دانلود پایان نامه

عوامل مؤثر در انتخاب شغل :
انتخاب شغل تحت تأثیر شخصیت، تأمین فرصت های تحصیلی، اطلاعات شغلی، ترغیب والدین و روابط نزدیک با معلمان قرار دارد (برک،2005، ترجمه سیدمحمدی،1392).
«انتخاب شغل فرایند پیچیده ای است که عوامل بسیاری در آن دخالت دارند. دسته ای از این عوامل به خود فرد مربوط می شوند که از آن جمله می توان وضع جسمانی، استعداد و رغبت را نام برد. دسته دیگر، عوامل محیطی و بازار مشاغل را شامل می گردد. فرد هرچه اطلاعات بیشتر و دقیق تری درباره خصوصیات خود و فرصت های استخدامی و مشاغل داشته باشد، انتخابش مناسب تر خواهد بود. عوامل مؤثر در انتخاب شغل به طور مختصر در اینجا بررسی می شود.
1. وضع جسمانی- هر شغلی به خصوصیت جسمانی مشخص نیاز دارد و شاغل باید واجد آن خصوصیات و شرایط باشد.
2. استعداد- استعداد یکی از عوامل مهم در انتخاب شغل و ادامه اشتغال موفق به حساب می آید. استعداد عبارت از توانایی فطری فرد است که به امر یادگیری کمک می کند و باعث سرعت آن می شود. فردی که در زمینه خاص استعداد دارد، از تجربیات خود در آن مورد بیشتر بهره می گیرد.

3. امکانات فردی- اجتماعی- علاوه بر موارد مطرح شده، عوامل دیگری نظیر شخصیت، واقع نگری، امکانات محیطی و نیازهای جامعه در راهنمایی شغلی و انتخاب شغل نقش فراوان دارند. نوع شخصیت در انتخاب شغل اثر می گذارد و افرادی که مشاغل یکسانی را بر می گیزنند تا حدودی ساخت شخصیتی مشابهی دارند. همچنین اگر فردی در انتخاب شغل به واقعیت موجود توجه نداشته باشد در شغلش موفق نخواد شد و با یأس و شکست مواجه خواهد گردید. امکانات محیطی نظیر وضع اقتصادی خانواده و محل اقامت و همچنین نیازهای شغلی جامعه در راهنمایی شغلی و انتخاب شغل مؤثرند» (شفیع آبادی،1387).
4. خودپنداره – خود پنداره برداشت فرد از خودش است. خودپنداره بر تصمیم گیری شغلی مؤثر است. بر طبق نظر گاتفردسون(1981) مردم خواهان مشاغلی هستند که با خود انگاره ی آنان هماهنگ است. در این مدل، چنانچه اجزاء اصلی خودپنداره با یک شغل در تعارض باشد آن شغل رد می شود. گاتفردسون معتقد است عوامل تعیین کننده ی کلیدی رشد خود پنداره عبارتند از : طبقه ی اجتماعی، سطح هوش و تجربه های مربوط به نوع جنس (زونکر،2006، ترجمه نظری،1388). خود پنداره از عوامل بسیار مثل ظاهر، توانایی ها، شخصیت، جنسیت، ارزشها و جایگاه فرد در جامعه تشکیل می شود (شفیع آبادی،1392). رابطه میان ویژگیهای خانواده و پدر و مادر در فرایند تصمیم گیری شغلی نوجوانان غیر مستقیم و از طریق ایجاد خودپنداره مثبت در آنان است (کوماندرا، سواس و کاننا ، 20011). خانواده و حداقل چهار عامل : نگرش و عقاید والدین، طرز تلقی همقطاران، نگرش کارکنان مدرسه و علایق شخصی و اجتماعی در تشکیل خویشتن پنداری مؤثرند. مدرسه که از اولین منابع تماس کودک با دنیای خارج هستند در ایجاد نوع خویشتن پنداری کودک بسیار اهمیت دارند. خودپنداره که قضاوتی است که فرد در زمینه های موفقیت یا شکست، ارزشها، توانایی ها یا ضعف ها، اهمیت و اعتبار یا بی اعتباری خود دارد، نه فقط در انتخاب شغل بلکه در تعیین رفتار و گذران زندگی مؤثر است. در جامعه، با افرادی مواجه می شویم که خود را توانمند برای پذیرش شغل معینی نمی دانند. با این تصور و پندار، فرد در صدد احراز آن شغل بر نخواهد آمد. از این رو خویشتن پنداری تا حد زیادی مسیر انتخاب و در نهایت نوع شغل فرد را مشخص می سازد (شفیع آبادی،1392).
5. خانواده – نظریه پیشرفت جایگاه حکایت از آن دارد که جایگاه والدین تا حد زیادی بر انتخاب مسیر شغلی مؤثر است (زونکر،2006، ترجمه نظری،1388). از نظر دیدگاه روانکاوی نیز، تجارب دوران کودکی، رشد شخصیت، روابط اولیه والدین با کودک و تعارضات حل نشده سالهای اولیه زندگی بر انتخاب شغل تأثیر می گذارند. از نظر گینزبرگ مجموع عوامل ذهنی و عینی که می تواند در انتخاب شغل مؤثر باشد به سه دسته عوامل شخصی، واقعیت ها و عوامل راهنما تقسیم می شوند که واقعیت ها عبارتند از : عوامل خارجی که بر انتخاب شغل اثر گذار هستند مثل خانواده (برداشت ها و برنامه های خانوادگی و موقعیت فرد نسبت به سایر خواهر و برادرهایش) (شفیع آبادی،1392).
توسعه شغلی و آموزش دوران کودکی و نوجوانی توسط مجموعه ای از متغیرهای فردی و زمینه ای خانواده تحت تأثیر قرار می گیرد. خانواده به عنوان یک عامل مهم و برجسته در توسعه حرفه ای و آموزش نوجوانان است. عمدتا به دلیل نفوذ خانواده، پدر و مادر به طور مستمر به عنوان مطلعان مهم و همکاری کنندگان در انتخاب و راهنمایی شغلی محسوب می شوند (آرایو، تاوریا، موتا و الیویرا ، 2012).
خانواده نقش مهمی در تعیین مسیر رشدی انتخاب شغل فرزندان دارد. والدین با توجه به سطح تحصیلات خود، ارزشها، نوع جنسیت فرزندان، باورها در رابطه با توانمندی فرزندانشان و سطح اجتماعی – اقتصادی خانواده انتظاراتی در زمینه شغل آینده فرزندشان دارند و خواسته یا ناخواسته و مستقیم یا غیر مستقیم فرزندانشان را به سوی آن انتظارات سوق می دهند. همچنین شیوه فرزند پروری والدین که به ایجاد نوع معینی از شخصیت در فرزندان می انجامد در فرایند تصمیم گیری فرد در مسیر رشدی انتخاب شغل مؤثر باشد (لانکار،1995؛ گیل ، 2002 به نقل از شفیع آبادی،1392).
ویستون و کلر(2004)، با انجام یک بررسی از متغیرهای ساختار خانواده به عنوان مثال، دستاوردهای آموزش و شغلی پدر و مادر و روند متغیرهای فرایند خانواده به عنوان مثال، پشتیبانی، انتظارات، الگوهای ارتباطی، دلبستگی، سبک های فرزند پروری که تأثیر قابل توجهی در پیشرفت نوجوانان در یادگیری توسعه حرفه ای دارد، به این نتایج دست یافتند که بهره برداری از این متغیرهای پیچیده، غیر مستقیم است و اهمیت مساوی ندارد. به نظر می رسد متغیر فرایند خانواده، آرمان ها و انتظارات حرفه ای را بیش از متغیرهای ساختار خانواده تحت تأثیر قرار می دهد.
ایمانوئل (2009) در تحقیقی با بررسی رابطه بین دلبستگی به پدر و مادر، اعتماد به نفس و دودلی حرفه ای به این نتیجه رسید که احساس وابستگی نوجوانان به والدین با تصمیم گیری شغلی آنها رابطه دارد. کوماندرا، سواس و کاننا (2011) نیز با بررسی نقش والدین در مشکلات تصمیم گیری شغلی به این نتایج رسیدند که سبک فرزند پروری اقتدار گرا و انسجام خانواده، بطور قابل توجهی به پیش بینی مشکلات تصمیم گیری حرفه ای دانش آموزان پسر کمک کرده است. مشکلات تصمیم گیری حرفه ای در پسران تحت تأثیر هسته خودارزیابی قرار نمی گیرد. بر خلاف پسران، در دختران بطور کامل بین سبک استبدادی و مشکلات تصمیم گیری آنان رابطه وجود داشت.
نقش پدر و مادر در آموزش و توسعه حرفه نوجوانان به طور گسترده ای شناخت شده است. نفوذ والدین در این فرایند شامل سبک های فرزند پروری، حمایت والدین، صمیمیت و نزدیکی بین پدر و مادر و فرزندانشان، دلبستگی به پدر و مادر، الگوهای ارتباطی در خانواده و انتظارات و خواسته پدر و مادر برای موفقیت فرزندان خود است. علاوه بر این پژوهش های اخیر نشان می دهد که مسیرهای حرفه ای نوجوانان از طریق اقدامات مشترک پدر و مادر و نوجوانان با اهداف مشترک در حال شکل گیری است. در نهایت محیط خانواده به عنوان یک زمینه قوی برای برنامه ریزی شغلی نوجوانان و اهداف آموزشی و حرفه ای نوجوانان است. بطور کلی محیط خانواده با گرما، پشتیبانی و انتظارات بالاتر با آرمان های شغلی بالاتر و جهت گبری حرفه نوجوان مرتبط است. رفتار پدر و مادر از طریق ارتباط، مدل سازی، حمایت، تقویت، صراحت و شفافیت و قابل دسترس بودن به توسعه نگرش اکتشاف و برنامه ریزی شغلی مربوط می شود. به نظر می رسد احساس وابستگی به پدر و مادر برای دختران به تمایل به تنظیم برنامه ریزی حرفه ای بر اساس دیدگاه های پدر و مادر مربوط می شود (آرایو، تاوریا، موتا و الیویرا، 2012).
با توجه به داده ایی از بریتانیا بر اساس یک مطالعه 18 ساله، ارتباط عوامل زمینه خانوادگی مانند موقعیت اجتماعی خانواده و آرمان های پدر و مادر و عوامل فردی در نوجوان، بطور خاص، مانند آرمان های حرفه ای و ارزش جاه طلبی در دستیابی به موقعیت اجتماعی و درآمد در بزرگسالی مربوط می شود. این یافته ها تأیید کرد که تعامل عوامل زمینه خانوادگی، آرمان های حرفه ای نوجوان و ارزش جاه طلبی دستیابی به موقعیت اجتماعی و درآمد در بزرگسالی را تحت تأثیر قرار می دهد (اشبی و اسکون ،2010).
مطالعات تحرک شغلی دیویدسون و اندرسون (1937)، نشان داد که خانواده ها تمایل دارند، فرزندانشان در همان شغل خودشان باقی بمانند. با این حال، این گرایش بطور چشم گیری تغییر کرده است. نرخ بالای رقابت برای مشاغل معتبر و پر سود بین خانواده های فقیر و غنی دیده شده است. پدر و مادر ثروتمند، فرزندان خود برای آموزش برای موفقیت های معتبر و سود آور در جهت حفظ وضع موجود قانع می کنند و خانواده های فقیر، به آموزش برای موفقیت های معتبر و پر سود به منظور رهایی خانواده از فقر، بر فرزندان خود اعمال فشار می کنند (یورو، آنتونی، سانی و بیمبو،2012).
تحقیقات نشان داده است که نوجوانان در خصوص آنچه که در مورد اشتغال می خواهند با پدر و مادرشان بحث می کنند. پدران و بویژه مادران زمانی کمک کننده و مفید هستند که با داشتن انتظارات بالا برای فرزندان در مورد برنامه های شغلی صحبت کنند. گفتگوهای معنی دار درباره دستاوردهای آموزشی و شغلی و برنامه آینده و همچنین اطلاعات در مورد دنیای کار و منافع شخصی، ارزشها و انتظارات از فعالیت های مهم در بستر خانواده است (آرایو و همکاران،2012).
یورو و همکاران (2012)، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که نگرش پدر و مادر نسبت به مشاغل، سطح تحصیلات و شغل پدر و مادر در انتخاب حرفه دانش آموزان دوره متوسطه اعمال نفوذ می کند. نگرش والدین به مشاغل به 4 گروه عمده طبقه بندی می شود و به شرح زیر است :
1. نگرش ساکت : در اینجا پدر و مادر به دلیل عدم علاقه به کارشان آشکارا در مورد زندگی حرفه ای با فرزندانشان بحث نمی کنند.
2. نگرش رنجش : پدر و مادر با این نوع نگرش تنها سخنان اتفاقی در مورد کار خود می کنند و هرگز با تلاش آگاهانه با فرزندان خود در مورد حرفه صحبت نمی کنند.
3. نگرش مشارکت : پدر و مادر با این نگرش مشتاق در شغل خود هستند و آزادانه و با شور و اشتیاق در مورد آن صحبت می کنند، در نتیجه فرزندان خود را در معرض این مشاغل قرا می دهند.
4. نگرش رک : این توصیف پدر و مادری است که آشکارا و با صراحت در مورد تمام جنبه های کار، مزایا و معایب آن با فرزندان خود بحث می کنند. فرزندان این گروه از والدین نگرش متفاوتی نسبت به کار دارند (یورو و همکاران، 2012). حمایت والدین پیش بینی کننده انگیزه استقلال و کنترل والدین مربوط به انگیزه درون فکنی کردن شغل والدین است (شرودر، اشمیت و رودرموند ،2013).
تناقض والدین بیشترین اثر را در شکل دادن به نگرش پاتولوژیک (بیمارگونه) به کار است و ممکن است روند توسعه حرفه ای را تحت تأثیر قرار دهد. مشاهده شده است تمایل به کمال گرایی افراطی و کار وسواسی در نوجوانان با عشق مشروط در خانواده رابطه دارد (لیون دسکا، والتر و ودرا ،2011).
والدین از طریق فرزندپروری، جهت گیری و رفتار،شرایط کارشان، دیدگاه جامعه شناختی فرزندان و ارزشها و آرمانهای حرفه ای آنان را تحت تأیر قرار می دهند. والدینی که کارشان، جهت دادن و نظارت دیگران است، بیشتر احتمال دارد که فرزندان خود را در تصمیم گیری حرفه ای، مطیع خود کنند (براون و اسکولت ،2006).
سویتری، کرید، زیمر و جی ام بک (2014) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که انتظارات شغلی پدر و مادر ، برنامه ریزی و آرمان های حرفه ای نوجوان را پیش بینی می کند و همخوانی آرمان های حرفه ای پدر و مادر با نوجوان پیش بینی کننده اکتشاف حرفه ای است.
روابط خانوادگی یک نقش کوچک و در عین حال مهم در پیش بینی برنامه ریزی نگرش حرفه ای بازی می کند. وایترا (2007)، نشان داد که رابطه مثبت و قوی بین سازگاری خانواده و اطمینان از انتخاب شغلی دانش آموزان در مقطع متوسطه وجود دارد (کوماندرا و همکاران،2011).
سطح رسمی تحصیلات پدر و مادر یکی از عواملی است که منافع حرفه ای فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد. سطح تحصیلات والدین در تعیین امکانات مؤثر است. پدر و مادر مسلح به تحصیلات اغلب مشاغل درآمدزا دارند، بنابراین با سطح درآمد خود بیشتر متمایل به تهیه مواد آموزشی برای فرزندان خود و بحث در مورد فرصت های شغلی یا آنها هستند. فرزندان خانواده های کم درآمد، به دلیل ضعف آموزش از پدر و مادر خود، قادر به توسعه علاقه خود در بدست آوردن آموزشهای حرفه ای نیستند (یورو و همکاران ،2012).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تئوری ساختی ـ کارکردی پارسنز در دیدگاه جامعه شناسی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید