این رأی و نظر ابن حنبل، موافق مذهب ابوحنیفه و مالکی است که این دو مذهب، بر این عقیده‌اند که زکات را می‌توان به بنی‌مطلب داد؛ زیرا شامل عموم آیه، قول خداوند «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ والمساکین[۱۸۲]» می‌شوند. طبق حکم اولیه بنی‌هاشم و بنی‌مطلب داخل در عموم آیه، هستند ولی بنی‌هاشم به خاطر روایت از نبی اکرم از تحت عموم این آیه خارج شده است. چون پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌فرمایند: «همانا صدقه بر محمد آل محمد، حلال نیست[۱۸۳]
نقد و بررسی رأی و نظریه الحاق بنی‌مطلب به بنی‌هاشم
مقایسه بنی‌مطلب با بنی‌هاشم، درست نیست. چون بنی‌هاشم نسبت به بنی‌مطلب نزدیک‌تر به نبی‌اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله هستند و از نظر جایگاه و مقام منزلت، شریف‌تر هستند و صرف مشارکت بنی‌مطلب با بنی‌هاشم، در سهم ذوی‌القربی، توسط شخص پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله و به خاطر قرابت، مستحق خمس نمی‌باشند. علت اشتراک آنها در سهم ذوی‌القربی؛ یاری رساندن به نبی اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله در شعب ابیطالب، جاهی دیگر است؛ و این نصرت و یاری، باعث جواز خمس دادن و منع زکات به بنی‌مطلب نمی‌شود.[۱۸۴]
مصادیق بنی‌هاشم از نگاه ابن حزم، ظاهری مذهب، ابن حزم اندلسی در المحلی در بیان احکام وقف که و من علی عقب عقبه او علی زید عقبه اگر چیزی قرارداده شد برای قومی، نوه پسری و بر پسر پسرش و یا برای پسر پسر پسرش و… پس در این صورت داخل هستند در این حبس دختران و پسران ولی پسر دختران داخل نیستند و دلیل آورده به اینکه پیامبر می‌فرماید انما بنو هاشم و بنو عبدالمطلب شئ واحد و از سهم ذی القربی به فرزندان هاشم و عبدالمطلب می‌داد ولی کسانی که در بین بنی‌هاشم بودند ولی نسبشان از طریق پدر به جناب هاشم نمی‌رسید چیزی از این سهم نمی‌دادند، مانند عثمان و به جده (مادربزرگ یا مادر مادر) چیزی نمی‌دادند ولی به عباس بن عبدالمطلب از این سهم می‌داد.[۱۸۵]
نتیجه فصل دوم

  1. هاشمى یا بنی‌هاشم بنا بر مشهور به افرادى گفته مى‏شود که از طریق پدر به هاشم بن عبدمناف منتسب هستند.
  2. علمای امامیه و اهل سنت برای مشخص کردن مصداق بنی‌هاشم به آیه خمس استناد می‌کنند.
  3. استمرار نسل هاشم توسط فرزندان عبدالمطلب (بنی‌عبدالمطلب) بوده چون هاشم از دیگر فرزندان خود عقب یا نوی پسری نداشته است.
  4. اکثریت علمای امامیه بر این عقیده‌اند که اعتبار نسب به هاشم بن عبدمناف فقط از طرف پدر معتبر است. فقط در بین این علما سید مرتضی و صاحب حدائق منتسب به هاشم از طریق مادر هم کافی می‌دانند.
  5. مصادیق بنی‌هاشم از دیدگاه مذاهب شامل پنج بطن است که عبارت‌اند از: آل علی (علیه‌السلام)، آل عقیل آل جعفر آل عباس آل حارث، تقریباً اتفاق نظر دارند شافعی بنی‌مطلب راه با بنی‌هاشم مساوی می‌دانند؛ البته گروهی از امامیه و حنابله مانند شافعی بر این نظرند گروهی از مذهب مالکی فرزندان غالب بن فهیره را آل پیامبر می‌دانند حنفی فقط بنی‌هاشم که شامل آل پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله می‌دانند.
  6. منظور ما از بنی‌هاشم در این رساله بنی‌هاشم به معنای عام است که شامل تمام افراد بنی‌هاشم، در تمام دوران می‌شود.

فصل سوم
حکم صدقه به بنی‌هاشم
مقدمه
با توجه به‌عنوان این فصل، ما بنا داریم تا احکام و فروعات، صدقه به بنی‌هاشم از نگاه مذاهب پنج‌گانه و مذهب زیدیه[۱۸۶] را به رشته تحریر درآوریم تا در نهایت، نظرات و اختلاف فتاوای موجود، در این موضوع را استخراج کرده و حکم مذکور را به دست آوریم.
گفتار اول: دیدگاه علمای امامیه درباره صدقه به بنی‌هاشم
در این موضوع سه نظریه وجود دارد:

  1. گروهی قائل به حرمت مطلق صدقه می‌باشند چه واجب چه مستحب، چه کفارات و نذورات
  2. گرو دوم قائل به جواز مطلق صدقات هستند چه واجب و چه مستحب بر بنی‌هاشم جایز است
  3. گروهی قائل به‌تفصیل‌اند صدقه واجب حرام و صدقه مستحبی جایز است

اکنون به بیان ادله و دلایل قائلین این سه نظریه فوق می‌پردازیم.
دلایل قائلین به حرمت مطلق صدقه به بنی‌هاشم
بر حرمت زکات غیرهاشمی بر هاشمی در فقه امامیه دو دلیل اقامه شده است: اول روایات مستفیضه یا متواتر اجمالی، دوم اجماع. بحث را در دو مقام دنبال می‌کنیم.
الف) روایات دال بر حرمت
در حرمت زکات یا صدقه‌ی غیرهاشمی بر هاشمی حداقل هفده روایت در دست است که حداقل هفت روایت آن از سند صحیح یا معتبر برخوردارند. این روایات معتبره در کتب کافی، تهذیب، استبصار و قرب‌الإسناد از امام صادق علیه‌السلام و یک مورد از امام رضا علیه‌السلام نقل شده‌اند. روایات هفت‌گانه به سه دسته قابل‌تقسیم‌اند:
دسته‌ی اول: روایاتی که ائمه (علیهم‌السلام) سخن رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله را درباره‌ی بنی‌هاشم یا بنی‌عبدالمطلب نقل کرده‌اند.
در این دسته روایات، دو روایت وجود دارد:
روایت اول: صحیحه عیص بن القاسم عن أبی عبدالله علیه‌السلام قال : «إنّ اُناساً من بنی‌هاشم أتوا رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله فسألوه أن یستعملهم على صدقات المواشی وقالوا : یکون لنا هذا السهم الذی جعل الله عزّ وجلّ للعاملـین علیها فنحن أولى به ، فقال رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله : یا بنی‌عبدالمطلب (هاشم)، إنّ الصدقه لا تحلّ لی ولا لکم[۱۸۷]»
پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله فرموده است: صدقه بر من و بر شما بنی‌عبدالمطلب یا بنی‌هاشم حلال نیست. پرسش بنی‌هاشم از بکار گرفته شدن به‌عنوان عاملین زکات بوده است که به دلیل شبه‌ی اجرت بودن اطلاق روایت بنی‌هاشم معاصر با حیات پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله و بعد از ممات ایشان را در برمی‌گیرد.
روایت دوم: صحیحه الفضیل: عن محمد بن مسلم و أبی بصیر و زراره همگی به نقل امام باقر و امام صادق علیه‌السلام پیامبر صدقه را چرک دست مردم دانسته که نه‌تنها بر پیامبر بلکه بر بنی‌عبدالمطلب حرام است[۱۸۸].
بنابراین اطلاق این دو روایات، بر حرمت جمیع صدقات مستحبی و واجب (زکات مال و زکات فطره و کفارات) بر قاطبه‌ی بنی‌هاشم (صدقه‌ی هاشمی به هاشمی و غیرهاشمی به هاشمی) تحت هر شرایطی (چه مضطر باشند یا نباشند، در زمان حیات پیامبر و بعد از ایشان) را در برمی‌گیرد.
دسته‌ی دوم: روایاتی که ائمه علیهم‌السلام حکم عدم جواز زکات غیرهاشمی بر هاشمی را در ضمن عدم جواز زکات به اهل‌بیت علیهم‌السلام بیان کرده‌اند.
در این دسته هم دو روایت به شرح ذیل قابل ذکر است:
روایت اول: از امام صادق علیه‌السلام پرسیده می‌شود: آیا صدقه بر بنی‌هاشم حلال است؟ پاسخ می‌دهد: تنها صدقه‌ی واجب بر مردم یعنی زکات بر ما حلال نیست، اما غیر آن یعنی صدقات غیرواجب حلال است. این روایت ازجمله مستندات صدقات غیرواجبه بر بنی‌هاشم است.[۱۸۹]
اگرچه عبارت لاتحل لنا (بر ما حلال نیست) مراد از ما می‌تواند اهل‌بیت علیه‌السلام باشد، اما به قرینه‌ی سؤال از بنی‌هاشم اظهر این است که پاسخ نیز درباره بنی‌هاشم باشد نه اهل‌بیت که اخص از ایشان است. بنا بر احتمال اخیر اطلاق لنا بنی‌هاشم در تمام دوران و بنی‌هاشم تحت هر شرایطی را شامل می‌شود.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.