الف: چون کلمه صدقه مفروضه در روایات انصراف به زکات واجب دارد، به‌ویژه در آن روایاتی که صدقه مفروضه به‌عنوان پاک‌کننده مال قرار داده شده یا روایاتی که علت حرمت صدقه مفروضه بر بنی‌هاشم را این قرار داده است که چرک کف دست مردم است و خداوند برای تطهیر اموال مردم به پیامبر دستور داده است «خذ من اموالهم» و مضافاً بر این مطلب زید بن شحام از امام صادق روایت شده سؤال کردم از صدقه‌ای که بر بنی‌هاشم حرام است امام علیه‌السلام فرمودند صدقه‌ی مفروضه‌ای که پاک‌کننده مال است در روایت دیگری از زید روایت شده است که امام صادق در جواب این سؤال فرمود. مراد زکات واجب است و روایت اسماعیل فضل هاشمی هم شبیه این روایت است.[۲۱۵]
ب: آن دسته از روایاتی که عنوان الصدقه الواجبه و غیر الواجبه در آنها وجود دارد یعنی دلالت دارد بر این‌که آنچه بر بنی‌هاشم حرام است صدقه واجبه است از قبیل صحیحه جعفر بن ابراهیم الهاشمی از امام جعفر صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: ا «نَّمَا تِلْکَ الصَّدَقَهُ الْوَاجِبَهُ عَلَی النَّاسِ» صدقه‌ای که بر ما حرام است آن صدقه‌ای است که بر مردم واجب باشد و اگر این‌گونه نبود بنی‌هاشم نمی‌توانستند به سمت مکه بروند چون اکثر آب‌های صدقه و موقوفه در مسیر مکه از صدقات غیر واجبه است صحیحه جعفر بن ابراهیم کلمه (علی الناس) دارد که اگر نبود می‌توانست کسی به اطلاق صدقه واجب اخذ کند ولی با ورود این کلمه ظاهرش این است که مقصود صدقه‌ای است که بر عموم و نوع مردم واجب می‌شود که همان زکات اموال و زکات فطره است که نوعاً بر عامه ناس واجب می‌شود زیرا اموال دارند و زکات فطره هم دارند اما کفارات عمومی نیست و هر که اظهار کند یا افطار عمدی نماید بر او واجب می‌شود نه عامه ناس همچنین نذر و یمین و امثال آن پس مقصود زکات فطره و اموال و ابدان است و مؤید آن روایت حسین بن عثمان است که اگر سندش تمام بود مفسر صدقه واجبه بود زیرا در آن آمده است (اِنَّمَا حُرِّمَ ا عَلَی بنی‌هاشم مِنَ الصَّدَقَهِ الزَّکَاهُ الْمَفْرُوضَهُ عَلَی النَّاسِ) که شبیه عنوان (الصدقه الواجبه علی الناس) است بنابراین عنوان الصدقه الواجبه علی الناس نسبت به غیر زکات اطلاق ندارد و صدقات دیگر را واجب هم باشد مثل مجهول المالک یا نذر شامل نمی‌شود و ظاهر یا منصرف به همان زکات مفروضه است[۲۱۶]
شیخ انصاری هم در حرمت یا عدم حرمت، صدقات واجبه، قائل به ‌تفصیل‌اند و این‌گونه دلیل آورده که
در صحیحه جعفر هاشمی آمده تنها صدقه‌ای که بر مردم واجب است بر بنی‌هاشم حرام است اما غیر آن (کفارات، نذورات و غیره) جایز است اگر قائل به حرمت مطلق صدقات واجبه بشویم ولو صدقه‌ی که بالعرض واجب شده باشد، ظاهراً مال وصیت شده داخل این حرمت نیست چون تصدق واجب شده بر وصی از حیث این‌که وفای به وصیتِ وصیت‌کننده بر او واجب است پس ایجاد تصدقی که میت به آن وصیت کر ده بر وصی واجب است و شکی نیست که ایجاد تصدق واجب نیست.[۲۱۷]
صاحب کتاب شرح الازهار آورده است که بر بنی‌هاشم به‌جز زکات، کفارات و زکات فطره دیگر صدقات بر آنها حلال است کفارات شامل کفاره قسم، افساد حج، کفاره ظهار، کفاره روزه و کفاره دماء الحج کلها (تمام کفاراتی که شامل دماء الحج است) بنابراین دادن آن به بنی‌هاشم جایز نیست[۲۱۸]
۳ فتوای صاحب جواهر درباره حکم پرداخت زکات فطره از غیرهاشمی به هاشمی در مسئله شرط هاشمی نبودن گیرنده‌ی زکات فطره بعد از بحث «ثم إنه قد یظهر من جماعه … إلحاق جمیع الصدقات الواجبه بالزکاه … لکنه لا دلیل صالح لذلک» (عدم دلیل صالح بر الحاق تمام زکات‌های واجب به زکات مال واجب) و مناقشه در ادله‌ی الحاق چنین نوشته است:
«بلکه اگر آنچه از اجماع بر اعتبار اتحاد مصرف زکات مال و زکات فطره نسبت به عدم حلیت زکات بر بنی‌هاشم ظاهر است در میان نبود، قول به جواز زکات فطره (برای بنی‌هاشم) ممکن بود، بنا بر اقتصار سیاق روایات مذکور به زکات مال، به‌ویژه با توجه به صفت تطهیر مال که شاهد بر این است که مراد از دیگر روایات هم زکات مال است؛ و به هر حال آنچه قوی است جواز است مطلقاً و اگرچه احتیاط برخلاف آن است.» صاحب جواهر ابتدا قول به جواز اعطای زکات فطره به بنی‌هاشم را در روایات بلااشکال یافته تنها مانع را اجماع اتحاد مصرف زکات مال و زکات فطره به نسبت به هاشمیون دانسته است. در انتها نظر نهایی خود را بر جواز اعطای زکات فطره به هاشمی به‌عنوان قول قوی و احتیاط مستحب در عدم جواز اعلام کرده است[۲۱۹]
فروع و ملحقات
بعد از بیان ادله سه‌گانه علمای مذهب امامیه، در مورد حکم صدقه بر بنی‌هاشم نوبت به فروع و ملحقات این احکام می‌رسد
فرع اول: حکم صدقه، صدقه هاشمی به هاشمی
صدقه هاشمی به هاشمی جایز است به خاطر وجود روایات مستفیضه، مانند موثقه‌ای از زراره که از امام صادق علیه‌السلام نقل کرده است که از امام صادق پرسیدم که آیا صدقه هاشمی بر هاشمی که به یکدیگر می‌دهند، جایز است که امام علیه‌السلام فرمودند بله[۲۲۰] و همچنین روایتی هم از الشحام از حضرت نقل کرده است که ایشان فرمودند که صدقه واجب بر بنی‌هاشم حرام است که از غیرهاشمی می‌گیرند[۲۲۱] و علاوه بر این روایات فضل بن هاشمی هم روایتی ذکر کرده که دلالت بر جواز صدقه هاشمی به هاشمی می‌کند.[۲۲۲]
مضافاً بر اینکه جواز صدقه هاشمی به هاشمی کسر شأن و منقضتی در پی ندارد و صدقه دهنده و صدقه گیرنده از یک نسل و شجره هستند.[۲۲۳] ظاهراً در جواز صدقه هاشمی بر هاشمی فرقی بین هشت سهم که به‌عنوان مصارف زکات محسوب می‌شود نیست[۲۲۴]
بنابراین عامل کردن هاشمی به‌عنوان جمع‌ آوری زکات، دریافت زکات فطره اشکال ندارد[۲۲۵] این نظر را می‌توان از این عبارت صاحب جواهر برداشت نمود که می‌گوید: ««وتحل له زکاه مثله فی النسب الذی هو الاانتساب الی هاشم بل الااجماع بقسیمه علیه» . زکات هاشمی به هاشمی جایز است و بر این مطلب ادعای اجماع منقول و محصل شده است. [۲۲۶]
دیدگاه زیدیه
در مقابل اکثر علمای امامیه که فتوا به جواز صدقه‌ی هاشمی بر هاشمی داده‌اند، مذهب زیدیه برخلاف مذهب امامیه، فتوا به حرمت این نوع صدقه داده‌اند. در این بحث زیدیه برخلاف دیگر مذاهب نظر متفاوت و منحصربه‌فرد، دارند به‌گونه‌ای که علمای زیدی مذهب در فرع فقهی این مسئله، (حکم هاشمی مضطر رفع اضطرار نجات او از مرگ، متوقف است بر استفاده و أکل صدقه واجب و یا میته[۲۲۷]) فتوا به أکل میته می‌دهند؛ زیرا زکات هاشمی برای هاشمی را جایز نمی‌دانند.. آنان بیش از سایر مذاهب در این مورد سخت‌گیری کرده‌اند به‌گونه‌ای که گفته‌اند: خوردن گوشت حیوان خود‌مرده از مال زکات برای آنان (بنی‌هاشم) اولویت و تقدم دارد؛ مگر اینکه خوردن گوشت مرده برای فرد مضطر ضرر داشته باشد که در آن صورت می‌تواند مال زکات را به‌عنوان قرض دریافت کند اما بایستی در اولین فرصت آن را برگرداند که زیدیه مصرف زکات را در این حد را (به‌صورت قرضی) نیز در صورتی جایز می‌دانند که واقعاً شخص (هاشمی) خوف آن داشته باشد که از گرسنگی یا تشنگی یا عریان بودن و مانند آن هلاک و تلف شود.[۲۲۸]
فرع دوم: حکم صدقه به هاشمی که از راه زنا متولد شده است
درباره این حکم دو قول وجود دارد:
۱٫قول به تحریم
احوط این است که صدقه به متولد از هاشمی حرام است ولو اینکه از را زنا متولد شده باشد زیرا اطلاق روایات حرمت، شامل هاشمی متولد غیر مشروع می‌شود و احوط این است که زنازاده هاشمی از گرفتن صدقه از غیرهاشمی اجتناب کند[۲۲۹]

  1. قول به عدم تحریم

اقوی این است که زنازاده هاشمی جایز است صدقه بگیرد چون لفظ فقرا که از مصارف صدقات و زکات است عام است و می‌تواند شامل زنازاده هاشمی شود و ثابت نشده است که زنازاده هاشمی، هاشمی است با توجه به اینکه روایات حرمت اخذ صدقه بر هاشمی، سیاقش هاشمیونی است که از را غیر زنا متولد شده‌اند پس زنازاده هاشمی تحت عموم جواز اخذ صدقه باقی می‌ماند مثل مجهول‌النسب و لقیطی که نزد خودش و مردم ناشناخته است[۲۳۰]
فرع سوم: فرد هاشمی در چه شرایطی می‌تواند از غیرهاشمی صدقات واجبه دریافت کند؟
در بعضی از مصادیق سبیل الله
یکی از جاهی دیگری که هاشمی می‌تواند از غیرهاشمی زکات و صدقه دریافت کند در بعضی از مصادیق سبیل الله است مانند موقوفات عمومی که وقف عموم شده و یا مواردی که اول صدقه به دست مستحق رسیده و قبض کرده و بعد از آن از طرف مستحق به هاشمی رسیده است که در این صورت برای فرد هاشمی این نوع از صدقات جایز است، زیرا هر وقت چیزی وقف شد دیگر از حالت صدقه بودن در می‌آید به حالت وقف، تبدیل می‌شود و عموم مردم از منفعت عین وقفی بهره‌مند می‌شوند که بنی‌هاشم هم جزئی از مردم است و همچنین اگر مستحق چیزی را که به‌عنوان صدقه دریافت کرده مستحق آن شی را به هاشمی، د هد درواقع به او هدیه داده است و یا فرد هاشمی زکاتی که به دست امام، رسیده را می‌تواند دریافت کند زیرا در این صورت، دیگر صدقه محسوب نمی‌شود صدقه محسوب نمی‌شود[۲۳۱]

  1. محرومیت یا عدم کفایت از خمس

اگر خمس هاشمی را کفایت نکند (و یا اینکه از مصرف خمس منع شده باشد) می‌تواند از صدقات و زکات بگیرد و لو اینکه از غیرهاشمی ‌باشد همچنان که بسیاری از علما به این امر اشاره کرده‌اند بلکه علامه در مختلف بیان کرده که دادن زکات (صدقه واجب) بر هاشمی درحالی‌که متمکن از خمس هستند جایز نیست ولی اگر خمس آنها را کفایت نکند جایز است که از زکات و صدقات استفاده کنند به قدر نیازشان (نه بیشتر از آن)[۲۳۲]
در اینجا یک بحثی است که آیا هاشمی زمانی که مضطر شد، باید به قدر حاجت اکتفا کند و یا می‌تواند از آن تجاوزند کند و بیشتر استفاده نمایید[۲۳۳] قبل از پاسخ به این پرسشش باید مشخص شود که هاشمی چه زمانی مضطر می‌شود و منظور از قدر حاجت چیست؟
الف) مضطر
: منظور از مضطر: کسی که خمس او را کفایت نمی‌کند یا در اثر گرسنگی و تشنگی نفس و جان او و یا عضوی از بدنش در معرض خطر قرار دارد یا لباسی جهت عریان نبودنش و یا دیگر لوازم ضروری زندگی ندارد[۲۳۴]
ب) قدر حاجت
مراد از قدر حاجت یا همان ملاک مضطر واقع شدن را برخی همانند صاحب کشف الرموز سدالرمق احتیاج شدید به استفاده از این صدقات تعبیر شده[۲۳۵] یا منظور از قدر حاجت کفایه السنه و یا قوت و غذا به اندازه روز و شب[۲۳۶]
بین علمای بزرگوار امامیه این اختلاف وجود دارد که مراد از قدر حاجت چه چیزی می‌تواند باشد، مرحوم شیخ انصاری در کتاب زکات خود گفته است که آیا مراد از قدر حاجت، سد الرمق است؟ آن‌چنان‌که از کشف الرموز حکایت شده یا کفایت از سال است که این قول از دروس شهید ثانی حکایت شده که قسمتی که از زکات که در هنگام عدم کفایت خمس، به هاشمی داده می‌شود تحت تکمله خمس است، نه چیز دیگر،[۲۳۷]
و در جامع المقاصد محقق ثانی هم مثل این قول آمده است یا مراد قوت شبانه‌روز است که مختار شهید ثانی و محقق ثانی همین قول است و از ابن فهد حلی هم این قول حکایت شده است[۲۳۸]
این سه قول موجود است که مناسب‌ترین قول با موثقه‌ای که زکات را به میته تشبیه کرده بود (قول اول سد الرمق) است از طرفی چون زکاتی که در حال اضطرار دریافت می‌شود بدل از خمس است و هاشمی خمس به‌اندازه کفایت می‌گیرد پس باید بدل و مبدل مساوی باشد لذا زکات هم می‌تواند به‌قدر کفایت سال بگیرد این استدلال با قول دوم مناسبت دارد[۲۳۹] (قوت شب و روز)
قول بهتر قول سوم است چون حمل کردن موثقه بر اینکه خود زکات به منزله میته است از سیاق روایت بعید به نظر می‌رسد چون قول امام علیه‌السلام که فرمود: «لو کان عدل، ما احتاج هاشمی»، دلالت دارد بر وجود بالفعل حاجت برای هاشمی به سبب عدم قدرت بر عدل که به‌منزله عدم وجود عدل است

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است