دانلود پایان نامه

ورای این رهیافتهای مفهومی نسبت به آموزش سواد رسانه‌ای، امور عملی در زمینه پشتیبانی و اجرا قرار دارند. کشورهایی که در آنها نظامهای آموزشی متمرکز حاکم است، قادرند برنامه‌های درسی را اجباری سازند و بر آنها نظارت کنند. با این‌حال، در سایر مناطق که دارای نواحی پراکنده و تقسیمات منطقه‌ای هستند، تلاش برای سازمان‌دهی برنامه‌های سوادآموزی منسجم و فراگیر با موانع جدی روبه‌رو می‌شود (۵۰ ایالت در آمریکا شامل بیش از 000/15 ناحیه آموزشی با مدیریتهای جداگانه است). پژوهشگران، دست‌اندرکاران و ارزیابها در سراسر جهان از جمله در ایالات متحده، بریتانیا و کشورهای آمریکای لاتین از توسعه‌دهندگان برنامه آموزشِ سوادِ رسانه‌ای مصرانه می‌خواهند که نواحی دیگر مانند غرب استرالیا و اونتاریو (کانادا) را سرمشق قرار دهند؛ یعنی مناطقی که در آنها برنامه‌های درسی رسانه‌ای بسیار سازمان یافته‌ای را در همه مراحل آموزش اجباری ساخته‌اند (بازالگت، بوُرت و ساوینو ، ۱۹۹۲؛ دیکسون ، ۱۹۹۴). اگر قرار است مطالعات سوادرسانه‌ای به بقای خود ادامه دهند و رشد پیدا کنند، مدیران نظامهای آموزشی و یکایک مدارس باید آنها را تأیید و پشتیبانی کنند. آنها نباید به‌طور کامل به ابتکار و انرژی آموزگاران تک‌افتاده وابسته باشند. تجربه‌ای که تا به امروز در سراسر جهان به دست آمده نشان‌دهنده آن است که تنها به دشواری می‌توان به ارائه موضوعات رسانه‌ای به صورتی جداگانه پرداخت. بااین حال، بخشهای جداگانه سواد رسانه‌ای را می‌توان به شکلی کارآمد در دوره‌ها و برنامه‌های درسی موجود گنجاند. این گزینه گرچه کاملاً مطلوب نیست، اما با مقاومت کمتری در برابر برنامه‌ریزی و به‌کارگیری کادرهای شایسته روبه‌رو می‌شود.
یک برنامه درسی آموزشِ سوادِ رسانه‌ای برای این‌که موفق شود، باید براساس مشارکت آموزگاران، مدیران، متخصصان و والدینی تدوین شود که لازم است همراه با یکدیگر آن را در یک فرآیند آموزشی نظام‌مند بگنجانند. مطالعات رسانه‌ای نباید صرفاً یک ماده درسی فرعی و یا یک درس اختیاری تصادفی باشد و همچنین تکنولوژی رسانه‌ای نباید صرفاً به عنوان یک ابزار یا یک وسیله کمک آموزشی برای تدریس سایر مواد درسی مورد استفاده قرار گیرد. این امر به معنای ایجاد مطالعاتی است که با سطوح متوالی رشد شناختی شرکت‌کنندگان متناسب باشد و برمبنای یافته‌های پژوهشی آموزشی و رفتاری قرار داشته باشد. این امر همچنین به معنای تداوم مطالعات و گنجاندن آنها در سطوح تحصیلی متوالی طی سالهای تحصیل است.
پروژه‌ها در سراسر جهان بر نیاز به آموزش آموزگاران برای آموزش رسانه‌ای انگشت می‌گذارند. ما نمی‌توانیم توانش در زمینه ادغام مؤثر مطالعات رسانه‌ای و به کارگیری روشها و مواد رسانه‌ای خاص در کلاسهای درس را مفروض بگیریم. آموزگاران باید از پشتیبانی اداری برای ثبت نام در کارگاههای آموزشی فراگیر جهت مطالعه پدیده رسانه‌ها و منابع مربوطه و نیز استفاده از مواد لازم برای پشتیبانی برخوردار باشند. آنان باید از فرصتهای زمان‌بندی شده برخوردار باشند تا همراه با همکارانشان به یادگیری روشهای مؤثر و پیچیده برای آموزش مهارتهای رسانه‌ای انتقادی بپردازند. آنان نیاز دارند که از بار تدریس‌شان کاسته شود تا وقت کافی برای کسب مهارت در زمینه گنجاندن سواد رسانه‌ای در مواد درسی سنتی و آماده سازی مواد مرتبط با رسانه‌ها، پیدا کنند. یک بخش مهم از آموزش مؤثر و دیرپا وارد کردن والدین و خانواده‌ها در فرآیند آموزش است. بسیاری از پروژه‌ها؛ به ویژه در کشورهای آمریکایی لاتین، عمدتاً بر محیط خانه و تعامل میان اعضای خانواده به عنوان بافت «زنده» چگونگی مصرف رسانه‌های جمعی تمرکز دارند. بسیاری از پروژه‌ها تلاشهای خود را عمدتاً و یا حتی به‌طور کامل متوجه والدین می‌کنند و به برپایی کارگاههای آموزشی می‌پردازند، از طریق این کارگاهها والدین می‌توانند سوادرسانه‌ای را به فرزندان خود منتقل کنند. مواد چاپی اکثر پروژه‌ها می‌توانند به وسیله والدین نیز همانند آموزگاران مورد استفاده قرار گیرند؛ والدین به همراه فرزندانشان می‌توانند از این وسایل کمک آموزشی که برای تناسب با هر یک از مراحل رشد شناختی جوانان تطبیق پیدا می‌کنند، بهره ببرند(پاتر، 1385: 34).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   انواع همیاری
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید