بنی‌هاشم از دو کلمه تشکیل شده است: بنی و ‌هاشم.
بنی: (بنین) که در لغت به معنی پسر است و آن جمع ابن است[۹۸]. «ابن» از ریشه‌ی «بُنَی» به معنی ساختن عمارت و بناست، نامیدن فرزند به «ابن» از این جهت است که پدرش او را ساخته است.[۹۹]
هاشم: اسم فاعل مشتق از هَشَم به معنی شکسته شدن چیزی است که سست است[۱۰۰] و اصطلاحاً لقب «عمرو بن عبدمناف» بزرگ طایفۀ بنی‌هاشم است.[۱۰۱]
بنی‌هاشم: سادات از نسل هاشم، جدّ اعلاى رسول خدا (صلّى‌اللّه‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) است.
معنای اصطلاحی
معنایی اصطلاحی هاشمى یا بنی‌هاشم بنا بر مشهور به افرادى گفته مى‏شود که از طریق پدر به هاشم بن عبدمناف منتسب هستند.[۱۰۲] که در فصل دوم به این موضوع پرداخته شده است.
واژه‌های مرتبط با مفهوم بنی‌هاشم
برای روشن شدن مصداق بنی‌هاشم در ابتدا باید مفاهیم مرتبط با بنی‌هاشم را بشناسیم تا نهایتاً تعریفی از بنی‌هاشم به دست آید که تام، یعنی جامع افراد و مانع اغیار باشد.[۱۰۳]
در بین روایات که دلالت حرمت صدقه بر بنی‌هاشم می‌کنند، در برخی از این روایات بجای مفهوم بنی‌هاشم، مفاهیمی چون اهل‌بیت، عترت، آمده است لازم است به به‌طور مختصر، به معنای این مفاهیم پرداخته شود.
۱٫اهل‌بیت
اهل‌بیت معنای لغوی واژه «اهل‌بیت» با معنای اصطلاحی آن فرق دارد؛ لغت شناسان «اهل‌بیت» را به ساکنان یک خانه معنا کرده‌اند.[۱۰۴]
راغب اصفهانى گفته است: معناى «اهل‌بیت» توسعه یافته، قبیله و خویشاوندان یک مرد را نیز شامل می‌شود.[۱۰۵] بر این اساس، همسر، فرزندان، قبیله و بستگان انسان، اهل‌بیت او خواهند بود. در این صورت، اختصاص آن به همسر، یا فرزندان، یا بستگان نیازمند دلیل است.
ولی در اصطلاح قرآن و روایات واژه «اهل البیت» پیامبر اسلام در معنای خاصی به کار رفته است که فقط شامل پنج تن آل عبا می‌شود؛ راویان شیعه و سنی از خود پیامبر اسلام در تفسیر آیه تطهیر: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا» «خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل‌بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد»[۱۰۶]. روایت کرده‌اند که فرموده است: آیه تطهیر در حق پنج نفر نازل شده: «من، علی، فاطمه، حسن، حسین.[۱۰۷]»
۲٫عترت
عترت در لغت به معنای خویشاوندان نزدیک و خصوصی و ذرّیه است.[۱۰۸] چنان ‌چه ارباب لغت گفته‌اند: «عِتْرَه الرجل: أخصّ أقاربه» بنابراین، معناى لغوی عترت، عبارت است از اهل‌بیت و اولاد و ذرّیّه، نه مطلق خویشاوندان گرچه از اقوام دور باشند. برخی نیز گفته‌اند: «العتره: ولد الرجل و ذریته من صلبه[۱۰۹]» که ناظر به مصداق آشکار خویشاوندان نزدیک و خصوصی است.[۱۱۰]

۳-معنای ذی القربی

معنای لغوی ذی القربی:
این کلمه ترکیبی است از دو کلمه ذی و قربی که ذی بمعنای صاحب و قربی آنگونه که در لغتنامه المنجد معنا شده، بدین صورت است:
«قرب فی الرحم او قرب فی المکان و المنزله…»
قرب، مصدر و نقیض بُعد (دور) به معنای نزدیکی و دنّو است. قرابت و قُربی به معنای نزدیکان و خویشاوندان نسبی است. الدُنُوّ فِی نَسبِ و القُربی فی رحم.
معنای اصطلاحی ذی القربی:
منظور از ذی القربی در آیه خمس، نه همه خویشاوندان افراد است، و نه همه خویشاوندان پیامبر، بلکه امامان معصوم هستند. دلیل بر این موضوع روایات متواتری است که از طرق اهل بیت پیامبر نقل شده است[۱۱۱].
در کتب اهل سنت نیز اشاراتی به آن وجود دارد[۱۱۲].
۴- معنای سید
«لقب یطلق علی کل فرد تعبیرا عن الاحترام او لقب کل رجل شریف او رفیع المقام.»
سید لقبی است که کنایه از احترام بوده و یا به هر انسان شریف که دارای مقام و منزلتی است، اطلاق می شود[۱۱۳].
معنای اصطلاحی سید:
سید، یعنی ذریه یبیامیر (صلی الله علیه و آله)، ذریهی که ازسوی حضرت زهرا س به رسول گرامی منتسب می شود. آنچه در اذهان عامه تبادر می کند ودر میان مردم به صورت عرف در آمده و نهادینه شده، همین معنا است حتی اگر فقیری به دلیل انتسابش یه هاشم جد اعلای پیامبر (صلی الله علیه و آله) ،بدون انتساب به ائمه اطهار(علیهم السلام)، از مر دم تقاضای خمس کند، بیتردید کسی از خمس به او کمک نخواهد کرد و به عنوان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستش را نخواهد گرفت .در حالی که در اد بیات فقهی از نظر مشهور فقهای شیعه چنین شخصی سید بوده و استحقاق در یافت خمس دارد
بحثی که در اینجا مطرح می شود این است که مبدا سلسله سادات از چه کسی آغاز می شود؟ در اینجا سه دیدگاه و جود دارد.

  1. مشهور امامیه :مبدا سادات ،هاشم است
  2. شیخ مفید ،ابن جنید و عامه متفقا مبدا سادات را بنی هاشم و بنی مطلب می دانند[۱۱۴]
  3. مبدا سیادت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است[۱۱۵]

۵- معنای شریف
«منتسب الی الاشراف، من سلاله کریمه، رفیع المنزله. من کان من سلاله النبی محمد(صلی الله علیه و آله)، دال علی صفات خلقیه و آداب رفیعه.»
شرف به معنی بزرگواری و بلندمرتبگی است. این کلمه در اصل به معنای بلندی و مکان بلند است. به فردِ بلندمرتبه و بزرگوار، شریف گفته می‌شود.[۱۱۶]
معنای اصطلاحی شریف:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.