دانلود پایان نامه

الف) جهت¬گیری بنیادگرا
این نوع جهت¬گیری بر ظواهر اسلام تأکید می¬کند، نه بر روح آن و نص¬گرا و نقل¬گرا است. این نوع جهت¬گرایی به تکثرگرایی دینی قائل نیست، با فرهنگ غرب و تجدد مخالف است و هر تفسیری از اسلام را که به گفتگوی بین فرهنگی قائل است، بر نمی¬تابد، بنابراین به غیر خودش بدبین است. در این نوع جهت¬گیری که نمونه¬اش را در وهابیت و سَلَفیگری می¬بینیم: الف) اگر برای عقل استدلالگر حجیت و ارزشی قائل باشد فقط در جهت کشف و استخراج حقایق از دل کتاب و سنت است و عقل را، گذشته از نقش ابزاری که برای آن قائل است، عملاً منبعی در کنار دو منبع کتاب و سنت نمی¬داند؛ و از این حیث، شدیداً نص¬گرا و نقل¬گراست. ب) بر ظواهر اسلام تأکید دارد، نه بر روح آن؛ ج) شریعت¬اندیش است و دیانت را بیش از هر چیز در رعایت احکام شریعت و فقه می¬داند و این احکام را تغییر ناپذیر و خدشه ناپذیر می¬انگارد؛ و بنابراین د) برای تأسیس مجدد جامعه¬ای( یا جوامعی) که در آن ( یا در آن¬ها ) شریعت و فقه به نحو اکمل اشاعه و ترویج یابد می¬کوشد؛ و از آنجا که تأسیس چنین جوامعی با وجود حکومت¬های غیر دینی و فارغ از ارزش، که جانب هیچ یک از تصورات مختلفی را که در باب زندگی خوب وجود ندارد نمی¬گیرند، مشکل و بلکه محال است، ه) نسبت به همه این قبیل حکومت¬ها سر ناسازگاری و قصد براندازی دارد و سعی می¬کند تا نظام¬های حکومتی شریعت-مدار و فقه¬گرا ایجاد کند؛ و) به تکثرگروی دینی قائل نیست؛ و با تکثرگرایی سیاسی نیز روی خوش ندارد. دین را برآورنده همه نیازهای بشر، اعم از نیازهای دنیوی مادی و معنوی و نیازهای اخروی می¬داند و از این رو معتقد است که با ایجاد حکومت دینی می¬توان بهشت زمینی پدید آورد(ملکیان ، 1378 : 12-11).
ب) جهت¬گیری تجدد گرایانه
جهت¬گیری تجددگرایانه بر روح پیام اسلام تأکید دارد، نه بر ظواهر آن. تدین را بیش از هر چیز در اخلاق زیستن می بیند، آن هم اخلاق این جهانی و انسان-گرایانه. به تکثرگرایی دینی قائل است و از تکثرگرایی سیاسی نیز استقبال می¬کند. در این نوع جهت¬گیری، الف) عقل استدلالگر را نه فقط ابزار کشف و استخراج حقایق کتاب و سنت می¬داند، بلکه منبعی در کنار دو منبع کتاب و سنت می¬انگارد؛ از این مهم¬تر، درصدد است که برای اثبات حجیت و واقع¬نمایی کتاب و سنت نیز از عقل استمداد کند؛ از این گذشته، حتی می¬خواهد که با یافتن اغراض و غایات احکام و تعالیم دینی و مذهبی التزام به آنها را نیز از صرف تعبد خارج کند و امری عقلانی جلوه دهد؛ و به محض اینکه اندک تعارضی میان ظواهر آیات و روایات با یافته های عقلی احساس کند آیات و روایات را از ظاهرشان عدول می¬دهد و به تأویلشان دست می¬یازد؛ و از این جهت، عقل¬گرا و تا آنجا که مقدور است، آزاد اندیش و تعبد¬گریز است. بر روح پیام اسلام تأکید دارد و نه بر ظواهر آن ب) تدین را بیش از پیش از هرچیز در اخلاقی زیستن می¬بیند، آن هم اخلاق این-جهانی، اخلاقی است که در آن خوبی و بدی و درستی و نادرستی دائر مدارِ لذت بخشی و الم انگیزی است. ج) احکام شریعت و فقه را تغییر ناپذیر نمی¬داند، بلکه بیشتر آنها را تخته بند زمان، مکان و اوضاع و احوال اجتماعی و فرهنگی جامعه عرب چهارده قرن پیش می¬انگارد و جمود بر آنها را موجب دور شدن از روح پیام جهانی و جاودانی اسلام می¬داند و بنابراین، به هیچ روی، دغدغه تأسیس جامعه¬ای را ندارد که در آن احکام شریعت و فقه، موبه¬مو به همان صورتی که در هزار و چهارصد سال پیش اجرا شود بلکه بیشتر سعی در عقلانی سازی احکام شریعت و فقه و نزدیک ساختن این احکام به حقوق بشر و نوعی اخلاق جهانی مورد فهم و قبول انسان امروز دارد، و به همین جهت سعی در ایجاد حکومت¬های شریعت¬مدار و فقه¬گرا ندارد و معتقد است که وجود جامعه ای دینی در سایه حکومتی غیر دینی نیز ممکن است و از این رو فراق و فَراغ سیاست از دیانت، و دیانت از سیاست یقیناً ممکن و احیاناً مطلوب است و به تکثر¬گروی دینی قائل است، از تکثر¬گروی سیاسی نیز استقبال می¬کند. دین را برآورنده نیازهای دنیوی معنوی و نیازهای اخروی می¬داند. از تمدن غرب متجدد و در بسیاری مواضع از فرهنگ آن نیز دفاع می¬کند و این تمدن و فرهنگ را دربرآوردن نیازهای دنیوی مادی، که دین متکفل آن¬ها نیست، موفق می¬بیند. و دشمن جهان اسلام را بیشتر خانگی می¬داند تا خارجی(همان: 13).
ج) جهت¬گیری سنت¬گرایانه
جهت¬گیری سنت¬گرا در حد فاصل بین دو نوع قبلی قرار دارد. در این نوع جهت¬گیری، تدین بیشتر نوعی سیر و سلوک باطنی است که در آن رعایت دقیق احکام شریعت و فقه شرط لازم ولی غیرکافی است. دغدغه تأسیس حکومت شریعت مدار و فقه¬گرا ندارد، بلکه بیشتر در پی آن است که در سطح عموم نوعی اخلاق مبتنی بر آموزه« هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز مپسند» و مدارا و مروت و آسان¬گیری بر دیگران و سخت¬گیری بر خود رواج یابد.
در این نوع جهت¬گیری، عقل استدلالگر را فقط ابزار کشف و استخراج حقایق کتاب می¬داند، ولی آنرا منبعی در کنار این نمی¬انگارد، و این شأن اخیر را تنها برای عقل شهودی قائل است که پشتوانه حجیت و اعتبار دین است. اگر دست به تأویل کتاب و سنت بیازد بیشتر به حکم عقل شهودی است، نه عقل استدلال¬گرا و از این حیث، عقل¬گرا و آزاداندیش و تعبدگریز نیست. مانند اسلام تجددگرایانه بر روح پیام اسلام تأکید دارد، نه بر ظواهر آن؛ تجربت¬اندیش سنت و تدین را بیشتر نوعی سیر و سلوک باطنی و معنوی می¬داند که رعایت دقیق احکام شریعت و فقه شرط لازم، ولی غیرکافی، توفیق آن است؛ شریعت و فقه را، به هیچ وجه، هدف و غایت تلقی نمی¬کند اما وسیله و آلتی می¬انگارد که از توسل و تمسک به آن گریز و گزیری نیست؛ و از این رو، هم کسانی را که شریعت را به جای آنکه وسیله بدانند هدف می¬دانند، می-نکوهد و هم کسانی را که حس وسیله بودن اجتناب ناپذیر آن را هم منکرند.
در سطح نخبگان و گزیدگان، یعنی کسانی که استعداد سیر و سلوک باطنی و معنوی دارند، قوه و شأنیت معنویت¬گرایی و استعلاجویی به فعالیت و تحقق نزدیک¬تر شود؛ و بنابراین مانند اسلام تجددگرایانه، از جدایی دین از سیاست ناخشنود نیست و حکومت¬های غیر دینی را چندان مانع و مزاحم استکمال فرد و جامعه نمی¬بیند. و مانند اسلام تجددگرایانه به تکثر¬گرایی دینی معتقد است. و از تکثرگروی سیاسی نیز استقبال می¬کند و دین را فقط برآورنده نیازهای معنوی می¬بیند و اصلاً معتقد نیست که دین وعده تحقق بهشت زمینی داده باشد، بلکه برخلاف این معنا تأکید دارد ولی مانند اسلام بنیادگرایانه با فرهنگ و حتی تمدن غرب متجدد؛ بجد، سرناسازگاری دارد و این فرهنگ و تمدن را فرآورده عصر ظلمت و نتیجه دوری آدمی از اصل و فطرت معنوی خود و دارای ماهیتی ضددینی و غیر معنوی می¬داند اما مانند اسلام تجددگرایانه، از جهت نکبت و ادبار جوامع اسلامی، خود مسلمین را بیشتر در خور ملامت و انتقاد می¬داند، تا غریبان و بیگانگان را(همان: 113-14).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پیشینه تجربی مطالعه همسر دوم در سینمای ایران
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید