روانشناسی شهروندی و انواع آن

 

 

 

 

شهروند فعال
شهروند قانونی
شهروند تحولی
شهروند حداقلی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل (۱-۲) شکل های جور واجور سطوح شهروندی (بنکس، ۲۰۰۸)

    

 

 

 

 

شهروندی قانونی:

پایین­ترین و کم­مایه ترین سطح شهروندی حساب می­شه. و از حقوق و وظایف معینی بهره مند هستن

شهروندی حداقلی:

اونایی هستن که شهروندان قانونی به حساب میان، در انتخابات محلی و ملی شرکت می کنن و به کاندیداها و افراد مهم و اصلی رای میدن.

شهروندی فعال:

فقط در رای­کیری شرکت نکرده بلکه هم جهت با بالفعل کردن و اجرای قوانین و مقررات موجود فعالیت می­ کنن. شهروندان فعال در تظاهرات اعتراضی شرکت می­ کنن و یا سخنرانی­های علنی در مورد مسائل جاری و تغییر و تحولات و اصلاحات برگزار می­ کنن.

شهروند تحولی:

این نوع شهروندی شامل فعالیتای مدنیه که واسه بالفعل کردن ارزشا، اصول اخلاقی، و ایده­های اون طرف قوانین و مقررات موجود، طراحی و تنظیم می­شه.

 

۲-۸- آموزش و تربیت شهروندی

وجود پیچیده و بحث برانگیز شهروندی موجب ارائه برداشتا و تعابیر مختلفی از اون شده. در ادبیات شهروندی از اصطلاحات مختلفی مثل تربیت به خاطر شهروندی[۱]، آموزش درباره شهروندی[۲]، تربیت واسه شهروندی دمکراتیک[۳] و تربیت مدنی[۴] واسه اشاره به معنی شهروندی استفاده شده.

کی­یر (۱۹۹۹) عقیده داره که مسائلی مثل زیادی گرایی، چندفرهنگی، میراث و تنوع فرهنگی و نژادی، انسجام اجتماعی، حقوق فردی و جمعی، مسئولیتای حرفه ای و شغلی، هویت ملی و آزادی طلبی، کار آموزش شهروندی رو با چالشای اساسی روبرو ساخته و این عوامل دلیل گشته که تعریف واحدی از معنی شهروندی ارائه نگردد. ایشون در تعریف این معنی به دو برداشت حداقلی و حداکثری از تربیت شهروندی اشاره داره. معنی حداقلی تربیت شهروندی فقط بر آموزش حقوق و مسئولیتای فراگیران، ساختار سیاسی، تاریخ ملی و قانون اساسی متمرکزه. برابر این برداشت ، تربیت شهروندی به جای پرورش حس مشارکت در بین دانش آموزان، بر علم شهروندی تاکید داره. این برداشت شهروندی باعث عکس العمل فراگیران در کلاسای درس می شه، چون معلمان فقط از روشای سنتی تدریس استفاده می کنن. کی یر از این نوع آموزش با عنوان آموزش درباره شهروندی نام می بره. ایشون عقیده داره که معنی حداقلی تربیت شهروندی بعضی وقتا به عنوان تربیت مدنی هم یاد می شه که محتوایی و معلم مدار بوده و به خاطر امتحان و آزمایش درس ها بر آزمون و امتحان متکیه. در مقابل، برداشت حداکثری تربیت شهروندی بر آموزش به خاطر شهروندی تاکید می کنه. این معنی شامل علم، مهارت و ارزشا بوده و دانش آموزان رو واسه مشارکت فعال و مسئولانه در مدرسه و خارج از اون آماده می کنه. بر خلاف تربیت شهروندی محدود، این برداشت، یادگیری رو اون طرف برنامه درسی و کلاس درس گسترش داده و تموم فعالیتای درون و خارج از مدرسه رو در بر میگیره. هم اینکه، این برداشت شدیدا وابسته به تدریس تعاملیه به این صورت که لازمه بحث و گفتگو بوده وفرصتای زیادی رو واسه مشارکت فعالانه فراگیران آماده می سازه. کی­یر به ارائه پیوستاری در این مورد می پردازه که تو یه طرف اون برداشت حداقلی و در طرف دیگه برداشت حداکثری از تربیت شهروندی قابل بحثه. هر کدوم از دو طرف طیف ویژگیای متفاوتی رو به نمایش می ذارن که در برداشت ما از تربیت شهروندی اثر میذاره. این برداشت از معنی شهروندی رو میشه به صورت پیوستار زیر نشون داد.

دانش آموز

 

 

 

 

      شکل (۲-۲) پیوستار برداشتای دوگانه از معنی تربیت شهروندی(کی­یر، ۱۹۹۹)

 

 

 

 

 

 

اینک به چند تعریف دیگه از کارشناسان جور واجور اشاره داریم:

کیملیک (۱۹۹۹) عقیده داره که تربیت شهروندی فقط یادگیری اطلاعات پایه و اساسی درباره موسسات و راه و رسم زندگی سیاسی نیس، بلکه شامل کسب یه سری از نگرشا، فضایل و چیزهای مورد علاقه و دلبستگی هاییه که عمل شهروندی دمکراتیک مستقیما بر اونا مبتنیه (به نقل از هریس[۵]، ۲۰۰۵).

پرایر (۲۰۰۱) عقیده داره که تربیت شهروندی از تجلیات کلامی، نموداری، و یا تصویری اصول، مفروضات و چارچوبای می باشدکه کارشناسان واسه تربیت شهروندی لازم می دونن. تربیت شهروندی به اونایی از فعالیتای آموزشی می گن که در اشکال رسمی و غیر رسمی، افراد یه جامعه رو واسه عضویت در جامعه سیاسی آماده می کنه (قائدی، ۱۳۸۵).

دورکیم جامعه شناس فرانسوی، آموزش شهروندی رو از راه اکتساب علم، مهارت ها و ارزشای منتقل شده از نسلای بزرگسالان به نسلای نرسیده و ناپخته واسه زندگی اجتماعی تلقی می کنه. ایشون عقیده داره که مجموعه خصلتای آموزشی واسه تربیت شهروندان در جوامع جور واجور، اول اینکهً: در دوره های جور واجور از نظر اهداف، فلسفه، روش و محتوا فرق داره. دوم اینکهً: این جوری تربیت با در نظر گرفتن ساختار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر جامعه صورت میگیره و برنامه ریزی اون باید به دست نوابغ و کارشناسان در میدون سیاست، فرهنگ و اقتصاد انجام بشه. اون مهارت و صلاحیتای لازم واسه اعمال شهروندی رو از راه ارائه مطالب و موضوعاتی در کلیه دروس مدارس و مقاطع تحصیلی و دانشگاهی پیشنهاد می کنه. و واسه آموزشای مدنی واخلاقی و پرورش روحیه مشارکت جویی که شهروند رو واسه زندگی در جامعه آماده می کنه به عنوان موضوعات بین رشته ای در همه درسای مدارس و کانونای آموزشی اولویت خاصی قائله و تاکید داره که آموزش شهروندی رو در درسای قابل لمس و عینی مدرسه باید به شکلی گذاشت که فرد شهروند بعد از آموزشا بتونه، چیزای مهم و نیازای زندگی در جهان فردا همسازی داشته باشه (آقازاده، ۱۳۸۵). در تعریفی دیگه شهروندی اینجور بیان گردیده: تربیت شهروندی رو میشه به عنوان علم، وسیله و فعالیت­هایی در نظر گرفت که به خاطر تشویق دانش آموزان واسه مشارکت فعالانه در زندگی دمکراتیک و پذیرش و اعمال حقوق و مسئولیتای خود طراحی شن (کولادو و آخورا[۶]، ۲۰۰۶).

برنامه ریزی

چیزی که از تعاریف بیان شده میشه برداشت کرد اینه که تربیت شهروندان در هر کشوری ناراحت از مجموعه عوامل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادیه که هر کدوم از اونا در شکل دادن آموزشای شهروندی نقش حیاتی اجرا می کنن. جوری که سدلر میگه نمیشه تربیت شهروندان یه جامعه رو به طور ذهنی و دور از بخش نفوذ فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفت و مجموعه منسجمی از عقاید و آرای تربیتی قالب در اون جامعه رو مورد آزمایش و بررسی گذاشت. تربیت شهروندان تو یه جامعه ممکنه در جهت تربیت آدمایی باشه که پاسدار و حافظ شرایط موجود باشن و تسلیم به سرنوشت مقدر نشن یا ممکنه تربیت انسانی باشه که حاکم بر سرنوشت خود شه و در تکاپوی زندگی مرفه و ایجاد شرایط مطلوب قدم برداره (آقازاده، ۱۳۸۵).

اقتصاد

[۱]- education for citizenship

[۲]- education about citizenship

[۳]- education for democratic citizenship

[۴]- civic citizenship

[۵]- Harris

[۶]- Colado & Axura