دانلود پایان نامه

درکتاب عشق سیال، باومن به بررسی رابطه انسانی میان زنان و مردان پرداخته و بر ناپایداری خارق العاده پیوندهای انسانی، احساس ناامنی حاصل از این ناپایداری، وامیال متضاد ناشی از این احساس مبنی بر تحکیم پیوندها و در عین حال سست نگه داشتن آنها در دوران مدرن تأکید می¬کند. باومن نشان می¬دهد چگونه در جامعه مدرن، روانشناسی، بازار و … انسان¬ها را به سوی ایجاد پیوندهای سست سوق می¬دهند که از این پیوندها تحت عنوان «عشق سیال‌» نام می برد. به نظر او در عصر حاضر، مردان و زنان علی¬رغم نیاز به ایجاد رابطه، در عین حال از آن هراس دارند که این ارتباط برای همیشه باقی بماند و فشارهایی را بوجود آورد که قادر و مایل به تحمل آن نباشند و بنابراین آزادی آنها را سلب نماید. در واقع روابط هم خوبند هم بد. روابط میان دنیای شیرین و کابوس نوسان می¬کنند و معلوم نیست چه وقت یکی از این دو به دیگری بدل شود. اکثر اوقات هردوی آنها با هم وجود دارند –البته در سطوح متفاوتی از آگاهی. در موقعیت سیال مدرن زندگی، روابط شاید شایع¬ترین، حادترین، حساس¬ترین و مسئله¬سازترین نمونه ناهمخوانی و چندگانگی باشند. می¬توان گفت به همین دلیل است که آنها با نهایت استحکام در کانون توجه افراد تقدیراً سیال مدرن قرار دارند و سرلوحۀ دستور کار زندگی آنان به شمار می¬روند. انسان¬های امروزی روابط را می¬خواهند اما تنها با خوبی¬های آنها و نه تعهدات و مشکلاتش. باومن برعکس معتقد است یک رابطه درست، هم خوبی¬هایی دارد و هم بدی¬هایی و
نمی توان رابطه را تنها تا زمانی خواست که برای فرد مطبوع باشد(باومن،1384: 12-10).
در جهان مدرن مردم به جای اینکه از تجربه¬ها و تصورات خود درباره “ایجاد ارتباط” و “روابط” حرف بزنند، اغلب از پیوندها، “ایجاد پیوند” و “پیوند داشتن” صحبت می کنند. آنها به جای شریکان از “شبکه¬ها” حرف می¬زنند. برخلاف “روابط”، “خویشاوندی¬ها”، “شراکت ها” و مفاهیم مشابهی که بر تعهد متقابل تأکید می¬کنند و متضاد آن، یعنی آزادی و عدم تعهد، را در سکوت نفی می¬کنند و کنار می¬گذارند، شبکه مظهر ماتریسی برای پیوستن و گسستن همزمان است، نمی¬توان شبکه¬ها را بدون امکان انجام دادن این دو فعالیت همزمان تصور کرد. در شبکه، پیوستن و گسستن گزینه¬هایی به یک اندازه مشروع اند و شأن و منزلت و اهمیت یکسانی دارند. “شبکه” حاکی از لحظات “در تماس بودن” و دوره های پرسه زنی آزادانه همزمان است. در شبکه، پیوندها به محض درخواست برقرار می¬شوند، و به میل و دلخواه خود می¬توانند گسسته شوند. رابطه ای “نامطلوب ولی ناگسستنی” درست همان احتمالی است که “ایجاد رابطه” را تا این حد خطرناک می¬کند. ولی “پیوندی نامطلوب”، نوعی ناسازه گویی است: پیوندها را می¬توان پیش از نفرت¬انگیز شدن از هم گسست(همان:15-16).
او معتقد است که در فرهنگ مصرفی غرب صفاتی چون فروتنی، شجاعت، ایمان،و…وجود ندارد، برخلاف دوران پیش از مدرن، که رابطه جنسی از الگوی زندگی فرد تولید کننده پیروی کرده و عشق بی معناو دست و پاگیر نبود و جزئی از غرایز انسان تولید کننده به حساب می¬آمدند. ازاین منظر عشق سیال حتی بر روابط جنسی و تولید مثل نیز اثر گذاشته است:
«تفکیک مشهور رابطه جنسی از تولید مثل، متکی به رابطه قدرت است. این جدایی محصول مشترک موقعیت زندگی سیال مدرن و مصرف¬گرایی به عنوان تنها راهبرد انتخابی موجود است، راهبردی مبتنی بر جستجو برای یافتن راه حل¬های فردی برای مشکلاتی که به طور اجتماعی به وجود می¬آیند»(باومن،1384: 81 به نقل از اولریش بک).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   عوامل عمده جامعه پذیری سیاسی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید