دانلود پایان نامه

«تارد» جامعه شناس و روانشناس و جرم شناس و استاد فلسفه جدید در بلژیک و فرانسه و عضو آکادمی علوم اخلاقی و سیاسی فرانسه در کتاب خود «عقیده و مردم »تایید می کند که تقلید و تلقین به منزله پایه رفتار انسان وکلید درک آن می باشند. اخلاق ملی در هر اجتماعی وابسته به سر مشق ها و نمونه هایی است که در برابر آن ملت می نهند تا از راه تقلید و تلقین از آن پیروی نمایند.«تارد» معتقد است که حس تقلید یکی از قوی ترین غرایز انسان است. کلیه اعمال مهم که در زندگی اجتماعی رخ می دهد از یک نمونه و مثال الهام می گیرد . اگر مردم خود را می کشند یا مانع خود کشی می شوند به علت تقلید از دیگران است . زیرا خود کشی پدیده ای است که بیش از همه مورد تقلید قرار می گیرند ، به عقیده ی تارد گرایش به تقلید در طبقات پایین اجتماع فراوان به چشم می خورد . قبلاً اشرافیت مورد تقلید قرار می گرفت ولی امروزه فساد موجود در پایتخت و برخی شهر های بزرگ است که به وسیله عامل تقلید در روستاها رایج می شود . « تارد» گامی فراتر می نهد و میان دزدی و قتل رابطه ی قتل برقرار می کند و می نویسد که : مردم آنقدر توانایی ندارند که بتوانند هر چه را مایلند ابداع نمایند . بنابراین نمی توان پذیرفت که که هر کس به تنهایی قادر است ، اعمالی استثنایی مانند جنایتات را به وجود بیاورد .کسی که معشوق را به علت خیانتی که مرتکب شده است به قتل می رساند و از او انتقام می گیرد اگر نداند که تپاچه یا فلان ماده ی سمی در موارد مشابه مورد استعمال قرار گرفته است ، در تمام عمر باید رنج ببرد و با آه و ناله زندگانی خود را سپری کند ، در حالی که شرح جنایات همراه با کلیه جزئیات نه تنها این ناراحتی ها را از بین می برد بلکه دیگران را وادار می کند تا به تقلید بپردازند . صرف نظر از برخی جنبه های اغراق آمیزی که در نظریات تارد وجود دارد محققان بزه شناسی بر این عقیده اند که اخبار جنایی ، می تواند افراد مستعد به ارتکاب جرم ، خاصه افراد کم عقل و شهرت طلب را در تبهکاری مصمم سازد. « ژنوزاد روژالنسکی » می نویسد که در سال 1936 در یکی از شهر های لهستان یک مهندس شیمی زنش را به وسیله سم به قتل می رساند . او برای اجرای منظور خود از « تالیوم » که نوعی فلز است استفاده می کند ، چون بدین وسیله کوچکترین اثری روی بدن مقتول باقی نمی گذارد . محاکمه این مهندس هیجانات بسیاری در کشور ایجاد می کند و روزنامه ها با خوشحالی تمام به مدت چند هفته نحوه ی عمل قتل را مورد بحث و گفت و گو قرار می دهند . در حالی که قبل از سال 1936 هرگز بزهکاری از تالیوم برای مسموم کردن دیگران استفاده نکرده بود . پس از محاکمه پر سر و صدا بین سال 1936 و 1939 در لهستان سه قتل دیگر به همین ترتیب رخ داد . «دکتر لادام » در لوزان حکایت می کند که زنی پس از خواندن قتل کودکانی که به دست مادرشان صورت گرفته بود ، فرزند خود را به قتل می رساند . این عمل باعث می شود که چندین زن دیگر نیز به نوبه خود قصد جان فرزندان خود را بکنند . از زنی در ژنو که چهار فرزندش را کشته بود ، سئوال شد : چرا دست به چنین عمل غیر انسانی زدی و کودکان بی گناه خود را کشتی ؟ او پاسخ داد : چون نظیر چنین جنایتی را در روزنامه خوانده بودم . بنابراین به خوبی مشاهده می شود که حس تقلید در افرادبسیار قوی است و هر واقعه و داستانی به سرعت می تواند روی دیگران به ویژه افرادی که دارای استعداد های نهفته انحرافی می باشند نفوذ نماید و گرایش های نهانی آنان را بیدار سازد یا تقویت کند و آنان را در راه سقوط قرار دهد . دکتر موردوتور در مقاله ای به نام « واگیری جرم و مبارزه با آن » می نویسد : مطبوعات دارای آن چنان نقش مهم ، وسیع و انتشار دهنده ای هستند که باعث گسترش فکر جنایی به طریق سریع در همه جا می شوند . او برای اثبات این موضع اضافه می کند که نقش روزنامه ها مانند زایش و تکاثر میکروب هاست . داستان های جنایی اساس پدیده تقلید می باشد . یک فرد ابتدا بدون آنکه اهمیتی برای داستان مورد مطالعه خود قائل شود ، آن را می خواند ولی موضوع آن در فکر و ذهنش به نحوی جای می گیرد و سرانجام روزی علیرغم میل باطنیش به طرف جرم رانده می شود و ضربات خود را به نحوی فرود می آورد که داستانهای مطالعه شده آنها را تبیین کرده است . « لوگراند دوسل » نیز به نوبه خود اشاره می کندکه داستانها و موضوعات جنائی اثرات بسیار نامطلوبی بر روی اذهان می گذارد و مخصوصا ذوق اصل تقلید را تقویت می نماید . « تلیه دوپونشویله » درباره قوت قلب و شهامتی که مطبوعات به خوانندگان خود می دهد تا مرتکب جنایت هولناکی بشوند ، می نویسد : اثر این نوشته های منحوس مسری به قدری برق آسا است که واقعاً بهت آور می باشد. برخی از توصیفات و ترسیماتی که در مطبوعات صورت می گیرد تا خوانندگان را مدتی سرگرم نماید،خود افزاینده جنایات بسیار است. نوک قلم هایی که بر روی کاغذها کشیده می شود ضربات خنجرهایی است که فرود می آید تا انسانهایی را از نعمت زندگی محروم کند و به فنا و نابودی بکشاند تیله دوپونشویله سپس به ذکر یک مثال می پردازد و می نویسد:یک کشیش زندان حکایت می کرد که در ملاقات با یک زندانی که به علت سوء قصد وحشتناکش به حبس ابد محکوم شده بود به این حقیقت واقف می شود که این محکوم مو به مو تقلید اعمال تبهکاری دیگری به نام سولیلاند می پردازد و با الهام از رفتارهای بزهکاران،دست به جرم سفاکانه خود می زند.این واقعیت را نمی توان منکر شد که با آب و تاب و جار و جنجال بسیار مورد بحث قرار می گیرد و با عناوین درشت و خطوط سیاه و قرمز و نقاشی ها و عکس های مهیج افکار را به خود جلب می کند تشکیل دهنده یک مکتب واقعی قتل و آدم کشی است. این اخبار و توصیفات که به صورت اشکال گوناگون تفسیر و تجزیه و تحلیل می شوند بر روی اذهان عمومی بالاخص جوانان اثر بسیار نامطلوب و ناگوار می گذارد. نوشته ها،داستانها و وقایع جنایی و حوادث گاه به وجود آورنده جرات و شهامت ارتکاب اعمال ضد اجتماعی در نهاد خواننده است.گاه آموزنده روشهای لازم دست زدن به جرایم مختلف و گاه تلقین کننده می باشد و حس تقلید را در وجود فرد بیدار می کند و او را به سوی بزهکاری می راند ‹لارگیه› می نویسد که تحقیقات انجام شده به ثبوت رسانده است که:33% از افزایش جرایم به علت افزایش صفحاتی است که اختصاص به حوادث و جرایم دارد و وقایع جنایی را مورد تفسیر قرار می هد.داستانها،عکسها،تفسیرات و خبرهای جنایی و… نه تنها انسانهای سالم را به طرف بزهکاری بلکه بهترین غذای روح بیماران روانی،تبهکاران حرفه ای و کسانی است که دارای استعدادهای نهفته و آمادگی نهایی برای ارتکاب بزهکاری می باشند. در این زمینه بی مناسب نیست که مثال هایی را از ایران ذکر کنیم: زمانی در مطبوعات ایران (قبل از انقلاب) با همهمه و سر و صدای فراوانی که همیشه در اطراف موضوعات جنایی به ویژه اگر تازگی داشته باشد، ایجا می نمایند با عنوان درشت می نویسند که مردی شیشه اسیدی به صورت زنی که خواننده رادیوی نیروی هوایی بوده،ریخته است. عکسهای مربوط به این واقعه مثل همیشه صفحات بسیاری از روزنامه ها را پر کرده و تفسیرات گوناگون ستونهای مختلفی را در بر گرفت.درست پس از گذشتن مدت کوتاهی از این سوء قصد مرد دیگری شیشه پر از اسید را به صورت خواننده کافه ای که در خیابان شاه آباد تهران(جمهوری اسلامی فعلی)می پاشد. پس از این دو سوء قصد که به تفصیل مورد بحث روزنامه ها قرار گرفت در عرض یکسال بیش از ده نمونه دیگر سوء قصد کاملاً نظیر یکدیگر در ایران اتفاق افتاد. از همه مهمتر مردی در رشت به همین ترتیب، روزانه زنها را مورد حمله قرار می دهد و پس از پاشیدن اسید به صورت آنها فرار می کند. موضوع قابل توجه آن است که کلیه سوء قصدها علیه زنها صورت می گرفت و حمله کنندگان اسیدها را بر روی چهره آنها می ریختند. بار دیگر در همان سالهای قبل از انقلاب مطبوعات برای اولین بار با سرو صدای همیشگی به توصیف حمله ای پرداختند که توسط چند نفر به صورت گانگسترهای غربی علیه بانکی صورت گرفته بود. در همان سال سه نمونه دیگر کاملاً شبیه یکدیگر رخ می دهد شباهت سه قتل زیر از هر جهت قابل تعمق است.در 12 شهریور 1349 مردی سر دختر خود رابا قساوت تمامتر برید زیرا دختر علیرغم میل پدر می خواست با جوان خیاطی ازدواج کند. در آبان ماه مردی در مشهد دخترش را کشت،قاتل علت قتل دخترش را اینطور بیان کرد: وقتی دیدم دخترم حاضر نیست با مردی که برایش در نظر گرفته ام عروسی کند عصبانی شدم و پاره آجری به سرش کوبیدم و بعد جسدش را به داخل چاه آب انداختم. در دی ماه مرد دیگری در تهران چون با ازدواج دخترش با مردی که به او علاقه داشت مخالف بود، با چاقو او را به شدت مجروح کرد.مثال وحشتناک دیگری که می توان بیان کرد مربوط به 4 قتلی است که از هر نظر به یکدیگر شبیهند. چند سال قبل مردی در شهر کرمان چهار کودک خود را به وسیله سیم برق به ناگوارترین صورت به قتل رساند. سر و صدای مطبوعات در اطراف این واقعه هولناک امری کاملاً روشن و قابل پیش بینی بود.عکس تفسیر داستان سرایی بود که در همه روزنامه ها به چشم می خورد. مدتی پس از این واقعه در شبستر مردی چهار کودک خود را با اره سر برید و زنش را نیز به قتل رساند. مدت زمانی بعد در تهران مردی سر چهار فرزند خود را سفاکانه برید و زنش را هم کشت. مهمتر اینکه در تاریخ 9 فروردین 1351 مرد دیگری کاملاً مشابه به آنچه که قاتل اولی انجام داده بود زن و دو فرزند خود را به وسیله سیم برق به قتل رساند. محققاً هیچکس از دومین یا سومین و حتی علیرغم تشابه کامل بین قتل اول و چهارم از چهارمین قتل نپرسیده است که آیا تحت تاثیر مطبوعات به طرف چنین جنایت هولناک رانده شده اند یا نه؟ ولی می توان مطمئن بود که توصیفات روزنامه ها که همیشه همراه جزئیات واقعه به صورت افراط آمیز و توام با سروصدای فراوان است،عامل موثری در راندن آنها به طرف چنین جنایات وحشتناکی بوده است. زیرا هر چهار جنایت از هر جهت مشابه یکدیگرند. نکات مشترکی که در این جنایت به چشم می خورد بدین قرار است:
قاتلان: پدرها مقتولان:کودکان در هر چهار مورد و همسر در سه مورد
محل جنایت: مسکن اصلی علت:عصبانیت،انتقام،تعصب
بدیهی است هیچکس نمی داند که واقعاً کدام یک از مجرمین فوق تحت تاثیر جنایاتی که توسط مطبوعات نشر یافته و تفسیر شده ، قرار گرفته است ولی همانطور که قبلاً نیز ذکر شد تشابهات و وقوع پی در پی جنایات این امر را تا حدی مسلم می سازد که نشر وقایع جنایی فوق بر روی اذهان برخی از بزهکاران بی تاثیر نبوده است. زیرا اثر نوشته های جنایی مطبوعات آن است که افکار را روی اعمال زیان آور هیپنوتیزم می کند بینش رفتارهای نیک را از بین می برد، درجه اخلاقیات را تنزل می دهد،شهامت آلوده شدن به اعمال ضد اجتماعی را می آفریند، تردید و دو دلی را به یقین مبدل می سازد و بالاخره افراد را به طرف تقلیدهای جنایی می راند(مظلومان،1365، 59-46)

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تفاوت های زن و مرد در خلقت
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید