دانلود پایان نامه

بوردیو، جامعه شناس فرانسوی است که مفهوم سازی او از سرمایه¬فیزیکی تأثیر قابل ملاحظه¬ای در رشد جامعه¬شناسی بدن داشته است (فدرستون 1987 به نقل از ذکایی1387، 176). بوردیو سرمایه¬بدنی را به مثابه یکی از انواع فرعی سرمایه¬فرهنگی، نوعی منبع فرهنگی می¬داند که در بدن سرمایه¬گذاری شده-است(بوردیو 1986 به نقل از ذکایی1387، 176). تولید سرمایه-جسمانی به شکل دهی اجتماعی بدن¬ها توسط افراد از طریق ورزش، فراغت و دیگر فعالیت¬ها اشاره دارد که خود ریشه در عادات-واره¬های افراد دارد. این شکل¬دهی به گونه¬ای است که منطبق با جایگاه طبقاتی افراد است و ارزش منزلتی ویژه¬ای بدان¬ها می-بخشد. بوردیو در کتاب تمایز (1984) نظریه¬ای را طرح ریزی می¬کند که بر پایه¬ی ارتباط بین منزلت، سلیقه و بدن استوار است و براین اساس، نحوه¬ی تجلی روابط منزلتی و قدرت را در سبک¬ها و سلیقه¬های مختلف نشان می¬دهد، روابطی که در سطح کلان بیان¬گر نظام اجتماعی نیز هستند. در بسیاری از ساخت¬های غربی برای کسب موفقیت باید جلوه و ظاهر موفق نیز داشت، یعنی آن که آگاهی متفاوتی از سلیقه و سبک را به وجود آورد. بدن جوان، زیبا و محکم به نشانه¬ای از شادی و منزلت بیان شده است( یوهانسون 2000، 116).
بوردیو در کتاب “تمایز” با صورت¬ بندی جدیدی گروه¬های درون طبقه و سبک زندگی را به عنوان میانجی طبقه و منزلت معرفی می¬کند و به توضیح و تشریح تفاوت¬های سبک زندگی گروه¬های متفاوت طبقاتی می¬پردازد (جنکینز 1385،210). بوردیو با اعتماد به این¬ که خاستگاه همه¬ی کنش¬ها، نظام علایق و ترجیحاتی است که منش یک طبقه را شکل می¬بخشد رابطه¬ی هر کس با بدنش را یکی از جنبه¬های بنیادین نظام منش طبقاتی برشمرده است (بوردیو 1381، 238-241). براین اساس در یک طرف رابطه¬ی ابزاری با بدن است که طبقات کارگر در همه کنش¬هایی بروز می¬دهند که حول محور بدن می¬گردند. در طرف دیگر گرایش طبقات ممتاز قرار دارد که با بدن به مثابه یک غایت فی نفسه رفتار می¬کنند (بوردیو1390،291).
بوردیو، هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می¬داند. وی در تحلیل خود از بدن به کالایی شدن بدن در جوامع مدرن اشاره می¬کند که به صورت سرمایه ¬فیزیکی ظاهر می¬گردد. بوردیو تولید این سرمایه¬فیزیکی را در گرو رشد و گسترش بدن می¬داند. به گونه¬ای که بدن حامل ارزش در زمینه¬های اجتماعی گردد. از نظر بوردیو، بدن به عنوان شکل جامعی از سرمایه-فیزیکی، در بردارنده منزلت اجتماعی و اشکال نمادین تمایز است(شیلینگ 1993، 127). تبدیل سرمایه¬فیزیکی در واقع به معنای ترجمه و تفسیر حضور بدنی بر حسب اشکال گوناگون (سرمایه¬اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی) در میدان کار، اوقات فراغت و غیره می¬باشد. بوردیو با در نظر گرفتن بدن به عنوان یک سرمایه¬¬فیزیکی هویت¬های افراد را با ارزش¬های اجتماعی منطبق با اندازه ، شکل و ظاهر بندی مرتبط سازد(شیلینگ 1993، 14).
علاقه¬ای که طبقه¬های مختلف به نمایاندن خود دارند، و توجهی که مبذول می¬کنند آگاهی از فوایدی است که این کار برای آنان دارد. بنابراین زمان و تلاش و فداکاری و دقتی که عملاً روی آن می¬گذارند، متناسب با بخت¬های سود مادی و نمادینی است که می-توانند به میزان معقولی از آن انتظار داشته باشند (بوردیو 1390، 280). بوردیو هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می¬داند.
اعتماد به نفس حاصل از شناخت معینی که فرد از ارزش خویش، خصوصاً ارزش بدن یا گفتار خویش به دست می¬آورد، در واقع پیوند تنگاتنگی با مقام و موقعیت او در فضای اجتماعی (همچنین، قطعاً با خط سیر او) دارد (بوردیو 1390، 281). بخت و اقبال تجربه کردن بدن خویش به مثابه جلوه¬گاه موهبت زیبایی، و معجره¬ای مستدام، هنگامی به مراتب بیشتر می¬شود که ویژگی¬های بالقوه جسمانی با میزان تصدیق و به رسمیت شناختن آن¬ها متناسب باشد، و برعکس، احتمال تجربه کردن بدن با ناراحتی و پریشانی ، شرم و کمرویی هنگامی افزایش می¬یابد که بدن آرمانی و بدن واقعی، بدن رویایی و “ضمیر آینه¬واری ” که در واکنش¬های دیگران منعکس می¬شود، اختلاف داشته باشند.(بوردیو 1390، 281-284).
صرف اینکه این واقعیت که همه پسند¬ترین ویژگی¬های جسمانی (باریک میانی، زیبایی و غیره) به صورت تصادفی بین طبقه¬ها توزیع نمی¬شود، کافی است تا این امکان را منتفی بدانیم که رابطه¬ی عاملان با بازنمود اجتماعی بدن¬شان ناشی از نوعی بیگانگی عام است که “بدن برای دیگران” را می¬سازد. ” بدن بیگانه شده”ای که سارتر توصیف می¬کند، بدنی عام و کلی است، همچنین “بیگانگی”ای که با درک شدن و نامیده شدن بدن بر آن آوار می¬شود، و بنابراین با چشم دوختن و سخن گفتن دیگران صورت عینی پیدا می¬کند، بیگانگی عام وکلی است(سارتر به نقل از بوردیو 1390، 284). “بدن برای دیگران ” که پدیدارشناس¬ها از آن سخن می¬گویند از دو جهت محصولی اجتماعی است: نخست آنکه، صفات و ویژگی¬های خود را از شرایط تولید اجتماعی¬اش اخذ می¬کند و دوم، نگاه خیره اجتماعی قدرت عام و انتزاعی و عینیت بخشی مانند نگاه خیره سارتری نیست، بلکه قدرتی اجتماعی است که کفایت و کارآیی آن همیشه تا حدی نتیجه¬ی این واقعیت است که دریافت¬کننده¬ی این نگاه، مقوله¬های ادراک و ارزیابی آن را، که اورا نیز ادراک و ارزیابی می¬کنند، به رسمیت می¬شناسد(بوردیو 1390، 284).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم اصل برائت
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید