم خصوصی
بند اول-مفهوم حریم خصوصی
شناسایی حریم خصوصی به عنوان حقی از حقوق مدنی و سیاسی بشر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.اینکه حق خلوت یا حریم خصوصی به عنوان مهم ترین حقوق شهروندی، از چه زمانی مطرح شده مشخص نیست .لکن برخی معتقدند « حق بر خلوت نخستین بار در مقاله ای که سال 1890 توسط ساموئل وارن و لوئیس براندیز نگارش یافت، مطرح شد.» با این حال فیلسوفان و انسان شناسان از دیر باز با آگاهی از اهمیت این قلمرو در زندگی انسانی درباره ی آن سخن گفته اند.
در خصوص اهمیت آن همین بس که «روان شناسان معتقدند که محروم کردن افراد از فرصت های مربوط به آنچه به لحاظ اجتماعی، شکل های گوناگون خلوت نامیده می شود، آثار منفی بر سلامت افراد دارد.»
با اینکه این اصطلاح در مباحث مختلف فلسفی، سیاسی حقوقی و … بسیار به کار رفته لکن در خصوص مفهوم آن تعریف دقیق و واحدی وجود ندارد. شایددلیل این امر،همانا «متفاوت بودن حریم خصوصی افراد با توجه به فرهنگ،سنت ها، آداب اجتماعی ،اقتصادی، نظام های سیاسی و مقررات حقوقی هرکشور باشد،به عبارت دیگر،مفهوم حریم خصوصی، ریشه های عمیقی درمباحث جامعه شناختی وانسان شناختی دارد.»
پذیرفتن چنین مفهومی و تبیین دقیق آن می تواند از جهت دیگر نیز معضلاتی ایجاد کند ؛زیرا با پذیرش چنین حریمی نه تنها افراد بلکه دولت هم حق ورود به آن را نداشته و مکلف است با شناسایی و احترام و اجرای چنین حقی به مجازات افرادی که آن را نقض می کنند، بپردازد و از سویی مانعی برای خود وی محسوب گردد.
به دلیل دشواری تعریف چنین مفهومی، عده ای برای افاده مفهوم حریم خصوصی به وسیله و برخی به هدف متوسل شده اند؛ به این معنا که حریم خصوصی به عنوان یک وسیله کنترل تلقی می گردد که افراد نسبت به قلمرو زندگی خصوصی خویش دارند، یا اینکه هدف حریم خصوصی، حمایت از شخصیت و کرامت انسان است .گروهی در تعیین ماهیت و اهمیت حریم خصوصی مضیق عمل کرده اند و برخی موسع. مضیق از این نظر که بعضی از جنبه های زندگی را که نوعاً خصوصی شناخته می شوند را در بر نمی گیرد و موسع از این لحاظ که اموری را که نوعاً خصوصی شناخته نمی شود، از شمول تعریف خارج نمی سازند. حق تنها بودن حق برخورداری از خلوت و توانایی برای ایجاد مانع در برابر دسترسی ناخواسته دیگران، حق برخورداری از کرامت و شخصیت انسانی از جمله تعاریفی می باشند که در این زمینه ارائه شده است. قدر مشترک همه تعاریف، پذیرش حق بودن چنین امری است که در برگیرنده حریم مکانی، حریم روحی – روانی، حریم ارتباطی، حریم آبرویی و حریم روابط حاکمیتی است. این سخن بدین معناست که هر فردی از افراد جامعه، دارای یک قلمرو خاص و غیر قابل نفوذ است که هیچ شخصی، حتی دولت، بدون وجود دلیل محکم حق ورود به آن را نداشته و احترام به آن، برای دیگران تکلیف ایجاد می کند ماده 2 طرح حمایت از حریم خصوصی در تعریف حریم خصوصی مقرر می دارد: «حریم خصوصی ، قلمرویی از زندگی هر شخص است که آن شخص عرفاً یا با اعلان قبلی در چارچوب قانون، انتظار دارد تا دیگران بدون رضایت وی به آن وارد نشوند یا بر آن نگاه یا نظارت نکنند و یا به اطلاعات راجع به آن دسترسی نداشته یا در آن، قلمرو وی را مورد تعرض قرار ندهند.جسم، البسه و اشیا هر فرد، اماکن خصوصی و منازل، محل های کار، اطلاعات شخصی و ارتباطات خصوصی با دیگران حریم خصوصی محسوب می شود.»
با لحاظ آنچه گذشت می توان گفت «حریم خصوصی فاصله تعریف شده بین فرد و جامعه است. به عبارت دیگر ، مفهوم حریم خصوصی با این پیش فرض مواجه است که همیشه بین فرد و جامعه یک فاصله وجود دارد که مربوط به فرد است و در واقع حریم او محسوب می شود .این حریم در رویکرد دینی، ماهیت تربیتی و اخلاقی دارد. و همین ماهیت زمینه ضمانت اجرایی خوبی را برای آن فراهم کرده است.»

حریم خصوصی در اسلام
در آیات متعددی از قرآن مجید بر لزوم رعایت حریم خصوصی اشخاص تاکید شده است .سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار و سیره مسلمانان نیز سرشار از توصیه هایی در پرهیز از نقض مصادیق مختلف حریم خصوصی است. البته اصطلاح «حریم خصوصی» در آیات قرآن و روایات اسلامی استعمال نشده است.رایج ترین اصطلاحاتی که در آیات و روایات اسلامی درباره حریم خصوصی به کار رفته به شرح زیر می باشد: ممنوعیت تجسس، تحسس، تفتیش، سوءظن ،سب، هجو، قذف، نمیمه و غیبت،‌خیانت در امانت، استراق سمع، استراق بصر، ورود به منازل بدون استیذان، اشاعه فحشا که در ادامه مهم ترین آنان را که با بحث پیشگیری وضعی مرتبط می باشد، مورد بررسی قرار می دهیم.
در واقع« موضع اسلام در مواجهه با مقوله حریم خصوصی یک موضع به اصطلاح تحویل گرایانه است؛ یعنی، از ماهیت و محتوای حریم خصوصی حمایت شده است بدون آنکه نامی از آن برده شود.» حریم خصوصی، در قالب احاله به حقوق و آزادی های دیگر نظیر حق مالکیت، حق آزادی از تجسس ، حق برخورداری از اصل برائت، حق غیر قابل تعرض بودن حقوق وابسته به شخصیت ، مورد حمایت واقع شده است.
فلسفه وجودی حریم خصوصی، تحقق کرامت انسانی، جلوگیری از مداخله و تجاوز بی مورد و بدون علت در زندگی افراد، جلوگیری و ممانعت از ظلم و رفع ناامنی است. ایجاد آرامش روحی و روانی در افراد جامعه در محدوده ای که به خود آنها متعلق است، زمینه ساز هر نوع پیشرفت و ترقی است.
«آن گاه که این حریم نقض می شود، با انگیزه اذیت و آزار، بی آبرو کردن افراد، ایجاد محدودیت و محرومیت، سرقت ادبی، ایجاد ناامنی و دست برد زدن به اطلاعاتی که فرد دوست ندارد آنها در دید و منظر عمومی قرار گیرد، دلیل چنین اقداماتی را نیز باید درعدم اعتقاد به مبدأ و خالق جهان، عدم باور به معاد و فرجام و نداشتن حس مسئولیت جستجو کرد.»
علاوه بر آیات مذکور،روایات متعددی در مورد مصونیت اموال مانند «الناس مسلطون علی اموالهم» و «حرمه ماله کحرمه دمه» نقل شده اند . در ارتباط با حفظ حریم خصوصی افراد، « شیوه های عملی پیامبر(ص) مبتنی بر اذن بوده است ؛بدین نحو که هر گاه می خواستند وارد منزلی شوند برای اجازه گرفتن رو به روی در خانه نمی ایستادند ،تا نگاه مبارکشان به داخل خانه نیفتد. نکته مهمی که در تفسیر آیات و روایات اسلامی مربوط به حریم خصوصی باید مورد توجه قرار گیرد ،آنست که «آیات و روایات مذکور بیشتر در قالب احکام تکلیفی از مصادیق حریم خصوصی حمایت کرده اند نه در قالب احکام وضعی. لذا مسئولیت نقض کنندگان حریم خصوصی را که در زمره احکام وضعی است، باید از دل احکام تکلیفی استنباط کرد.»
موارد زیر را می توان به عنوان دلایل توجه اسلام به حفظ حریم خصوصی برشمرد:
1-اصل حرمت تجسس که قاعده ای عام است ،مهم ترین دلیل توجه اسلام به حریم خصوصی به شمار می شود .بنابر آیه دوازدهم سوره حجرات، تجسس در اسلام ممنوع است خداوند متعال در این آیه می فرماید: «یا ایهاالذین امنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا…»
“ای اهل ایمان از بسیاری از پندارها (و ظن بد) در حق یکدیگر بپرهیزید که برخی ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز از حال درونی همدیگر تجسس مکنید…”
این قاعده در قرآن و سنت متواتر پیامبر ریشه دارد. پیامبر اکرم در حدیثی می فرماید: « “اگر در امور مردم تفتیش کنید مردم به فساد می گرایند.” حدیث پیامبر اسلام این معنا را با خود همراه دارد که حتی اگر با انگیزه پیشگیری از جرم به کاویدن خلوت افراد بپردازیم. نفاق و انحرافات به لایه های پنهان تری از زندگی اجتماعی منتقل می شود و این خود موجب فساد خواهد بود.»
«مجاهد در تفسیر آیه تجسس می گوید ،آنچه خود به خود برای شما ظاهر شد بدان اخذ کنید و آنچه را خداوند پوشانده رها کنید.»
در خصوص معنی و تعریف تجسس، لغت شناسان با یکدیگر اختلاف نظر دارند. به اعتقاد برخی ، تجسس و تحسس و تفتیش دارای معانی واحد هستند وبه اعتقاد برخی دارای معانی متعددند.
تجسس در لغت و عرف به معنای جستجو از درون امور است. «تجسس شناخت چیزی با دریافت نامحسوس و ظریف است جاسوس- بر وزن فاعل- نیز از همین باب است، زیرا او هر چیزی را که بخواهد به آرامی و بی سر و صدا به چنگ می آورد.»
در تعریف تجسس و تحسس، قرطبی از قول اخفش می گوید که تفاوتی میان اصطلاح های مذکور وجود ندارد و بسیار شبیه به هم هستند زیرا:
1-«تجسس عبارتست از دنبال کردن چیزی که انسان کتمان شده است و تحسس عبارتست از دنبال خبر گشتن و مطلع شدن از اخبار دیگران بی انکه کتمان در کار باشد.
2-تجسس عبارتست از دنبال امور گشتن ولی تحسس عبارتست از چیزی که انسان با بعضی حواس خود آن را درک می کند.
3-قول دیگری که قرطبی در تفاوت تجسس و تحسس ذکر می کند آن است که تجسس یعنی دنبال چیزی گشتن برای دیگران و عامل و جاسوس دیگران بودن اما تحسس یعنی دنبال خبر گشتن برای خویش نه برای دیگران »
همچنین تجسس به معنای “هتک اسرار و کشف آنچه پنهان نگه داشته شده بدون اذن واراده صاحب آن ،آمده است و این امر مختص خداوند باری تعالی و از اوصاف حضرتش بیان گردیده است.آنجا که در آیه 3سوره انعام می فرماید:<و هو الله فی السماوات و فی الارض یعلم سرکم و جهرکم >”
در هر صورت، از مجموع سخن و آرای اهل سنت به دست می آید که تجسس به معنای کاوش و جستجوی خبرهاست و انگیزه این کاوش، در صدق مفهوم تجسس دخالتی ندارد. به این ترتیب غرض و هدف از تجسس هر چه باشد(خوب یا بد)در صدق مفهوم تجسس تفاوتی ایجادنمی کند،انگیزه خیر اگر دخالتی هم داشته باشد، تنها در نفی حکم حرمت است نه در صدق موضوع تجسس .
تجسس از این نظر که در بردارنده مصالح است یا خیر، متفاوت و بر چند قسم است:
1- «به صرف آگاهی از احوال اشخاص و بدون انگیزه عقلایی انجام شود.
2- با نیتی فاسد چون هتک، پراکندن فحشا و آزردن مومنان انجام گیرد.
3- با قصد و انگیزه ای سالم صورت پذیرد که خود به دو قسمت منشعب می گردد:
الف) غرض و هدفی لازم و ضروری در میان باشد، مانند حفظ حکومت در قبال رخنه کافران و منافقان، جلوگیری از گسترش انواع فساد اجتماعی،اخلاقی، ظاهری یا مالی برطرف ساختن زمینه های گمراهی و انحراف ازجوامع اسلامی،آگاهی از چگونگی کارکرد کارگزاران حکومت، باخبر شدن از وجود اختلاس و ارتشا به آگاهی از وضعیت نیروهاوتجهیزات دشمن و ….
ب) اهدافی راجح و با ارزش در میان باشد، مانند یافتن افراد صلاحیت دار برای اعطای مناسب شایسته به آنها با آگاهی از دانش های روز ،به دست آوردن میزان رضایت عمومی از نحوه اداره امور به کشف اجتماعی و …»
مقتضای اطلاق نهی که در آیه آمده، حرمت است .درحکم حرمت آنجا که تجسس در خصوص عیوب باشد، به دلالت آیات قرآن و روایات تردید وجود ندارد.
طبق نظر مفسرین قرآن مجید منظور از کلمه ولا تجسسوا «تحریم کنجکاوی و دنبال کردن لغزش ها و خطاهای اهل اسلام است. همچنین طبق آیه شریفه خداوند متعال از هر گونه بدگمانی درباره مومنان نهی فرموده است .دوم اینکه خداوند مردم را از هر گونه تجسس و کنجکاوی درباره امور پنهانی و زندگانی شخصی افراد نهی فرموده است .سوم اینکه در صورت آگاهی پیدا کردن به اسرار، عیوب و مسائل شخصی دیگران از هر طریقی که باشد از بازگو و پخش آن در میان مردم نهی فرموده است .به گمان ما از آیه شریفه می توان چنین برداشت نمود که زندگی هر انسانی بسته به آبرو، حیثیت و شخصیت اجتماعی او و هتک حرمت هر فردی به مثابه از بین بردن زندگی و حیات اوست یعنی سلب آبروی یک نفر بوسیله شایعات و یا نقل اسرار و عیوب او مساوی با اعدام شخصیت اجتماعی اوست.»
در آیه 19 سوره نور آمده: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الدین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخره» “کسانی که پخش کردن و شهرت دادن کار بد در میان مومنان را دوست دارند در این دنیا و سرای دیگر برای آنان عذابی دردناک می باشد.”
مفسران قرآن مجید با در نظر گرفتن روایت های رسیده از ائمه معصومین گفته اند ،منظور از اشاعه فحشا در متن آیه شریفه همانا «افشاگری عیوب و اسرار مردم و غیبت کردن آنان است .چون که غیبت دیگران و بیان اسرار و عیوب و گناهان و لغزش های افراد برای دیگران، عین انتشار و اشاعه فحشا است. چنان که در مرسله ابن ابی عمیر به نقل از امام صادق (ع) نیز این آیه شریفه به همین صورت تفسیر شده است طبق آن حدیث امام صادق (ع) فرمودند: کسی که خطاها و لغزش های مومنین را با دوچشم خود ببیند و با دو گوش خود بشنود باز نباید آنها را برای دیگران نقل و پخش نماید، چون در آن صورت از مصادیق آیه شریفه خواهد بود که می فرماید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه….»
در کافی با سند موثق از اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) از رسول خدا نقل شده است ، ای گروهی که به زبان اسلام آورده اید و ایمان در قلب شما جای نگرفته از مسلمانان بدگویی مکنید و در جستجوی عیب های آنان مباشید ، چرا که هر کس در پی کاستی های آنان برآید خداوند در جستجوی عیوب او خواهد بود و آن که خدا با او چنین کند، رسوایش خواهد ساخت هر چند درون خانه اش باشد.
علی (ع) در نهج البلاغه ضمن نامه معروف خود به مالک اشتر، حاکم مصر چنین می نویسد:«دورترین و کم ارج ترین افراد در نزد تو باید کسانی باشند که نسبت به پی جویی و کشف و پخش عیوب و اسرار مردم حریص تر وبی باک ترند ؛برای اینکه نوعا مردم دارای لغزش ها و عیوبی هستند که حاکم و حکومت برای پنهان داشتن آنها از همه سزاوارتر است. پس هرگز درصدد کشف کردن آن لغزش هایی که پنهان از تو (یعنی پنهان از دید حکومت صورت گرفته است) برنیا. چون تو به عنوان حاکم مسلمین فقط مسئول پاک سازی جامعه از آلودگی های آشکار و ظاهری هستی، درباره لغزش های پنهانی مردم خداوند خودداری خواهد کرد».
سوالی در اینجا مطرح می شود آیا در خصوص قسم سوم و چهارم ،در جایی که غرض از تجسس ضرورت و قصد نیک است ،باز حکم حرمت جاری است.
در پاسخ گفته می شود آیه اطلاق دارد. خصوصیت مورد نقشی ندارد .افزون بر این ،ادله منحصر به آیه کریمه نیست. بنابراین در حالی که سایر ادله از اطلاق برخوردارند، عدم اطلاق آیه، به حکم حرمت خدشه ای وارد نمی کند. از این رو تجسس به خودی خود و به طور کلی حرام است .البته اگر امور مهم دیگری مثل حفظ نظام، نجات جان انسانها، مداوای بیمار و مانند اینها با حکم تجسس تزاحم پیدا کند که اهمیت آنها از حرمت تفتیش بالاتر است، با تحقق تزاحم، حرمت تجسس همانند سایر موارد تزاحم از فعلیت می افتد، ذکر این نکته ضروری است که صرف صحیح بودن غرض، در برداشته شدن حرمت کافی نیست ،بلکه لازم است تزاحم و اهم بودن احراز شود.
بنابراین با توجه به عمومیت ادله نهی از تجسس در اسلام و دلالت عقل و وجدان اصل و قاعده این است که هیچ کس بر کس دیگر ولایت ندارد.در حالی که زیر نظر گرفتن پنهانی دیگران و کنکاش و جستجو کردن درباره آنان و نیز افشاگری و پخش کردن عیب ها و اسرارشان نوعی تصرف و دخالت درباره دیگران به شمار می آید پس اصل اولی جایز نبودن تجسس را اقتضا می کند و بر پایه دو اصل حرمت تجسس و حرمت پخش اسرار شخصی مردم است که زندگی توده های مردم بنیان گذاری شده است. امنیت و آسایش خاطر مردم فقط با مراعات این دو اصل فراهم می گردد.
همچنین ،در آیات قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) سوء ظن به عنوان منشا و ریشه اصلی تجسس و تفتیش در امور خصوصی دیگران معرفی شده است. به همین دلیل برای برخورد اساسی با معضل تجسس توصیه شده که از سوء ظن درباره گفتار و اعمال دیگران پرهیز گردد به ظاهر و اعمال و گفته های افراد اعتماد کنند مگر آنکه خلاف آن اثبات شود نه آنکه ظواهر را با سوء ظن مورد تفتیش قرار دهند. در تفسیر قرطبی در ذیل آیه 12 سوره حجرات آمده: «در کتابهای صحیح بخاری و مسلم ابوهریره نقل شده که پیامبر اسلام (ص) فرمود از بدگمانی نسبت به دیگران بپرهیزید؛ چرا که آن حرفی که بر پایه سوءظن و بدگمانی گفته شود، دروغ ترین سخنان است باز در همان تفسیر از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود خداوند خون مسلمان ، آبروی مسلمان و بدگمان بودن درباره او را حرام کرده است.
قاضی ابی یعلی معتقد است که اگر مرد و زنی را با هم در راه محل عبوری مشاهده گردید و امارات مشکوکی در آنها نباشد نباید هیچ گونه اعتراض زبانی و عملی بدان صورت گیرد و هم او می گوید به صرف تهمت و بدگمانی نمی توان کسی را برای ترک نماز و روزه مواخذه نمود.
علامه طباطبایی در مورد اجتناب از سوءظن در آیه 12 سوره حجرات می نویسد:
«مراد اجتناب از ظن، اجتناب از خود ظن نیست، چون ظن خود نوعی ادراک نفسانی است، و در دل باز است، ناگهان ظنی در آن وارد می شود و آدمی نمی تواند برای نفس و دل خود دری بسازد تا از ورود ظن به آن جلوگیری کند .پس نهی کردن از خود ظن صحیح نیست مگر آنکه از پاره ای مقدمات اختیاری آن نهی کنند. پس منظور از آیه مورد بحث نهی از پذیرفتن ظن بد است می خواهد بفرماید: اگر درباره کسی ظن بدی به دلت وارد شد آن را نپذیر و ترتیب اثر به آن مده. »
حضرت علی (ع) می فرماید: «اعمال برادرت را بر بهترین وجه ممکن حمل کن مگر آنکه حجت و دلیلی برای تو پیدا شود که راه توجیه را برتو ببندد و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده است، در صورتی که می توانی محمل نیکی برای آن بیابی گمان بد مبر.»
علامه مجلسی در شرح کلام مولا علی (ع) می نویسد: مقصود این است که آنچه از گفتار یا کردار از برادرت صادر می گردد را بر بهترین آنچه احتمال آن می رود حمل نمایی و اگرچه (احتمال صحت) ضعیف باشد، و نبایستی تجسس کنی تا وقتی که امری از او به تو برسد که تاویل و توجیه آن (به نیکی و خوبی برای تو ممکن نباشد)، و این به خاطر آن است که ظن و گمان چه بسا که به خطا رود و از تجسس کردن نیز نهی شده است.
بر همین اساس است که علمای اسلام در علم اصول فقه معیار و مبنا را بر اصل صحت (اصاله الصحه) نهاده اند و این اصل در تمامی امور اجتماعی و قراردادهای افراد آن معتبر و جاری است و در صورتی که به آن عمل نشود کلیه امور اجتماع متزلزل و مختل خواهد شد.
بنابراین چنین نتیجه گیری می شود که در اسلام سوءظن و تجسس نهی شده و حرام شمرده شده است. زیرا در حقیقت گمان بد عاملی است برای جستجوگری و جستجو گری عاملی است برای کشف اسرار و رازهای نهانی مردم، و اسلام هرگز اجازه نمی دهد که رازهای خصوصی آنها فاش شود. اسلام می خواهد در جامعه اسلامی امنیت کامل حکمفرما باشد؛ نه تنها مردم نباید به یکدیگر تهاجم نکنند ،بلکه از نظر زبان، و از آن بالاتر از نظر اندیشه و فکر در امان باشند.
از مجموع آیات و روایاتی که گفته شد چنین بر می آید که مهم ترین دلیل احترام به حریم خصوصی: 1- قاعده حرمت تجسس است که در آیه 12 سوره حجرات آمده و این ادله نشان دهنده دیدگاه شرع مقدس اسلام در زمینه ضرورت و لزوم محترم شمردن احترام، شئون وحقوق افراد جامعه، مسلمین و کتمان اسرار و حفظ اعراض آنان می باشد. هرگز نباید حقوق افراد مسلمان و آبروی آنان با استراق سمع و شنود، و تفتیش و تجسس و افشاگری مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرد. در ارتکاب و انجام این کارها هیچ کس نمی تواند به بهانه مامور بودن و عضویت در دستگاه امنیتی برای خود عذر شرعی بیاورد. چون برای ماموران امنیتی نیز تفتیش و تجسس در امور شخص و اسرار مردم جایز نیست مگر در آن قسمت عمومی و مهمی که مصالح نظام و جامعه مسلمین بسته به آن باشد ،البته آن نیز به مقتضای ضرورت جایز می باشد.
2-تاکید بر مفاهیمی مانند حیا، رازداری، و لزوم پرهیز از مسائلی که معمولا به نقض حریم خصوصی منجر می شود مانند حرمت افشای سر، هتک حرمت، غیبت ،‌ بدگویی، بدگمانی، و حتی آزار و اذیت دیگران نشان از توجه خاص اسلام به حفظ حرمت این حریم دارد .تاکید بر سلطه آدمیان بر جان، تن وشئون خویش که به قاعده سلطه شناخته می شودو نیز اصل عدم ولایت کسی بر دیگری که به موجب آن آدمیان اختیاردار خویشند،مانع تجسس و تفحص در امور شخصی دیگران می گردد.
3- تاکید بر لزوم برقراری رابطه نیکو میان حاکمیان و شهروندان نیز مستلزم احترام به حریم خصوصی افراداست، زیرا عیب پوشی حکومت نسبت به خطاهای پنهانی شهروندان رابطه دولت و ملت را بهبود می بخشد؛ چراکه نشان دهنده احترام حکومت به بخش خصوصی و غیرقابل نفوذ افراد می باشد . بر عکس مداخله دولت در امور خصوصی و پنهانی مردم، رابطه دولت و شهروندان را تیره می سازد؛ زیرا مردم حس می کنند کرامتشان نادیده انگاشته شده و به انتخابشان در خصوصی ترین لایحه های زندگی بی احترامی شده است.
4-اهتمام اسلام به گسترش ارزش های اخلاقی نیز با شناسایی حریم خصوصی پیوند دارد .از آنجا که هدف پیامبران الهی ساختن جامعه ای واقعاً اخلاقی است،جامعه ای که افراد آزادانه به رعایت اصول اخلاقی مبادرت ورزند نه از روی اجبار و تهدید ،مستلزم شناختن محدوده ایست که فقط مربوط به خود فرد باشد به گونه ای که به هیچ بهانه ای نتوان حرمت آن را نادیده انگاشت به عبارتی مستلزم احترام به حق خلوت افراد است .
5- حمایت از جلوه هایی از حریم خصوصی مانند خانه و محل سکونت و حتی اندیشه و عقیده انسان ها از دیگر دلایل نشان دهنده توجه اسلام به حق خلوت می باشد .«بنابر نقلی امام صادق (ع) به ابوبصیرفرموده است:«از اعتقادات مردم پرس و جو مکن تا مبادا بی رفیق بمانی.»
با این حال جلوه های مورد احترام خلوت به آن چه در متون دینی صریحاً به رسمیت شناخته شده محدود نمی شود. «امروزه در پژوهش های حریم خصوصی بر خلوت در حوزه عمومی هم تاکید می شود این مفهوم از خلوت هم مورد تائید آموزه های اسلام است، زیرا ورود به این حوزه نیز گاه مصداق تجسس و نقض خلوت است .افراد در عموم هم حق دارند از درجاتی از گمنامی و ناشناختگی برخوردار باشند.» به طور کلی باید گفت به دلیل عام بودن ادله حرمت حریم خصوصی ،این حرمت همه حوزه ها را در بر می گیرد مگر جایی که شارع مقدس صریحاً یا ضمناً از مصداقی از حق خلوت نهی نکرده باشد .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   جامعه شناسی هنر در ایران

بند دوم- مصادیق حریم خصوصی
الف :حریم خصوصی منزل
درباره حریم خصوصی فیزیکی و منزل، طبق آموزه های قرآن در محیط خانوادگی افراد بالغ نباید به اطاق خصوصی دیگری بدون اذن وی وارد شود حتی کودکان نابالغ که قدرت درک بسیاری از مسائل را ندارند ،موظف شده اند تا در سه نوبت از کسانی که بر آنها وارد می شوند اذن بگیرند که در خصوص جهت گیری پیشگیرانه آنها قبلا صحبت شد.
طبق آیه 28 سوره نور ورود به سرای دیگری حتی اگر صاحب خانه نباشد، مجاز نیست و اگر پس از درخواست اذن، صاحب خانه اذن ندهد ،اذن گیرنده حق ورود ندارد . در آیه 29 سوره نور قرآن مجید ورود به خانه های غیر مسکونی که انسان در آن جا کالایی دارد را بی اشکال می داند، اما حتی در آنجا نیز هشدار می دهد که خداوند به آنچه آدمی آشکار یا پنهانی انجام می دهد، آگاه است. این هشدار به مناسبت حکم و موضوع، به این معناست که حتی در مورد چنین خانه هایی نیز بایستی حق خلوت صاحبان آن را مراعات نمود و بدون اجازه به خلوتشان وارد نشد.

ب :حریم خصوصی بدنی
حریم خصوصی بدنی قدیمی ترین جلوه حریم خصوصی است .در ادبیات دینی اولین دغدغه آدم و همسرش حوا پس از خوردن میوه ممنوعه، پوشاندن بدن است .از گذشته تا کنون ،پوشش به عنوان حفاظی برای حفظ حرمت بدن به کار می رفته و مورد توجه بوده است که می توان گفت این مسئله به شرم وحیا که امری فطری است ،بازمی گردد.
به موجب ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 هر کس حق زندگی آزادی و امنیت شخصی دارد و بنابر اصل 22 قانون اساسی، حیثیت جان، مسکن و شخص اشخاص از تعرض مصون می باشد .از این رو هیچ کس نباید متعرض حقوق و آزادی های افراد شود ؛زیرا اصل برائت است و اصل آزادی افراد مورد حمایت و تاکید قانون گذاران می باشد. البته این حمایت استثناهایی هم دارد که این استثنائات تابع قانون می باشد و محدود کردن حقوق و آزادی افراد باید با مجوز قانون باشد.
حریم خصوصی بدنی به طرق مختلف می تواند مورد تعرض قرار گیرد. برهنه کردن اجباری اشخاص در حضور دیگران و بازرسی های بدنی به انگیزه های گوناگون ، مصداق مداخله در حریم خصوصی بدنی افراد است .«بازرسی بدنی در صورتی که به موجب قانون نباشد، از جمله مواردی است که آزادی و امنیت شخص افراد را مخدوش می نماید و نقض حریم خصوصی جسمانی زمانی آشکارتر می گردد که افراد جامعه از سوی پلیس یا سایر نیروهای امنیتی به بهانه پیشگیری وضعی از جرم ، مورد بازرسی بدنی قرار می گیرند.»
در فقه اسلامی این جنبه از حریم خصوصی مورد بحث قرار گرفته است .« در مواردی نگاه به بدن دیگری از مصادیق تعرض به عرض به شمار آمده است با آن که اگر کسی به خانه دیگری نگاه کند، می توان وی را از این کار بازداشت اما اگر کسی در راه عمومی برهنه باشد، نمی توان به کسی که به وی نظر می کند، به عنوان دفاع، سنگ یا چیزی مانند آن پرتاب کرد.فاضل اصفهانی در این مساله میان برهنگی از سر اضطرار یا اکراه با برهنه شدن در شرایط عادی تفاوت قائل شده اند. در تحلیل این فتوا می توان گفت معیار در جواز دفاع، نه منزل است و نه جواز یا عدم جواز نظر، بلکه نکته رضامندی فرد برهنه به نگاه کردن دیگران است .به همین ترتیب هر گاه کسی که به منزل دیگری دید می زند حتی اگر با زنان صاحب منزل محرم باشد، گرچه صاحب منزل نمی تواند با اقدامی مانند پرتاب سنگ یا چوب او را منع کند اما حق دارد وی را از این کار بازدارد.این بدان معناست که احترام منزل یا بدن، به عنوان بخشی از حریم خلوت فرد، متوقف بر مساله نظر به معنای جنسی و شهوانی نیست. خلوت بدنی شخص جدا از نگاه شهوانی احترام خاص خود را دارد در برخی روایات، جدا از مسائل جنسی، جواز و عدم جواز نگاه به دیگری به مساله حرمت و حیثیت افراد منوط شده است.»

ج : حریم خصوصی روانی
حریم خصوصی جسمانی در معنای عام، حریم خصوصی روانی را هم در بر می گیرد. حریم خصوصی روانی بیشترین ارتباط را با خودمختاری فرد دارد. تحمیل فکر و اندیشه خاص به فرد یا تلاش برای کشف تعقلات، احساسات و گرایشات و تفتیش عقاید افراد مداخله در حریم خصوصی روانی محسوب می گردد.
مسلمانان در شناسایی حریم خصوصی و حرمت نهادن به آن ، بیش از هر چه تحت تاثیر آموزه های اسلام بودند شناسایی حریم خصوصی اقلیت های دینی گواهی بر این مدعاست. غیر مسلمانان به موجب پیمان ذمه مجاز بودند تا نه تنها شعائر و مراسم مذهبی خویش را به جا آورند، که مجاز بودند در خلوت اعمالی را که از نظر مسلمانان مردم مسلم و حتی مستوجب کیفر است، انجام دهند. در واقع، آنها تنها موظف بودند به ارتکاب محرمات تظاهر نکنند.
آیه 12 سوره حجرات که تجسس را ممنوع کرده و از گمان درباره دیگران بر حذر داشته و اینکه بعضی از گمانها را گناه شمرده است، می فرماید: درباره اشخاص تجسس نکنید و به درون آنها کاری نداشته باشید یعنی نباید تفتیش عقیده کرد « حتی اگر در معاشرت ببینیم که به اسلام عمل نمی کند باز مجوزی برای حکم به عدم اعتقاد وی نداریم، زیرا ممکن است عقیده داشته باشد اما گناهکار و فاسق باشد و از روی تنبلی از انجام وظایف اسلامی طفره برود.
پیامبر اکرم هم در خصوص تفتیش عقاید می فرماید: «من مامور نیستم که دل های مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم.»
بنابراین احترام به عقاید و حریم خصوصی روانی در اسلام از مهم ترین امور است تا جایی که در پذیرش دین اکراه و اجباری وجود ندارد. (لااکره فی الدین).
بطور کلی در خصوص دیدگاه اسلام نسبت به حریم خصوصی بایدگفت که با توجه به اینکه در اسلام برخی از مصادیق حریم خصوصی را مصداق عرض می داند و در اسلام دفاع ازعرض همچون دفاع از مال و جان واجب است و با اینکه در برخی موارد مجوز ترک دفاع از مال داده شده اما در خصوص جواز ترک دفاع از عرض تردیدهایی وجود دارد.این بیانگر اهمیت حریم خصوصی از دیدگاه اسلام می باشد که آن را آمیزه ای از حق و تکلیف می داند ؛حق از این جهت که دیگران حق تعرض به آن را ندارند و تکلیف از این جهت که افراد موکلفند از حریم خود، همچون جان خود حفاظت و پاسداری نمایند.

گفتار دوم : معیار شناخت حریم خصوصی
ذکر مصادیقی از حریم خصوصی نشان دهنده انحصار این مصادیق نیست. وجود ادله عامی چون حرمت تجسس، تاکید اسلام بر احترام به حریم خصوصی را نشان می دهد. حال با توجه به اینکه حریم خصوصی یک مفهوم سیال است و تحت تاثیر تغییرات اجتماعی، اقتصادی سیاسی و فرهنگی جوامع در زمانها و مکانهای مختلف قرار می گیرد، به نظر می رسد ضروری است به مبانی اسلام نظری افکنده شود تا معیار کلی شناسایی حق خلوت به دست آید.مبانی نظری اسلام عبارتست از «خدا محوری، مسئولیت محوری، پذیرش اصل حکمت الهی و کمال محوری.»
براساس این مبانی در کنار حق فرد و جامعه ،حق خداوند نیز در راستای رسیدن به کمال فرد و جامعه قرار می گیرد که این حق بر دو حق دیگر تقدم دارد و پذیرش این تقدم بر همه حقوق ، تقدم عبادت و اطاعت خداوند را در پی دارد .
بنابراین «حریم خصوصی فرد، نباید به عبادت و اطاعت او از خداوند لطمه وارد کند، هر چند این اجازه برای دولت وجود ندارد که حریم خصوصی را نقض کند. این سخن بدان معناست که هر فردی وظیفه دارد که از حریم خصوصی خود، استفاده مطلوب کرده و آن را وسیله ای برای سوء استفاده قرار ندهد و دولت نیز وظیفه پاسداشت از این حریم را دارد پس می توان گفت که تعیین قلمرو باید با لحاظ مفاهیمی چون ایده، مذهب، مکان، زمان و باورهای صحیح فرد و جامعه صورت گیرد.
در نتیجه از دیدگاه اسلام پذیرش حریم خصوصی و عدم مداخله بی مورد در آن و نقض نکردن آن، حداقل مطلوب های مومن است. گرچه هر مومنی مکلف است که در خلوت به مراقبت از حدود الهی بپردازد و حرمت بین خود و خدا را نگه دارد. اما عدم اطاعت بنده در ارتباط با خدای خود، تاجایی که آثاراجتماعی نداشته و امری ما بین بنده و خدا باشدو یا از مواردی که می تواند آثار اجتماعی داشته باشد ولی فرد تلاش می کند که رفتار یا باورش به هیچ عنوان آثار اجتماعی نداشته و مانع از تسری آثار آن بر اجتماع باشد ، مسئله کاملا شخصی محسوب می شود که هیچ فرد و دولتی به هیچ بهانه ای حق نقض آن را نخواهد داشت ؛چرا که ورود دیگران به آن و افشای آن ،مصداق اشاعه فحشا خواهد بود. امری که در اسلام طبق آیه19 سوره نور نهی شده است. این یکی از بزرگترین امتیازات دین اسلام محسوب می شود که خداوند متعال آنقدر برای مخلوق خود ارزش و اعتبار بخشیده و برای حریم ما بین خود و بنده اش به قدری احترام قائل است که به کسی حتی خود فرد مجوز شکستن حریمش را نمی دهد گواه این مدعا «فرموده امام صادق (ع) است که می فرمایند: آبروی مومن در اختیار خود او نیست.» حتی رضایت فرد نمی تواند عامل مورد قبولی برای شکستن حریمش باشد.
نظر به اینکه حریم خصوصی شامل اموری می شود که مربوط به خود فرد است و سود و زیان آن متوجه خود اوست،ویا اگر آثار اجتماعی داشته مانع تسری آثار آن می شود ، می توان گفت موضوع جرایم حق الله در اسلام مطابق با حیطه حریم خصوصی است .
از طرف دیگر، همانطور که در بخش اول گفته شد، یکی از دلایل جامع و کامل بودن دین اسلام این است که به جزئی ترین مسائل زندگی از قبیل نحوه لباس پوشیدن، نوع غذا، ازدواج و …. توجه نموده و می توان گفت حیطه ای وجود ندارد که مصون از امر و نهی خدای متعال باشد.
از طرفی دخالت در حریم خصوصی موضوع جرایم حق الله است ،از طرفی حق تجسس در امور خصوصی افراد حرام شمرده شده ، پس چرا بعضی از امور مثل روابط جنسی نامشروع در اسلام جرم انگاری شده با اینکه مربوط به حریم خصوصی افراد می باشد؟
در پاسخ گفته می شود برخورد حکومت اسلامی در خصوص حیطه خصوصی، برخوردی نسبی می باشد و همانطور که گفته شد برخورد اسلام با این موضوع به دلیل تفاوت در مبانی با آنچه که در غرب حریم خصوصی گفته می شود، متفاوت است. نسبی بودن از این جهت که دخالت در حیطه خصوصی را مطلقاً منع نکرده و در بعضی موارد از جهت تقینی و قضایی با جرم انگاری و مجازات دخالت می نماید اما نکته مهم قابل توجه این است که دقیقاً در همین امور، که در اسلام با عنوان جرایم حق الله می شناسیم ، بحث تسامح مطرح می گردد به این معنا که« در جرایم جنسی مثل زنا و لواط، ادله اثبات و احکام دادرسی به نفع متهم است به عنوان مثال سخت گیری در اثبات جرایم جنسی توسط شارع مقدس یکی از روش های تقیینی است که نهایتاً منجر به عدم اثبات جرم و مصونیت بیشتر حیطه خصوصی خواهد شد در چنین حالتی جرم انگاری بیشتر جنبه اعلامی و ارزش گذاری و اخلاقی دارد.» از لحاظ قضایی نیز عدم تجسس ، حسن ظن به افراد، اصل صحت در رفتار مسلمان و استفاده از اختیارات قضایی مانند عفو متهم و پذیرش توبه از مواردی است که مربوط به مرحله کشف جرم می باشد که با توسل به این امور ، راه مفری برای گریز از مجازات کردن مجرم پیش رو گذاشته می شود .
به طور کلی هدف اسلام از جرم انگاری در خصوص اموری که مربوط به حیطه خصوصی است، عمدتاً پیشگیری از این امور به نحو مشهود و در مجامع عمومی است هم چنانکه عذاب قوم لوط به دلیل ارتکاب لواط بطور علنی و مشهود بود نقش جرم انگاری و برچسب غیر اخلاقی زدن بر چنین اعمالی در کاهش ارتکاب آن و بیان ارزش های اجتماعی موثر است و مانعی در ارتکاب آشکار این جرایم ایجاد می کند که به نوعی نقش پیشگیرانه ای در ارتکاب جرایم مشهود ایفا می کند.« به همین جهت در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که رسول خدا فرموده اند: «خداوند اراده کرده تا گناهانی از قبیل (زنا) که کمتر از چهار شاهد بر آن اقامه شده بر مسلمانان پوشیده بماند.»
بنابراین ، جرم انگاری این قبیل جرایم جهت نشان دادن ارزش های اخلاقی و ایجاد حس تنفر از این قبیل اعمال در میان افراد جامعه می باشد .از طرفی با ممنوعیت تجسس جهت کشف آن ، اجازه اشاعه ان در جامعه داده نمی شود و اگر کسی به طور علنی و مشهود درصدد ارتکاب آن بر آید ،مجازات می گردد.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید