امام بخاری در «باب ما یذکر فی الصّدقه للنّبی صلّی‌الله‌علیه‌وآله از ابو هریره روایت کرده است که گفته است: روزی حسن بن علی علیه‌السلام درحالی‌که دوران کودکی را سپری می‌کرد خرمایی از خرماهای صدقه (زکات) را در دهان گزارد که ناگهان رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله فریاد برآورد که آن را از دهان بیرون انداز. سپس آن حضرت فرمود: (اما شعرت انّا لا نأکل الصّدقه) «آیا نمی‌دانستی که ما صدقه (زکات) نمی‌خوریم؟»[۲۷۹]
روایت چهارم
حافظ (ابن حجر) مالکی مذهب می‌گوید در روایت آمده است «انّا لا تحلّ لنا الصدقه» و در روایت «معصر» عبارت (انّ الصّدقه لا تحلّ لآل محمّد) آمده است. احمد بن حنبل و طحاوی نیز عین حدیث مذکور را از حسن بن علی علیه‌السلام را روایت کرده‌اند که گفته است: «کنت مع النّبی فمرّ علی جرین من تمر الصّدقه فأخذت منه تمره فألقیتها فی فیّ فاخذها بلعابها فقال «انّا آل محمّد لا تحلّ لنا الصّدقه»[۲۸۰]
«همراه رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله بودم که گذر ایشان به مکانی افتاد که در آنجا خرماهای صدقه پهن‌شده بود تا خشک شود. من (حسن) خرمایی از آنجا برداشتم و در دهان گذاشتم. رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله درحالی‌که (آن خرما) به لعاب (آب) دهانم آغشته بود آن را از دهانم بیرون آورد و فرمود صدقه (زکات) برای ما آل محمّد حلال نیست.»[۲۸۱] سند این روایت قوی است. کلیّه‌ی احادیث مذکور حاکی از حرام بودن صدقه (زکات) برای پیامبر و آل ایشان است.[۲۸۲]
۲٫دلایل قائلین جواز مطلق، صدقات
قرضاوی در کتاب فقه الزکاه چند دلیل بر جواز مطلق پرداخت صدقه به بنی‌هاشم ذکر کرده است.
دلیل اول
قطع قرابت و نسب بنی‌هاشم با شخص پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله پس از حیات آن حضرت، است. در کتاب الآثار از محمد شیبانی آمده است: از امام ابوحنیفه در این مورد دو روایت نقل گردیده است او گفته است: ما نیز جایز بودن زکات به آنان (بنی‌هاشم) را می‌پذیریم زیرا حرمت آن برای آنها تنها منحصر به زمان رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله بوده است.[۲۸۳]
دلیل دوم
اختلاف در انتقال سهم رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله و ذوالقربی پس از وفات ایشان به خلیفه‌ی آن حضرت. ابوعبد (در کتاب الاموال) و ابویوسف در «الخراج» و ابن جریر طبری در تفسیر آیه‌ی «واعلموأنّما غنمتم» از سوره انفال نقل کرده‌اند که؛ از ابوحنیفه پیرامون «سهم رسول» و «سهم ذوی‌القربی» سؤال شد. مردم پیرامون این دو سهم پس از وفات رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله اختلاف‌نظر پیدا کردند. برخی از آنان معتقد بودند که سهم «سهم ذوی‌القربی» به خاطر قرابت و خویشاوندی با رسول اکرم به نزدیکان آن حضرت داده می‌شد اما برخی نیز اعتقاد داشتند سهم رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله پس از وفات ایشان به خلیفه‌ی آن حضرت انتقال یافته است. حسن بن محمد بن الحنفیه در ادامه می‌گوید: در نهایت همه‌ی این افراد اتفاق نظر پیدا کردند که این دو سهم مصروف تهیه‌ی اسب و اسباب و آلات و ادوات جنگی برای جهاد در راه خدا گردد. او می‌گوید: در زمان خلافت ابوبکر و عمر نیز این‌گونه بود[۲۸۴].
بنابراین اکثر از علما اهل سنت گفته‌اند: «با رحلت رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله سهم «ذوی‌القربی»‌حذف و ساقط می‌گردد و به خویشاوندان خلیفه‌ی پس از ایشان انتقال می‌یابد و یا صرف تهیه‌ی سلاح و یا سامان دادن امور جهاد می‌گردد».[۲۸۵] درنتیجه به عقیده اهل سنت به‌واسطه این فتوا، آنان جایگزین شدن زکات را برای آل پیامبر-به جای سهم ذوی‌القربی- و چون در حال حاضر از سهم ذوالقربی خبری نیست صدقه و زکات بر بنی‌هاشم مباح تلقی کنند.
دلیل سوم
لغو بودن حکمت تشریع زکات، به‌واسطه حرمت آن بر بنی‌هاشم تا روز قیامت
دهلوی، فتوا به عدم حرمت و جواز صدقه بر بنی‌هاشم داده است وبر فتوا خود این‌گونه دلیل آورده اگر رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله مال زکات را برای خود دریافت می‌کرد و یا حکم به جواز اخذ آن توسط نزدیکان و خویشاوندان درجه یک خود- که منافع آنان به‌منزله‌ی منافع او نیز بود- صادر می‌کرد، هرآینه مورد سوءظن و بدگمانی از طرف سایرین واقع می‌شد و پیرامون آن حضرت و خاندان ایشان شایعه‌پراکنی‌ها و سخنانی ناروا و به دور از حقیقت مطرح می‌گردید. آن حضرت درصدد آن برآمد که به‌کلی زمینه‌‌ی این موارد (سوءظن و شایعه‌پراکنی) را از بین ببرد و به همین خاطر هم به‌صراحت اعلام فرمود که: «منافع اموال زکات به خود مسلمانان برمی‌گردد زیرا مال زکات از اغنیای آنان اخذ و به فقرایشان برمی‌گردد تا به این وسیله آنان نیز مورد لطف و مهربانی قرار گیرند و از گزند ناهنجاری‌ها و آنچه برایش ناخوشایند است رهایی یابند و به خیر و صلاح نائل آیند» این در حالی است که اگر اموال زکات را تا روز قیامت بر آل پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله حرام بدانیم، حکمت و فلسفه‌ مذکور در آن مصداق پیدا نمی‌کند و نمی‌توان قائل به رازی و حکمتی این‌چنین در تشریع حکم آن شد.[۲۸۶]
دلیل چهارم
عامل اضطرار و نفی عسر و حرج
اگر حتی در مواقع ضرورت آل پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله از زکات محروم باشند، تکلیف فقرا و نیازمندان آنان چه خواهد بود؟ آیا واقعاً معنای تکریم و بزرگداشت خاندان رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله آن است که آنان را رها کنیم تا از گرسنگی هلاک شوند؟ آیا حتی در چنین مواقعی که آل پیامبر در مخمصه و موضع ضرورت قرار گرفته‌اند نیز بایستی آنان را از مال زکات که حقی معلوم و مشخص است محروم بدانیم؟ بر همین اساس، جماعتی از اندیشمندان و علمای مذاهب اربعه و غیره فتوا داده‌اند که چنانچه آل پیامبر از خمس محروم شوند، دادن زکات به آنان به دلیل ضرورت و نیازی که آنان پیدا کرده‌اند جایز می‌شود[۲۸۷].
رد نظریه دلایل جمهور اهل سنت توسط قرضاوی
تا اینجا مشخص شد که در رابطه به پرداخت صدقه به بنی‌هاشم در میان اهل سنت دو نظریه وجود دارد یک نظریه جمهور اهل سنت که فتوا به حرمت داده بودند و نظریه، قرضاوی؛ که فتوا به جواز مطلق، داده بود و در ادامه؛ و برای اثبات فتوا خود، در مقابل فتوا علما جمهور اهل سنت، (که با استناد به احادیثی چند، زکات را برای بنی‌هاشم تا روز قیامت حرام دانسته‌اند و در این میان برخی این حکم را در مورد غلامان و آزادشدگان آنان نیز اجرایی و نافذ دانسته‌اند.) دلایلی بر رد و بطلان این استدلال جمهور، بیان کرده که به بیان آن می‌پردازیم
دلیل اول
توجیه روایاتی که مبنی عدم جواز حرمت صدقه بر عاملین بنی‌هاشم
در روایت مطلب بن ربیعه آمده است که؛ دو جوان از بنی‌هاشم به نزد رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله رفتند و از ایشان تقاضا کردند که آنان را متولی امری از امورات زکات کند تا همانند سایر مردم از این طریق به موارد مصرف زکات: (منافع و دستمزدی) نائل آیند اما رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله با این خواسته‌شان موافقت نفرمود و با این اقدام خود درصدد آن برآمد که اهل‌بیت و خویشاوندان خود را الگو و نمونه برای مردم در بذل و قربانی دادن قرار دهد، نه در غنیمت بردن و سود و منفعت حاصل نمودن_آن حضرت در روز فتح مکه نیز به گروهی از خویشاوندان و اقارب خود که از ایشان تقاضا کردند کلید‌داری مکه و شغل سقایه (آب دادن ب حجاج) را به آنان بسپارد تنها شغل سقایه که توأم با زحمت و خسارت بود را به آنان سپرد و آنگاه فرمود «إنما اولیکم ما تُرزَءون لا ما تَرزوون» شما را برکاری می‌گمارم که به زحمت بیافتید (اما باری از دوش مردم بردارید) نه این‌که (دیگران را) به زحمت افکنید و باری بر دوش آن‌‌ها باشید[۲۸۸].
: عبارت «ان الصدقه لاتنبغی لآل محمد» که در صحیح بخاری آمده است نیز دال بر کراهیت تنزیهی تصدی امور مربوط به زکات برای آل پیامبر است و بر همین اساس عباده بن صامت و غیره از قبول تصدی امور مربوط به زکات استنکاف می‌ورزیدند زیرا می‌دانستند که در این کار ممکن است ناخواسته دچار لغزش یا خطایی شوند و یا اقدامی غیرمجاز را مرتکب گردند[۲۸۹].
اموال زکات به جماعتی از مسلمانان نیازمند و یا کسانی که مسلمانان به آن‌ ها نیاز دارند تعلق دارد و لذا در این مورد سختگیری فراوان شده است. بدیهی است عامل (متولی امور زکات) اگر بیش ازآنچه مستحق آن است و به وی تعلق می‌گیرد را از اموال زکات دریافت کند، درواقع حقی از فقرا و نیازمندان را دریافت کرده و بدین ترتیب مال جماعت یا گروهی را به‌ناحق خورده و حق فقرا و نیازمندان را ضایع کرده است. (بر این اساس ولایت یافتن بر امور یافتن بر امور مربوط به زکات بسیار حساس است و هر آن ممکن است متولی این امور در معرض خطر و یا هلاکت قرار گیرد).[۲۹۰]
دلیل دوم
قرضاوی و توجیه روایت امام حس مجتبی علیه‌السلام
اما در مورد حدیث حسن بن علی علیه‌السلام که رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله به وی فرمود: (أما شعرت اِنَّا لا نأکل الصدقه) «مگر نمی‌دانید که ما صدقه (زکات) نمی‌خوریم.» و یا این‌که در صحیح مسلم آمده است که آن حضرت صلّی‌الله‌علیه‌وآله خطاب به او (لاتحل لنا الصدقه) باید گفت: آن‌گونه که پیداست رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله حاکم اسلامی و پیشوای امت اسلامی بوده و هرچند اموال زکات به‌کلی نزد وی جمع‌ آوری می‌شد اما این دلیل برای حلال بودن (استفاده از) آن برای ایشان و اهل‌بیت ایشان نبوده است زیرا اموال زکات متعلق به‌تمامی مسلمانان است بر همین اساس هم بود که وقتی عمر از شیر صدقه (زکات)‌خورد فوراً آن را قی کرد.[۲۹۱]
صاحب کتاب البحر در این مورد می‌گوید: استفاده از اموال زکات برای حاکم اسلامی نیز همانند رسول اکرم صلّی‌الله‌علیه‌وآله جایز نیست و به همین خاطر هم عمر شیر صدقه (زکات) را قی کرد.[۲۹۲]
جواز پرداخت صدقه به بنی‌هاشم تا روز قیامت از نگاه قرضاوی
قرضاوی برای اثبات نظریه خود مبنی بر جواز مطلق صدقات بر بنی‌هاشم تا روز قیامت سه دلیل آورده است و آنها عبارت‌اند از:

  1. عدم تسری معنای آل محمد به ذریه و نسل هاشم تا روز قیامت

قرضاوی در کتاب فقه الزکاه خود گفته است که صرف‌نظر از اسباب و ابهاماتی که در این احادیث وجود دارد، اگر به‌صرف الفاظ این احادیث توجه کنیم، این سؤال برایمان مطرح خواهد شد که کلمه‌ی «آل محمد» به چیزی دلالت می‌کند؟ آیا به‌طور حتم این عبارت حاکی از ذریه و فرزندان هاشم تا روز قیامت از را شامل می‌شود (بنابراین زکات و صدقه الی ابد بر بنی‌هاشم حرام است)، یا فقط منحصر به حیات پیامبر است و بعد از حیات آن حضرت حرمت برداشته می‌شود؟ در موارد فوق هیچ دلیل قاطعی مینی بر مورد مذکور وجود ندارد و لذا آل محمد صلّی‌الله‌علیه‌وآله همانند آل ابراهیم خواهند بود که خداوند متعال فرموده است: در قران فرموده: «همانا الله آدم و نوح و آل ابراهیم و آل‌عمران را برجهانیان برگزید[۲۹۳]».
واضح است آل‌عمران در این آیه؛ مریم و فرزندش عیسی معرفی شده‌اند و مراد از آل ابراهیم نیز دز این آیه اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان ایشان هستند و لذا آل در این آیه شامل فرزندان و ذریه‌ی ابراهیم علیه‌السلام تا روز قیامت نیست. خداوند متعال در مورد ابراهیم علیه‌السلام و اسحاق علیه‌السلام می‌فرمایید: «و از نسل آن دو برخی نیکوکار و (برخی دیگر) آشکارا بر خویشتن ستمکارند.»[۲۹۴]
مگر نه این‌که خرابکاران (و تبهکاران) یهود که جهان را به تباهی کشانده‌اند از ذریه‌‌ی ابراهیم علیه‌السلام می‌باشند! نظیر این آیه، پروردگار عالم درجایی دیگر از قرآن کریم می‌فرمایید: «پس آل فرعون او را از آب برگرفتند.[۲۹۵]»
یا می‌فرماید: «و آل فرعون را غرق کردیم.»[۲۹۶] و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «و عذاب سخت آل فرعون (فرعونیان) را فراگرفت.»[۲۹۷] به‌راستی آیا آل فرعون تنها شامل خود اوست یا اهل‌بیت (خانواده) و نزدیک‌ترین افراد به او را نیز شامل می‌شود؟
بدین ترتیب شایسته است که آل پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله نیز را منحصر به خانواده و اهل‌بیت آن حضرت صلّی‌الله‌علیه‌وآله شامل همسران، فرزندان، نوادگان و نزدیک‌ترین مردم به ایشان بدانیم. البته این حکم تنها در زمان حیات و زندگی حضرت رسول صلّی‌الله‌علیه‌وآله اعتبار دارد و همان‌گونه که از ابوحنیفه نیز نقل‌شده، پس از وفات آن حضرت (این حکم به اهل‌بیت و خویشاوندان پیامبر اختصاص‌یافته) ساقط می‌گردد. محمد حسن شیبانی، شاگرد مشهور ابوحنیفه نیز بر همین قول رفته است[۲۹۸].

    برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.