دانلود پایان نامه

هویت فرامدرن استوارت هال
اگر بپذیریم که جهانی¬شدن به فرآیندهایی اشاره دارد که در مقیاس جهانی عمل می¬کنند، مرزهای ملی را درمی نوردند، اجتماعات و سازمانهایی را از طریق ترکیبات جدید زمان- فضا یکپارچه و مرتبط می¬سازند و جهان را در واقعیت و تجربه بسیار مرتبط می¬سازند (هال- 1996-299). در آن صورت می¬توان گفت تغییرات جهانی شدن بیشترین تاثیرات را بر هویت فرهنگی دارند.
چرا که مولفه¬های زمان، مکان و از جاکنندگی هویت های سنتی که جهان اجتماعی را برای مدت زیادی استحکام بخشیده بودند فرو می¬ریزند و به دنبال آن هویت¬های جدید رشد می¬کنند و سوژه مدرن تا پیش از این یکپارچه منسجم به نظر می¬رسید چند پاره می¬شود. این فرآیند که بحران هویت نامیده می¬شود به عنوان بخشی از فرآیند گسترده تر تغییر دیده می¬شود. که ساختارها و فرآیندهای مرکزی جوامع مدرن را بی¬محل ساخته و چارچوب هایی که تکیه گاه محکمی به افراد در جهان اجتماعی می¬دادند را سست می¬سازند (هال به نقل از قلی پور 1384).
هویت چیست؟
هویت مقوله ای تمام و کمال ذاتی نیست . بلکه همیشه تولیدی اجتماعی ، سیال و در حال شکل گرفتن است. هویت مقوله ای مربوط به معنا است از آنجا که معنا طبیعت و ذات اشیاء نیست بلکه یک رابطه قرار¬دادی است.
بنابراین ، می¬توان گفت که هویت نیز همواره قرار داد و نوآوری است، همواره تا اندازه¬ای به اشتراک گذاشته می¬شود و تا اندازه ای در باره آن چون و چرا می¬شود. (جنکینز، 1381،60). هویت را باید محصولی بدانیم که هیچ گاه کامل نمی¬شود و همواره در حال تغییرو شدن است و همواره در داخل بازنمایی و در خارج ازآن ساخته می¬شود (همان).
از نظر هال هویت مقوله¬ای است که در گرو مبارزات قدرت است . به این معنا که همه گروه¬ها توان تعیین هویت یکسانی ندارند. چرا که دسترسی آنها به قدرت و اقتدار (قدرت نمادین) متفاوت است . معمولاَ گروه هایی که از نظر قدرت مسلط اند، دیگر گروه های اجتماعی را به عنوان گروه های قومی تعریف می¬کنند، این نسبت دادن به جای آنکه به معنی باز شناسی تفاوت های فرهنگی باشد به معنی تایید هویت گروه مسلط است.
از نظر هال پنج استراتژی درک ما از هویت ملی را به عنوان یک واقعیت اجتماعی همیشگی شکل می¬دهند.
اول:داستان ها،تصاویر مناظر ،حوادث تاریخی ، نهادها، شعایر ملی، سناریوهایی ملی در ادبیات ، رسانه و فرهنگ¬عامه هستند که گویای تجارب، پیروزی ها و ناکامی¬های مشترکی است که معنایی خاص به مفهوم ملت به عنوان «جامعه خیالی » می¬دهد. این اعمال برای زندگی یکنواخت و ملال آور ما در دنیای کنونی با اهمیت است چرا که زندگی روزمره ما را با سرنوشت حکومت تاریخی قبلی مرتبط می¬سازد.
دوم: تاکید بر ریشه ها، تداوم سنت و بی¬زمانی است. هویت¬های ملی به نظر چیز هایی ازلی که در طول فراز و نشیب¬های تاریخی بدون تغییر می¬مانند. آنها مدعی اند از بدو پیدایش تا کنون بدون تغییر یکپارچه اند.
سوم: استراتژی است که هابزباوم و رینج از ان به عنوان اختراع سنت یاد می¬کنند. سنت¬هایی که ادعا می-کنند قدیمی اند در حالی که از حیث ریشه و بنیان کاملاَ جدید و گاهی اختراعی¬اند. سنت¬های اختراعی مجموعه ای از اعمال ، شعائر مناسک و نمادهایند که تلاش می¬کنند ارزش و هنجارهای خاصی از رفتار را به وسیله تکرار در ذهن اشخاص بپرورانند که اتوماتیک وار دلالت بر تداوم و گذشته تاریخی یکپارچه ای دارد افتخارات ملی و غیره، برخی از ملت ها حتی دست به اختراع زبان می زنند مانند اسرائیل و ایرلند.
چهارم : روایت اسطوره های بنیانی است. داستان هایی که ریشه های یک ملت و ویژگی¬های ملی آنرا چنان به گذشته می برد که زمان آن مبهم و نا دقیق می¬شود و به درون اسطوره ها می¬غلتند.
پنجم: رواج ایده مردم یا قوم اصیل و خالص است. به عنوان مثال نازیها خود از نژاد پاک و اصیل آلمانی صحبت می¬کردند. بریتانیایی ها از خود به عنوان نژاد جزیره ای یاد می¬کنند. (همان)
از نظر هال ملت ها سه ویژگی دارند که به شرح زیر است:
اول اینکه بسیاری از ملت های مدرن از فرهنگ های مجزایی تشکیل شده¬اند. که تنها ازطریق سرکوب خشن و طولانی مدت یکپارچه شده¬اند.
دوم : ملت همیشه از طبقات اجتماعی ، جنسیت و گروه های قومی متفاوتی تشکیل شده¬است. در حالی که فرهنگ ملی همیشه سعی دارد این تمایزات را تحت عنوان «عضویت مشترک در خانه ملت» یکپارچه کند.
سوم : ملت¬های غربی همیشه مرکز استعمار بوده اند و هژمونی فرهنگی را بر دیگر فرهنگ¬ها اعمال می¬کردند و در مقایسه¬ای که بین آنها و مستعمرین صورت می¬گرفت ویژگی¬های متمایز مثبتی برای آنها و ویژگی های منفی بر ای استعمار شدگان شکل می¬گرفت (همان).
برخی عوامل که در تضعیف هویت ملی نقش داشته اند می¬توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) وابستگی متقابل و فرآیند بین المللی که کشورها را به سازمانهای فرا ملی متصل می¬کند بنابراین سیاست های پولی و مالی حکومت های ملی، تحت سیطره تحرکات بازار های بین المللی هستند. این امر تا حدی حیطه اختیارات دولت را کاهش می¬دهد.
ب) در دهه هفتاد سرمایه داری به تبع بحرانی که در آن گرفتار شده بود به گشایش بازرهای جدید همت-گماشت.
ج) شروع مهاجرت گسترده نیروی کار در جهان پس از جنگ .
د) وابستگی متقابل زیست محیط جهانی که در پی آن ضایعات زیست محیطی بی¬گذر¬نامه از مرزهای ملی عبور می¬کنند.
مولفه های تئوریکی نظریه استوارت هال برای تحلیل هویت فرهنگی :
1- مکان – فضا: مکان نقشی تعیین کننده در هویت یابی دارد. در جوامع پیشا مدرن مکان با فضا منطبق بود با چنین انطباقی ابعاد فضای زندگی اجتماعی توسط حضور افراد در مکان معنا می¬یافت.
2- زمان – فضا: اگر هویت را نوعی نظام بازنمایی بدانیم زمان و فضا مختصات همه نظام های باز نمایی-اند به طور یکه هر رسانه باز نمایی یعنی نوشتن ، رسم کردن ، نقاشی کردن، عکاسی که از طریق هنر یا نظام های ارتباط از راه دور ویژگی می¬یابند.
باید موضوعشان را به ابعاد و فضایی و زمانی تبدیل کنند. بنابراین روایات حوادث را به توالی زمانی بتداء میانه و انتها تبدیل می¬کنند. نظام های دیداری بازنمایی ایده های سه بعدی را به دو بعدی تبدیل می¬کنند. بنابراین شکل¬گیری روابط فضایی و زمانی در نظام های مختلف باز¬نمایی تاثیر عمیقی دارد. (همان).
3- از جا کنندگی یا منطقه زدایی: این مولفه در تحلیل فرهنگ از اهمیت والایی برخوردار است. در جوامع پیش مدرن فرهنگ با منطقه رابطه مستقیمی داشت بنابراین کارکرد و هویت¬یابی خود را به خوبی انجام داد. اما امروزه رسانه های تکنولوژیک فرهنگ را از محل تولید آن جدا نموده¬اند از این روی در هویت سازی قدیم خلل به وجود آمده است.
4-قومیت : از آنجا که فرآیندهای جهانی شدن هویت سازی سنتی را با بحران مواجه می¬کنند، افراد برای دستیابی دوباره به هویت مختل شده به دنبال ریشه های تاریخی و جایگاهی برای بیان خود می گردند. این بازگشت به ریشه ها همان قومیت است.
خطوط کلی چارچوب نظری استوارت هال را می توان این گونه ذکر کرد:
– جهانی¬شدن پدیده¬ای همگون کننده نیست به گونه ای که هم هویت های مشترک جهانی تولید می کند و هم بر امر محلی توجه می¬کند.
– هویت مقوله¬ای سیال است و ادعای یکپارچگی و ذاتی بودن هویت در دنیای کنونی افسانه¬ای بیش نیست.
– جهانی شدن هویت های ملی را دچار تزلزل می¬کند و باعث شکل¬گیری هویت یابی¬های فراملی و فرو ملی می-شود.
– فرهنگ فرامدرن جهانی هم چیز یکپارچه ای نیست زیرا در درون خود با برداشتی همگن¬تر، یگانه تر و مشارکتی تر از هویت در کشاکش است به گونه¬ای که تلقی¬های سنتی تر در کنار تلقی مصرفی¬تر در کنار همه و با همه زندگی می¬کنند.
– هویت¬های محلی یا حاشیه¬ای در دنیای کنونی به بازسازی هویت خود می¬پردازند. امااین باز¬سازی به معنای بازگشت به گذشته¬ای اصیل و دست نخورده نیست چرا که اصلاَ چنین گذشته¬ای وجود ندارد این بازگشت بر اساس منطق جهانی شدن و به کمک ابزار های آن صورت می¬گیرد.(به نقل از قلی¬پور، 1384)
به طور خلاصه از نظر هال هویت مقوله ای تمام وکمال ذاتی نیست. بلکه همیشه تولیدی اجتماعی است، سیال و در حال شکل¬گرفتن است. هویت در ارتباط با معنا، شکل می گیرد معناهایی که قرار دادی است و ماهیت اجتماعی دارد که هیچ گاه کامل نمی¬شود و همواره در حال تغییر و شدن است.
از نظر هال هویت مقوله¬ای است که در گرو مبارزات قدرت است و همه گروه ها توان تعیین هویت یکسانی ندارند، چرا که دسترسی آنها به قدرت و اقتدار (قدرت نمادین) متفاوت است.
از نظر هال عناصر تشکیل دهنده هویت ملی بر اساس پنج استراتژی است که شامل داستان ها ، ریشه های تاریخی ، سنت ها، اسطوره¬های بنیادی ، روا ج ایده مردم یا قوم اصیل، می¬شود. او بر این عقیده¬است که ملت ها سه ویژگی دارند اول اینکه ملت¬ها از فرهنگ-های مجزایی تشکیل شده¬اند که در طول زمان و با خشونت یکپارچه شده¬اند، دوم اینکه ملت¬ها از طبقات اجتماعی و گروه¬های قومی مختلفی تشکیل شده¬اند، در حالی که فرهنگ ملی سعی در نادیده گرفتن این تفاوت-ها دارد. سوم اینکه ملت های غربی همیشه مرکز استعمار بوده اند و هژمونی فرهنگی را بر دیگر فرهنگ ها اعمال می¬کرده اند.
اما هال بر این عقیده است که فرآیند جهانی شدن و وابستگی¬های متقابل اقتصاد جهانی و نیروی کار و فرهنگ جهانی هویت¬های ملی را را تضعیف نموده است و آن کمیت خدشه ناپذیر آن را تحت تاثیر خود قرار داده است. و با این تاثیر هویت سازی های قومی و محلی جان می¬گیرند . و هویت فرهنگی سرگوب شده خود را باز سازی می¬کنند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   ضمانت اجراهای کیفری اشخاص حقوقی با توجه به قانون مجازات اسلامی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید