دانلود پایان نامه

صورت های پیشگیری وضعی از جرم در اسلام
بر اساس توصیفی که از پیشگیری وضعی به عمل امد بسیاری از تدابیر و راهکارهای این نوع پیشگیری از صدر اسلام و در آیات قرآن و رهنمودهای پیامبر گرامی اسلام مورد توجه قرار گرفته است . تاسیس ها و نهادهایی مانند امر به معروف و نهی از منکر ،نهاد حسبه و نقش محتسب در کاهش جرائم ، جرائم مانع در راستای پیشگیری از جرائم شدیدتر،حجاب و بسیاری از موارد مشابه آن مجموعه ای از صورت های پیشگیرانه وضعی در ساست جنایی اسلام را تشکیل میدهند که ذیلا به آنها می پردازیم

گفتار اول : اقدامات
برخی از صورتهای پیشگیری وضعی از جرم در اسلام ، به صورت اقدامات و توصیه ها جلوه گر می شود . به عنوان مثال در جهت پیشگیری از وقوع جرم افراد را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق می کند و آنرا به عنوان واجباتی در ردیف فروع دین قرار می دهد یا به منظور کنترل غرایض جنسی و مبارزه با فساد جنسی راهکارهای ظریف و هوشمندانه ای را بیان می کند که طی سه گفتار به نحو مختصر این راهکارها مورد اشاره قرار می گیرند :

بند اول- امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر از مهم ترین تاسیساتی است که در اسلام بسیار به آن اشاره شده تا جایی که به عنوان فروع دین و از واجبات به شمار می رود. «مفهوم مرتبط با پیشگیری، نهی از منکر است. به دشواری می توان نهی از منکر را به موارد رفع منکر یعنی از میان برداشتن منکر موجود محدود کرد جلوگیری از تحقق منکر یعنی دفع منکر نیز مصداق نهی از منکر است. به ویژه اگر نهی از منکر را نه یک واجب نقلی که عقلی بدانیم و تاکیدهای شارع بر آن را ارشاد به حکم و دریافت عقل قلمداد نماییم، نمی توان گفت عقل میان دفع منکر و رفع منکر، تفاوت جوهری قائل می باشد.براین پایه،«پیشگیری از تحقق منکر نیز مصداق نهی از منکراست. در هر حال، بی تردید مصادیقی از پیشگیری مصداق روشن نهی از منکر است، که اسلام بر آن سخت تاکید می کند.»
امر به معروف و نهی از منکر از جلوه های سیاست جنایی مشارکتی اسلام است که مردم مستقیماً و از طریق نظارت عمومی و همگانی بر عملکردها نظارت می نمایند. «سیاست جنایی مشارکتی مبنی بر مشارکت هر چه وسیع تر و فعال ارکان مختلف جامعه ی مدنی، به خصوص مردم و نهادهای مردمی از قبیل سازمانهای مردم نهاد، در مراحل مختلف سیاست جنایی از جمله مرحله پیشگیری از جرم است.» رویکرد مشارکتی در پیشگیری از جرم یعنی «جمع کردن، شبکه بندی متخصصان و نهادها، تشریک، هم فکری، درگیر کردن جامعه در تصمیم گیری، مدیریت پیشگیری از جرم مدت زیادی به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست گذاری کشورها در زمینه پیشگیری از جرم مطرح بوده است.»
حال با توجه به مفهوم و مبانی امر به معروف ونهی از منکر، که در ادامه به آن می پردازیم می بینیم که از 1400 سال پیش چنین رویکردی متوجه اسلام بوده است و با توجه به
قابلیت هایی که این تاسیس هم در نقش پیشگیری و هم بینش اصلاح گرایانه دارد، به نوعی مدلی را ارائه نموده که از طریق آن می توان با واکنش هماهنگ و با استفاده از چند نهاد و در عین حال ترکیب راهبردهای وضعیت محور و اجتماعی به امر پیشگیری دست زد.
در معنای امر به معروف و نهی از منکر بین مفسرین اختلاف است بعضی شرع را معیار قرار می دهند، بعضی عقل و بعضی علاوه بر این عرف اجتماعی را در تبیین مفهوم آنها موثر می دانند.
بنابراین، تبیین جایگاه امر به معروف نهی از منکر در سیاست جنایی بر حسب این که چه معنایی از معروف یا منکر ارائه شود، متفاوت می باشد، زیرا «اگر مقصود از معروف تنها واجبات و مقصود از منکر تنها محرمات باشد کارکرد این آموزه در سیاست جنایی اسلام تنها به این بخش رفتاری محدود می شود، در حالی که در منطق رفتاری سیاست جنایی اسلام، به غیر از این دو، مستحبات، مکروهات و حتی مباحات را نیز در بر می گیرد.»
نوع مرجع یا مراجع عهده دار انجام امر به معروف و نهی از منکر در تفسیر مفهومی این آموزه موثر است در میان اقوال و آرای موجود می توان دو برداشت را ارائه کرد:
1-«امر به معروف و نهی از منکر کلیه تدابیر مردمی، حکومتی (قوه مجریه) و قضایی را شامل می شود در این برداشت که موسع ترین برداشت از امر به معروف و نهی از منکر است، عمل به هر یک از قوانین و تکالیف شرعی و از جمله قوانین جزایی مصداقی از عمل به این آموزه به حساب می آید. از این نظر می توان امر به معروف و نهی از منکر را عنوانی برای عمل به همه احکام و قوانین، توصیه ها و نصیحت های اخلاقی دانست.
2-از سویی اجرای قوانین جزایی توسط قاضی (قوه قضائیه) از معنای این آموزه جدا شده و از سوی دیگر از عمل قوه مجریه به مفاد این آموزه با اصطلاح خاص حسبه یاد شده است، بطور طبیعی آنچه زیر عنوان امر به معروف و نهی از منکر باقی می ماند.ناظر به تکالیف شهروندان جامعه اسلامی است که به روش های مختلف قلبی (چهره ای)، لسانی (گفتاری) ویدی (عملی) حکومت را در ترویج معروف ها و بازداشتن و ممانعت از منکرات کمک می کنند.»
برخی از مبانی امر به معروف و نهی از منکر را می توان مسئولیت اجتماعی انسان و ولایت مومنان بر یکدیگر دانست.از دیدگاه اسلام، سرنوشت انسانها با یکدیگر گره خورده است، جوامعی وجود داشته که گرچه در آن جوامع، انسانها کارهای نیک انجام می داده اند، ولی چون نسبت به کارهای بد دیگران بی اعتنا بوده اند، عذاب الهی آنها را نیز در خود فرو برده است و به اصطلاح تر و خشک را با هم سوزانده است .پیامبر اکرم انسانهای یک جامعه را به مسافران یک کشتی تشبیه می کند که سلامت آنها در گرو سلامت کشتی است و هیچ کس نمی تواند نسبت به سلامت و ایمنی کشتی بی تفاوت بماند.
همچنین اساسی ترین مبنای این آموزه، نوع ولایت خاصی است که شریعت مقدس اسلام بین افراد و اجتماع اسلامی به رسمیت شناخته است ؛ به گونه ای که نوعی حق و تکلیف متقابل را نسبت به همه افراد اجتماع به رسمیت می شناسد. تائید کننده این امر سخن استاد مطهری است که در توضیح آیه 71 سوره توبه در خصوص امر به معروف و نهی از منکر می گوید که این دو عمل، ناشی از علاقه ایمانی است و به همین دلیل این دو جمله (یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) بی فاصله به دنبال ولای ایمانی مسلمانان آورده شده است.
امر به معروف و نهی از منکر به صورت حکم شرعی از کارایی موثری برخوردار است؛ زیرا مردم احساس تکلیف شرعی می کنند و با حضور و شرکت فعال به رویارویی با آسیب های اجتماعی و قانون شکنی ها بر می خیزند و در پاسداری از هنجارهای دینی جامعه اسلامی به وظیفه شرعی خود عمل می کنند و مانع گسترش کج روی های اجتماعی می گردند؛به بیان دیگر، مردم موظفند از فضیلت و نیکی ها پاسداری کنند و از اشاعه مفاسد اجتماعی جلوگیری نمایند.
این تکلیف در قرآن کریم از جمله ویژگی های امت اسلام شمرده شده است .در آیه 110 سوره آل عمران می خوانیم: «شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند (زیرا) امر به معروف و نهی از منکر می کنید».
از آنجا که در این تاسیس حضور مردم در امر پیشگیری به وضوح ملموس می شود و با توجه به مفهوم اختلاف برانگیز این آموزه، نوع و سطح همکاری مردم و نهادهای مدنی در پیشگیری از جرم اشکال مختلفی پیدا می کند که از برنامه ریزی تا اجرا و ارزیابی هر طرحی را پوشش می دهد. بنابراین «لزوم جلب همکاری مردم و آگاه سازی آنها به اهمیت مسئله یکی از مقدمات ضروری و شایدمبنایی ترین مقدمه برای طراحی و اجرای یک برنامه موفق برای پیشگیری از جرم در هر شکل و نوع آن است. همچنین تعریف جامعه مورد نظر در طرح های پیشگیری از جرم و تعیین سطح همکاری و وظایف آنها و از همه مهم تر تبیین نحوه روابط مردم با نهادهای رسمی مسئول که آزادانه یا اجباری باشد و یا تنها به تامین امکانات برای آنان بسنده شود از جمله مسائلی است که لازم است در این مرحله به آنها پرداخته شود.»
مهم ترین کارکرد اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر، شامل پیشگیری از جرم، تامین حقوق همگان، اصلاح جامعه، بازداشتن بدکاران، ممانعت از تجاوز به محرومان، حفظ نظام اجتماعی سالم، برقراری عدالت و نگهداشت نظام ارزشی و اخلاقی جامعه است.
همچنین از آنجایی که گفته شد این تاسیس ، به گونه ای سازمانی مردم نهاد است .پس می توان، ساز و کارهای ذیل را از آن در جهت اعمال نظارت و مراقبت عمومی بر پیشگیری از جرم، انتظار داشت:
1-«ایجاد قبح اجتماعی در مورد ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی و برانگیختن حساسیت و تغییر نگرش جامعه نسبت به آنها از طریق انجام فعالیت هایی مانند برگزاری همایش، راهپیمایی، تجمع، کارگروهی، تبلیغات عمومی.
2-افزایش آگاهی های عمومی نسبت به انحرافات و آسیب های اجتماعی، وضعیت و موقعیت آسیب دیدگان اجتماعی از طریق برگزاری کارگاه ها و اردوهای آموزشی، انتشار و توزیع کتاب، نشریه، مقاله، ویژه نامه، فیلم و سایر وسایل آموزشی و اطلاع رسانی درباره ی ناهنجاری های اجتماعی، برگزاری نمایشگاه، انجام تبلیغات و اطلاع رسانی و آموزش افراد آسیب دیده و در معرض خطر
3-بررسی و شناسایی عوامل و علل وقوع ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی و ارائه ی راهکارهای لازم برای مقابله و پیشگیری آن ها از طریق انجام مطالعه، تحقیق و پژوهش و ارتباط مستمر باآسیب دیدگان اجتماعی و مانند اینها.
4-جلب همکاری و مشارکت مردم و تعامل و همکار با سازمان ها و نهادهای دولتی مسئول برای مقابله انحرافات و آسیب های اجتماعی و ارائه نظرات مشورتی در این زمینه.
5-شناسایی آسیب دیدگان اجتماعی و افراد در معرض خطر آسیب دیدگی و حمایت از آنها در جهت جلوگیری از آسیب دیدگی ثانوی، کاهش آسیب، درمان و حل و فصل مسائل و مشکلات آنها.»
بنابراین، آموزه امر به معروف و نهی از منکر به امر و نهی زبانی و بویژه با حالت تحکم و دستوری گفتن اطلاق نمی شود و بر عکس مفهوم ظاهری و آن، قابلیت های بسیاری بویژه در حوزه عمل، دارد که تاثیر بسزایی در پیشگیری و حتی هنگام وقوع جرم و پس از آن می تواند داشته باشد اگر به درستی شناخته و اجرا شود.

بنددوم-کنترل و مبارزه با فساد جنسی
غریزه جنسی همانند دیگر غرایز، باید در راه اعتدال هدایت شود نه آن را سرکوب کرد و وجودش را نفی نمود و نه آزادی کامل جنسی را تجویز نمود که نتیجه ای جز بی بند و باری جنسی در بر نخواهد داشت .اسلام به منظور مبارزه با افراط و تفریط در این زمینه از یک سو راهکارهای اساسی و ریشه ای را جهت حل و استفاده صحیح از این غریزه ارائه کرده و از سوی دیگر با سفارشات و توصیه هایی فرصت افتادن در ورطه گناهان جنسی را از افراد سلب کرده است .گاهی خواستار رفتارهای پرهیزگرایانه ای جهت جلوگیری از بزه دیدگی افراد بویژه زنان است که نمونه ای از آن را می توان در آیه 59 سوره احزاب ملاحظه کرد : «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مومنان بگو پوشش هایشان را برخود فروتر گیرند این نزدیک تر است به آن که شناخته شوند و بدان سبب مورد آزار قرار نگیرند.»
مفسران در شرح آیه یادآور می شوند که در مدینه، زنان برای اقامه نماز به مسجد پیامبر (ص)می رفتند و با ایشان نماز می گزاردند اما چون شب می شد و برای نماز مغرب و عشا از خانه بیرون می آمدند، بعضی از جوانان بر سر راه می نشستند و با سخنان ناروای خود، آنان را می آزردند پس این آیه نازل شد و به ایشان دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا شناخته نشده و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند.
می توان گفت که این آیه نقش بی حفاظ بودن در زمینه سازی آسیب دیدگی و همچنین راهکار پیشنهادی یک تدبیر پیشگیرانه موقعیتی را نشان می دهد.
در فراز میانی آیه 53 سوره احزاب نیز راهکار دیگری را می توان استخراج کرد.
این ایه آداب آمد و شد به خانه پیامبر اسلام را به مومنان می آموزد. به ایشان فرمان می دهد که هرگاه خواستند وسایلی از خانه ایشان عاریه بگیرند،از پشت پرده یا پشت در با همسران آن حضرت سخن بگویند.این آیه می فرماید:”و چون از زنان {پیامبر} چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید این برای دل های شما و دل های آنان پاکیزه تر است…” همچنین در آیات 32 و 33 سوره احزاب آمده: «ای همسران پیامبر… به ناز سخن می گویید تا آن که در دلش بیماری است، طمع ورزد، و گفتاری شایسته گویید و در خانه هاتان قرار گیرید، و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت های خود را آشکار نکنید…»
این دو فراز ،به کیفیت سخن گفتن و محتوای سخن مخاطبان خود توجه دارد .این چنین سخن گفتن با ناز و عشوه، برانگیزاننده و اغواگرانه است و غرایز جنسی مردان، بویژه بیمار دلان، را بر می انگیزاند و آنان را به فکر گناه می افکند. همچنین برخی از مفسران گفته اند که «آیه 33 به خاطر همین وسوسه انگیزی است که مخاطبان خود را از آشکار کردن زینت هایشان نهی کرده است.» گرچه می توان اضافه کرد که آشکار کردن زینت، فرد را به عنوان آماج جرم سرقت نیز قرار می دهد که خطرات جسمی دیگری را می تواند برای وی به همراه داشته باشد مثل ضرب و جرح هنگام دفاع ازمال خود.
خداوند متعال در آیه 31 سوره نور زنان را به حفظ نگاه، حفظ زینت، حفظ پوشش، حفظ حیا در راه رفتن دعوت کرده و آنان از سخن گفتن هوس انگیز و خودنمایی منع نموده است.
آیه 30 سوره نور نیز مردان را از نگاه ناپاک منع نموده؛ چرا که چشم چرانی و نگاه به نامحرم یکی از گناهان و نیز زمینه ساز گناه بزرگ زناست و با حرام شمردن نگاه به نامحرم به نوعی با ایجاد جرایم بازدارنده، از جرم بزرگتری چون زنا، پیشگیری وضعی صورت گرفته است .امام صادق(ع) در روایتی می فرماید: «نگاه (به نامحرم و همراه با شهوت) تیری از تیرهای شیطان و مسموم است چه بسیار نگاه کوتاهی که حسرتی طولانی را در پی دارد.»
«در خصوص جلوگیری از بلوغ زودرس که مشکلات ناشی از آن بر کسی پوشیده نیست، در اسلام توصیه شده که بستر بچه ها از 6 سالگی از هم جدا باشد ،گرچه هر دو دختر یا پسر باشند.» بنابراین باید افراد را در موقعیت هایی که به سوی گناه تحریکشان می کند، قرار ندهیم.
عدم انتساب فرزند متولد زنا به پدر و مادر طبیعی وی را نیز می توان نوعی کیفر ارزیابی کرد. چه بسا که محرومیت فرزند ناشی از زنا از بسیاری ازحقوق و مزایای اجتماعی، دارای اثر پیشگیری از وقوع این جرم باشد. در شرایط طبیعی،توجه زن ومرد به پیدایش فرزندی که از بسیاری از حقوق محروم خواهد بود ،از ارتکاب زنا پیشگیری می نماید. از دیر باز تاکنون بسیاری از قوانین چنین محدودیت هایی را برای فرزندان نامشروع قائل شده اند. ممنوعیت قرار گرفتن دو مرد یا دو زن برهنه بدون ضرورت زیر پوشش واحد ،طبق مواد 123 و 134 ق.م.ا نیز نگاهی پیشگیرانه داشته تا فرصت جرایم چون لواط و مساحقه را از افراد بگیرد و به عبارتی با جرم انگاری این اعمال نوعی جرایم بازدارنده جهت پیشیگیری از جرایم مهم تر، که ارزش های اخلاقی مهم تری را زیر سوال می برد، ایجاد شده است.
در نهایت باید گفت که با بررسی تمامی اوامر و نواهی شارع مقدس اسلام چنین نتیجه گیری می شود که اسلام نگاه موشکافانه و دقیقی به مسائل داشته و با نهی از مسائلی که به نظر کوچک و کم اهمیت جلوه می کند، از مسائل بزرگ تر پیشگیری می کند ؛زیرا ابعاد پیچیده انسان را به خوبی می شناسد و می داند که تکرار عمل قبیح هر چند کوچک، قبح آن را نزد انسان از بین می برد و آن راعادی می سازدو عادی شدن گناهان کوچک، مسیر را جهت وقوع جرایم و گناهان بزرگ تر هموارمی سازد .بنابراین ازهمان ابتداباتوصیه هاودستوراتی، سدی مقابل چنین مسیرهای وسوسه انگیز ایجادمی کند ؛بدین ترتیب به افراد از افتادن در ورطه تباهی هشدار می دهد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   برنامه توسعه مشارکت های مردمی

بند سوم- حجاب
در ادبیات اسلام مساله پوشش و بویژه پوشش خاصی که متوجه زن شده داشتن پوشش ، عفت و حفظ حریم قانونی بین زن و مرد و یا در مقابل ، برهنگی و بی بندو باری در روابط بین زن و مرد ، موضوعی است که در مبحث پیشگیری از بزهکاری ، از اهمیت بسزایی برخوردار است . امام علی (ع ) در نامه 31 نهج البلاغه به صراحت می فرمایند : “بدرستی که شدت حجاب برای حفظ زنان توصیه شده است . ” فقدان حجاب زن ، شخصیت او را زائل کرده و نگرش شی انگارانه به او را تقویت می کند . خداوند در آیه 58 سوره احزاب می فرماید : “ ای پیامبر به همسران و دختران خود و زنان مومنین بگو روسری های خود را بر سر افکنند ، این امر برای شناخته شدن آنان مناسب تر است تا مورد آزار و اذیت قرار نگیرند. ” همچنین در آیه 32 همان سوره می فرماید : “به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید تا افراد بیمار دل در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید. ”
نکته بسیار مهم و اساسی پیشگیرانه در آیات فوق این است که زنان باید خود را بپوشانند تا شناخته شوند و مورد بزه دیدگی و اذیت قرار نگیرند . بزهکاران معمولا آماج های خاصی را انتخاب می کنند و ارتکاب جرم علیه زنان محجبه و عفیف ، کمتر اتفاق می افتد .

گفتار دوم : کنش گران
صرف ارائه راهکار جهت پیشگیری از وقوع جرم نمی تواند اجرا و تاثیر آنرا تضمین نماید . اسلام از این امر نیز غافل نمانده بلکه نهادی بنام حسبه را جهت اجرا و نظارت بر تدابیر ارائه شده پیش بینی کرده که به شرح ذیل به بررسی این نهاد می پردازد:

بند اول : نهاد حسبه و محتسب
اصطلاح حسبه که ، « در قرآن نیامده و از احتساب گرفته شده است، به معنای شمارش و برشمردن است .واژه احتساب یعنی پاداش خواهی و حسبه که اسم آن است به معنای پاداش و مزد به کار رفته است و احتساب یعنی بازداشتن از انجام کار زشت و ناپسند. حسبه در حقوق اسلامی یعنی دستور دادن به کار خوب (معروف، پسندیده و بهنجار و شناخته) و بازداشتن از کار زشت (منکر، ناپسند و نابهنجار و ناشناخته است.»
هرچند آغاز تشکیل نظام اسلامی ، زندگی فردی و اجتماعی همانند امروز متنوع و گسترده نبوده اما در این نظام، علاوه بر وجود و اهمیت خاص نهاد قضا، اشکالی از پاسخ اداری یا اجرایی به پاره ای از تخلفات و تخطیات از هنجارها وجود داشته است.که یکی از این نهادها، نهاد حسبه یا احتساب بوده است.
«حسبه یا احتساب شکل مستقیم دولت در کنترل رفتارها و پاسخ دهی به نقض هنجارهاست که عمل دولت به تکلیف همگانی امر به معروف ونهی ازمنکر تلقی می شودوبیشتر ناظر بر بازرسی، کنترل وتصحیح زندگی روزمره اجتماعی بوده است»
چنان که ابن خلدون نوشته است: «حسبه وظیفه دینی است از باب امر به معروف و نهی از منکر که بر متولی امور مسلمین فرض است. او شخص شایسته ای را برای انجام این وظیفه می گمارد و انجام این تکلیف وظیفه خاص اومی شود.»
در حکومت های متعدد صدر اسلام چنین نهادی وجود داشته و گرچه برخی آن را معادل دادسرا و محتسب را معادل دادستان قلمداد نموده اند لیکن وظایف محتسب و نهاد حسبه متفاوت از دادسرا در سیستم دادرسی امروزی است و بیشتر به پیشگیری تا صرفاً واکنش به جرایم تحقق یافته، توجه داشته است.
موارد زیر را می توان به عنوان برخی از وظایف این نهاد که در قالب صلاحیت های دینی- اخلاقی و اجتماعی- اقتصادی است ذکر کرد.
– جلوگیری از بدعت در دین و جعل حدیث، که در واقع از بین بردن زمینه انحرافات فکری و عقیدتی در جامعه بود.
– تشویق دختران و زنان شوهر نکرده و مجرد به زناشویی با همسران شایسته و نظارت بر رعایت عده بیوگان.
– جلوگیری از تکدی افراد توانا و کیفر در صورت اصرار بر تکدی گری
– محتسب مراقب است تا آموزگاران از دانش آموزان بیگاری نگیرند و شعرهای خلاف عفت و ادب به آنان نیاموزند.
– بازرسی نرخ ها و جلوگیر از احتکار و نظارت بر سنگ ها و پیمانه ها
– نظارت بر کار پزشکان، جراحان و داروفروشان
– برخی کارهای فرهنگی چون ساختن مسجد و مدرسه و به طور کلی ترویج فرهنگ اسلامی به عهده حسبه بود.
برای محتسب نیز شرایطی ذکرکرده اند؛ نخستین شرط محتسب مسلمان بودن اوست. زیرا نامسلمان در بینش اسلامی، بر مسلمان فرمانروایی و ولایت ندارد. دیگر ویژگی های بنیادینی که سرپرست سازمان حسبه و محتسبان بایستی دارا باشند، عبارتست از تکلیف، توان، عدالت، صاحب رای بودن، استواری و کوشایی در دین و برخورداری از دانش و آگاهی به کارهای ناشایست آشکار .
مهم ترین کارکرد حسبه کنترل و نظارت است.«وظیفه حسبه همگانی کردن و گسترش معروف و جلوگیری از ارتکاب منکر در جامعه است به بیان دقیق تر محتسب از سوی حاکم اسلامی ماموریت دارد تا حوزه عمومی جامعه را مطابق ضوابط اسلامی تنظیم کند ؛یعنی از ترک واجبات و انجام محرمات شرعی در فضای عمومی جلوگیری و در صورتی که مصلحت اجتماعی در انجام پاره ای مستحبات و حتی مباحات و ترک پاره ای مکروهات و برخی مباحث باشد آنها را نیزالزامی نماید.»
با توجه به کارکرد و وظایف حسبه می توان گفت که بسیاری از وظایف محتسب از مصادیق پیشگیری وضعی است و برخی از مواردی که ذکر شد از مصادیق پیشگیری اجتماعی است که در مواردی به عنوان ضابطین قضایی عمل می کرده اند. این گونه حساسیت نسبت به حضور و نظارت و کنترل مستقیم حاکی از رژیم خاص بر حسبه و احتساب بوده به گونه ای که با نظارت و کنترل رسمی درپیشگیری وضعی دارای هماهنگی است.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید