“نظام مشارکت از سیستمهای مدیریت مشارکتی است” (۷/۳). “مثلاً تو یه خانواده یه پدر ممکن خودش را خیلی راحت درگیر بکنه، دنبال برنامههای تحصیلی بچهاش باشه، دنبال ایجاد امکانات و پول در آوردن … باشه این یه نوع رفتاره، رفتار دیگه اینه که این کارهایی که میخواد انجام بده از خانوادهاش هم سئوالی بکنه، ببینه نظر اونها چیه، یه وقت میبینیم بچهای توی خانوادهای یه چیزی میگه که به ذهن پدر هم نمیرسیده” (۸/۳). ” اگه یه مدیر بخواد اونجوری فکر کنه که پدره، سنش بیشتره، به قول قدیمیها چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده، سوادش بیشتره، ۳۰ سال سابقه مدیریتی داره، خب این یه دیدگاه مدیریتی هست که هیچ تضمینی برای موفقیت نیست یعنی امروزه دیگه بحث بحث اینا نیست” (۲۰/۳). “امروزه بحث اینه که شما چقدر میتونید از این ابزار، از این نیروی انسانی که در خدمتته، از فکرشون، نظرشون، اندیشه و خلاقیتشون استفاده کنی این میشه مدیریت مشارکتی. یه مشکلی در سازمان داریم شما چقدر اومدید و این مشکل رو با پرسنل در میون گذاشتید، فرض کنیم یه سمینار یا جلسهای گذاشتیم و پرسنل رو جمع کردیم گفتی آقا من این مشکل رو دارم در شرکت یا بر روی یه کاغذ نوشتیم که این مشکل در سازمان وجود داره کسی برای رفع این مظکل آیا نظری داره” (۹/۳). “البته ما در چرخه نظام مشارکت برای همه اینها فرایند داریم، فقط بحث اینه که مدیران به نظام مشارکت معتقد باشن و بخوان از افراد در نظام مشارکت استفاده کنن. ما معتقدیم هر چه مدیر به نظامها مدیریت مشارکتی معتقدتر باشه موفقتر میشه و وقتی بحث شایستگی رهبری میکنیم میبینیم که اینجور مدیران شایستهتراند. اگر بخوایم شایستگی رو در مدیران تقویت کنیم باید به این ابزار مسلطشون کنیم. مدیریت شرکت ما نشون داده که بیشتر علاقمند به مدیریت مشارکتی است، نشون داده که داره تو این گام حرکت میکنه و میره جلو، برنامه ریزی میکنه، میخواد و دنبال میکنه” (۱۰/۳). “یه شاخص دیگه مشارکت دادن افراد و بحث پیشنهادات است. برای نظرات کارکنان ارزش قائل میشن و کارکنان خیلی راحت میتونن با مدیرشون ارتباط برقرار کنن و مسائل و مشکلاتشون رو مطرح کنن (۱۳/۹). “
“در شرکت تصمیماتی که گرفته میشه همه بر اساس سیکل مشخصی انجام میشه که اطلاعات پردازش و تحلیل میشه، تصمیم گرفته میشه…. واحد مهندسی و توسعه واحدی است که تصمیمات رو میاد پردازش میکنه، بررسی میشه… مخصوصا الان مدیریت ما طوریکه که توجهش بیشتر به اینه که تصمیمات بصورت شورایی و جمعی گرفته شه به همین دلیل ما تعداد زیادی کمیته تعریف کردیم که این کمیتهها کار تصمیمگیری رو انجام میدن مثلاٌ پروژه های ساختمانی و عمرانی رو قبلاٌ خود مدیر عامل تشخیص میدادن که انجام بشه یا نه ولی الان این تصمیمات میاد تو کمیته تخصصی عمران و بررسی میشه (۱۰/۹). “
۴-۲-۱-۳: مقوله مربوط به قابلیت‌ها
مقوله مربوط به قابلیت‌ها به مجموعه رفتارها یا فعالیتهای مرتبط اشاره میکند که پیش نیازهای رفتاری، فنی، انگیزشی لازم برای عملکرد موفقیتآمیز در یک نقش یا شغل مشخص به شمار میروند. محقق با انجام ۱۴ مصاحبه به ۵۸ کد در عوامل مرتبط با قابلیت دست یافت و سپس آنها را در ۵ دسته مفهومی شامل سیرت نیکو، تفکر استراتژیک، نتیجهگرایی، توجه به تولید، توسعه و گسترش طبقهبندی نموده است.
جدول ۳-۴) دسته های مفهومی تشکیلدهنده مقوله مربوط به قابلیت‌ها برای شایستگی رهبری موجود

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مقوله مربوط به قابلیت‌ها سیرت نیکو {۲/۶}{۲/۸}{۲/۹}{۲/۱۰}{۲/۱۶}{۸/۱۲}{۱۰/۱۷}{۱۴/۳}{۶/۱۲} {۷/۹}{۹/۶}{۸/۲۰}{۱۰/۱۵}{۱۰/۳۵}{۱۳/۳}{۱۴/۲۲}{۱۰/۱۶} {۱۳/۹}{۱۴/۲}{۱/۳۵}{۶/۱۳}{۹/۷}{۱/۲۳}{۸/۱۱}
تفکر استرایک {۳/۴}{۳/۵}{۳/۶}{۳/۷}{۸/۱۳}{۸/۱۵}{۶/۲۹}{۱۴/۳۵}{۷/۵} {۱۴/۲۹}
نتیجه گرایی {۱/۲۱}{۷/۱۱}{۱۰/۱۹}{۱۰/۲۰}{۱۴/۲۶}
توجه به تولید {۶/۱۱}{۱/۱۵}{۱/۱۶}{۱/۱۷}{۱/۱۸}{۵/۳}{۵/۵}{۱۴/۱۶}{۱۴/۱۷}
توسعه و گسترش {۶/۲۵}{۸/۱۸}{۸/۱۹}{۴/۱۲}{۴/۱۳}{۱۰/۱۲}{۱۰/۱۳}{۷/۱۹}

نخستین دسته مفهومی مقوله مربوط به قابلیت‌ها که در جدول مشاهده میشود، ویژگی داشتن «سیرت نیکو» در شایستگی رهبری موجود برای شرکت پالایش گاز پارسیان است. رهبری یعنی توانایی بسیج افراد برای تحقق هدفی مشترک و برخورداری از شخصیتی که اعتماد برانگیزد. همواره به رهبران توصیه شده است، فردی شوند که دیگران بخواهند از آنان پیروی کنند. برای این منظور رهبر باید بر پرورش درون خود سرمایهگذاری کند (نصر اصفهانی، ۱۳۸۹: ۱۱۶). سیرت نیکو حد و میزانی است که نشان میدهد فرد بر اساس ارزشهای سطح بالا زندگی میکند. مارلا اعتقاد دارد که فرد دارای سیرت نیکو به دنبال حقیقت است. تعیین میکند چه کاری درست است و بر اساس آن، شجاعت و تعهد عمل دارد (نصراصفهانی، ۱۳۸۹: ۱۱۷). در یک بررسی، هفت ویژگی به عنوان استانداردهای رفتاری حداقل قابل قبول که سیرت فرد را معرفی میکند در نظر گرفته شده است که عبارتند از: وفاداری، وظیفهشناسی، احترام، خدمت بدون احساس غرور، درستکاری، صداقت و شجاعت فردی. در بررسی دیگر، کریک پاتریک و لوک، سیرت را به عنوان یک ویژگی رهبری میدانند و عناصر آن را به این صورت بیان میکنند: تحرک (سعی و کوشش)، تمایل به هدایت دیگران، درستکاری و صداقت، اعتماد بنفس، توانایی شناختی و دانش در خصوص کسب و کار (نصر اصفهانی، ۱۳۸۹: ۱۲۰).
در این پژوهش با انجام مصاحبههایی که با مدیران شرکت انجام شد (۱۰ مصاحبه و شامل ۲۴ کد)، هشت ویژگی اساسی شناسایی شد که سیرت فرد را معرفی میکند که عبارتند از: مسئولیتپذیری، تعهد، اعتماد بنفس، شجاعت فردی، اصالت، درستی و راستی، شفافیت و کاریزما بودن مدیر. که در ادامه هر یک از این مفاهیم را توضیح میدهیم.
در مصاحبهها به ویژگی اخلاقی «تعهد» اشاره شده است که ارتباط بسیار نزدیکی با «مسئولیتپذیری» و «اعتماد بنفس» دارد که این دو مفهوم را در ادامه ذکر میشود. برای مثال مصاحبهشوندگان چنین گفتهاند:
“توی مفاهیم مدیریتی هم مفاهیم و مسائل اجتماعی و هم مفاهیم اعتقادی و مذهبی وجود داره که اینها اکتسابی نیستند بلکه ذاتیاند و درشم مدیریت نهفته است” (۶/۲). “اعتقادات مذهبی یه جنبش توجه به مسائل شرعی است” (۸/۲) “مثلا در کارگاهی که در بخش صنعتی است و بیشتر با پول و سود سر و کار دارن افرادی هستند که سودجو هستند و ممکن به مسائل مذهبی اعتقادی نداشته باشن و از این موقعیت سوء استفاده کنن. جنبه دیگر اعتقادات به ارزشها و هنجارها بر میگرده” (۹/۲). “حضرت امام بحث تخصص و تعهد رو بیان کردند مثلا کسی دارای تخصص هست ولی تعهد کافی برای انجام مسئولیتی رو نداره پس این فرد میتونه به بیتالمال به جامعه و سازمان آسیب برسونه (۱۰/۲). “
“دو آیتم بسیار مهم همون تجربه و تخصص کاری و تعهد است. ما داشتیم یه فردی که تجربه و تخصص لازم رو داشته ولی پایبند به بعضی مسائل اعتقادی نبوده حتی ممکن است فرد انسانیت رو داشته ولی تربیت خانوادگیاش طوری بوده که به مسائل دینی اعتقادی نداشته (۱۶/۲). “
شایستگی مهم دیگری که در مصاحبهها به آن اشاره شده، شایستگی «مسئولیتپذیری» رهبر است که ۳ نفر از مدیران در مصاحبهها از آن صحبت به میان آوردهاند:
“تعهد و مسئولیتپذیری رهبر یکی از فاکتورهای خیلی مهم در شرکت است” (۲/۸) “بنده ۳۳ سال سابقه کاری توی سازمان های مختلف و در پستهای مرتبط با کارم داشتهام و تعهد به کارم داشتهام و مسئولیتپذیری بالایی هم داشتهام و الان در این پست قرار گرفتهام که رئیس واحد میباشم” (۳/۱۴). “فرد در مقابل اون کاری که بهش واگذار شده مسئولیت و وجدان کاری لازم رو برای انجام کار داشته باشه و متعهد باشه. مثلاً به آقای نوروزی گفتن شما که میرید شرکت پارسیان باید تولید ۸۰ میلیون متر مکعب گاز رو تعهد کنی حالا ایشون باید مسئولیت اینکه میخواد این مقدار گاز تولید کنه رو داشته باشه، نمیتونه بگه که من ۵۰ تا تولید کردم و تمام، بلکه ایشون پذیرفته و تعهد کرده که این کار رو انجام میده بنابراین در قبال این کار مسئولیت داره (۱۶/۱۰). “
و یا چند نفر دیگر از مصاحبهشوندگان به اهمیت وجود «اعتمادبنفس» اذعان کردهاند:
“یه مدیر میبایست اعتماد بنفس در سازمان رو با واگذاری کار به افراد افزایش بده، یعنی تفویض اختیار کنه. مثلاً یه کاری پیش میاد میگن که برو اون کار رو انجام بده طرف میگه که بهتره با شما باشم ولی بخاطر اینکه اعتماد بنفسش رو افزایش بدم میگیم که خودت تنها برو انجام بده بعد که کارش تموم شد من میرم و نتیجه کارش رو میبینم” (۹/۱۳). ” ما میخوایم وظیفهای رو به کسی واگذار کنیم این فرد میتونه خیلی راحت از کنار بعضی از مسائل بگذره ولی یه فرد دیگهای هست که به تمام جنبههای عملکردی کار دقت میکنه و هیچ تخفیفی در انجام کار نمیکنه، تمام و کمال و با دقت جوانب کار رو رعایت میکنه و کار رو به نحو احسن انجام میده (۲/۱۴). “