مغز هیجانی

اندازه مغز آدم که از حدود ۱۳۵۰ گرم یاخته عصبی و مایع سلولی تشکیل می شه، تقریباً سه برابر مغز بستگان نزدیک اون در زنجیره تکامل، یعنی نخستینای غیر انسانه.در طول میلونا سال تکامل، مغز از پایین به سمت بالا تکامل یافته و مراکز بالاتر اون از گسترش و تفصیل قسمتای پایین تر و قدیمی تر به وجود اومده ان.(رشد مغز در جنین آدم تقریباً همین راه تکاملی رو طی می کنه) (گلمن ،۱۳۸۹).

ابتدایی ترین بخش مغز در تموم گونه ای عصبی شون، سیستمی حداقلی نیس، ساقه مغزه که قسمت فوقانی نخاع شوکی رو محاصره کرده.این ریشه مغز، اعمال حیاتی ابتدایی مانند تنفس و سوخت و ساز اندامای دیگه بدن رو تنظیم می کنه و کنترل واکنشا و حرکات قالبی رو رو دوش داره.نمیشه گفت که این مغز ابتدایی، فکر میکنه یاقدرت یادگیری داره، بلکه بیشتر یه سری از تنظیم کنندهای از قبل برنامه ریزی شده که بدن رو اون طور که باید به حرکت وادار می کنه و به شکلی عکس العمل نشون میده که ادامه زندگی رو ممکن سازه(هاریسون،۲۰۰۸).

برنامه ریزی

در عصر خزندگان این مغز حاکمیت داشت.ماری رو مجسم کنین که به نشونه تهدید به حمله فش فش می کنه.از ابتدایی ترین ساختارای مغز، یعنی ساقه مغز، مراکز هیجانی سر بر آوردن.میلیونا سال بعد در طول دوران تکامل، از این قسمتای هیجانی، مغز متفکر یا قشر تازه مخ بوجود اومد، یعنی پوسته بزرگی که تشکیل شده از بافتایی در هم پیچیده که لایه های فوقانی مغز رو تشکیل میدن.این واقعیت که مغز متفکر از مغز هیجانی به وجود آمده، رابطه بین فکر و احساسات رو رو تر می سازه، به این صورت که خیلی قبل از اینکه مغز منطقی بوجود آید، مغز هیجانی وجود داشته(گلمن ،۱۳۸۹).

تکامل مراکز قدیمی هیجانی از قطعه بویای شروع شد و این مراکز در آخر به اندازه ای بزرگ شدن که قسمت فوقانی ساقه مغر رو محاصره کردن.در مراحل اولیه، مرکز بویایی از لایه های عصبی باریکی تشکیل کی شد که واسه موشکافی بو به کار برده می شدن.یه لایه از این یاختها، چیزی که رو که فرد بوییده بود می گرفت و به دسته جور واجور طبقه بندی می کرد.خوردنی یا سمی، جفت جنسی، دشمن یا طعمه.

موشکافی

لایه دوم یاختها از راه سیستم عصبی، پیامای بازتابی رو ارسال می کرد تا به بدن دستور لازم رو بده:گاز گرفتن، از دهن بیرون ریختن، نزدیک شدن، فرار کردن، تعقیب کردن و شکار.با بوجود اومدن اولین پستانداران، لایه های جدید و اصلی مغز هیجانی به وجود اومدن، این لایه ها که ساقه مغز رو در بر گرفتن به نانی حلقوی شباهت دارن که ته اون رو گاز زده باشن، یعنی جایی که ساقه مغز میان اون قرار گرفته.از انجا که این قسمت مغز به دور ساقه مغز حلقه زده و اون رو در میان گرفته، به اون دستگاه لیمبیک (دستگاه بغل دستی) می گن که ریشه کلمه ای اون “Limbus” به معنی حلقه س.این محدوده عصبی جدید، هیجانای مناسب رو به مجموعه مغز اضافه کرد.

 

در وقتی که اسیر اشتیاق یا غضب، یا همش غرق عشق یا ترس میشیم، در واقع دستگاه لیمبیکه که مارا در چنگال خود داره(گلمن ،۱۳۸۹).

 

۲-۴-۱۹٫به کار بردن درست هیجانا

قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی ایه که بر حس خود آگاهی متکیه.که شامل ظرفیت شخص واسه آرامش دادن خود، دور کردن اضطرابا، افسردگیا یا بی حوصلگیای رایج-و پیامدای شکست در این مهارت عاطفی، است.آدمایی که از نظر این توانایی ضعیفند، همیشهً با احساس ناامیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که آدمایی که در اون مهارت زیادی دارن، با سرعت خیلی بیشتری می تونن مشکلات زندگی رو پشت سر بگذارنند)برادبری ،۱۳۸۴).

مشکلات