دانلود پایان نامه

نیکلاس لومان اعتماد اجتماعی را در چارچوب نظریۀ سیستم¬ها مورد توجه قرار داده است و معتقد است که اعتماد نوعی رابطه اجتماعی با قوانین خاص خودش است. به زعم او اعتقاد مکانیسمی اجتناب¬ناپذیر و ضروری در کاهش معضلات اجتماعی موجود در اعضاء و عناصر سیستم¬ها و سازمان¬های اجتماعی است. بدون وجود اعتماد، افراد با معضلاتی بسیاری در جهان هستی روبرو خواهند شد و موجود انسانی توانایی ایستادگی در مقابل چنین معضلاتی را ندارد، به طوری که بدون وجود اعتماد در جامعه کسی رغبت و توان بلند شدن از رختخواب خود در هنگام صبح را نخواهد داشت. مفهوم اعتماد از نظر لومان را می¬توان در ویژگی¬های زیر خلاصه نمود:
1ـ اعتماد کاری است که در زمان حال ولی برای آینده انجام می¬پذیرد. بنابراین با توجه به اینکه وابسته به زمان است اساساً به حال و اکنون متکی است. پس اعتماد دائماً تأثیر زمان حال را خواستار است.
2ـ اعتماد نوع خاصی از پیش¬پرداخت¬ها با عواقب هنجاری می¬باشد و رفتاری است مربوط به «من برترِ» افراد که نمی-تواند نماد عینی به خود بگیرد. بنابراین افراد به طور داوطلبانه و ناشی از ضرورت باید به دیگران اعتماد کنند.
3ـ اعتماد از طریق ممکن ساختن تکیه بر اصول نامطمئن حاکم بر خود می¬تواند پیش¬قدمی بالقوه را در روابط اجتماعی بالا ببرد.
4ـ بی¬اعتمادی نه فقط مخالف اعتماد نیست، بلکه معادلی برای آن است و به ذات وجود خود کارکردهایی را داراست (کاظمی، 1381: 8ـ7).
مبنای بررسی اعتماد نزد لومان به تمایز او بین «اعتماد» و «اطمینان» بر می¬گردد. به نظر او با وجود پذیرش پیوند تنگاتنگ بین مفهوم اطمینان و اعتماد، این دو مفهوم دارای این فرق عمده هستند که اعتماد در ارتباط با مخاطراتی که تنها در دورۀ مدرن پدیدار شده مطرح می¬شود، حال آنکه اطمینان چنین معنایی را در بر نمی¬گیرد. مفهوم مخاطره از شناخت این واقعیت نشأت گرفته است که پیامدهای پیش¬بینی¬نشده ممکن است در نتیجه فعالیت¬ها و تصمیم¬های ما آدم¬ها پیش آیند و این پیامدها بیانگر معانی پنهان طبیعت یا نیت¬های وصف¬ناپذیر خدایان نیست. مخاطره از مفهوم کیهان¬شناسی¬های سنتی جدا گشته و کم و بیش جای مفهوم بخت (سرنوشت) را گرفته است. مخاطره مستلزم هوشیاری نسبت به شرایط مخاطره است. اعتماد و اطمینان هر دو به چشمداشت¬هایی راجع¬اند که می¬توانند برآورده شوند یا موجب دلسردی گردند. اطمینان به معنایی که لومان به کار می¬برد به رویکردی کم و بیش مسلم اطلاق می¬شود که بر آن اساس، موضوعات آشنا همچنان باثبات باقی خواهد ماند (گیدنز، 1377 : 37).
بر این اساس، قضیه اطمینان برای انسان دارای اهمیت است، زیرا بدون چشمداشت¬هایی در مورد رویدادهای احتمالی در زندگی اجتماعی نمی¬توان زندگی کرد، اما لازم است تا امکانات برآورده نشدن این چشمداشت¬ها را کم و بیش ندیده گرفت. اعتماد به نحوۀ کار انسان بستگی دارد و بر خلاف اطمینان شرایطی از خطر را از قبل پیش¬بینی می¬کند. بنابراین انسان¬ها به روابط اعتمادآمیز متکی نیستند، در حالیکه بر روابط مبتنی بر اطمینان متکی و وابسته هستند، هر چند که اعتماد نیز می¬تواند مبنایی برای رفتارهای طبیعی و اصولی انسان¬ها باشد. تمایز بین «اطمینان» و «اعتماد» به نظر لومان بر اساس درک و تصوری است که ما از آنها داریم. هرگاه ما جایگزین¬هایی برای کارهای خود نداشته باشیم در حالت اطمینان قرار داریم (هر روز صبح خانه را بدون اسلحه ترک می¬کنیم)، و زمانی که یک کنش را ارادی و آگاهانه انجام می¬دهیم معمولاً شکست خود را به عوامل خارجی نسبت می¬دهیم. ولی در حالت اعتماد به عوامل داخلی و درونی خودمان توجه داریم و از کنش¬هایی که انجام می¬دهیم و به شکست منجر می¬شود متأسف می¬شویم (کاظمی، 1381؛ 6).
به عقیده لومان مخاطره ریشه در زمان مدرن دارد، و امکان جدایی آن از خطر باید از ویژگی¬های اجتماعی مدرنیته سرچشمه گرفته باشد. اصولاً مخاطره از درک این واقعیت سرچشمه می¬گیرد که بیشتر اجتماع¬هایی که بر سر فعالیت بشری تأثیر می¬گذارند زاییدۀ انسان¬اند، نه زاییدۀ مزایای طبیعت (گیدنز، 1377: 37). به اعتقاد او کارکرد اعتماد در نظام اجتماعی این است که هرم تعیین اجتماعی را کاهش و بدین ترتیب قابلیت پیش¬بینی رفتارها را افزایش دهد. اعتماد در واقع یک نوع مکانیسم اجتماعی است که در آن انتظارات اعمال و رفتار افراد تنظیم و هدایت می¬شود. لومان ضمن تأکید بر این ویژگی اعتماد، خطر ذاتی در آن را یادآور می¬شود و معتقد است هر چند که اعتماد انتظارات افراد را تنظیم می¬کند و اعمال و رفتارشان را هدایت می¬کند، با این وجود نباید این نکته را نادیده انگاشت که احتمال تخطی از آن وجود دارد، به این معنا که همیشه فردی که مورد اعتماد قرار می¬گیرد مطابق پیش¬بینی¬های فرد اعتمادکننده عمل نمی¬کند یا ممکن است عمل نکند. بنابراین لومان با طرح مفهوم سرمایه-گذاری مخاطره¬آمیز در اعتماد این سؤال را مطرح می¬کند که آیا ابزاری وجود دارد که خطر ذاتی اعتماد را کاهش دهد؟ پاسخ او مثبت است. لومان معتقد است قانون و اعمال قدرتِ مشروع از جمله ابزارهایی هستند که این مهم را به عهده دارند. قانون و قدرت مشروع نه از جهت تنبیه قانون¬شکنان یا حل اختلاف و کشمکش¬ها بلکه از طریق تقویت همکاری خطر ذاتی در اعتماد را کاهش می¬دهد. قانون و قدرتِ مشروع دایره انتخاب افراد را با نشان دادن راه¬ها و امور ممنوع محدود می¬کند و در نتیجه، دایره انتخاب افراد تنها به انجام امور قانونی محدود می¬شود و تصمیمات آنها از طر یق کانال قانونی اعمال می¬گردد. بنابراین از این جهت قانون و قدرتِ مشروع همانند اعتماد عمل می¬کنند که عدم¬تعیین اجتماعی را کاهش و قابلیت پیش¬بینی رفتارها را ممکن می¬سازند. با این تفاوت که توان اجرایی قانون و قدرت در مقایسه با اعتماد بالاتر است و با تضمین بیشتری صورت می¬گیرد. بنابراین به اعتقاد لومان اگر قانون دقیقاً در جامعه اجرا شود و قدرتِ مشروع اعمال گردد موجب کاهش عدم¬تعیین اجتماعی می¬شود (یعنی سبب کاهش ابهام و شبهه می¬شود و کاهش شک و شبهه موجب شفاف شدن مواضع و روابط می¬گردد). کاهش عدم¬تعیین اجتماعی موجب افزایش قابلیت پیش¬بینی رفتارها می¬گردد که خود موجب می¬شود که همکاری و مشارکت اعضای جامعه را تقویت نماید (امیر کافی، 1380 : 20).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   واژه ی جهان و معانی مختلف آن در کره ی زمین
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید