دانلود پایان نامه

توانمندسازی کودکان خیابانی و مفاهیم آن
توانمندسازی یک مفهومی است که تا حدودی مبهم استفاده می‌شود و برخی از سیاست‌های خود را در جنبه‌های توانبخشی و رویکردهای توسعه اقتصادی جامعه جستجو می‌کند(Rocha 1997: 31-32). در این سه دهه‌ای که از مطرح شدن مفهوم توانمندسازی می‌گذرد، تعاریف گوناگون و حوزه‌های مختلف در مورد این مفهوم مطرح گردیده‌اند. اولین تعریف عملیاتی توانمندسازی توسط کانگر و کاننگو در سال 1988 ارائه شده است. از دیدگاه این محقق از آنجایی که قدرت به دو شیوه مختلف بکار رفته است، توانمندسازی باید به دو شیوه متفاوت بررسی شود. علاوه بر این در این تعریف، توانمندسازی به منزله یک سازه انگیزشی و ارتباطی مورد بررسی قرار می‌گیرد(ابطحی، 1386: 4).
نویسندگان کتاب «توانمندسازی در عملکرد مددکاری اجتماعی» که در سال 1998 در ایالت متحده آمریکا منتشر شده «توانمندسازی را وسیله‌ای برای رسیدن به تغییرات اجتماعی، فردی و سیاسی مورد نیاز برای دستیابی به خواست‌ها و نیازهای انسانی» دانسته اندGutierrez 1998: 5)). از دیدگاه آنان، توانمندسازی را می‌توان به عنوان «فرآیند رشد قدرت فردی، میان فردی و سیاسی تعریف کرد، به گونه‌ای که افراد بتوانند نسبت به بهبود بخشیدن به موقعیت زندگیشان اقدام نمایند»Gutierrez 1998: 35) ). سوایف و لوین اشاره می‌کنند که توانمندسازی شامل توسعه حالت ذهن (احساس قدرت و سودمندی و شایستگی) و تغییر شرایط ساختاری است، به گونه‌ای که باعث تخصیص مجدد قدرت باشد. در یک الگوی توانمندسازی، آگاهی در مورد موقعیت زندگی یک فرد در مقابل ساختار قدرت جامعه و تلاشی که برای تغییر در این ساختار انجام می‌گیرد، به یکدیگر مرتبط هستند(Gutierrez 1998: 35). درتوضیح این مطلب باید گفت تغییر در باورهای ذهنی و اعتماد به نفس در فرد برای آنکه در خود احساس قدرت و توان انجام تغییر را بیابد و به نوعی، احساس خود سودمند‌پنداری و شایستگی کند از توانمندسازی است. به علاوه در توانمندسازی میان شناخت و آگاهی نسبت به زندگی فردی اشخاص و تقابل این زندگی با ساختارهایی که در جامعه، قدرت را در دست دارند و همچنین تلاشی که برای تغییر در ساختارهای قدرت صورت می‌گیرد، رابطه‌ی متقابلی وجود دارد. برای کاربران الگوی توانمندسازی لازم است که مفهوم توانمندسازی در روابط اجتماعی را درک کرد.
توانمندسازی تلاشی است تا افراد، خانواده‌ها، گروهها یا جوامع بتوانند قدرت بدست آورند. تحقیقات و تجارب مربوط به توانمندسازی نشان می‌دهد که یک فرآیند ویژه در این تغییر سهیم است که مهمترین آنها عبارتند از:
الف) نگرش‌ها، ارزش‌ها و باورها بخصوص باورهای مربوط به خودکارآمدی، اثربخشی و احساس کنترل که بر فرآیند توانمندسازی تأثیرگذار است.
ب) اعتباریابی از طریق تجارب مشارکتی : در این تجربه، فرد و دیگران در یک تجربه سهیم می‌شوند که به کاهش خودسرزنشی منتهی می‌شود.
ج) دانش و مهارت عمل و تفکر نقادانه : از طریق حمایت و مشارکت متقابل، افراد می‌توانند پیرامون جنبه‌های درونی و بیرونی مشکل تفکر نقادانه داشته باشند.
د) عمل کردن : از طریق عمل انعکاسی، افراد می‌توانند راهبردهای عملی، بسیج منابع و دانش مهارتهای مورد نیاز را برای تأثیر بر ساختارهای درونی و بیرونی ممکن سازند(Parson & cox, 1998).
توانمندسازی در عمل از کار مددکاری اجتماعی و مشاوره توانبخشی و سایر زمینه‌ها همچون بهداشت، رشد اجتماعی و روانشناسی اجتماعی منتج شده است. به عنوان یک الگوی عملی آن شامل ارزش پایه‌ای، انجام مداخله‌ها، نظریه‌ای که راهنمای عمل است، راهنمایی‌هایی‌ برای ارتباط مراجع-مددکار و چارچوبی برای سازماندهی فعالیت‌های یاری بخش می‌باشد(کیمیایی، 1390: 69).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   کارکرد ایدئولوژی انقلابی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید