دانلود پایان نامه

1-8 خلاصه فصل اول:
این فصل از دغدغه اصلی و چرایی طرح موضوع تحقیق آغاز گردید. درابتدا به انگاره های محقق و علائق وی در زمینه بررسی راههای محو فقر، نظریه پردازی و مطالعه در زمینه برنامه ریزی پرداخته شد. سپس دغدغه های سازمان ملل و نحوه بودجه بندی آن که به نوعی اولویتهای سازمان ملل را نیز نشان میدهد و سخنان دبیرکل و دغدغه های وی که مرتبط با موضوع تحقیق نیز بودند، مطرح شدند و در ادامه امکان حرکت در راستای ایجاد مکتب مهر البرز و ارتقاء برند آن از طریق چنین تحقیقاتی که میتواند منجر به تولید نظریه گردد، مورد اشاره قرار گرفت. سپس برای بیان ضرورت پژوهش به اهمیت آن برای سازمان ملل پرداخته شد و از سوی دیگر خلاء نظری درین زمینه با مرور ادبیات برنامه ریزی و با وجود نظریه های اقتصادی و توسعه ای و با وجود مطالعه سازمانهای جهانی توسط محققان و با بررسی بانکهای اطلاعات علمی و اسناد سازمان ملل مورد تصریح بیشتر قرار گرفت. اکنون باتوجه به اینکه برنامه ریزی چون جعبه سیاهی است که انواع مکاتب، روشها وتعاریف برای روشن نمودن درون این جعبه مطرح شده اند و بیرونش نیز تحت تاثیر اخلاقیات، فرهنگ، قدرت و… قرار دارد، تلاش میشود تا حدامکان به درون جعبه سیاه برنامه ریزی برای جهان در سازمان ملل و اطراف این جعبه، نور تابانیده و چگونگی آن درک شود. بررسی خطوط نانوشته و نواحی سفید در متون، شاید اطلاعات بیشتری دراختیار ما قرار دهد. فصل آتی درین مسیر میتواند راهگشا باشد.

فصل دوم
ادبیات نظری
و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه :
مرور ادبیات در روش تحقیق نظریه مبنایی نظام مند، گاهی بعنوان مانع خلاقیت مورد مخالفت قرار میگیرد(مگر در انتهای تحقیق برای ارزیابی نظریه حاصل شده) و درواقع نظریه مبنایی درجایی بکار میرود که نظریه ای برای تبیین فرآیند مورد بررسی وجود نداشته باشد. بنابراین مرور ادبیات درین فصل، با رویکردی که محقق به پدیده مورد مطالعه دارد بر برنامه ریزی و تصریح خلاء نظری در زمینه برنامه ریزی برای جهان متمرکز شده است. درین فصل از تئوری نقاط مرجع استراتژیک استفاده شده است تا بررسی متون تسهیل گردد. درابتدای فصل انواع برنامه ریزیها، مرور شده اند و سپس بلحاظ اهمیت برنامه ریزیِ استراتژیک و کاربرد وسیع آن، مکاتب مختلف و نظریه های تکمیلی درین زمینه که برای پوشش دادن به شرکتهای غیر انتفاعی و شرکتهای جهانی ابداع شده اند، معرفی گردیده اند. سپس به بررسی خط مشی گذاری عمومی بعنوان نوعی از برنامه ریزی مرتبط با برنامه ریزی برای جهان اشاره میشود و درانتها نیز با بررسی انتقادات دربرابر روشهای مختلف برنامه ریزی، تلاش شده است تا خلاء نظری بیشتر تصریح گردد.
2-2 برنامه ریزی و انواع برنامه ریزیها :
باوجود نتایج تجربی متعارض درباره مفیدبودن برنامه ریزی، فراتحلیل برینکمن، گریکنکو کاپسا(2010)، نشان میدهد که برنامه ریزی مفید است گرچه این مفید بودن، به عوامل زمینه ایبستگی دارد(تیتز، ریگو؛ 2013). هابرماس( بنیانگذار  نظریه کنش ارتباطی)، برنامه ریزی را عملی سیاسی و نتیجه گفتمان بین همه گروههای ذینفع بمنظور دستیابی به توافق درحوزه هدفگذاری و اجرا میداند. وی معتقد به تقسیم آگاهی و دانایی بین همه گروههای ذینفع است و اعتقادی به محصور شدن آن در قفس آهنین برنامه ریزان ندارد. بنابراین اعتقادی به برنامه ریزی به مفهوم دولتی، متمرکز یا تکنوکرات ندارد و آنرا درحیطه نفوذ تخصصی گروهی خاص، نمیبیند(اصنافی، سیدمحمدرضا؛ 1388). علیرغم چنین دیدگاههایی برنامه ریزی بطورگسترده توسط شرکتها، دولتها و سازمانهای بین مللی بکارمیرود و بنابراین برای درک و قضاوت درین باره نیاز به بررسی دقیقتر تعاریف پیرامون برنامه ریزی، انواع برنامه ریزیها و خاستگاههای مختلف آنها وجود دارد.
ابتدا باید توجه کرد که در تعریف برنامه ریزی در متون مدیریتی، گاهی دو واژه برنامه نویسیو برنامه ریزیرا بجای یکدیگر بکارمیبرند درحالیکه برنامه نویسی، به نوعی برنامه ریزی جزئی تر دلالت دارد. سیریل هودسن، تعریف نسبتاً جامعی از برنامه ریزی ارائه میکند. وی، برنامه ریزی را ارائه طریق برای عملیات آینده همراه با نتایج معین با هزینه مشخص و دوره زمانی معلوم میداند(دفتر تحقیقات کاربردی معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا، 1385). اساسی ترین وظیفه در بین وظایف مدیریت، برنامه ریزی است که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط میسازد. بعبارت دیگر برنامه‌ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می‌خواهیم به آن برویم پلی میسازد و موجب میشود تا آنچه را که در غیر آن حالت شکل نمیگیرد، پدید آید(احمدی خراسانی، مهدی یار؛ 1387 و وردی نژاد، فریدون؛مرآتی، عاطفه؛ 1389). چون همه سازمانها بدنبال آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند و درین راه با پوپایی محیط، تلاطم‌ آن و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی مواجهند، برضرورت انکارناپذیر برنامه ریزی ‌افزوده میشود. پیتردراکرمعتقد است که اثربخشی(انجام کارهای درست) و کارآیی(درست انجام دادن کارها) متفاوتند و هر دو درمراحل انتخاب و چگونگی تحقق اهداف توأماً مطرح میباشند. به بیان دیگر، برنامه ریزی، روش نظام مند و عقلایی بررسی آینده است تا معین شود چه کاری را میتوان برای نیل به آینده ای مطلوب انجام داد و چگونه میتوان از آینده نامطلوب اجتناب کرد. براساس این تعریف، هنگامیکه افراد درانتظار آینده اند و درگیر برنامه ریزی میشوند چگونگی آینده مطلوب را تعیین میکنند و با استفاده از روش نظام مند تلاش میکنند تا موفقیت آینده موردنظرشان را تضمین کنند. بنابراین همانطورکه برخی اشاره کرده اند، برنامه ریزی نوعی تجربه مشترک انسانی است. ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر(1375) اشاره میکنند که بطورکلی، برنامه ریزی به آن دسته از اقداماتی اطلاق میشود که مشتمل بر پیش بینی اهداف و اقدامات لازم برای رویارویی با تغییرات و مواجه شدن با عوامل نامطمئن، از طریق تنظیم عملیات آینده است و هدف اساسی برنامه ریزی، تقلیل میزان قبول خطر نسبت به اتفاقات احتمالی و اتخاذ تدابیری هماهنگ برای دستیابی به موفقیتهای سازمانی است. طوسی(1372) نیز درتبیین برنامه ریزی اشاره میکند که برنامه ها، مجموعه اهداف، خط مشیها، روشهای انجام کار، دستورها، کارهای ویژه، گامهایی که باید برداشته شود، منابعی که باید بکار بسته شود و دیگر عناصر لازم برای اجرای یک کنش شناخته شده و معلومند که اغلب با بودجه و اعتبار پشتیبانی میشوند. استونر(1998)، برنامه ریزی را انتخاب اهداف درست و سپس انتخاب مسیر و وسیله یا روش مناسب برای تأمین این هدفها میداند. برخی صاحبنظران، برنامه ریزی را فرآیندی میدانند که سازمان در قالب آن، همه فعالیتها و تلاشهای خود، وضعیت مورد انتظار، راه رسیدن بدان و چگونگی طی مسیر را دریکدیگر ترکیب و ادغام میکند. ابراهیمی نژاد(1368) نیز برنامه ریزی را ترسیم شمایی از گذشته برای تصمیم گیری در زمان حال بمنظور انجام آنچه که در آینده باید صورت گیرد و یا تصمیم گیری در زمان حال برای آنچه که در آینده انجام خواهد شد و کسی که باید آن را انجام دهد، میداند. ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر(1375) اشاره میکنند که در تعاریف ارائه شده از برنامه ریزی بوسیله پژوهشگران مختلف، سه ویژگی عمده به چشم می خورد که بدانها اشاره میشود: برنامه ریزی ماهیتاً با پیش بینی همراه است و اصولاً پیش از اینکه عملی انجام شود، باید نوع کار و چگونگی انجام آن را معلوم کرد، برنامه ریزی یک نظام تصمیم گیری است که فرآیند اتخاذ تصمیم نسبت به آنچه باید در آینده انجام شود و نیز تنظیم طرحهای اجرایی برای دستیابی به هدفها را دربرمیگیرد، برنامه ریزی بر نتایج مطلوبی تأکید دارد که در آینده بدست می آید. بعبارت دیگر، برنامه ریزی وسیله ای برای حصول اطمینان نسبت به تأمین اهداف عمده سازمانی در زمان موردنظر میباشد. طبیبی و ملکی(1384)، اشاره میکنند که برنامه ریزی، برای تحقق اهداف ششگانه(شامل: تغییر محیط، تعیین مسیر، کاهش تاثیر تغییرات، افزایش اثربخشی و کارآیی، کاهش ضایعات و زوائد و تدوین استانداردهایی برای تسهیل کنترل) انجام میشود(وردی نژاد، فریدون؛مرآتی، عاطفه؛ 1389).
دیدگاههای مختلفی درباره فرآیند برنامه ریزی متداولند که به برخی از آنها اشاره میشود: برنامه ریزی از داخل به خارج(تمرکز بر کارهایی که سازمان در حال حاضر انجام میدهد و تلاش برای انجام آنها به بهترین نحو. برنامه‌ریزی بدین شیوه تغییرات عمده‌ای در سازمان ایجاد نمیکند، ولی‌ میتواند برای استفاده بهینه از منابع مفید و موثر باشد)، برنامه ریزی از خارج به داخل(ابتدا محیط خارجی بررسی و تحلیل میشود و برای استفاده از فرصتها و به حداقل رساندن مسائل ناشی از آن برنامه‌ریزی میشود. هنگامی مفید است که سازمان بخواهد کاری منحصربفرد انجام دهد و هدف این برنامه‌ریزی یافتن فرصتهای محیطی و استفاده بهینه از آنهاست)، برنامه‌ریزی از بالا به پایین(ابتدا مدیر مالی هدفهای کلان را تعیین میکند و این امکان را برای مدیران سطوح دیگر فراهم می‌آورد تا در چارچوب هدفهای کلان، برنامه خود را تدوین کنند)، برنامه‌ریزی از پایین به بالا(با تدوین برنامه‌هایی شروع میشود که در سطوح عملیاتی شکل می گیرند، بدون آنکه به محدودیتهای کلی سازمان توجه شود آنگاه این برنامه‌ها از طریق سلسله مراتب به بالاترین سطح مدیریت ارائه می‌گردد)(دفتر تحقیقات کاربردی معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا، 1385)، برنامه ریزی بر مبنای هدف (برای ترکیب اهداف فردی و سازمانی اعمال میشود تا با مشارکت توأم رئیس و مرئوس در تبدیل اهداف کلی به اهداف فردی، تأثیر مثبتی بر عملکرد کارکنان داشته باشد)، برنامه ریزی بر مبنای استثناء(عبارتست از تعیین هدف، تخصیص منابع و تعیین شاخصهای عملیاتی و واگذاری امور به ابتکارعمل مسئولان واحدها. مدیریت عالی سازمان، تنها هنگامیکه انحرافات عملکرد واحدی از برنامه پیش بینی شده، از حد معینی تجاوز کند در امور آن واحد دخالت خواهد کرد. ابزارهای اساسی و متداول در این روش عبارتند از: بودجه هزینه‌های استاندارد و حسابداری مدیریت یا حسابداری مراکز مسئولیت(مراکز هزینه، درآمد، سرمایه‌گذاری))، برنامه ریزی اضطراری(عبارتست از پیش بینی و معین ساختن عکس‌العملها و پاسخ مناسب به حوادث یا شرایط جدیدی که در اوضاع و احوال سازمان ممکن است اتفاق بیفتد)، برنامه ریزی اقتضایی(شناسایی گزینه‌های گوناگون قابل اجرا و درصورتیکه اعتبار برنامه اصلی بدلیل تغییرات محیطی، بیش ازحد کاهش یابد، یکی از آن گزینه‌ها قابل اجرا خواهند بود. برنامه‌ریزی مبتنی بر اندیشیدن پیش از عمل است، ولی هر چه محیط برنامه‌ریزی نامطمئن‌تر باشد، احتمال نامناسب بودن مفروضات آغازین با پیش‌بینیها و حتی مقاصد اولیه، افزایش می‌یابد. درچنین محیطهایی بطورمستمر مسائل و رخدادهای غیرمنتظره رخ میدهند و درنتیجه، تغییر در برنامه‌ریزی را ضروری می‌سازند، بنابراین بهتر است که همواره درموقع برنامه‌ریزیها، پیش‌بینی شود که اگر کارها آنگونه که انتظار می رود، پیش نرفت، چه تغییراتی در برنامه‌ها ایجاد شود یا کدام برنامه‌های جایگزین آماده شوند تا مدیر با مشکل مواجه نشود. بعبارت دیگر هنگامیکه بحرانی درنقاط پیش بینی شده بروز کند که حاکی از بی اعتباری برنامه باشد، با استفاده از برنامه ریزی اقتضایی امکان اقدام سریع فراهم میشود)(دفتر تحقیقات کاربردی معاونت طرح و برنامه و بودجه ناجا، 1385).
برنامه ریزیها را میتوان به طرق مختلف، تقسیم بندی نمود. از یک نظر، برنامه های سازمان معمولاً به دو قسمت تقسیم میشوند: برنامه های جاری(شامل: سیاستها(که درواقع فکر و عمل را درجهت آینده سازمان کانالیزه میکند، معمولاً مکتوب نیست و متأثر از رفتار مدیران است)، رویه ها(که بیانگر طریقه انجام کار در سازمانها هستند. درواقع رویه ها خود راهنمای عملیاتند)، قوانین و مقررات(ساده ترین نوع برنامه ها)) و برنامه های یکباری(شامل: برنامه های اجرایی یا طرحها(حاصل تقسیم شدن برنامه های اصلی به برنامه های ریزتر است چون برنامه کلی برای به اجرا درآمدن باید به برنامه های کوچکتر تقسیم شود)، بودجه ها(برنامه های عددی که ممکن است براساس اعتبار و پول، براساس ساعت کار مورد نیاز، براساس نیروی انسانی مورد نیاز یا براساس تعداد ساعات کار ماشین باشد)(احمدی خراسانی، مهدی یار؛ 1387). چون برنامه ها برای مقاصد متنوعی تنظیم میشوند و به فراخور هروضعیت به گونه‌ای متناسب با آن شکل میگیرند لذا برنامه ریزیها را میتوان در سه دسته ذیل نیز قرار داد: برنامه‌ریزی تخصصی(با توجه به ماهیت تخصصی برخی از وظایف مدیریت، گاهی برای انجام آنها برنامه‌ریزی میشود. بنابراین بر اساس وظایف مدیریت، برنامه ریزیهای تخصصی شامل برنامه ریزی و کنترل تولید، برنامه ریزی نیروی انسانی، برنامه ریزی مالی و تنظیم بودجه و از این قبیل برنامه ها میباشد)، برنامه ریزی عملیاتی یا اجرایی(برنامه های اجرایی برای اجرای تصمیمات راهبردی طرح میشوند و شامل تصمیمات کوتاه مدت برای بهترین استفاده از منابع موجود باتوجه به تحولات محیط میباشند)، برنامه ریزی راهبردی یا استراتژیک(برنامه ریزی راهبردی دربردارنده تصمیم گیریهایی است که راجع به اهداف راهبردی بلندمدت سازمان میباشند. درین نوع از برنامه ریزی، مأموریتها و اهداف سازمان مشخص و اهداف بلندمدت به اهداف کمی و کوتاه مدت تجزیه میشوند که به این فرآیند، هدفگذاری میگویند. همچنین تدوین و تنظیم خط مشیها و برنامه های عملیاتی انجام میشود)(وردی نژاد، فریدون؛مرآتی، عاطفه؛ 1389). الوانی(1386)، برنامه ریزی عملیاتی را پیش بینی عملیات برای تحقق اهداف معین و جزئی باتوجه به امکانات و محدودیتهای ترسیم شده در برنامه ریزی جامع عنوان میکند. وی، اصولاً برنامه ریزی عملیاتی را از جهات کلی بسیار شبیه برنامه ریزی استراتژیک میداند زیرا در برنامه ریزی عملیاتی، اهداف عملیاتی به جای اهداف کلی قرار میگیرند و نحوه نیل بدانها درقالب یکسری عملیات پیش بینی میشود. برنامه ریزی عملیاتی دارای تکنیکهایی است که مهمترینشان عبارتند از: برنامه ریزی با کمک نمودار گانت، روشهای برنامه ریزی شبکه ای، روش ارزیابی و بازنگری برنامه، روش برآورد زمان و روش مسیر بحرانی(وردی نژاد، فریدون؛ مرآتی، عاطفه؛ 1389). طبیبی(1375) به ویژگیهای برنامه ریزی عملیاتی اشاره کرده است که برخی از آنها عبارتند از: شکل گیری و تدوین در سطوح میانی و پایه، تاکید بر کارآیی(رسیدن به اهداف تعیین شده با حداکثر بازدهی و درستی انجام کارها)، تاکید بر منافع فعلی سازمان(کوتاه مدت و توجه به منابع و امکانات موجود)، فرض ثبات نسبی برای ساختار سازمانی و شرایط محیطی، بکارگیری روشهای کاری اغلب تجربه شده(اتکاء به دستاوردهای گذشته)، دارای ریسک کمتر.
سیر تکاملی برنامه ریزی بعنوان بخشی از دانش مدیریت شرکتها را میتوان به سه دوره تقسیم نمود: دوره محصولگرایی، دوره بازارگرایی و دوره فراصنعتی. در دوره محصولگرایی، تمرکز بر محصول بود، هرچه تولید میشد به فروش میرسید، تاثیر عوامل بیرونی محدود بود، عمده توجهات به درون سازمان معطوف بود و رقابت بر سرِ محصول نهایی بود. لذا برنامه ها براساس محدودیتهای درون سازمانی تدوین میشدند و گرایش در برنامه ریزی به گذشته بود و بودجه بندی، برنامه ریزی فردی و برنامه های سالیانه، متداول بودند. در دوره بازار گرایی، با اشباع بازار از محصولات مشابه، تمرکز بر بازار مصرف قرار گرفت و محصولات متنوع و بازارها رقابتی شدند و باوجود ایستا بودن محیط، تاثیر عوامل بیرونی ، شدت گرفت. درین دوران، دید درون سازمانی به برون سازمانی تحول یافت و البته تغییرات میحطی از توابعی با متغیرهای قابل پیش بینی، پیروی میکردند. درین دوران گرایش برنامه ریزیها به سوی حال و یا آینده ایستا بود و آینده بصورت روندی قابل پیش بینی بر اساس گذشته، ترسیم میشد و لذا برنامه ریزیهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت؛ برنامه ریزی بلندمدت غلتان، برنامه ریزی واحدهای کسب و کار استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک درسطح شرکتها، مطرح شدند. در دوره صنعتی، محیط پویا و پرتغییر شد و پیچیدگی بعنوان مساله غالب مطرح گردید. چالشهای جدید و غیرمنتظره شکل گرفت و مسائل و موانع بیرونی، موانع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و… شدت یافت و بازارها بشدت رقابتی گردید و تمرکزبر دانش و اطلاعات معطوف شد و شدت تغییرات بحدی شد که اعتبار توابع پیش بینی کننده از بین رفت. درین دوران گرایشهای تعاملی در برنامه ریزی رشد یافتند و برنامه ریزی بعنوان مبنایی برای یادگیری سازمان مطرح گردید و برنامه ریزیهای مشارکتی و تعاملی، مدیریت استراتژیک، بصیرت و تفکر استراتژیک، دیدگاه تلفیقی برنامه ریزی، مدیریت تغییر، مدیریت دانش و سازمان یادگیرنده/سازمان استراتژیست متداول شدند(احمدی، فتح اله و تاج الدین، 1389). در شکل2-1با کمک تئوری نقاط مرجع استراتژیک ویژگیهای برنامه ریزی در هریک از این دوره ها برجسته گردیده اند. نکته مهم این است که روشهای فوق بیشتر متناسب با شرکتها میباشد و نیاز به طرح مدلی جدید برای برنامه ریزی برای جهان احساس میشود.
نامحدود
محدود
تاثیر عوامل محیطی
دوره فراصنعتی (از 1950) :
گرایشات تعاملی (گرایش به گذشته،حال و آینده)
برنامه ریزی بعنوان مبنایی برای یادگیری سازمان
برنامه ریزی مشارکتی و تعاملی، مدیریت استراتژیک، بصیرت و تفکر استراتژیک، دیدگاه تلفیقی برنامه ریزی و بصیرت استراتژیک، مدیریت تغییر، مدیریت دانش، سازمان یادگیرنده/استراتژیست.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سازمان کنفرانس اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید